برچسب ها بـ ‘دولت’

ایران و ایرانی 111

چهار شنبه, 24 آگوست, 2016

سیاست خارجی جمهوری اسلامی، از اول انقلاب تا به امروز، که ما پنج دولت را پشت‌سر گذاشته‌ایم، از ثبات بسیار بالایی برخوردار بوده است.

انسان یا سیستم‌ها، چه به لحاظ فردی و چه به لحاظ اجتماعی و ملی، وقتی از کارهایشان جواب می‌گیرند که تمرکز داشته باشند؛ برای مثال اگر فردی بگوید من در 15 جا مشاورم، و در حال گرفتن سه فوق‌لیسانس هستم و در شش شرکت هم کار می‌کنم، چه اتفاقی برای مغز او می‌افتد؛ مغزی که توجهش در 30 جا پخش شده است. یکی از کارهای مهمی که انسان باید انجام دهد، خواندن بیوگرافی است. از پیکاسو بگیرید، تا انيشتین، کِنِدی، فارابی، سهروردی، مطهری، چرچیل و چارلز دیکنز، همه در زندگی تمرکز داشته‌اند. در ایران، توجه در حکمرانی خیلی پخش است.

می‌خواهم از این اصل علمی برای بیان مطلبی استفاده کنم. ما انرژی قابل‌توجهی برای افزایش نفوذ ایران در خاورمیانه گذاشته‌ایم. این حق ماست؛ اما این موضوع زمانی می‌تواند تداوم پیدا کند که انرژی حداقل مساوی را هم در داخل صرف كنيم. در جلسه مرکز تحقیقات عرض کردم، ما نمی‌توانیم بگوییم می‌خواهیم نفوذمان در منطقه پایدار باشد، اما 19 هزارنفر در سال در جاده‌های ما کشته شوند. نرخ تورم 30درصدی داشته‌ باشیم و بخواهیم ژئوپلیتیک منطقه را تعیین کنیم؛ اینها با هم تناسب ندارند. الان به آلمان‌ها فشار می‌آورند که بودجه سیاست‌خارجی را پنج درصد زیاد کنید. می‌گویند علاقه‌ای نداریم؛ اولویت ما اقتصاد آلمان است. از سال 2008 به بعد که بحران مالی در دنیا بود، آلمان‌ها نه‌تنها مشکلی نداشتند، بلکه آنقدر پس‌انداز داشتند که بتوانند مشکلات یونان، پرتغال و اسپانیا را هم حل کنند، ضمن اینکه نرخ تورم‌شان را هم زیر دو درصد حفظ کردند، بالای 200میلیارد یورو هم پس‌انداز دارند. تناسب بین قدرت داخلی و قدرت خارجی خیلی تعیین‌کننده است.

ما ایرانی‌ها دوست داریم از زندگی خیلی بهره‌برداری کنیم؛ مثلا در هند، زندگی نصف جمعیت در جغرافیایی زیر یک کیلومتر است. هیچ‌چیز هم از دنیا نمی‌خواهند. اصلا نه با دولت و حاکمیت در هند کار دارند و نه برعکس؛‌ اما ما این‌طور نیستیم. ما همه‌چیز را بزرگ می‌خواهیم. مثلا در 21سالگی، عقل می‌گوید برو کتاب بخوان. لزومی ندارد کار سیاسی کنید. آدم در 21سالگی هنوز در اوایل رشد است. حداقل تا 30، 35 سالگی باید کتاب بخوانید تا اینکه به یک نظام فکری برسید و بعد شروع کنید به استنباط‌کردن. در پاسخ به سؤال شما بگویم که این باز هم ریشه‌های فرهنگی دارد.

ما دوست داریم در بولیوی و آفریقا نفوذ داشته باشیم، خاورمیانه هم که اولویت اول ماست. دوست داریم در کشاورزی اول باشیم؛ درحالی‌که تولید یک کیلو گندم در دنیا یک دلار تمام می‌شود و در ایران پنج دلار. متخصصان کشاورزی می‌گویند تولید گندم در ایران به‌صرفه نیست. بهتر است ما در جای دیگری تولید ثروت کنیم و ارزش افزوده به دست بیاوریم و گندم بخريم، همان‌گونه که کره‌جنوبی این کار را می‌کند. کره در آفریقا زمین اجاره کرده و غله می‌کارد. تمام نیازهای کشاورزی‌اش را از آنجا رفع مي‌كند و بقیه‌اش را هم در دنیا می‌فروشد. ما مي‌خواهيم در هر مورد قابل‌تصوری اول باشیم. نمی‌توانیم. آمریکا هم نمی‌تواند. کشورهای مختلف فكر مي‌كنند كه در کجاها می‌توانیم رشد کنیم؟ الان کره تولید ناخالص یک تریلیون دلاری دارد، در چهار، پنج صنعت توانسته رتبه اول را به دست بیاورد.

یعنی اینکه باید تمرکز وجود داشته باشد؛ تمرکز در اینكه ما در چه کارهایی می‌توانیم پیشرفت کنیم، ثروت تولید کنیم و و بعد حرکت کنیم و به جایی برویم. ما این کار را نکرده‌ایم. کدام ایرانی علاقه‌مند نیست که ایران یک الگوی مدیریتی و حکمرانی ارائه دهد که حداقل در دنیای اسلام نمونه نداشته باشد؟ کدام ایرانی علاقه‌مند نیست که در آسیای مرکزی، قفقاز، دنیای عرب، پاکستان، افغانستان، ترکیه و کشورهای مسلمان غیرعربی، بگوییم ما به‌واسطه استقلال سیاسی‌ای که داشته‌ایم و دقتی که در حوزه علم و صنعت و فلان داشته‌ایم، توانسته‌ایم چندین دهه روی این مدل کار کنیم و آن را به اینجا برسانیم و همه بیایند از آن استفاده کنند. اما استخراج این مدل خیلی فکر و زحمت می‌خواهد. انسان اگر بخواهد رشد کند باید مثل یک سیستم عمل کند. ما دو واژه داریم: ذهن سیستمی و ذهن سیستماتیک. ذهن سیستماتیک یعنی ذهن منظم. اما ذهن سیستمی خیلی عمیق‌تر است. یعنی بخش‌های مختلف را یک‌جا ببیند. ما دقیقه 90، ذهن سیستمی پیدا می‌کنیم، اما از قبل ذهن سیستمی نداریم به خاطر اینکه آموزش ندیده‌ایم.

بخش احساس و غرایز ما خیلی قوی‌تر از بخش فکری عمل می‌کند. یک نمونه جاری عرض می‌کنم؛ وقتی که در لوزان تفاهم شد، همه خوشحال شدند و جشن گرفتند، اما دوام آن یک هفته بود. بعد افراد شروع کردند به فکرکردن. به‌هرحال، توسعه سیستم و دقت می‌خواهد، و اين برای خودش اصولی دارد. یک‌سری نکات پشت‌سر آن می‌آید: زمان مقدس می‌شود، پرکاری، تمرکز، برنامه‌داشتن، پایبندبودن، بازی‌درنیاوردن و خیلی موارد دیگر. عین سلامتی است. من می‌گویم که سلامتی می‌خواهم. پشت‌سرش چیست؟ اگر من هرروز چهار بسته سیگار کشیدم و بهداشت و تغذیه را رعایت نکردم، این را نقض می‌کنم. سلامتی اصولی دارد. ما قائل به اصول نیستیم.

توسعه اقتصادی

شنبه, 18 ژوئن, 2016

همه صاحبنظران اقتصادی در این مورد هم عقیده هستند که: اصلی ترین راه برون رفت از رکود اقتصادی فعلی،کمک به راه اندازی و توسعه تولید محصولات مورد نیاز مردم در داخل کشور است.
فعالین اقتصادی کشور در این مورد دو نوع واکنش بروزده اند:
– دسته اول کسانی هستند که تجارت را مساوی واردات می دانند و ده ها سال است که نسل اندر نسل به این امر مشغولند و هرگونه تولید داخلی را مانعی در رونق کار خود می دانند و در نتیجه هرکاری می کنند تا مانع تحقق این امر شوند.این افراد از زور سیاسی خوبی هم در داخل کشور و در درون نهادهای تصمیم گیرنده برخوردارند.
– دسته دوم تولید کنندگان هستند.ایشان با این توصیه کاملا موافقند،اما معتقدند کمک دولت به تولید یعنی تزریق پول بی بهره یا کم بهره به شرکتها و موسسات تولیدی و دیگر هیچ!
اما واقعیت این است که هردو دسته سخت در اشتباهند و با تکرار مکرر این خواسته ها تنها بر طبل منفعت خودشان می کوبند و منافع ملی و رونق جامعه را فدای این امر می کنند.
درست است که دولت باید به حمایت از تولید در کشور بپردازد(کاری که دولت های نهم و دهم نه تنها انجام ندادند،بلکه کاملا بر خلاف آن عمل نمودند)،اما این امر باید طی یک برنامه و تحت شرایطی صورت پذیرد و نهایتا کشور را به سمت اقتصاد رقابتی و حاکمیت بخش خصوصی در اقتصاد پیش ببرد.
اصولی که برای تحقق چنین امری باید صورت پذیرد به شرح زیر پیشنهاد می گردد:
1 – اعطای وام های بسیار کم بهره با شرط تولید اجناس با کیفیت و مطابق استاندارد های جهانی در یک دوره معین زمانی و در صورت عدم تحقق این امر،بهره روز بانکی در مورد آنها اعمال گردد.
2 – اعطای جوایز صادراتی قابل توجه به صورت شفاف،سریع و دور از بوروکراسی و اتلاف وقت.
3 – کم کردن تدریجی تعرفه های گمرکی ورود اجناس خارجی به منظور وقت دادن به تولید کنندگان برای رقابت در بازار های جهانی و بین المللی.
به نظر من تاخیر در اجرای این اصول یعنی بیشتر شدن دائمی شکاف و فاصله اقتصادی ما و جهان توسعه یافته.

تبریک به سبک آقای آجرلو!

دوشنبه, 16 مارس, 2015

دوست عزیز و فرزانه من ،آقای محمود آجرلو که با او از طریق انتشار سلسله مطالب اقتصادی اش آشنا شده اید،سال نو را به سبک خود خدمت شما عزیزان ساکن معبد نوعدوستی تبریک گفته است.لطفا با دقت مطالعه فرمایید:

ﭘﯿﺎم ﻧﻮروزي ﻣﻦ

ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻣﺤﺘﺮم ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ، ﭼﻪ ﺑﺰرگ و ﭼﻪ ﮐﻮﭼﮏ و ﮐﺴﺒﻪ يِ ارﺟﻤﻨﺪ و زﺣﻤﺖ ﮐﺶ ﺧﺮد و ﮐﻼن  :

اﻧﮕﯿﺰه يِ ﺳﻮدﻣﻨﺪ و ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﺳﻮد ﺟﻮﺋﯽ ﺧﻮدﺗﺎن را ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن “ارزش” ﺑﺎ ﻧﻮآوري ﺳﯿﺮاب ﮐﻨﯿﺪ و ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ي ِاﯾﻦ اﻧﮕﯿﺰه يِ آﻓﺮﯾﻨﺸﮕﺮ را ﺑﺎ اداﻣﻪ يِ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ و اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻧﻬﺎ ،ﮐﻪ ﻓﻘﻂ و ﻓﻘﻂ ﯾﺎري رﺳﺎن دوﻟﺖ ﻫﺎيِ ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪ اﺳﺖ ﮐﻮر ﻧﮑﻨﯿﺪ.اﺟﺎزه ﻧﺪﻫﯿﺪ درﺳﺎل ﻧﻮ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﭼﻮن ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﻤﺎ را ﺑﻔﺮﯾﺒﺪ . افزایش قیمت ، بدون ﻧﻮآوري و ﯾﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﻬﯿﻨﻪ درﮐﯿﻔﯿﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت روح آفرینشگری شما را تخدیر می کند ضمن آن که نفی خواست “ارزش” است ،ﮔﯿﺮﻧﺪه ﻫﺎي ﺣﺴﯽ را آرام آرام از ﮐﺎر ﻣﯽ اﻧﺪازد و ﺷﻤﺎ را ﺑﻪ ﻣﻌﺘﺎدي ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ آﻣﺪنِ ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر ﮐﻪ ﻫﻤﺎن اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﯿﺎﭘﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎﺷﺪ دوﺧﺘﻪ اﺳﺖ ، ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ .ﻓﻬﻢ اﯾﻦ ﭘﯿﺎم ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ در دل و ﺟﺎﻧﻤﺎن ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﮐﻪ در ﻧﻈﺮ آورﯾﻢ ﮐﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﻪ ﭼﻨﺎن ﺑﻠﻮﻏﯽ  ، رﺳﯿﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﻮل را زﻣﺎﻧﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ازايِ آن ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺟﺪﯾﺪي ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﻪ ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ اﺻﺎﻟﺖ دارد ﻧﻪ ﭘﻮل ، ﭘﻮل ﻓﻘﻂ ﺷﮑﻞِ   ﺑﻪ ﻣﯿﺪان آﻣﺪن ﺗﻮﻟﯿﺪ اﺳﺖ .و ﺑﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﭘﺎﯾﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮاي ﺑﻪ دﺳﺖ آوردن ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺎ ﻓﺮاﻣﻮﺷﯽ اﺻﺎﻟﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﻮل اﻗﺪام ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﭘﻮلِ ﺑﺪون ﻣﺎ ﺑﻪ ازاي ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺟﺰ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻗﯿﻤت کالاهای موجود یعنی همان ادامه سیاست افزایش قیمت ها  و ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﺸﺎﻧﺪن زﻣﯿﻦ ﻫﺎيِ زراﻋﯽ ، ﻧﺎﺑﻮد ﮐﺮدن ﺟﻨﮕﻞ ﻫﺎ ، رودﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ، ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر ، ﻗﺎﭼﺎق ، رﺷﻮه ، ﺳﻮداﮔﺮي ﻫﺎي ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﻓﯿﺎي دﻻﻟﯽ در ﻣﯿﻮه و ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزي و… ﭼﺎره يِ دﯾﮕﺮي ﻧﺪارد.

ﺳﺎل ﻧﻮ را ﺑﺎ ﺗﺮك اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻏﺎز ﮐﻨﯿﺪ اﯾﻦ آﻏﺎز ﺳﺮ ﺑﻠﻨﺪي ﺷﻤﺎﺳﺖ.  ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ :

– اﮔﺮ دوﻟﺘﯽ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، ﻫﻮﺷﯿﺎراﻧﻪ از اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ در ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ و ﯾﺎ ﺳﺎل ﻫﺎي ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ کرده اید و در سال 94  ﻫﻢ ﻗﺮار اﺳﺖ ﻋﯿﻨﺎَ ﺑﺪون ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﯿﻔﯿﺖ و ﻧﻮآوري ، اداﻣﻪ دﻫﯿﺪ ، اﻧﺼﺮاف دﻫﯿﺪ .

– اﮔﺮ دوﻟﺖ را اﻧﺪازه ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، ﯾﻌﻨﯽ دوﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺰرﮔﯽ و ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺧﻮد را ﺑﺎ ﻗﺪرت واﻗﻌﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ اﻧﺪازه ﮐﻨﺪ و ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﻮل ﺑﺮاي ﭘﺮداﺧﺖ ﻫﺮﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﯽ وﺟﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ، از اﯾﻦ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﺑﺎﺧﺖ ﺑﺎﺧﺖ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻫﻤﻮاره در ﭘﺎﯾﺎن ﺳﺎل ﻫﺎ راه ﻣﯽ اﻧﺪازﻧﺪ، ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ. ﻣﺮاد از دوﻟﺖ اﻧﺪازه دوﻟﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ يِ ﺧﻮد را ﺑﺮاي ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي ﺗﻤﺎم اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎي ﮐﺸﻮر ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻧﻤﺎﯾﺪ ، در اﯾﻦ ﻧﮕﺎه اﺻﺎﻟﺖ در ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺑﻮدﺟﻪ ﺑﺎ درآﻣﺪ اﺳﺖ ﻧﻪ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ . ﺑﻪ ﺑﯿﺎن دیگر دولتی که توان درآمد مالیاتی آن 90هزار میلیارد تومان است نباید هزینه 260 ﻫﺰار ﻣﯿﻠﯿﺎرد ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، و ﮐﺴﺮيِ آن را ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﯿﺘﯽ ﺷﺪه ﺑﺎ رﯾﺎل ﻧﻔﺘﯽ ، اﺳﺘﻘﺮاض ، ﻓﺮوش داراﺋﯽ ﻫﺎي ﻣﻠﯽ و… ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت اﯾﺮاﻧﯽ ﻫﻤﺘﺮاز ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﻠﮑﻪ ﻫﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ در ﺟﺎﻣﻌﻪ از آﺳﯿﺐ ﻫﺎيِ ارﺗﺶ ﺑﯿﮑﺎران ﮐﻪ ﺗﻌﺪاد واﻗﻌﯽ آﻧﻬﺎ ﺑﯿﺶ از 30میلیون نفر (تعداد جمعیت در سن کار ایران را معادل 70%کل جمعیت اعلام می کنند و کارشناسان این رشته معتقد هستند که کشور ایران در موقعیت پنجره جمعیتی قرار دارد  ،به هرروی با توجه به جمعیت اشتغال ایران،نیروی حاضر برای مشارکت در اقتصاد ایران 56 میلیون نفر است) می باشد در امان باشید،بلکه از مشارکت آنها در امر تولید بهره ببرید از ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ، دوري ﮐﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﮐﻪ در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي ﭘﯿﺎﭘﯽ در ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه وامروز مبلغ آن بیش از 700 ﻫﺰار ﻣﯿﻠﯿﺎرد ﺗﻮﻣﺎن ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، در ﺧﺪﻣﺖ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ در ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺳﯿﺎه ، از ﺳﯿﺎﺳﺖ  اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﭘﻠﺸﺘﯽ ﻫﺎيِ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺰه ﻫﺎي ﮐﻮﭼﮏ و ﺑﺰرگ ، ﮐﻮدﮐﺎن ﮐﺎر ، ﺧﯿﻞ ﮔﺪاﯾﺎن ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ، اﻣﻨﯿﺖ ، ﺑﻬﺪاﺷﺖ ، ﺳﻼﻣﺖ ، آﺳﯿﺐ ﻫﺎي ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﻌﺘﺎدان ، ﻗﺎﭼﺎق و… را ﮐﺎﻫﺶ دﻫﯿﺪ ، و دﯾﺪن اﯾﻦ ﭘﻠﺸﺘﯽ ﻫﺎ ﺷﻤﺎ را آزار ﻧﺪﻫﺪ ، ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ..

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﺧﯿﻞ ﻋﻈﯿﻢ داﻧﺶ آﻣﻮﺧﺘﮕﺎن ﮐﺸﻮر در ﺧﺪﻣﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻧﻪ در ﺧﺪﻣﺖ ﮐﻨﺪي و ﮐﻢ ﮐﯿﻔﯿﺘﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ آن ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎﻻ ، ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ، ﺑﻪ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ، ﻧﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، دﻏﺪﻏﻪ يِ ﺗﻼﺷﮕﺮان اﻗﺘﺼﺎدي اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژي ﺑﺮﺗﺮ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ آن ﺟﻨﺒﺶِ ارﺟﻤﻨﺪ دﺳﺖ ﻧﺨﻮاﻫﯿﺪ ﯾﺎﻓﺖ ، ﭘﺲ ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺒﺎرزه ﮐﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺳﺎﻟﻢ و ﺷﺎداب ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮاي ﺧﻮد ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮاي ﻫﻤﻪ يِ ﻧﯿﺎﻣﺪﮔﺎن  ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، اداﻣﻪ يِ روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و ﺷﺎداﺑﯽ ﺷﻤﺎ را ﻧﺸﺎﻧﻪ رﻓﺘﻪ اﺳﺖ و اﻣﺮوز ﮐﻤﺘﺮ ﮐﺴﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ آﺳﯿﺐ ﺑﺰرگ و دﺳﺘﺎورد ﮐﻢ را در ﻧﯿﺎﺑﺪ ، ﭘﺲ ﺑﺮاي داﺷﺘﻦ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺳﺎﻟﻢ ) ﺑﺮاي اﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺪاﻗﻞ رودﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ، ﺟﻨﮕﻞ ﻫﺎ ، ﮐﻨﺎره يِ ﺳﻮاﺣﻞ ، زﻣﯿﻦ ﻫﺎي زراﻋﯽ ، ﺑﺎﻏﺎت و ﻏﯿﺮه ﺑﻪ ﺑﺮج ﻫﺎ ، ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﻫﺎ ، ﺑﺎغ وﯾﻼﻫﺎ و … ﮐﻪ در اﯾﺮان ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺮخ ﺗﻮرم آﻧﻬﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﺳﻄﺢ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺑﻮده  ،  ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺧﻮاه و دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻫﻤﺮاﻫﯽ و ﻫﻤﺪﻟﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

–  اﮔﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ يِ ﮐﺎرﮔﺮي و ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎن آﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﭼﺎﻧﻪ زﻧﯽ ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ دوﻟﺖ ﺑﺮاي اﻓﺰاﯾﺶ دﺳﺘﻤﺰد در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ و ﺑﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﻧﮕﻬﺪاﺷﺖ ﻗﺪرت ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎرﮔﺮان و ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﺪاﻧﻨﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﻓﺪرت ﺧﺮﯾﺪ آﻧﻬﺎ را اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﻤﯽ دﻫﺪ. ﮐﻤﺎ اﯾﻦ ﮐﻪ دراﻣﺪ ﺳﺮاﻧﻪ در ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﻤﻮاره رو ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮده و اﯾﻦ در ﺣﺎﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ دﺳﺘﻤﺰدﻫﺎ ، ﻫﻤﻪ ﺳﺎﻟﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﭘﺲ روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ دﺳﺘﻤﺰد در ﭘﯽِِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﺪرت ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎرﮔﺮان و ﯾﺎ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻧﺒﻮده اﺳﺖ ، ﺑﻠﮑﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي دوﻟﺖ و ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪي در ﺷﺮﮐﺖ داري ﺑﻮده اﺳﺖ. ﭘﺲ ﺗﺎ دﯾﺮ ﻧﺸﺪه ﻣﯿﺰ ﻣﺬاﮐﺮه را با این شرط که دولت هم ،قیمت کالا و خدمات را افزایش ندهد ﺗﺮك ﮐﻨﯿﺪ و ﺑﺪﯾﻦ وﺳﯿﻠﻪ دوﻟﺖ را در اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ آسیب زا تنها بگذارید.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﻫﺮ روز ﺷﺎﻫﺪ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﺟﺪول ﺧﯿﺎﺑﺎن ﻫﺎ ، ﺗﻌﻮﯾﺾ آﺳﻔﺎﻟﺖ ، ﺧﯿﺎﺑﺎن ﻫﺎي ﭘﺮ ﺗﺮاﻓﯿﮏ ، ﻫﻮاي آﻟﻮده ، ﺑﻨﺎ ﻫﺎي ﮐﻢ دوام ، ﻋﻤﻮدي ﺳﺎزي ﻫﺎي ﻏﯿﺮ ﻣﺴﺌﻮﻻﻧﻪ و ﻫﺰاران ﻣﺸﮑﻞ رﯾﺰ و درﺷﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﻓﺮﺳﻮده و ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ، ﻓﻘﻂ ﯾﮏ راه ﺣﻞ دارد ، ﮔﻮش ﺳﭙﺮدن ﺑﻪ ﻧﺪايِ ارزش و ﺗﺮك ﮐﺮدن اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ . راﻫﮑﺎرِ دﯾﮕﺮي وﺟﻮد ﻧﺪارد ، ﮔﺸﺘﻪ اﯾﻢ ﻣﺎ ! اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺮاي اداﻣﻪ يِ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻧﻔﯽ ارزش ﺑﻠﮑﻪ ﻏﯿﺮ اﺧﻼﻗﯽ اﺳﺖ ، ﭘﺲ در اﯾﻦ اﻣﺮ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻫﻤﯿﺎري ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ در ﭘﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ يِ ﺷﻬﺮي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﮐﺸﻮر ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺑﻪ ﻃﻮري ﮐﻪ ﺳﺮ ﺟﻤﻊِ ﺗﻮﺳﻌﻪ يِ ﻫﺮ ﺷﻬﺮ و ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﺟﻤﻌﯿﺖ ، آب ، ﺟﺎده و ﺳﺎﯾﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ از دﯾﮕﺮ ﻧﻘﺎط ﺑﻪ آن ﺷﻬﺮﻫﺎ اﻓﺰاﯾﻨﺪه يِ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ آن ﺷﻬﺮ ﯾﺎ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﻞ ﮐﺸﻮر ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﭘﯽ ﮔﯿﺮي  اهداف دﯾﮕﺮي، ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﭘﯽ آن ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻧﻘﺪ را ﺳﺎزﻧﺪه ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﮐﻪ در ﭘﯽِ آن ﮐﺎﺳﺘﯽ ﻫﺎ دﯾﺪه و ﻣﻮرد ارزﯾﺎﺑﯽ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد و ﺳﺮاﻧﺠﺎمِ آن اﻓﺰاﯾﻨﺪه يِ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﻧﻪ آﻧﭽﻪ ﮐﻪ اﻣﺮوز ﺟﻨﺒﺶ ﻧﻘﺪ از دﺳﺖ ﻣﺮدم ﺧﺎرج و در اﺧﺘﯿﺎر دوﻟﺖ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺎﺳﺘﯽ ﻫﺎي ﺧﻮد را ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪ.اﻣﺮوز دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺎ در اﺧﺘﯿﺎر داﺷﺘﻦِ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ وﯾﮋه ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎيِ ﺑﺴﯿﺎر ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ و ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﺑﺴﯿﺎر ﮐﻢ اﺛﺮ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ اﻣﮑﺎن ﺣﻀﻮر ﻧﻘﺪ را ﮐﻢ ﻓﺮوغ ﮐﺮده اﺳﺖ. و ﭼﻨﺎن ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ روز ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ در ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ از ﺗﺤﻘﻖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻦ و ﯾﺎ در آرزويِ ﺗﺤﻘﻖ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﭘﺮوژه ﻫﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ يِ ﺧﻮد ﻓﻘﻂ ﮔﺰارش ﻫﺎيِ ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و ﺗﻮﺟﯿﻬﯽ اراﺋﻪ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ.ﭘﺲ اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ آﺛﺎر ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﺟﻨﺒﺶِ ﻧﻘﺪ را در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺒﻨﯿﺪ از اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ از ﻓﺮاواﻧﯽ ﭘﺮوژه ﻫﺎي اﺟﺮا ﻧﺸﺪه ، ﻧﺎﺗﻤﺎم رﻫﺎ ﺷﺪه در ﻫﺮ ﮔﻮﺷﻪ و ﮐﻨﺎر و ﯾﺎ از ﺳﻮﻟﻪ ﻫﺎي ﺧﺎﻟﯽ در ﺷﻬﺮك ﻫﺎي ﮐﻮﭼﮏ و ﺑﺰرگ رﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ ، ﺑﺎ روﻧﺪ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎنِ و ﺑﯽ ﺛﻤﺮِ روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪي ﺧﻮد ﺑﻪ آن ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ، ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ از دﺳﺖ ﻧﻈﺎم ﺑﺎﻧﮑﯽ ﮐﺸﻮر ﮐﻪ ﺑﺎ داﯾﺮ ﮐﺮدن ﭼﻨﺪ ده ﻫﺰار ﺷﻌﺒﻪ و ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﻧﯿﻢ ﻣﯿﻠﯿﻮن ﮐﺎرﻣﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ اﻧﺪاز ﻣﻠﯽ را ﺟﻤﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ وﻟﯿﮑﻦ از ﺗﺒﺪﯾﻞ آن ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﻧﺎﺗﻮان ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻧﺎﺧﺸﻨﻮد ﻫﺴﺘﯿﺪ. و از اﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﺮا ﺑﺎﻧﮏ ﻫﺎ ﻧﯿﻤﯽ از ﻣﺎﻣﻮرﯾﺖ را ﺧﻮب اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﻨﺪ اﻣﺎ ﻧﯿﻢِ دﯾﮕﺮ را ﻧﻪ و ﯾﺎ ﭼﺮا ﭘﺲ اﻧﺪاز ﻣﻠﯽ را در ﭘﺎﯾﺪاري ﺗﻮرم ﺻﺮف ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﻧﺎراﺿﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ، از ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي راﻫﮑﺎِر ﺿﺪ ارزِش اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ از دﯾﺪن و ﯾﺎ ﺷﻨﯿﺪن اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﮐﻪ فقط بیست و پنج درصد از آب ﻫﺎي زﯾﺮزﻣﯿﻨﯽ اﯾﺮان ﮐﻪ در ﻣﯿﻠﯿﻮن ﻫﺎ ﺳﺎل ﺟﻤﻊ ﺷﺪه ﺑﻮد ، ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪه و آب ﻫﺎي ﺳﻄﺤﯽ و ﺟﺎري ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮر و ﻫﻤﻪ يِ اﯾﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ، ﭘﯿﺮو روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﺒﺎه ﺷﺪه ، ﻧﺎراﺣﺖ و ﻧﮕﺮان ﻫﺴﺘﯿﺪ و اﯾﺮان را ﮐﻮﯾﺮ ﻧﻤﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ از ﻫﻤﺪاﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﺎ دوﻟﺖ در ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺧﻮدداري ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از دﯾﺪن ﻣﺪﯾﺮان دوﻟﺘﯽ در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ و ﮐﺎرﺧﺎﻧﺠﺎت دوﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﮐﺎرﮐﺮد آﻧﻬﺎ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﻮده ﻧﺎراﺿﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ،از عملکرد ﻣﺪﯾﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪه دﻏﺪﻏﻪ يِ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻓﻘﺪان ﺣﺲ ﻣﺎﻟﮑﺎﻧﻪ و ﺑﻼﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﻋﻨﺼﺮ “ﮐﻨﺘﺮل” در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﻫﻠﺪﯾﻨﮓ و ﻣﺎدر ﻧﺎﺧﺸﻨﻮدﯾﺪ ، ﺑﺎ ﺧﻮدداري از ﺳﯿﺎﺳﺖ افزایش قیمت کالاهای قدیمی ، آنها  را از اﯾﻦ اﺳﺐ زﯾﻦ ﮐﺮده ﭘﯿﺎده ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از اﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﮐﺸﻮرﻣﺎن از اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻫﺎي ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ اﺳﺖ و ﺷﻤﺎ از ﺷﻨﯿﺪن اﯾﻦ آﻣﺎر رﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ ، ﺑﺪاﻧﯿﻢ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺮ روي ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي اﻧﺮژي ، ﮐﺎﻫﻨﺪه يِ ﻣﻘﺪار ﻣﺼﺮف ﻧﺒﻮده و ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ، ﭼﻮن در اﯾﻦ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﭘﺎﯾﺎن ﺳﺎل راه ﻣﯽ اﻧﺪازﻧﺪ ، ﺗﻤﺎم ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت اﻗﺘﺼﺎد ﻣﺸﺎرﮐﺖ دارﻧﺪ ، ﭘﺲ ﻋﻤﻼ ﺑﺎ ﻋﺪد ﺑﺎزي ﻣﯽ ﺷﻮد و اﯾﻦ ﻣﺜﺎﺑﻪ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﻮرت و ﻣﺨﺮج ﮐﺴﺮي ﺑﻪ ﯾﮏ اﻧﺪازه اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎ ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ ، ﺣﺎﺻﻞ ﮐﺴﺮ ﻫﻤﺎن ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.ﭘﺲ ﺑﺎ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻧﮑﺮدن دراﻓﺮاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از اﻓﻮل اﺧﻼق ، اﻓﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ رﻓﺘﺎري ، ﻧﺎوﻓﺎداري در ﻋﻬﺪﻫﺎ ، آﯾﻨﺪه ﻫﺮاﺳﯽ ﮔﺴﺘﺮده ، ﺑﯽ اﻋﺘﻨﺎﺋﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺟﻤﻌﯽ و… ﻧﺎﺧﻮﺷﻨﻮد ﻫﺴﺘﯿﺪ و اﯾﻦ وﺿﻊ را ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺎرﯾﺦ زﯾﺴﺘﻪ يِ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ وﺳﺰاوار ﮐﺸﻮرﻣﺎن ارزﯾﺎﺑﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ، ﺑﺪاﻧﯿﻢ ﺳﯿﺎﺳﺖ افزایش قیمت کالاها و خدمات قدیمی ،اخلال در پول یعنی اخلال در نیروی مردم می باشد و فرصت برابر را از مردم دریغ می کند  و راﻧﺖ ﺟﻮﺋﯽ ، ﺗﻤﻠﻖ و ﭼﺎﭘﻠﻮﺳﯽ ، ﻣﯿﻞ ﺑﻪ واﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ ﻣﺼﺎدر راﻧﺖ و ﺳﺮ آﺧﺮ واﮔﺮاﺋﯽ ﻓﺮد و ﺟﺎﻣﻌﻪ و اﻓﻮل اﺧﻼق را در پی دارد.

 

چرا سازمان برنامه و بودجه؟1

سه شنبه, 27 ژانویه, 2015

به تازگی در خبرها مطلع شدیم که “سازمان برنامه و بودجه کشور” که در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بعنوان یک سازمان مازاد و هزینه برمنحل شده بود،توسط دولت جدید مجددا احیا شده وشروع به کار نمود.براستی ضرورتی بر این امر بود یا خیر؟
همکار سابق من و دوست بسیار عزیز و فرهیخته فعلیم،آقای آجرلو که در زمینه های اجتماعی و اقتصادی مقالات و نوشته های بسیاری را نگاشته است،مطلبی را تحت عنوان “سازمان مدیریت و برنامه ریزی به مثابه تدارکات دولت” برای بنده ارسال فرمودند که ضمن تشکر و سپاس فراوان از ایشان طی چند قسمت به بیان نظرات ایشان در معبد نوعدوستی می پردازم و به عنوان مقدمه باید بگویم که:
داشتن یک استراتژی بلند مدت برای رستگاری هر جامعه با توجه به داشته ها و نداشته های آن مردم و نقاط ضعف و قوتشان و تبدیل این نگاه بلند مدت به چند برنامه چهار پنج ساله ،امری منطقی و متداول و شرط لازم است ،به شرطی که اعتقاد به چنین رویه ای در باور و یقین بالاترین مسئولین و متولیان حکومتی هر جامعه باشد.
اکثر اوقات مسئولین بالای جامعه خود را معتقد به چنین رویه ای نشان می دهند اما در عمل هرچه خود صلاح می دانند،انجام می دهند و در چنین حالی باید درود فرستاد بر کسی که به این امر معتقد نیست و صراحتا این عقیده را بیان کرده و مطابق رویه دلخواه خود عمل نماید!

ایران و ایرانی 59

چهار شنبه, 22 ژانویه, 2014

در سطوح مدیریت بالا هم متاسفانه با این موضوع به صورت رو به تزایدی روبرو هستیم.از ارائه آمار غلط و مخدوش گرفته تا ارائه مدارک تقلبی و دروغین گرفته تا دادن اطلاعات غلط برای فرار از مالیات و سایر حقوق مردم که توسط دولت اخذ می گردد.
یکی از راه های دروغ گفتن ارائه آمار و اطلاعات با آرایش و چیدمانی است که بیانگر موفقیت ما باشد و نه حقیقت کامل.به عبارتی بخشی از حقیقت را بیان می نماییم و بخشی دیگر را پنهان می کنیم.
“برتولت برشت”نمایشنامه نویس بزرگ اروپایی عبارات زیبایی دارد که یکی از آنها این است که:بزرگ ترین دروغ گفتن نیمی از حقیقت است.در واقع نیز اینچنین است.به راستی نیز اینچنین است.از تعداد بالای تولید خود می گوییم و گزارش می دهیم اما از راندمان کاری سازمان خود و ضایعات تولیدی و روند آن چیزی نمی گوییم. از کاهش بهره بانکی می گوییم و از افزایش مداوم تورم اقتصادی آماری نمی دهیم و حتی متاسفانه به بهانه به روز کردن سبد محصولاتی که با آن تورم را اندازه می گیریم سعی در پایین آمدن عدد شاخص در پایان محاسبات می کنیم.
همه ما از مسئولینی در جامعه خبر داریم که یا مدرک تحصیلی جعلی ارائه داده اند و یا از طرف موسساتی مدرک ارائه کرده اند که بعدا معلوم شده از اعتبار حداقل هم برخوردار نبوده اند و یا اینکه بعنوان مامور دولتی در جایی مشغول به کار بوده اند اما در اصل به تحصیل و اخذ مدرک تحصیلی مشغول بوده اند و همه اینها اشکال مختلفی از پنهانکاری و دروغ است که به یک زمان و یک دولت هم اختصاص نداشته است و بصورت یک عیب همگانی در طول زمان خود را نشان داده است که باید مورد مراقبت قرار گیرد.
اخیرا و بر اساس دستور رییس جمهور بنا شده است که مدارک تحصیلی همه مدیران ارشد و میانی کشور در سالهای گذشته مورد بررسی قرار گیرد.این یک آغاز خوب برای برخورد با این پدیده زشت است به شرط آنکه پس از شناسایی این افراد همه به جامعه معرفی گردند و تمامی آنچه به ناحق و در طول سالها ستانده اند بقول امیر مومنان حتی اگر در کابین زنهایشان باشد بازگردانده شود و از بکار گیری ایشان هم در مسئولیتهای اجتماعی به شدت پرهیز گردد و این راه نجات و اصلاح جامعه و کسب اعتماد مردم در این زمینه است و لاغیر.

حالتان چطور است؟!

شنبه, 31 آگوست, 2013

حدود یک ماه از استقرار دولت جدید می گذرد.

این دولت برنامه ها و نقشه های راهی متفاوت با دولت قبلی دارد.این را در همین یک ماه فهمیده ایم.

از شما،ساکنین عزیز معبد نوعدوستی سوالی دارم.

در این مدت چه احساسی به شما دست داده است؟

خوشحالید و امیدوار یا نگران؟

پاسخ شما عزیزان مرا در یک تحلیل از یک نمونه آماری کمک خواهد نمود و همه می توانیم با مطالعه پاسخ ها به جمع بندی خوبی برسیم.

تخلقوا به اخلاق الله

شنبه, 3 آگوست, 2013

همین امروز و فردا ،دولتی جدید در کشور با میلیون ها امید این مردم شروع به کار می نماید.

صرفنظر از اینکه دولتهای قبلی چگونه بوده اند(اگرچه می توان از کیفیت زندگی مردم به خوبی به این امر پی برد) برای دولت جدید توصیه هایی دارم:

اگر از من بپرسند بزرگترین صفت خدا چیست؟ فوری خواهم گفت: ستار العیوبی او.

و اگر بپرسند:بزرگترین توانایی خدا چیست؟ خواهم گفت: خلاقیت او.

و اگر در نهایت بپرسند :بهترین لطف او را در چه می دانی؟ خواهم گفت: رحمان و رحیم بودن او.توبه پذیری او.

به نظر من اگر دولت جدید نیز از همین روزهای آغازین کار خود،بدی ها و ظلم های گذشته را فراموش نمایند و با عدم بیان عیوب گذشتگان مبنا را بر بکار گیری شایسته ترین افرادی بدانند که هم شناسنامه ایرانی دارند و هم شوق خدمت به مردم و کشور خود،مشکلات یکی پس از دیگری حل خواهد شد و رفاه و آسایش زندگی با کیفیتی بالا در خانه ما را هم خواهد زد.

چنین باد.

آزاد سازی قیمت ها(2)

شنبه, 19 می, 2012

 

هفته قبل در مورد آزاد سازی قیمتها مطلب کوتاهی نوشتم و از شما نظر خواستم که این همه بی تفاوتی در پاسخ ،مرا به شدت نگران آینده اجتماعی کشور و مردم می کند!

گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

اما در مورد سوالی که پرسیده بودم نظر من این است:

در کشورهایی که موفق به گذر از این فراز دردناک تاریخی و اقتصادی خود شده اند(که آخرین آنها ترکیه و مالزی بوده اند) نکات مشترکی وجود دارد:

– با اختصاص بخشی از درآمدهای حاصل از آزاد سازی قیمتها ،صندوقی برای حمایت از کسانی که تحت فشار شکننده ای به خاطر آزاد سازی قیمتها قرار می گیرند ،ایجاد کرده و حداکثر بیست درصد افراد جامعه برای چند سالی تحت حمایت این صندوق قرار گرفته اند.

– اکثر درآمدهای حاصل از افزایش قیمتها که یا مستقیم عاید دولتها شده و یا با افزایش مالیات بصورت غیر مستقیم،صرف سرمایه گذاری های سنگین تولیدی و خدماتی و… که مولد کار و سرمایه بوده اند،شده است.

– انجام بند دوم،منجر به رونق اقتصادی و افزایش درآمدها بعد از چند سال گردیده که این امر یکی از ثمراتش،روشن شدن موتور خلاقیت و کارآفرینی در فضای رقابتی می گردد که شتاب ثروتمند شدن جامعه را بیشتر و بیشتر می نماید.

من فکر می کنم ،ما در این مورد اشتباهاتی داشتیم و سرنا را از سر گشادش نواخته ایم!