برچسب ها بـ ‘دلکش’

عشق

دوشنبه, 4 مارس, 2019

عشق هر جا رو كند آنجا خوش است
گر به دريا افكند دريا خوش است
گر بسوزاند در آتش دلكش است
اي خوشا آن دل كه در اين آتش است
تا ببيني عشق را آيينه وار
آتشي از جان خاموشت برآر
هرچه مي خواهي به دنيا برنگر
دشمني از خود نداري سخت تر
عشق پيروزت كند بر خويشتن
عشق آتش مي زند بر ما و من
عشق را درياب و خود را واگذار
تا بيابي جان نو خورشيد وار
عشق هستي زا و روح افزا بود
هرچه فرمان مي دهد زيبا بود
فريدون مشيري

ایران و ایرانی 66

چهار شنبه, 16 جولای, 2014

این نیز یکی از گرفتاری های ماست که در سرزمین عزیز ما پولدار و سرمایه دار یعنی دزد؟!
دائما نیز برای اثبات پلیدی و باطل بودن ثروتمندان اشاره به جملاتی از بزرگانمان می نماییم که مثلا:هرگز کاخی را ندیدم مگر اینکه در کنارش چندین کوخ وخرابه باشد و از این قبیل گفتار بدون اینکه به علت و زمان و حکایتی که این جمله بیان شده است توجه نماییم و در این راه حتی به سایر سخنان این عزیزان بی توجه می مانیم.
بد نیست به این مطلب در مورد امیر مومنان نیز توجهی داشته باشیم که:
“علائ حارثی از اشراف عراق و مردی ثروتمند و توانگر بود .به علاوه در ارتش امیرالمومنین (ع) بر پادگانی فرمان می راند.در آن موقع که این افسر رشید به مناسبت مجروح شدن در جنگ در بستر بود روزی امیر مومنان به همراهی چند تن دیگر به عیادت او رفتند.کاخی مجلل و با شکوه مشاهده فرمود که محیط وسیعی را اشغال کرده و اطاقهای زیبا و با سلیقه داشت.در آن روز رهبر بزرگ دینی و خلیفه وقت مسلمین به سردارش این چنین گفت:
چه قصر عالی بنیان و چه حیاط دلکشی است.فضایی روح افزا و منظره ای زیبا دارد ولی کمالش در این است که در این کاخ شاهانه گرسنگان سیر شوند و تیره بختان از زندگی کامیاب و بهره مند گردند.
دنیا قشنگ و زیباست .دوست داشتنی و مطبوع است در صورتی که توانگران خدا را فراموش نکنند و بینوایان را خوشدل و مسرور سازند به ویزه آنهایی که بلندی طبع و شدت صبر وادارشان می کند که همیشه چهره خود را به سیلی ارغوانی داشته و دست سوال و گدایی به این وآن دراز نکنند.
ای کاش برای رستاخیز هم خانه ای با این وسعت و عظمت بنا می نهادید تا در بهشت برین نیز کاخ نشین و آبرومند باشید.مشکل نیست در صورتی که قلبهای شکسته را تعمیر کنید و یتیمان بیچاره را زیر سایه نوازش و تربیت در بیاورید.من به شما اطمینان می دهم که در آن جهان قصری از این بهتر و محکمتر که هرگز روی خرابی و ویرانی را نخواهد کرد قباله خواهید کرد و در آنجا هزار مرتبه بهتر از دنیا می توانید خوش بگذرانید

همه می پرسند

دوشنبه, 30 می, 2011

همه مي پرسند:

«چيست درزمزمه مبهم آب؟

«چيست درهمهمه دلكش برگ؟

  «چيست دربازي آن ابرسپيد، 

روي اين آبي آرام بلند، 

كه تورا مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟ 

  «چيست درخلوت خاموش كبوترها؟ 

«چيست دركوشش بي حاصل موج؟ 

«چيست درخنده جام؟ 

كه توچندين ساعت 

مات ومبهوت به آن مي نگري؟» 

                                                                                               نه به ابر، 

نه به آب، 

نه به برگ، 

نه به اين آبي آرام بلند، 

نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام، 

نه به اين خلوت خاموش كبوترها؛ 

من به اين جمله نمي انديشم 

من مناجات درختان راهنگام سحر، 

رقص عطرگل يخ رابا باد، 

نفس پاك شقايق رادرسينه كوه، 

صحبت چلچله ها رابا صبح، 

نبض پاينده هستي را،درگندم زار، 

گردش رنگ وطراوت رادرگونه گل، 

همه را مي شنوم، مي بينم 

من به اين جمله مي انديشم 

به تومي انديشم 

اي سراپا همه خوبي، 

تك وتنها به تومي انديشم 

همه وقت، 

همه جا، 

من به هرحال كه باشم به تومي انديشم 

توبدان اين را 

تنها توبدان 

توبيا، 

توبمان با من تنها توبمان

جاي مهتاب به تاريكي شب ها توبتاب 

من فداي تو، به جاي همه گل ها توبخند

اينك اين من كه به پاي تودرافتادم باز 

ريسماني كن ازآن موي دراز، 

توبگير 

توببند 

توبخواه 

پاسخ چلچله ها راتوبگو. 

قصه ابرهوارا توبخوان

توبمان با من، تنها توبمان

دردل ساغرهستي توبجوش

من، همين يك نفس ازجرعه جانم باقي است، 

آخرين جرعه اين جام تهي را توبنوش