برچسب ها بـ ‘دستاورد’

کلید توسعه ایران 3

چهار شنبه, 11 سپتامبر, 2019

از دیدگاه بیناتمدنی، یک دیدگاه از جنگ بین آنها سخن می گوید که هانتینگتن آن را مطرح کرده است. بر این اساس، تمدن ها باهم در ستیزند،یعنی یکدیگر را حذف می کنند. دیدگاه دیگر ،گفت وگوی تمدن هاست که در آن،تمدن ها با یکدیگر رابطه افزاینده دارند،یعنی باهم مسالمت دارند و می توانند افزاینده هم باشند.
من می خواهم بگویم که فراتر از این دونگاه،یک ارتباط بیناتمدنی وجود دارد که می توانیم اسم آن را پیوند تمدنی بگذاریم، تمدن ها به هم پیوسته اند، اعم از اینکه به شکل جنگ باشد و یا به شکل گفتگو و در واقع هردوی اینها در تاریخ رخ داده است.
شما مشاهده می کنید که برخی تمدن ها در جنگ ها شکل گرفته اند،یعنی یک جنگ موجب می شود که یک کشور با کشوری دیگر برخورد کند و در همین میان با تمدن کشور مقابل آشنا شود و از تعضی دستاوردهای آن استفاده کند. بنابراین فراتر از اینکه ما بخواهیم بگوییم تمدن ها با یکدیگر می جنگند و یا باهم گفتگو می کنند،من می خواهم اشاره کنم که تمدن ها با یکدیگر پیوند دارند و البته این پیوند می تواند هم به شکل جنگ باشد و هم به صورت گفتگو. آن چه که در این میان مهم است ارتزاق است.
به خاطر پیکر غول آسایی که تمدن دارد، باید از تمدن های دیگر ارتزاق کند و اگر این را به صورت شایسته انجام دهد، می تواند پاهای خود را قوت ببخشد و روی پای خود بایستد.

نسبت ما با توسعه 17

شنبه, 22 سپتامبر, 2018

واما در جامعه توسعه نیافته:
۱-موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند(دندانها تا قبل از درد غیر قابل تحمل به دندانپزشک نشان داده نمی شوند،زندگی ها تنها با احتمال فروپاشی با مشاور در تماس قرار نمی گیرندو …)

۲-جامعه از بحرانی وارد بحران دیگر می شود و کمتر می تواند به رویاها وآرزوهای خود فکر کند.

۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی مدام در حال شتاب واسترس به سر می برد.

۴-افراد جامعه مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار “هیجان جبران” هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد مقابل اتفاقات احتمالی تمام دستاوردهای خود را یا از دست بدهند ویا دستاوردهایشان ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!

۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و در به در بدنبال لذتهای سریع و با طول عمر کوتاه هستند چون به آینده امیدی ندارند. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.

پی نوشت:
حسی در درونم میگوید ،سهیل دیگه ننویس! چون در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله کمی برای عمیق خواندن ودقیق شدن در موضوعی دارند ؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه وخرافی برای حل مسائل می گردند واگر شما تا اینجای مطلب را خوانده اید می توانید امیدوار باشید که خیلی هم صاحب سبک تفکر توسعه نیافته نیستید.

اما چاره چیست؟

۱-اول باید اعتراف کنیم که ما دچار تفکر توسعه یافته نیستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان جا مانده است.

۲-به فرایند تفکر خود هشیار شویم تا بفهمیم اکثر اضطرابها و انتخابها ریشه در عقده وترس دارند ویا از عمق وجود ما ریشه گرفته اند؟

۳-آرام آرام ماسکهای کاذب خود را کنار بگذاریم تا خود واقعیمان را به محیط نشان دهیم ،چون این تنها راهی است که شاید جهان هم شکل حقیقی وکم اضطرابتر خود را به ما نشان دهد .

۴-برای آینده بهترفرزندانمان بیشتر از آموزش روی پرورش وشکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباط اجتماعی بیشتر و مراوده فراوان تر با بخشهای مختلف جامعه وسفرهای گسترده تر بهره بگیرید و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر ومناسب واختصاصی وی بهره ببرید.

۵-مطالعه متون عمیق و پیگیری آموزش هایی که می تواند درک موثرتری از زندگی ،روابط واصول اداره بهتر زندگی به ما بدهد.

۶-تنها به بهتر شدن زندگی خودمان فکر نکنیم و بخشی از وقت و درآمد خود را برای بهبود اطرافیان وجامعه اختصاص دهیم تا بفهمیم اگر هوای شهر آلوده باشد شما در خانه خود بمانید آسیبی نمی بینید بیشتر یک طنز است تا یک حقیقت علمی و معنوی.

مقالات 57

یکشنبه, 24 جولای, 2016

دانته در کتاب کمدی الهی خود می گوید: اکثریت فضای جهنم را افراد بی تفاوت پر کرده اند،
در روزگاری که سرعت ارائه پی درپی دستاوردهای متنوع علمی ،آدمی را گیج می نماید،
در زمانه ای که آتش جنگ های قومی و عقیدتی و قدرت طلبانه ،دنیا را با چالشی عظیم مواجه نموده است،
در حالی که منابع طبیعی و نعمت های خدادای این کره خاکی با حماقت های بشری رو به زوال و نابودی است،
و در نتیجه فرزندان تو و فرزندان همنوعان تو با تهدیدهای جدی روبرو هستند،
نمی توان در این جهان بی تفاوت زیست.
انسان چاره ای ندارد که به خود بیاید و در مقابل فجایع وبحران هایی که خود برای خود ایجاد نموده،به تدبر و چاره اندیشی مبادرت ورزد.پیامبر اسلام می فرماید:
من از فقر مردم بیمی ندارم،نگرانی من از سوئ مدیریت آنان است
باید به خود بیاییم و زمام امور را به شایستگان متخصصی بسپاریم که غم آحاد انسان ها را در هرکجای این کره خاکی در سر دارند و دلشان برای تک تک آدمیان و بشریت می تپد.
می گویند جنگل آتش گرفته بود و گنجشک با جدیت منقار خود را از آب رودخانه پر می کرد و پرپر زنان خود را به بالای آتش می رساند و یکی دو قطره آب داخل منقارش را بر روی آتش می ریخت و به کنار رودخانه برمی گشت تا این کار خود را تکرار کند.بسیاری به او خندیدند که :این چه زحمت بیهوده ای است که می کشی؟
گنجشک در جواب گفت:این قدر از من برمی آید.از شما چه؟

خرید و فروش دیجیتالی 2

سه شنبه, 16 فوریه, 2016

ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪه ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﭘﺪﯾﺪه يِ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ در ﮐﺸﻮر ﻣﺎ ﺑﻪ ﻃﻮر ﮔﺴﺘﺮده و ﭘﯿﺸﺮوﻧﺪه اي از ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺑﯽ ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ و اﯾﻦ ﻣﺪارا آﺳﯿﺐ ﻫﺎي ﻓﺮاواﻧﯽ را ﺑﻪ “دﺳﺘﺎوردﻫﺎي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ” وارد ﮐﺮده و ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. و در ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ از ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺳﯿﺎه ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺮوز درﻫﻤﺮﯾﺨﺘﮕﯽ در ﭘﺪﯾﺪه ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻣﺎﻧﻊ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮي اﻗﺘﺼﺎد ﺳﺎﻟﻢ و ﺳﺎزﻧﺪه ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ و ﻓﻀﺎي اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ و ﺳﭙﻬﺮ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﺑﻪ ﺧﻤﻮدي و ﺳﺘﺮوﻧﯽ راﻧﺪه اﺳﺖ .ﺣﺠﻢ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ در ﭼﻬﺎر دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﯿﺶ از یازده هزار و پانصد برابر شده اﺳﺖ و ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻧﺮخ رﺷﺪ آن ﺑﯿﺶ از درﺻﺪ بیست و شش درصد بوده است.در حالی که در همین دوره زمانی تولید ﻣﻠﯽ از ﺣﯿﺚ ﻣﻘﺪاري ﻓﻘﻂ ﺣﺪود ﺳﻪ ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺰرگ ﺷﺪه و ﻧﺮخ رﺷﺪ ﻣﺘﻮﺳﻂ آن ﮐﻤﺘﺮ از سه درصد ﺑﻮده اﺳﺖ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺮرﺳﯽ داده ﻫﺎي ﭘﻮﻟﯽ اﯾﺮان در ﺳﻪ دﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﺸﺎن از ﺷﮑﺎف ﻋﻤﯿﻖ، ﻣﯿﺎن ﻧﺮخ رﺷﺪ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ و ﺗﻮرم دارد. ﺑﺮ اﺳﺎس آﻣﺎر ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﺪه ﻃﯽ ﺳﺎل ﻫﺎي 1358 تا 1391 حجم نقدینگی در اقتصاد ایران یکهزار و پانصد و سه برابر شده است که شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی(تورم) در همین زمان تقریبا سیصد و چهل و هشت برابر شده است.
بنابراین رشد نقدینگی با متوسط رشد بیست و شش درصد و رشد اقتصاد ملی با متوسط رشد دو و هفت دهم درصد و نیز متوسط رشد نرخ تورم بیست درصد در بازه زمانی نزدیک به چهار دهه گذشته ،امکان انجام معاملات سیاه را در اقتصاد رقم زده است.

بوروکراسی کنترلی 5

سه شنبه, 5 ژانویه, 2016

5 -و ﻧﮑﺘﻪ يِ دﯾﮕﺮ اﯾﻦ ﮐﻪ از ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻧﺮخ ﻫﺎي ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه در ﺑﺎﻻ ﺑﺮايِ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ﮐﻪ اﻟﺒﺘﻪ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﭘﯿﺮو دﯾﮕﺮي ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ ﺑﻮدنِ آﻧﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻮاره در اﯾﻦ ﺑﺎزه يِ زﻣﺎﻧﯽ رﺧﻨﻤﺎﺋﯽ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ . آﺷﮑﺎر اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ در درﺟﻪ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﺮوﻧﺰاﺳﺖ و ﺳﭙﺲ از واﺑﺴﺘﮕﯽ ﻫﺮ ﭼﻪ ژرﻓﺘﺮ ﺳﻮﺧﺖ وﺳﺎز اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﻪ ﻧﻔﺖ ، ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه اﺳﺖ . ﺑﺪﯾﻦ وﺳﯿﻠﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪار ﻧﻔﺖ و ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎن آﻧﺎن ﺑﺎ ﺑﺎزي در ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش ﻧﻔﺖ ،ﮐﻞ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان را در ﻫﺎﻟﻪ اي از ﺑﯽ ﮐﻨﺸﯽ و ﯾﺎ واﮐﻨﺸﯽ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ دارﻧﺪ.
6 -و ﻧﻘﺶ ﺑﯽ ﻫﻤﺘﺎي ﻣﺪﯾﺮان ﺷﻬﺮيِ ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ ﺑﺰرگ در ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﮐﺸﻮر در ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ ،ﮐﻤﮏ ﺷﺎﯾﺎن ﺗﻮﺟﻬﯽ در ﺳﺎﻣﺎن ﻧﯿﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺘﻮازن در ﮐﺸﻮر ﺑﻮده اﺳﺖ .اﯾﻦ ﻣﺪﯾﺮان ﺑﺎ در اﺧﺘﯿﺎر ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺎرﮐﺮد واﻗﻌﯽ ﺗﻮرم و ﺻﯿﺎﻧﺖ ﺟﺎﻧﺎﻧﻪ از آن درﮐﺎﻻﻫﺎي ﻣﻌﯿﺎر ﺑﻪ وﯾﮋه ﺳﺎﺧﺖ و ﺳﺎز ﻫﺎي ﮐﻢ دوام و ﻏﯿﺮ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺗﺮاﮐﻢ ﻫﺎ و ﻧﺒﻮد ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﺸﺨﺺ از آرﻣﺎﻧﺸﻬﺮ، اﺳﺎﺳﺎً ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎي ﺗﻮرم را ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺐ ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ ﺳﺮازﯾﺮ ﮐﺮده و ﺳﺨﺖ ﯾﺎر و ﯾﺎور ﺑﯽ ﺑﺪﯾﻞ ﺑﺎﻧﮏ ﻫﺎ در ﭘﻤﭙﺎژ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ در اﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ در ﺑﯿﺶ از ﺳﻪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ.
7 – ﻧﺎﮔﺰﯾﺮي دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﺑﻪ وﯾﮋه ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰي در ﺛﺎﺑﺖ ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻦ ﻧﺮخ ارز ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ يِ ﺗﻘﻮﯾﺖ رﯾﺎل، ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﺑﻠﮑﻪ در ﮐﻨﺎر ﭘﺎﯾﺪاري ﺗﻮرم ﺑﺎ ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ و وﺟﻮد ﺑﺎزار ﭘﺮ روﻧﻖ ﮐﺎﻻي ﻣﻌﯿﺎر ﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻧﻬﺎ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻧﺮخ ﺗﻮرم رﺳﻤﯽ ﺑﻮد ﻣﻮﺟﺒﺎت ﺧﺮوج ﮔﺴﺘﺮده ارز ارزان ﻗﯿﻤﺖ از ﮐﺸﻮر ﺑﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻣﺮﯾﮑﺎ ، ﮐﺎﻧﺎدا و ﮐﺸﻮرﻫﺎي اروﭘﺎﺋﯽ ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ.اﻣﺮوزه ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ يِ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻣﻘﯿﻢ اﯾﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ هزارﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر ﺗﺨﻤﯿﻦ زده ﻣﯽ ﺷﻮد.و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ وﺟﻮد ﻣﺪﯾﺮان دو ﺗﺎﺑﻌﯿﺘﯽ و ﯾﺎ ﭘﺮوازي ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮاده يِ آﻧﻬﺎ در ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻧﺎﻣﺒﺮده ﻣﻘﯿﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ از دﯾﮕﺮ دﺳﺘﺎوردﻫﺎي اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ.
8 – ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدن ﻧﻔﺖ در اﻗﺘﺼﺎد ﭼﻮن ﺑﻪ ﻃﻮر ﮔﺴﺘﺮده ﺳﻮﺧﺖ وﺳﺎز اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ را ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺧﻮد ﮐﻮك ﮐﺮده ﻟﺬا در ﺳﻪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ واردات ﮐﺎﻻ و ﯾﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ آﻻت از ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪاران ﻧﻔﺖ در ﺧﻮﺷﺒﯿﺎﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺴﻠﯽ ﺑﻪ ﮐﺸﻮر وارد ﺷﺪه و ﻋﻤﺪﺗﺎ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﺑﯿﺸﺘﺮي دارﻧﺪ و اﯾﻦ ﻣﻬﻢ اﻣﺮوزه ﺑﻪ ﺟﺎﺋﯽ رﺳﯿﺪه ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﯿﺶ از ﺳﻪ ﭼﻬﺎرم ﻧﻔﺖ اﺳﺘﺨﺮاﺟﯽ در داﺧﻞ ﮐﺸﻮر ﻣﺼﺮف ﻣﯽ ﺷﻮد و ﯾﺎ ﺑﺎ ﻓﺮاوري ﮐﻤﺘﺮي دوﺑﺎره ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﺻﺎدر ﻣﯽ ﮔﺮدد.
9 – ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺷﺎﻏﻞ در اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﮐﻪ ﺣﺪود ﯾﮏ ﭼﻬﺎرم ﺟﻤﻌﯿﺖ اﯾﺮان را ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﺎ درﯾﺎﻓﺖ روح -9 ﮐﻨﺘﺮﻟﯽ آن و اﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎرﮐﺮد ﺗﻮرم ﻫﻤﻮاره دﺳﺘﻤﺰد درﯾﺎﻓﺘﯽ آﻧﺎن را ﺑﺎ زﻧﺪﮔﯽ رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ ﺟﺪاﺋﯽ ﻣﯽ اﻧﺪازد و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺎرﻫﺎي دﯾﮕﺮ روي آورﻧﺪ ، اﯾﻦ ﮐﺸﻤﮑﺶ ﻋﯿﻨﯽ و ذﻫﻨﯽ ﻋﺎﻣﻞ ﺧﻮد اﺟﺘﻬﺎدي ﻧﯿﺮوي ﮐﺎرﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ.ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ روﺣﯿﻪ ازﮐﺎر و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﮔﺮﯾﺰي ﺑﻪ ﻃﻮر ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﺑﺪﻧﻪ يِ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ را ﻓﺮاﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.اﻣﺮوزه اﻧﺤﺮاف در اﺟﺮاي ﭘﺮوژه ﻫﺎ ، ﺳﻮﻟﻪ ﻫﺎي ﺧﺎﻟﯽ در ﺷﻬﺮك ﻫﺎي ﺻﻨﻌﺘﯽ ، ﺗﺮاﮐﻢ ﻧﯿﺮوي ﮐﺎر در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي دوﻟﺘﯽ ، ﻧﺒﻮد ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﻫﺎي ﮐﺎرﺑﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ داﺧﻠﯽ و ﺧﺎرﺟﯽ و… ﺣﺎﺻﻞ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ.
10 – ﻫﺮ ﭼﻨﺪ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ و ﺑﻪ وﯾﮋه ﺳﺎزﻣﺎن ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ ﺟﺰﺋﯽ از اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ اﺳﺖ ، اﻣﺎ ﻻزم اﺳﺖ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮد ﮐﻪ در ﻣﺴﯿﺮ ﺗﮑﻮﯾﻨﯽ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ، ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ ﻧﻘﺶ ﺑﯽ ﺑﺪﯾﻠﯽ را اﯾﻔﺎ ﮐﺮده اﺳﺖ. اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺷﺐ و روز در ﺗﻮﺟﯿﻪ ﺑﺰرﮔﯽ و ﺳﻼﻣﺖ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺑﻪ ﭘﻤﭙﺎژ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و ﺧﻮد را ﻧﯿﺰ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺰرگ ﮐﺮده اﺳﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮ روي ﺑﻨﯿﺎد ﻧﻘﺪ و اﻧﺘﻘﺎد ﮐﻪ ﺣﻖ ﻣﺮدم اﺳﺖ ، ﻧﺸﺴﺘﻪ اﺳﺖ ، اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﻃﻮر ﮔﺴﺘﺮده اﻧﺘﻘﺎد ارزﺷﻤﻨﺪ ﻣﺮدم را ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﯿﻞ و ﺧﻮاﺳﺖ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﮐﻨﺘﺮﻟﯽ ﮐﺎﻧﺎﻟﯿﺰه ﻧﻤﻮده و از اﻧﻌﮑﺎس ﺳﺎﻟﻢ و ﺳﺎزﻧﺪه يِ آن ﺧﻮدداري ﻧﻤﻮده اﺳﺖ.

مقالات 10

یکشنبه, 5 جولای, 2015

از آدم تا انسان 10

4 – رشد تعقل و پیدایش عشق 

ای عزیز بدان و آگاه باش که اکثریت آدمیان عالم،به این مرحله نمی رسند و اگر تو در طریق معنویت بدین درجه رسیده ای خوشا به سعادت و حال مطبوع تو!

چون به مرحله ای از رشد عقلی رسیدی که بدانی باید خالصانه و بی ریا به تربیت و اصلاح خود بپردازی،مانند این است که تازه جاده و طریق درست بندگی و رشد و تعالی و کمال را پیدا کرده ای.پیدا کردن آدرس درست دوست ،خود موفقیت بسیار بزرگی برای آدمی است. در این مرحله به نتایج و دستاوردهای زیر یقین پیدا می نمایی که:

– مال و ثروت و زن و فرزند و زندگی،منافی با انسانیت نیست.همه چیز بسته به دید و اندیشه توست.

 

چیست دنیا از خدا غافل بدن

نی قماش و نقره و میزان و زن

مال را کز بهر دین باشی حمول

نعم مال صالح ،خواندش رسول

آب در کشتی هلاک کشتی است

آب اندر زیر کشتی،پشتی است

چونک مال و ملک را از دل براند

زان سلیمان خویش جز مسکین نخواند

یاد درویشی چو در باطن بود

بر سر آب جهان ساکن بود

 

اگر تعلق از میان برخیزد،جاه و مقام و ثروت و زن و فرزند و امثال اینها نه تنها زیانی ندارد بلکه متضمن فواید بسیار هم هست.

– و چون بدین مقام رسیدی،وجودت مستعد پذیرای عشق به خداوند می شود.عشقی که تو را آماده مجاهده با نفس در راه وصال و دیدن او می نماید.

 

چون قلم اندر نوشتن می شتافت

چون به عشق آمد،قلم بر خود شکافت

ایران و ایرانی 34

یکشنبه, 23 دسامبر, 2012

کشورهای موفق از نظر فرهنگی دو دسته اند:

الف -آنها که هم تاریخ دارند و هم خلاقیت بر فرهنگشان حاکم است.

در این کشورها و طی صحبت با مردمشان در بحث ها معمولا گفتار خود را با اینگونه جملات شروع می کنند:”به دلیل……….” یا ” با توجه به این حقیقت که……….” و این بخاطر این است که به واسطه وجود و پشتیبانی یک تجربه و تمدن تاریخی طولانی و مستحکم می توانند شواهد و دلایل زیادی از تجربیات تاریخی-ملی خود را ارائه نمایند.

در اینگونه جوامع معمولا با توجه به گذشته خود به آینده نگاه می کنند و برای آن تصمیم گیری و برنامه ریزی می نمایند.مثلا در انگلستان هنوز برای حفظ سنتهای خود شکل تاکسی ها را به همان شکل قدیمی حفظ کرده اند،در حالی که روی موارد تکنیکی مثل موتور و راحتی خودرو و مصرف سوخت و….. آخرین دستاوردهای بشریت را پیاده کرده اند.

در این کشورهای آباد و مرفه معمولا شمار زیادی از مردم کشورهای دیگر تقاضای اقامت و شهروندی دارند که تصمیم گیران معمولا کسانی را می پذیرند که در کشورهای خود جزئ فرهیختگان و معترضان بوده اند و امید برگشت و به قدرت رسیدن در کشور اولیه به آنها وجود دارد.

 

ب –آنها که تاریخ و تمدن دیرینه ای ندارند اما خلاقیت و نوآوری را در فرهنگ خود جای داده و دارند.

بهترین نمونه های حال حاضر در دنیا کشورهایی مانند آمریکا،کانادا و استرالیا می باشند.

در این کشورها و طی صحبت با مردمشان در بحث ها معمولا گفتار خود را با اینگونه جملات شروع می کنند:”به منظور……..” یا  “با هدف……..” و به این ترتیب نشان می دهند که نگاهشان فقط به آینده است و همیشه به دنبال کاربرد آخرین دستاوردهای بشری در همه جلوه های زندگی هستند،چه در صنعت و چه در ساختمان یا هنر و …….

در این کشورها در انتخاب افراد متقاضی برای اقامت و زندگی ،بیشتر به ویژگی های خلاقیت،تخصص و سودآوری آنها توجه می کنند و پذیرش می دهند.