برچسب ها بـ ‘دلالی’

ایران و ایرانی 39

یکشنبه, 27 ژانویه, 2013

 

از طرف دیگر نمی توانیم منکر شویم که سیستم معاش و طریقه ارتزاق یا اشتغال مهمترین عامل تربیتی و سازنده خصال روح شخص یا ملت می شود.خصوصا وقتی نظر محدود به فرد نداشته “سیستم اجتماعی معاش” را به حساب بیاوریم که شکل و شمایل محیط اجتماعی را نیز شامل می شود.

تصور و قبول این مطلب خیلی آسان است:جوانی را در نظر بگیرید که کشتی گیر حرفه ای است یا از راه مشت زنی و مسابقه های قهرمانی نان می خورد.تمام تلاش و آرزوهای این مرد معطوف این می شود که بازوی قوی با عضلات محکم و استخوانهای نشکن پیدا کند و فوت و فن خواباندن حریف را خوب فراگیرد.زیبایی چهره،آداب محاوره ،معلومات دانشگاهی،مباحث سیاسی و فلسفی،هوشمندی، سجایای اخلاقی و سایر مزایای انسانی برای او در مراحل دوم و سوم قرار می گیرد .در خانه و زندگی خود تا می تواند ادوات و آداب پهلوانی را آماده می کند و پرورش می دهد.حال اگر قرار باشد چنین فردی نه تنها همه عمر از این راه ارتزاق کند بلکه فرزند و نواده و نژاد او نیز انحصارا این کاره باشند ،بدیهی است که از راه توجه ،تمرین،عادت،ارث،اکتساب و هرچه بخواهید اسمش را بگذارید ،در خانواده آنها رفته رفته ضرورت و صفات و لوازم انسانی از قبیل سواد و فهم و اخلاق یا هنر سیاست و مذهب و غیره فراموش و ضعیف گردیده به جای آنها،لوازم خصال کشتی گیری یا بوکس بازی توسعه و تسلط پیدا می کند.

بالعکس اگر کار کسی،و پشت سر او نسل و نژادش،دلالی و تبلیغاتگری بود ،این خانواده تا دلتان بخواهدآدمهای خوش صحبت،خوش معاشرت،مردم شناس،جنس شناس،بهره مند از اطلاعات عمومی تا حدودی که در برخوردهای متداول پیش می آید و احیانا دارای استعداد زبان بازی و فریبکاری،قدرت تلقین سرشار و دارنده سایر صفاتی که برای آب کردن یک کالای تجاری و جوش دادن یک معامله لازم باشد،خواهند شد.

 

ایران و ایرانی 35

یکشنبه, 30 دسامبر, 2012

 

خوب ،حالا بیایید نگاهی به خودمان بیاندازیم.ما در کجا قرار داریم؟

واقعیت این است که ما نه اینیم و نه آن!

ما تاریخ و تمدن گذشته داریم اما به روزش نمی کنیم.

خلاقیت و نوآوری هم نداریم.

پس فرهنگمان می شود،هرچه کمتر کار کن،سریعا خود را ببند و بقیه عمر را خوش بگذران.

البته در کارهم با توجه به موارد فوق بهیچ وجه به امور سخت اما پایدار نمی اندیشیم و ترجیح می دهیم با کمترین زحمت بیشترین سودها را در کوتاهترین زمان کسب کنیم.(بدیهی است که در بعضی امور کلان و منطبق با سیاستهای ملی و کشوری کارهای با ارزشی هم گاها صورت می گیرد اما تمرکز بحث من روی فرهنگ و نگاه غالب ما ایرانیان،بخصوص نگاه بخش خصوصی است.)پس اکثر قریب به اتفاق فعالیتهای ما می شود واسطه گری و دلالی و از این دست به آن دست کردن کالای دیگران.

در پذیرش افراد متقاضی زندگی در ایران به طور طبیعی به دنبال کارگر هستیم تا آنها کارکنند و ما بیاساییم!؟

اگر هم قادر به این کار هم نباشیم ،سعی می کنیم که در جایی کارمند باشیم و به اصطلاح”آب باریکه ای” اگر چه کم اما همیشه جاری برای خود و خانواده مان دست و پا کنیم و دردآور اینکه اگر هیچ کار دیگری پیدا نکردیم ،می رویم و به ناچار معلم می شویم!!

در صحبت ها و بحث های خود هم دائما می گوییم:”انشالله” یا “توکل به خدا” تا اگر هم کارمان نگرفت به گردن خداوند بیاندازیم.

شاید بهترین مثالی که در جامعه اروپا زد که نزدیک به ما هستند “یونان” است.

آنها نیز تمدنی چند هزار ساله دارند و خلاقیت و نوآوری در فرهنگشان وجود ندارد و به این ترتیب بلافاصله با عضویت در اتحادیه ثروتمند اروپا به بهانه ساخت زیرساخت های صنعتی و کشوری دست به استقراض های کلانی زدند که خرج سر و وضع ظاهری و خوشگذرانی خود کردند و حالا با بدهی های عظیم و عدم توان پرداخت بصورت مشکلی بزرگ برای اتحادیه و کل اروپا درآمده اند.خدا را شکر که ما به برکت وجود نفت،نیازی به استقراض های اینچنینی نداریم و آن را می فروشیم و بین هم تقسیم می کنیم ،تا بعدا چه پیش آید!؟

اما یقینا این راه به رستگاری ملی ختم نخواهد شد.

پس چه باید کرد؟

برای جواب به این سوال ابتدا باید بررسی کرد که چگونه این عیوب فرهنگی در وجود جامعه نهادینه شده اند تا بتوان راه برگشت و معالجه را یافت.

 

آشنایی با بزرگان ایران

شنبه, 18 فوریه, 2012

واقعیت تلخی است

اما متاسفانه نمی توان کنارش گذاشت

ما دچار انحطاط فرهنگی و اخلاقی گشته ایم

ایرانی زمانی دروغ گفتن را بسیار زشت می دانست اما اکنون به راحتی دروغ می گوید.

زمانی قول مرد با یک تار موی سبیلش تضمینی محکم می یافت اما اکنون چک های امضا شده اش هم نقد نمی شود.

موقعی بود که یک خلاف مالی کوچک کافی بود تا بقیه عمر کسی در رسوایی و بدنامی بگذرد اما اکنون عدم خلاف و پاکی مایه رسوایی و بدنامی است!

غذاهای ما از قورمه سبزی و فسنجان و…..به پیتزا و کنتاکی و……تبدیل شده اند.

کار تولیدی و مولد ثروت اجتماعی حماقت است و دلالی و سفته بازی و بورس بازی نهایت عقل و درایت!

براستی ما را چه شده است؟

ما خود را و فرهنگ غنی و ثروت اصلی خود را در گذر زمان آلوده و منحط کرده ایم.

من در این میانه می خواهم سعی و تلاش خود را(هرقدر اندک)در این راه بکنم.

سعی من بر این خواهد بود از این پس در مطالبی با همین عنوان با بزرگان فرهنگ ایرانی و علت اشتهارشان و حتی المقدور با کوچکترین اثر ممکن از ایشان آشنا شویم.

امید آنکه اثری در ایجاد اراده در ساکنان معبد نوعدوستی مبنی بر ارتقائ فرهنگی خود و دیگران داشته باشد.