برچسب ها بـ ‘دکتر بازرگان’

کوچه مردها 202

چهار شنبه, 8 مارس, 2017

در مدت اقامت امام در مدرسه رفاه و مدرسه علوی شور و اشتیاق مردم برای دیدن ایشان به حدی بود که همه را به تحسین و در عین حال نگرانی واداشته بود و به همین خاطر با ایجاد یک فرستنده تلویزیونی محدود با امکانات آن زمان سعی شد امکان دیدار تصویری امام هم فراهم گردد اما این کارها هیچیک مردم را راضی نمی کرد و سیل جمعیت در خیابان های اطراف مدرسه دیدنی بود.
حالا با حضور امام در تهران امکان کنترل و مدیریت امور بسیار راحت تر شده بود.شورای انقلاب که از مدتی قبل تشکیل شده بود در حضور خود امام ،مسائل مختلف را بررسی و به سرعت تصمیم گیری می کردند.چند روز از ورود امام به تهران نگذشته بود که حکمی به دکتر بازرگان به عنوان نخست وزیر موقت و به منظور تشکیل دولت موقت برای انجام امور اولیه استقرار حکومت مردمی در ایران داده شد.وزارتخانه ها و نهادهای دولتی با کمال میل و با تمام وجود پذیرای این افراد شدند.
در روز نوزدهم بهمن حضور همافران نیروی هوایی در مدرسه علوی و اعلام وفاداری به امام و تاکید امام بر باطل بودن قسم وفاداری ارتشیان به شاه،فرماندهان ارتش را به حدی نگران کرد که روز بعد گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی حمله کرد و از روز بسیت و یکم بهمن مقررات منع رفت و آمد را از شاعت چهار بعداز ظهر اعلام نمود.ظاهرا قصد داشتند با حمله به محل اقامت امام کار را یکسره کنند اما به سرعت و از طریق بلندگوهای مساجد تهران اعلامیه امام مبنی بر بی اعتنایی به این دستور و حضور مردم در خیابان ها وتا سرنگونی حکومت شاه به اطلاع همه رسید و همین کافی بود تا تنها طی بیست و چهر ساعت حماسه ای آفریده شود که در روند وقایع بعدی دنیا تاثیرات عجیب و موثری داشت.
عصر روز بیست و دوم بهمن ناگهان مردم گوینده معروف اخبار را بر صفحه تلویزیون دیدند که با شور و شوق و بغض می گفت:
“این صدای انقلاب ایران است.”

کوچه مردها 183

چهار شنبه, 25 می, 2016
هیجان زیر پوست مردم خانه کرده بود.مردم حالا دیگر غروب ها در محلات دور هم جمع می شدند و مذاکرات مجلس را گوش می کردند و به اظهار نارضایتی می پرداختند،اگرچه هنوز هم ترس از ساواک در دل مردم به شدت جا داشت و هرکس تردید داشت که :این که حرف های مرا می شندو،نکند ساواکی باشد؟!اما جان مردم به لبشان رسیده بود.این شعر داشت واقعیت پیدا می کرد که:
تپیدن های دل ها ناله شد آهسته آهسته
رساتر گر شود این ناله ها فریاد می گردد
در این ایام چند اتفاق نوظهور رخ داد:
یکی اینکه یک کتابفروشی در خیابان انقلاب فعلی(شاهرضای آن زمان) اقدام به فروش کتاب های دکتر شریعتی روی جلدی سفید و بدون اشاره به انتشاراتی چاپ کننده آن نمود.دیدنی بود صفی که صبح ها جلوی این کتابفروشی و قبل از باز شدن آن تشکیل می شد و نکته بسیار جالب توجه هم برای مردم این بود که پلیس و ساواک به این موضوع کاری نداشتند!
به یک ساعت هم نمی کشید که مردم هزاران جلد از یک موضوع را که در آن روز توزیع می شد،می خریدند و این کتاب ها در سطح شهر دست به دست می شد و هر جلد توسط ده ها نفر با میل و عطش فراوان مطالعه می شد.اغراق نیست اگر بگوییم نوشته های دکتر شریعتی شتاب قیام مردم را چندین برابر کرد.
دوم پیدایش یک تشکیلاتی به نام کانون وکلا بود که من از اعضای آن فقط نام دکتر متین دفتری را به یاد دارم.این کانون با شدت زیادی شروع به دفاع از زندانیان سیاسی نمود و با توجه به فضای نسبتا آزادی که شاه به دستور کارتر(رییس جمهور وقت آمریکا)ایجاد کرده بود ،این اقدامات با آب و تاب زیادی در روزنامه ها و خبرها جاری می شد و به سرعت نهضت آزادی هم که دکتر بازرگان مسئولش بود،تجدید حیات کرد و اعضایش شروع به سخنرانی و اعتراض به وضع موجود نمودند.
تپیدن های دل تبدیل به ناله شده بودند و ناله ها آماده تبدیل به فریاد شدن!

ایران و ایرانی 43

یکشنبه, 3 مارس, 2013

اما دستنوشته این سخنرانی دکتر بازرگان در زندان به دست دکتر شریعتی می رسد و ایشان ضمن تمجید از دکتر و بازرگان و مطالب و نکات گفته شده در این سخنرانی نقدهایی هم به آن داشته است که می توان بعنوان نظرات دکتر شریعتی در مورد “علل آسیب های فرهنگی مردم ایران”محسوب نمود.ایشان در نامه ای به دکتر بازرگان می نویسد:

ضعف احساس ملیت در ایران،یکسره معلول تفرق نواحی مزروعی و مسکونی و عدم ارتباط عنوان شده است،در صورتیکه من دو عامل دیگر را موثرتر می دانم:

الف- اسلام که هم یک مذهب خارجی است(از نظر ملیت ایرانی) و هم روح جهانی و بین المللی دارد و بخصوص مخالف صریح اصل ملیت است و بالاخص که یک ملت بزرگ و پایدار تشکیل داد که ملت های مختلف و از جمله ایران را در خود حل کرد.

ب- تسلط پی در پی عناصر بیگانه بر این ملت است،که از نظر قدرت و تاثیر و مدت،بر حکومتهای همسایه و ورود و حلول آنها در متن جامعه و بخصوص فئودالیسم سیاسی ،که شکل سیاسی غالب دوره های تاریخی ما بوده است و هریک از این ملوک الطوایف بر قسمتی از ایران و قسمتی از اراضی و بلاد خارج ایران حکومت داشته اند و بنابراین مرزهای ملی و مرزهای سیاسی که کمتر بر هم منطبق بوده اند،محو می شده است و یکی دیگر نیز همان شرایط خاص جغرافیایی و پراکندگی زندگی که عامل ضعف تفاهم ملی و اشتراک احساس قومی بوده است.

مساله دیگری که در زمینه بحث و بخصوص شیوه بحث ،طرحش بسیار بجاست ،توجه به موقعیت جغرافیایی ایران در عالم،که آنرا “چهارراه تاریخ”خوانده اند،می باشد.ایران معبر دائمی اقوام گوناگون و افکار و مذاهب مختلف بوده است،چنانکه گویی ایران با همه اقوام و تمدن های قدیم همسایه است و چهارراه و مراکز همه آنها.آیا توجه به همین اصل معبر بودن و چهارراه بودن،بسیاری از خصوصیاتی را که استاد تنها از وضعیت کشاورزی و روستایی ایران استناد کرده اند،تعطیل نمی کند؟

 

ایران و ایرانی 42

یکشنبه, 24 فوریه, 2013

مرحوم دکتر بازرگان می گفت:

حقیقت هرقدر هم که تلخ باشد باید با آن روبرو شد.ملتی که بخواهد برای نجات و سعادت خود قیام کند، باید ظرفیت کافی برای درک معایب ومشکلات را دارا باشد.

انسان درست نشده است که در گذشته زندگی کند و راجع به گذشته حرف بزند.مگر اینکه شناسایی صحیح گذشته برای کمک به حال و به پیشروی در زمان و برای شناختن آینده باشد.

پس باید به نکات زیر توجه داشته باشیم:

الف- طبیعت چه از طریق محیط و چه از طریق قیاس چنان دست قاهر و عامل قاطعی نیست که بشر در برابرش مغلوب مطلق باشد.

ب- وضع معیشت زراعتی ما و شرایط جغرافیایی ایران و دنیا،مدتهاست که تغییر کرده است.علاوه بر ورود صنعت و تجارت و مشاغل فکری و فنی و تغییر روال زندگی،روابط دیرینه ما با دنیای خارج ،جامعه را خواه ناخواه در مسیری دیگر انداخته است

ج- با هوش سرشار و قدرت ابتکار و انطباقی که داریم،توجه صحیح به مسائل و مواریث و معایب ملی و اتخاذ تصمیم به چاره جویی و اقدامات اصلاحی که به دست خودمان انجام شود،عامل جهش قوی و سازنده بزرگ خواهد بود.

 

ایران و ایرانی 41

یکشنبه, 17 فوریه, 2013

به اعتقاد مرحوم دکتر بازرگان با توجه به پیشینه زراعتی مردم ما و مواردی که در بخش های قبل توضیح داده شد،دو دسته ویژگی در روحیه فردی و اجتماعی ما نهادینه شده که به شرح زیر می باشند:

الف- آثار مستقیم یا درجه اول:

1-بردباری

2-شلختگی

3-وارهایی

4-نوسانهای زندگی

5-زمینگیری

6-تک زیستی

 

ب- آثار غیر مستقیم یا درجه دوم:

1-سازگاری

2-روح مذهبی

3-تفرقه اجتماعی و امنیتی

4-تباین شهر و ده در ایجاد حکومت ملی

5-حاکمیت شعار زود و زور

 

ایران و ایرانی 36

یکشنبه, 6 ژانویه, 2013

از این قسمت تا هرچند قسمت که اقتضا نماید،سعی می کنیم در ادامه از مطالب سخنرانی مرحوم دکتر بازرگان تحت عنوان”سازگاری ایرانی”به بررسی مطلب خود بپردازیم.ایشان می فرماید:

ممکن است کسی آشنایی کافی و اطلاعات سرشارنسبت به وضع حاضر مردم و محیط ایران داشته باشد، و دسترسی به جغرافیاو بررسی تاریخ کشور،با تفصیل و تعمق زیاد،امکان پذیر باشد اما این مسئله که “چرا” و “چگونه” چنین که هستیم شده ایم وچه رابطه ای مابین سرگذشت قبلی و روحیات فعلی ما برقرار است،و تغییرات و تحول حال و آینده ما در چه مسیری پیش می رود و چگونه ممکن است در جهت مطلوبی سیر داده شود،موضوعاتی است که اگر روی آنها فکر و اظهار نظرهایی به عمل آورده شده باشد،مسلما هنوز بصورت صحیح و کامل در مورد آنها بررسی نشده است.

شناسایی کیفیات و روحیات و امکانات یک ملت،بدون مراجعه به پایه های جغرافیایی و ریشه های تاریخی،و بدون مطالعه و کشف تاثیرهای مادی و معنوی که عوامل محلی و جریانهای تاریخی،در تکوین و تحول آن قوم داشته اند،میسر نیست و تا چنین تاثیر و تشخیص هایی روشن نگردد،هرگونه قضاوت در مورد خصوصیات ملی و نژادی،و هرگونه طرح و اجرای برنامه های اصلاحی یا انقلابی، فاقد اعتبار و ارزش خواهد بود.