برچسب ها بـ ‘دخول’

عصر جدید

یکشنبه, 15 نوامبر, 2020

عصر جدید ، عصر عزم شروع و پیدایش” انسان کامل ”
این مقاله نه برای جدل و یا متقاعد نمودن دیگران برای چیز و یا چیزهای خاص ، بلکه صرفاً برای کسانی است که مایل به “دیدن‌اند” ، ابتدا دیدن خود ، سپس دیدن چیزهای دیگر و نهایتاً روزی هم دیدن همه‌چیز باهم در ماورای آن‌ها . من ادعای دیدن همه‌چیز را ندارم ، اما در طلب آن همچون گمشده‌ای عزیز ، همچون کودکی گم‌گشته در هستی، در جستجوی مادر خود ، همچون جوانی در جستجوی پدری فرزانه و حکیم ، و همچون مجنونی در جستجوی لیلی خودم. مشکل انسان امروز سرگشتگی و گمگشتی است . انسان امروز نمی داند که کیست و یا چرا هست . در هزاره های قبلی تعاریف مختلفی برای انسان بیان شد ، مخصوصا درپنج صده گذشته مکاتب و مجامع مختف در جهان ، انسانهای مختلفی را به عنوان انسان ایده ال تعریف نموده و از این طریق جوامع ایده ال و اتوپیا های خویش را به مرصه بروز و ظهور نیز رساندن . هرکدام از این انواع انسانها “معنا” و “قصه ” خویش را از منظر آن نوع انسان در قالب سبک زندگی خاص روایت نمودند . انسان امروز دیگر مدلی برای “بودن” ندارد ، چرا که آخرین مدلی که از انسان بیان و جهانگیر شد ، “انسان مصرف کننده” و” انسان لذت برنده ” بود . مدل “توسعه” این انسان و جامعه ، انسان و جامعه “مصرفی تر” و ” مصرفی ترین ” است . نتیجه این تعریف و فلسفه وجود ، وضعیت حاکم بر جهان و همین است که همه دارند مشاهده می کنند . در واقع مشکل بشر امروز این است که دیگر مدلی برای ” بودن و شدن ” ندارد و این بیماری شناختی “فقدان تصور ” از بودن است و یا همان گمگشتگی است . اگر مشکل بشرامروز را گمگشتگی بخوانیم ، مشکل انسان مسلمان و مخصوصا انسان ایرانی “سرگشتگی” است . انسان ایرانی موجودی سرگشته بین “عالم نامحسوس ” و “عالم محسوس” است ، بین”عالم درون ” و “عالم برون ” موجودی که گهی این است و گهی آن ، موجودی “لوچی” که هم خدا می خواهد و هم خرما ، موجودی در بین زمین و آسمان، سرگشته بین عالم “مینویی” و عالم “گیتایی” . اگر دیگران با تصورات و اقدامات خویش ،خود را به وضعیت “مغضوب” برده اند ، ما در شرایط “ضاله” ایم ، ما دچار بیماری شناختی “کثرت تصورات” از بودن و شدنیم. عصر جدید با تعریف ” انسان ایدال ” ، ” جامعه ایدال ” و ” قصه و روایتی نو” از بودن و شدنی نو شروع می گردد . و تا این امر اتفاق نیفتد وضعیت سرگشتگی ، گمگشتگی و آشفتگی موجود که حاصل باور های و اقدامات گذشته و حال ما است ادامه داشته و برکمر مغضوبین و ضالین فرود خواهد آمد . عصر و دوران جدید ، عصر ایرانیان است چرا که هیچ کس در دنیای امروز به اندازه ایرانیان در فشار ” یکی کردن ” یا همان “توحید ” نیست . معنی توحید “یکی بودن عالم هستی” نیست ، و ما امکان یکی کردن عالم را نداریم ، چرا که عالم هستی خود اینگونه است ، و یکی را نمی توان دوباره یکی کرد . توحید ” یکی کردن ذهنیات بنی بشرازعالم است ” واز آن مهم تر “یکی کردن عوالم متکثر در درون هر فرد” است ، و نه یکی کردن عالم هستی ، عصر جدید ،عصر “یکی شدن انسان با خودش است ” و تا نوع انسان با خودش یکی نگردد ، امکان یکی شدن با عالم هستی را نیز نخواهد یافت . یک شدن انسان با ” یکی کردن تصورات انسان از خودش ” شروع می گردد ، عصر جدید ، عصر عزم شروع و پیدایش” انسان کامل ” است . همانطور که ذکر شد فقط با ذهنیت ایرانی اسلامی ، و با ادبیات اصیل ترکیبی این دو امکان دخول به عصر بعدی ممکن است ، به همین منظور برای ورود به بحث ” مبانی معرفت توحیدی ” باید به عمق معرفت و شناخت مسلمانان ، مخصوصا ایرانیان در در اعصار گذشته تا به امروز وارد شویم.
اسفند