برچسب ها بـ ‘دموکراسی’

دکتر شاخت و ایران 3

یکشنبه, 18 اکتبر, 2020

یک لحظه تصور کنید دکتر شاخت در سال 1315 و به داور توصیه می کرد: زنجیرۀ تولید طراحی کنید و خود کفا شوید و سال 1330 هم به دکتر مصدق می گفت زنجیرۀ تولید طراحی کنید و خودکفا شوید و بعد کودتا هم باز به زاهدی همان را می گفت!
شاخت اما اگر این گونه بود که شاخت نمی شد. تازه در سال 1953 یک بانک خصوصی در دوسلدورف تأسیس کرد و خودش هم رییس آن شد و در این 10 سال بسیاری از ایده ها را اجرایی کرد و بعد بازنشسته شد و در سال 1970 درگذشت و یک فرمول را به دولت های مختلف ارایه نداد.
اقتصاد با عدد سر و کار دارد اما زیر مجموعۀ علوم انسانی است چون موضوع آن «انسان» است و از جامعه و سیاست تأثیر می پذیرد. بهترین مثال دولت خاتمی است. سه صنعت مهم ایران، نفت و گاز و پتروشیمی اند و هر سه در این دوره و به لطف دموکراسی نسبی در داخل و دیپلماسی در خارج جان گرفتند

کلید توسعه ایران 35

چهار شنبه, 24 ژوئن, 2020

آموزش و پرورش ما دچار ناکارآمدی و نااثربخشی است و چه بسا این به نقطه بحران نیز برسد. ما فاقد تعلیم و تربیتی نافذ،عمیق،اثرگزار،آینده نگر،افق گشا،خلاق،انتقادی و سازنده هستیم.
ما راه حلی جز کنش نداریم.اگر فقط بنشینیم و از ساختارهای بد بگوییم و همه چیز را از خود به بیرون و ساختار احاله کنیم و مدام به ساختارهای بد فرافکنی کنیم و از مسئولیت هایمان برای اصلاح این ساختارها شانه خالی کنیم،این یعنی پایان تعلیم و تربیت و شکست تعلیم و تربیت.
ما نیاز به امید اجتماعی،امید اخلاقی و معرفتی و امید به کنش تعلیم و تربیت داریم.
دورکیم در کتاب آموزش و پرورش اخلاقی می نویسد:
ما برای داشتن جامعه سالم نیاز به تربیت شهروندان سالم،توانمند،مشارکت جو،خلاق و مسئولیت پذیر و نیز ارتقای شرایط زیست جامعه داریم.
دموکراسی صرفا داشتن انتخابات و مجلس نیست،دموکراسی فقط قانون اساسی نیست،بلکه روح دموکراسی عقلانیت،اخلاق،درک صلح آمیز و رفتار صلح آمیز با خود،طبیعت و دیگران است.
دموکراسی با آموزش مدنی و خلقیات مدنی برپا می شود که انسان ها به یکدیگر احترام بگذارند،باهم گفتگو کنند وبه مسئولیت های انسانی خود توجه کنند.این برعهده آموزش و پرورش دموکراتیک است.

مقالات 108

یکشنبه, 3 سپتامبر, 2017

دکتر محمود سریع القلم 2

از شینتوها در ژاپن، هندوها در هند، کمونیست‌ها در ویتنام و مسلمانان در مالزی و اندونزی به اندیشه‌های مشترکی دست یافته‌اند. این اندیشه‌های مشترک را به صورت تسلسلی در زیر می‌آوریم:
۱- مبنای تمدن جدید بشری در تولید کالا و ارائه خدمات است؛
۲- تولید کالا و ارائه خدمات به نظم اجتماعی، نظم قانونی و نظم سیاست گذاری وابسته است؛
۳- مهم‌ترین وظیفه حکومت و دولت ایجاد و حفظ این نظم است؛
۴- تولید کالا، برای یک ملت، ثروت و امکانات را به ارمغان می‌آورد؛
۵- در نظم داخلی، سیاست‌های اقتصادی، تجاری و بانکی باید برای داخل و خارج کاملا شفاف باشند؛
۶- در نظم داخلی، رقابت برای عموم آزاد و دستگاه قضایی حامی بازار و رقابت باشد؛
۷- در مراحل اولیه، این نظم و حفظ آن الزاماً محتاج دموکراسی نیست؛
۸- این نظم اجتماعی و اقتصادی، به تدریج جامعه مدنی را تقویت می‌کند؛
۹- این نظم، آرامش، امنیت و در نهایت مشروعیت می‌آورد؛
۱۰- این نظم در شبکه مالی، تجاری، فن‌آوری، اقتصادی و یادگیری بین‌المللی بارور شده و تکامل پیدا می‌کند.
نمونه‌های این نظم: چین، ویتنام، اندونزی، مالزی، سنگاپور، کره‌جنوبی، و با مقیاس‌های مختلف بقیه آسیایی‌ها.

مقالات 97

یکشنبه, 18 ژوئن, 2017

رابطه استقلال و آزادی 3

در جایی دیگر در “ماجرای پایان ناپذیر حافظ”،این ادیب دردمند ،چنین می نویسد که:
گویا کار دنیا از این مرحله گذشته است که نام گذاری هایی چون چپ و راست یا مذهبی و لاییک یا پارلمانی و دیکتاتوری،آن را چنانکه باید معرفی کند.حتی دموکراسی هم مفهوم عملی اطمینان بخشی ندارد.دنیا محتاج یک راه حل مجموعی است.اسم گذاری ،یک بخش را معرفی می کند و بخش دیگر را مهمل می گذارد.اگر بخواهند ، باید از الفبا، از پایه ها شروع کنند و مفاهیم را از نو معنی نمایند : عدالت،آزادی،آسایش،امنیت،شرف انسانی و…….
و خدا می داند که چقدر این برداشت ایشان از وضعیت کنونی جهان درست است!و خلاصه مدت هاست که به نظر می رسد که باید فلک را سخت شکافت و طرحی نو درانداخت.
در صورت کسب و استقرار این دو ویژگی – یعنی آزادی و استقلال – زنجیره سعادت جوامع تکمیل می شود و از پیوند این دو نمود گرانقدر(یعنی “آزادی ” و “استقلال”) بر درخت سعادت جوامع ، میوه ای شیرین به نام “حکومت مردمی” به ثمر خواهد نشست. حکومتی که به خاطر وجود این دو پادزهر گرانبها، جامعه را از هرگونه” فسادپذیری” نیز محافظت خواهد نمود و همچنین چاره ای جز پاسداری از مفاهیمی همچون عدالت،آسایش،امنیت اجتماعی ،شایسته سالاری و……نخواهد داشت، و چون این فضا بر فرهنگ یک قوم سایه اندازد،نه تنها پیشرفت اقتصادی رخ خواهد نمود بلکه گستردگی و توسعه این سایه فرهنگی بر فرهنگ دیگر اقوام و ملل امری اجتناب ناپذیر می گردد و بدون نیاز به تلاشی برای صدور این فرهنگ موفق،الگویی برای جهانیان خواهیم بود.
به هر حال با ترکیب این دو صفت در حالات و روحیات هر جامعه( استقلال و آزادی) ،” شخصیت فرهنگی” آن جامعه بصورتی متعالی جلوه خواهد نمود وهمین جاست که این”شخصیت فرهنگی” به خوبی در مقابله با “آفت های اجتماعی” که آقای دکتر اسلامی هم به آن اشاره فرموده اند، به کمکمان خواهد آمد . هم از “انحراف حکومت ها” جلوگیری خواهد نمود و هم “تغییر عقیده پی در پی عوام” را مانع خواهد شد و این موضوع بار دیگر ثابت می نماید که کار “روشنفکران دلسوخته” ،چیزی نیست جز مداومت پیوسته و جهاد دلسوزانه مستمر در میدان ارتقای فهم و فرهنگ توده مردم هر کشور.
به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
مراد و مقصود حافظ از می و معشوق، نمی دانم چه بوده است اما در این زمانه “آزادی” است و “استقلال”!

مقالات 21

یکشنبه, 27 سپتامبر, 2015

عرفان غرب و عرفان شرق 1

در این مطلب سعی داریم مقایسه ای بین عرفان غربی و شرقی داشته باشیم،اما برای اینکار باید ابتدا در مورد علم روانشناسی در غرب نکاتی مطرح گردد زیرا به نظر اینجانب ریشه عرفان غربی، در علم روانشناسی و مفروضات این علم در مورد انسان قرار دارد.
در فرهنگ و بینش غربی از جهان هستی ،همیشه و اکثرا عقیده بر این بوده که جهان برای خوشی و لذت بردن انسان خلق شده است و هرکس حق دارد به آنچه که او را به این خوشی و لذت می رساند، دست یازد. به تدریج و با توجه به تجاوز به حقوق دیگران برای لذت بیشتر ،پایه های مکتب لیبرالیسم برای حداکثر لذت از زندگی و با توجه به حریم آزادی دیگران ،ریخته شد و قواعد و قوانینی بر این اساس وضع گردید که مجموعه آن را “دموکراسی” نامیدند و این مکتب را برای سعادت و رستگاری بشریت به همه دنیا عرضه نمودند.
در فضای چنین جهان بینی و تفکری بود که روانشناسانی همچون”فروید” و “یونگ”و …..ظهور کردند و هریک سعی نمود با تعمق در رنج ها و نگرانی های انسان غربی و موانعی که بر سر راه کام گرفتن او از زندگی قرار داشت،راه حل های خود را ارائه دهند.اما در سال ها و دهه های اخیر دانشمندان و روانشناسانی ظهور کردند که بر خلاف این رویه می اندیشند،مثل “دکتر ویکتور فرانکل” که نظریات او اکنون در اروپا و آمریکا بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
او مردی است که پس از اخذ دکترای خود در رشته روانشناسی طی جنگ جهانی دوم به اسارت نازی های آلمانی درآمد و طی چند سال زندگی در اردوگاه های وحشتناک آلمانی مانند “آشویتس” تجربیات بسیار وحشتناک و طاقت سوزی داشته و اینکه نهایتا توانسته از این اردوگاه ها در پایان جنگ زنده بیرون بیاید،علاوه بر هشیاری و استفاده از آنچه که از تخصصش داشته،به معجزه هم شباهت دارد.

مکاتب بشری به زبان ساده

سه شنبه, 19 آوریل, 2011

 

 

 
سوسیالیسم: دو گاو دارید، یکی را نگه می دارید، دیگری را به همسایه خود می دهید

کمونیسم: دو گاو دارید، دولت هر دو آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرشان شریک سازد

فاشیسم: دو گاو دارید، شیر را به دولت می دهید. دولت آنرا به شما می فروشد

 دوگاو دارید،هردو آنهارامی دوشید، شیر ها را بر زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالابماند:کاپیتالیسم
نازیسم: دو گاو دارید، دولت به سوی شما تیراندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد
آنارشیسم: دو گاو دارید، گاو ها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند
سادیسم: دو گاو دارید، به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید
آپرتاید: دو گاو دارید، شیر گاو سیاه را به سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید


دولت مرفه: دو گاو دارید، آنها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید تا به نوشند


دو گاو دارید، برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید:بوروکراسی

دو گاو دارید، فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می کند. آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رای ممتنع می دهد:سازمان ملل
ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آنها را می دوشد
رئالیسم:دو گاو دارید، ازدواج می کنید، اما هنوزهم خودتان آنها را می دوشید
رمانتیسم: دو گاو داریم،عاشق هم می شوند 
متحجریسم: دو گاو دارید، زشت است شیر گاو ماده را بدوشید
فمینیسم: دو گاو دارید، حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید
پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید، از هر کدام شیر بدوشید فرق نمی کند

لیبرالیسم:دو گاو دارید، آنها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود

دموکراسی: دو گاو دارید، از همسایه ها رای می گیرید که آنها را بدوشید یا نه

سکولاریسم: دو گاو دارید، پس نیازی به خدا نیست

دو گاو داریم، یکی شان تخم می گذارد زیرا قرائتش از شیر دادن متفاوت است:قرائت های مختلف(هرمنوتیک)

مدعیان روشن فکری: دو گاو داریم، هر دو را می فروشیم به جای آن ها یک گاو نو می خریم