برچسب ها بـ ‘دیوانه’

می گریم و می خندم

دوشنبه, 12 نوامبر, 2018

می گریم و می خندم
دیوانه چنین باید
میسوزم و میسازم
پروانه چنین باید
می کوبم ومی رقصم
می نالم و می خوانم
در بزم جهان شور
مستانه چنین باید

از نیما

دوشنبه, 13 فوریه, 2017

شدم رسوا كه می‌‌بینم توام دیوانه می‌خواهی
به شمعت سوزم و دانم توام پروانه می‌خواهی
نیم عاقل نیم عاشق كیم؟ هیچم تو آگاهی
كه گاهی آشنا خواهی گهی بیگانه می‌خواهی
كجا پویم كه را جویم همی‌دانم همی گویم
كه خود مجنون و لیلایی مرا افسانه می‌خواهی
تو هستی درد و درمانم تویی سرمایة جانم
مرا ای گنج پنهانم چرا ویرانه می‌خواهی
بساط آفرینش گشت دام راه مشتاقان
نمی‌بینم دگر صیدی كه گویم دانه می‌خواهی
تو را ای نوربخش از تو به جز حسرت چه پیدا شد
كه گه سر در بیابانی گهی كاشانه می‌خواهی

تنهایی و نیاز

دوشنبه, 9 می, 2016

در میان خیل یاران به ظاهر خوب و ناز
خسته بودم ،با دلی جویای یار و پر نیاز
دیگران پیوسته در ظاهر مرا غمخوار بدند
لیک دانم درپی روزی نوازند این نوای دلنواز
با دلی خونین،لبی خندان بیاوردم به جمع
با حریفان سرخوش اما در دلم پر سوز و ساز
نرد دوستی باختم ، با هرکه یارم می نمود
عاقبت دیدم که رفت و دل ز سوزش در گداز
هرچه گفتم عشق خاکی گوشه ای از لطف اوست
لیک دیدم رو به او، دستی نمی گردد دراز
رنگ و برق این دنی دنیای دون و پر فریب
می کند چشم همه کور و نیابم چشم باز
یارب این قلب مرا تو پر نمودی عطر عشق
عاقبت دیوانه دل، در کوی تو خواند نماز
رکعتی با تونیایش می کند زان پس تمنایش بود
یارکی،همچون خودم دیوانه و پر رمز و راز
راه ناهموار دنیا را به تنهایی ودلتنگی شدن
سازگار با نیت پاکت نباشد،تو همراهی بساز

نمی دانم از کیست، اما زیباست!

دوشنبه, 7 دسامبر, 2015

زاهدان خواهند اسیر دام تزویرم کنند
من نه آن صیدم که با این دام نخجیرم کنند
حرف مفتی پیش من جز حرف مفتی بیش نیست
فاش گویم،هرچه می خواهند تکفیرم کنند
با فقیهان دارم آهنگ جدل ترسم که آنک
چونکه در منطق فرومانند،تعزیرم کنند
هیچ ندهم گوش هرگز بر فسون واعظان
چون نیم احمق که تا این قوم تسخیرم کنند
ناصحان غیرمشفق زان کشندم سوی شیخ
تا بدین تقریب دور از حضرت پیرم کنند
آیتی از عشقم و فارغ زکفر و دین ولی
کافر و مسلم به میل خویش تفسیرم کنند
در بهای ساغری بخشم متاع کفر و دین
گرچه یاران منع از این اسراف و تبذیرم کنند
شورها دارم به سر”فرخ”که گر عنوان کنم
ابلهان دیوانه خوانند و به زنجیرم کنند

با اجازه آقای آذرشاهی

دوشنبه, 27 آوریل, 2015

یک نفس در خانه بودی،خانه بوی گل گرفت
گیسوانت شانه کردی،شانه بوی گل گرفت
یاد تو از دل گذشت و این دل شوریده ام
شد زیارتگاه واین دیوانه بوی گل گرفت
سر نمودم من درون چاه و از تو گفتمش
آب آن شیرین شد و شیرابه بوی گل گرفت
از تو با مجنون نمودم شمه ای،خندید و گفت
ای دریغا زین حکایات ،عشق بوی گل گرفت
آمدی،رامم نمودی،رفتی و یادم نکردی و کنون
هیچ می دانی که جانم عطر وبوی گل گرفت؟

راست و دروغ!

شنبه, 20 دسامبر, 2014

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فيلسوف است
کسی که راست و دروغ برای او يکی است متملق و چاپلوس است
کسی که پول ميگيرد تا دروغ بگويد دلال است
کسی که دروغ مي‌گويد تا پول بگيرد گداست
کسی که پول مي‌گيرد تا راست و دروغ را تشخيص دهد قاضی است
کسی که پول مي‌گيرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکيل است
کسی که جز راست چيزی نمی گويد بچه است
کسی که به خودش هم دروغ مي‌گويد متکبر و خود پسند است
کسی که دروغ خودش را باور مي‌کند ابله است
کسی که سخنان دروغش شيرين است شاعر است
کسی که علی رغم ميل باطنی خود دروغ مي‌گويد زن و شوهر است
کسی که اصلا دروغ نمی گويد مرده است
کسی که دروغ مي‌گويد و قسم هم مي‌خورد بازاری است
کسی که دروغ مي‌گويد و خودش هم نمی فهمد پر حرف است
کسی که مردم سخنان دروغ او را راست مي‌پندارند سياستمدار است
کسی که مردم سخنان راست او را دروغ مي‌پندارند و به او مي‌خندند ديوانه است

خود را بیشتر بشناسیم 6

یکشنبه, 17 نوامبر, 2013

مردم ايران منابع ملي خود را به مقدار قابل ملاحظه­اي تلف مي­كنند. اسراف در اين منابع به حدي است كه طبق آمار منتشر شده مصرف سرانه آب، انرژي، دارو، نان و ساير مواد غذائي و صرف وقت براي انجام يك كار معين در ايران چند برابر استانداردهاي جهاني است. اين در حالي است كه خداوند به مصداق آيه: ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين و كان الشياطين لربه كفورا (اسراف­كاران با شياطين برادرند و شيطان نسبت به پروردگارش ناسپاس بود- الاسراء آيه 27 ) اسراف­كاري را تقبيح نموده است. اثر اين عمل زشت كاهش ميزان الطاف و نعمات الهي به ملت (به مصداق: شكر نعمت، نعمتت افزون كند   كفر نعمت از كفت بيرون كند) و تحمل زيان­ها و فشارهاي اقتصادي سنگين توسط مردم بوده است.

در قرآن مجيد سه واژه آمده كه بيانگر سه خصلت زشت و مبغوض نزد خداوند است:

1-    اتراف

2-   اسراف

3-  تبذير

اتراف به معناي زندگي بر مبناي اصل التذاذ و خوش­گذراني و غفلت از هدف­داري دستگاه آفرينش و جايگاه انسان در جهان است و اسراف به معناي مصرف بي­رويه و يا به تعبير ديگر مصرف غيرمنطقي از منابع طبيعي است و تبذير به معناي تلف­كردن و تضييع منابع است. قرآن معاندين مترفين را رسولان الهي معرفي مي­كند. (سبا آیه 34)

و در مورد مسرفين مي‌فرمايد: انالله لا يحب المسرفين (اعراف آیه 31) و نسبت به اهل تبذير مي‌فرمايد: ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين (اسراء آیه 27)،‌ يعني آنان برادران شياطين‌اند.

   واژه اسراف كاربرد فراواني در بين مردم دارد و همه مصارف بيش از حد را شامل مي‌شود، لذا دائره­اي وسيع دارد كه از دور ريختن اضافي يك غذا تا هدردادن منابع عظيم را شامل مي‌شود. استقصاء همه موارد نيز غيرممكن است در اين نوشته تنها پاره‌اي موارد ذكر مي‌گردد اين يك اصل كلي است كه هر زياده­روي در مصرف، اسراف است چنانچه علي (ع) مي‌فرمايد: «کلما زاد علي الاقتصاد اسراف» (غررالحکم ج 2 ص 547) «هر چه از حد ميانه روي بگذرد اسراف است.»

مرحوم علامه طباطبايي (ره) زیر آيه شريفه «و لا توتوالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياماً» (نساء آیه 5) مي‌نويسد:

«مقصود از اموالكم در آيه شريفه، اموال يتيمان است. اما اينكه خطاب به اولياي آنها مي‌فرمايد مالهاي شما، با عنايت به اين است كه مجموع ثروت موجود در جهان متعلق به مجموعه اهل دنياست و مصلحت عمومي اجتماع كه بر پايه مالكيت شخصي استوار است، اقتضا مي‌كند هر فردي از جامعه مالك جزئي از كل مال باشد پس بر همگان لازم است توجه داشته باشند كه آنها يك مجتمع واحدند و مجموعه ثروت روي زمين براي تمامي آنهاست و بر هر يك وظيفه است تا از آن حفاظت و پاسداري نمايند؛ و از اينكه انسانهاي غيرعاقل و بي­كفايت مانند كودك يا ديوانه بر آن مسلط شوند و آن را به تباهي بكشند ممانعت به عمل آورند.» (المیزان ج 4 ص 170)

کمی بیاندیشیم 46

سه شنبه, 12 فوریه, 2013

شاید کره ی زمین جهنم کره یی دیگر باشد!

آلدوس هاکسلی

*******************************

بارزترین دلیل این که موجودات هوشمند در کهکشان زندگی می کنند این است که هرگز نکوشیده اند با ما تماس بگیرند!

بیل واترسن

************************************

دشمنان خود را دوست داشته باش. دیوانه شان میکند!

لی.دی ایست