برچسب ها بـ ‘دانمارک’

گفتگو با یک دوست 1

شنبه, 30 دسامبر, 2017

گفت: چرا انقدر ساکت و غمگینی؟
گفتم: نمی دانم.فقط می دانم غمگینم و ناامید.هرچه فکر می کنم علتش را نمی دانم.فقط می دانم امید به آینده ندارم. مقصودم این است که به یقین رسیده ام که هرچه می گذرد اوضاع زندگی بشر بدتر می شود و جهان جای سخت تری برای ما می گردد،فرقی هم ندارد که مرد باشی یا زن،پیر باشی یا جوان،در کجا زندگی می کنی و یا رنگ پوستت چه رنگی است؟
گفت: ولی بررسی هایی که کرده اند،نشان می دهند مردم بعضی از کشورها مثل دانمارک و فنلاند و سوئد خیلی شاد و راضی هستند!
گفتم:مگر می شود بیشتر مردم جهان در فقر و گرسنگی و بی سوادی و بی فرهنگی و….زندگی کنند و آدمی در نقطه دیگری از این جهان احساس شادی و راحتی داشته باشد؟ این که نمی شود ،یا خبر ندارند که بی خبری غفلت است و یا خبر دارند و نسبت به این موضوع بی تفاوتند که این خود گناه بزرگی است و برای هر آدم آزاده ای “وجدان درد” می آورد! به قول دانته در “کمدی الهی”:اکثریت جمعیت جهنم را انسانهای بی تفاوت تشکیل خواهند داد.
گفت: پس می دانی که از چه ناراحتی؟ چرا می گویی نمی دانم؟
گفتم:منکه نگفتم ناراحتم.گفتم غمگینم و ناامیدم. غمگین بخاطر ظلمی که اقلیتی کوچک از آدم ها در حق اکثریت مطلق بشریت روا می دارد و ناامید از اینکه هیچ کاری نمی توانم بکنم.
گفت:مقصودت کدام اقلیت است؟
گفتم:بگذار با آمار و ارقام برایت بگویم.اخیرا سایت اجتماعی”خبر آنلاین” با استفاده از گزارشات منتشر شده سازمان یونسکو،کلیپی ارائه کرده که نکات برجسته آن را می توان به اینصورت بیان نمود که:
– 80% مردم دنیا در فقر به سر می برند و 18% مردم دنیا زندگی متوسطی دارند و نیمی از ثروت دنیا در مالکیت تنها 2% مردم دنیاست!
– 1% مردم دنیا صاحب و مالک 43% ثروت دنیا هستند!
– سیصد ثروتمند اول دنیا به اندازه سه میلیارد نفر از مردم دنیا ثروت دارند!
گفت:یعنی به حق مالکیت و درآمدهای قانونی افراد اعتراضی داری؟
گفتم: صبر کن.همین آمار می گوید این ثروتمندان و حکومتهای خیر سالانه 130 میلیارد دلار کمک بلاعوض به کشورهای فقیر می کنند.
گفت: دیدی حالا؟
گفتم: باز که عجله کردی! نه ،به بقیه آمار توجه کن:
– این افراد و کشورها،در ازای تولید محصولات صنعتی خود در کشورهای فقیر و استفاده از هزینه های کارگری و… ارزان آنها سالانه حدود 500 میلیارد دلار بعنوان فروش دانش فنی و…. از آنها می گیرند.
– سالانه حدود 600 میلیارد دلار هم بعنوان سود وام های خود از کشورهای فقیر دریافت می کنند.
– بر اساس گزارشات رسمی سالی حدود 900 میلیارد دلار هم فرار مالیاتی دارند و حقوق حقه این کشورهای میزبان و مردم فقیر آنها را نمی پردازند!
جمع این ها می شود 2000 میلیارد دلار در سال.می بینی؟سالی صد و سی میلیارد دلار می دهند تا وارد این کشورها شوند و علاوه بر سود قانونی فعالیت های خود سالی دو هزار میلیارد دلار هم بصورت ظاهرا قانونی و غیر قانونی از آنها می دزدند و به ثروت خود اضافه می کنند!

سلسله مباحث مدیریتی 27

سه شنبه, 13 ژانویه, 2015

به نوشته دکتر سریع القلم ، جامعه ای زنده است:
. 1 – که در عرصه های اقتصاد ، هنر، علم ، سیاست ، میان شهروندان رقابت قاعده مند وجود داشته باشد
.2 – که آموزش اخلاق و مسئولیت اجتماعی در دوره دبستان تمام شده باشد
. 3 – که تعداد رسانه های غیر دولتی حداقل دو برابر دولتی باشد
. 4 – که در جاده های آن در هر صدکیلومتر برای شهروندان، استراحتگاه ساخته شده باشد
. 5 – که شهروندان آن به وفور به هم اعتماد کنند
6 – که حداکثر هزینه ای غذا و مسکن ، 35 درصد درآمد شهروندان باشد.
. 7 – که در فرودگاه های آن ، حداقل از 70 ملیت و 70 شرکت هواپیمایی خارجی تردد کنند
8 – که شهروندان آن وقتی به چهار راهها می رسند ، اتومبیل خود را کاملاً متوقف کنند.
9 – که نرخ تورم در آن یک رقمی باشد.
10 – که اساتید دانشگاه آن به کار دانشگاهی صرفاً به عنوان شغل نگاه نکنند بلکه برای خود، مسؤولیت و رسالت اجتماعی قایل باشند.
. 11 – که شهروندان آن به انجام کارهای صحیح و منظم توام با سلامتی مالی عادت کرده باشند
12 – که تکمیل پیچیده ترین طرح های “عمرانی” در آن ، حداکثر 3 سال به طول انجامد
13 – که دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند.
14 – که مجموعه جامعه و سیستم از مرحله امنیت و بقا عبور کرده باشد.
15 – که شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید ، حتی یک واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند.
16 – که مدیریت آن جامعه مبتنی بر سعی و خطا نباشد.
17 – که شهروندان نظافت محیط عمومی ، خیابان ها ، جاده ها و سواحل را با نظافت محل سکونت را اتومبیل خود مساوی بدانند.
18 – که حداقل سه و نیم درصد نرخ رشد اقتصادی داشته باشد.
19 – که شهروندان آن نگران آینده خود نباشند.
20 – که دستگاه های اجرایی آن با حقایق تحلیل کنند و نه با تخیل.

21 – که در آن فرهنگ مکتوب بر فرهنگ شفاهی غالب باشد.
22 – که شهروندان آن از اخلاقی بودن و رعایت حریم های اجتماعی ، لذت ببرند.
23 – که شان و احترام و منزلت تولیدکننده از صاحب سمت بالاتر باشد.
24 – واژه های “ببخشید ” عذر می خواهم و “اشتباه کردم” به وفور در میان شهروندان رواج داشته باشد.
25 – که شهروندان آن ، دندان های سالم داشته باشند.
26 – که انتقاد از اندیشه ها و سیاست گذاریها در آن ، پی آمدی نداشته باشد.
27 – که سیاست مداران آن با هم قطاران خود در محیط بین المللی مرتب در تعامل باشند.
28 – که وقتی پلیس راهنمایی ، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف می کند ، پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس.
29 – که حفظ تعالی ، شکوفایی وطن و کشور بر هر امر دیگری اولویت داشته باشد.
30 – که در آن شهروندان علاقه ای به داشتن سمت دولتی نداشته باشند بلکه با فکر ، همت و توانایی های خود زندگی کنند

سلسله مباحث مدیریتی 23

سه شنبه, 9 دسامبر, 2014

برای بومی کردن این تجربیات و استفاده از آن در ایران نیز برنامه ای وجود دارد و شما در این زمینه فعالیت هایی داشته اید ؟
شکی نیست که در ایران کارهای مثمر ثمر فراوانی در زمینه تربیت و آموزش نوجوانان و جوانان به انجام رسیده و می رسد ، اما یکی از تفاوت های ایران با کشوری چون دانمارک در این است که در دانمارک تنها 5 میلیون نفر زندگی می کنند در حالی که ایران بیش از 75 میلیون نفر جمعیت دارد . البته مسلم و واضح است که تجربیات و اطلاعات من از شیوه تربیت در کشورهای اسکاندیناوی باید بومی شده و سپس مورد استفاده قرار گیرد.
من در دانمارک بیش از 18 سال سابقه کار و بیش از 8 سال سابقه مدیریت باشگاه اوقات فراغت نوجوانان و جوانان با قریب به 300 عضو را داشته ام . در ایران نیز در همین راستا و با این امید که درآینده در هر محله ای و در کنار هر مسجدی زیر سایه مقامات مذهبی و مسئولان کشور امکان باز کردن چنین باشگاه هایی فراهم شود ، در جلساتی با مسئولان مرتبط کشور که از طریق سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در دانمارک هماهنگ شده بود ، شرکت کرده و به نتایج خیلی مثبتی نیز رسیده ایم . یکی از مواردی که روی آن کار می شود افتتاح رشته تحصیلی ” پدگو ” در دانشگاه های ایران است که امیدوارم در آینده نزدیک به نتیجه برسد.
من در تمامی جلساتی که شرکت داشته ام با همکاری بی شائبه هر یک از مسئولین مواجه بوده ام و باید به عرض برسانم که این پروژه ان قدر بزرگ است که می باست برای اجرایی شدن زمان کافی طی شود.
چون من هم در ایران زندگی می کنم و هم در دانمارک و بیش از 30 سال است که در دانمارک مقیم هستم زمان هایی را که در ایران هستم با کمال میل حاضر به ارایه مشاوره به ارگان ها و نهادهای مختلف دولتی و خصوصی درباره تجربیات شخصی خود ،بدون یک ریال چشمداشت اقتصادی هستم

سلسله مباحث مدیریتی 20

سه شنبه, 18 نوامبر, 2014

برای پیشگیری از بزهکاری جوانان چه اقداماتی صورت می گیرد؟
تمامی باشگاه های اوقات فراغت نوجوانان و جوانان در دانمارک عضو ” sspudvalgt” ( گروه کاری متشکل از نمایندگان مشاورهای شهرداری ، مدرسه محل ، پدگو و پلیس محل) هستند . این گروه هر ماه یک جلسه دارد که جلسات آن در محل باشگاه تشکیل می شود و در آن جلسه در مورد شرایط اجتماعی ، خانوادگی ، فیزیکی و روحی هر جوان صحبت می شود . در واقع همه جوان ها در این جلسات بررسی نمی شوند بلکه جوانان و نوجوانانی بررسی می شوند که در لیست ” گروه ریسک ” قرار دارند و این گروه به جوانان و نوجوانانی گفته می شود که در خطر لغزش و ناهنجاری های اجتماعی قرار داشته و معمولا به قوانین احترام لازم را نمی گذارند و یا به مربیان بی احترامی می کنند .
نگاه نوجوانان و جوانان قرار گرفته در این گروه (که به طور میانگین 30 درصد نوجوانان و جوانان را شامل می شود) به جوانان خلافکارشناخته شده به عنوان یک الگو معطوف است . لازم به ذکر است که در کشوری چون دانمارک 2 درصد از جوانان در لیست گروه جوانان خلافکار قرار دارند که البته بسیاری از آنان در اثر همکاری ارگان های مسئول بار دیگر به دامان جامعه و زندگی عادی باز می گردند .
یکی از هدف های اصلی باشگاه های اوقات فراغت در واقع سوق دادن نوجوانان و جوانان در گروه ریسک به سمت 68 درصد بدون مشکل است و سعی می شود دیوار حائلی بین گروه 2 درصد با گروه 30 درصد به وجود آید .

سلسله مباحث مدیریتی 18

سه شنبه, 28 اکتبر, 2014

با گذر از مراحل اولیه رشد ، وقتی کودکی به سن 10 سالگی رسید، نظام آموزشی چه برنامه هایی دارد؟
در کشورهای اسکاندیناوی مخصوصا دانمارک همه روزه پس از بسته شدن مدارس، مکان های دیگری باز می شوند به نام ” باشگاه های اوقات فراغت نوجوانان و جوانان ” .
این باشگاه ها وظیفه دارند نوجوانان و جوانان را از 10 تا 18 سالگی تحت پوشش خود گرفته و اوقات فراغت شان را پر کنند . در این باشگاه ها افراد تحصیل کرده که در رشته ” paedagog” (پدگو) درس خوانده اند
( این رشته تلفیقی از روان شناسی ، جامعه شناسی ، مردم شناسی ، آداب و رسوم شناسی ، نوجوان و جوان شناسی می باشد)
با شناخت کامل به نیازهای روزمره جوانان در کنار آنان بوده و سعی می کنند تا نوجوان و جوان با اعتماد به نفس بیشتری به زندگی خود ادامه داده و راحت تر بر مشکلات روزمره فائق آیند .
این باشگاه ها هر کدام ساختمانی نسبتاً بزرگ دارند که در آن انواع و اقسام فعالیت ها از جمله فوتبال دستی ، پینگ کنگ ، فوتبال گل کوچک ، زمین بسکتبال ، اتاق موزیک ، اتاق کامپیوتر ، کارگاهی برای تعمیرات مختلف برای جوانان و به همراه و کمک خود جوانان ، پرده بزرگ سینما ، سالن بزرگ جلسات ،آشپزخانه بزرگ برای غذا پختن به همراه جوانان و اتاق کمک درسی نوجوانان و جوانان وجود دارد .
هر باشگاهی امکان استفاده از اتوبوس را نیز دارد . ( معمولا هر سه یا چهار باشگاه یک اتوبوس می خرند و به طور مشترک از آن استفاده می کنند.) همچنین این باشگاه ها همکاری خیلی نزدیکی نیز با باشگاه های ورزشی هر محل دارند چون یکی از اهداف هر باشگاه اوقات فراغت ، این است که اعضای نوجوان و جوان آن عضو فعالی از باشگاه ورزشی محل خود نیز باشند.
باشگاه ها همه ساله یک سری از متخصصان و مشاوران حرفه ای را دعوت می کنند تا به سوالات نوجوانان و جوانان در موارد مختلف پاسخ دهند . جوانان باید عضو باشگاه باشند و در همان محل زندگی کنند یا در مدرسه محل تحصیل کنند.

حق عضویت برای کودکان 10 تا 14 ساله ماهیانه 115 کرون (حدود 40 هزار تومان) است و برای جوانان 14 تا 18 سال 20 کرون (حدود 7 هزار تومان) ؛ دلیل این مساله این است که باشگاه های جوانان از ساعت 18 تا 22 باز هستند و برای شهرداری بسیار مهم است که با تخفیف های زیاد جوانان را جذب این مراکز کند.
در مواردی هم که جوان یا خانواده اش فاقد قدرت مالی باشند حق عضویت آن از بودجه شهرداری پرداخت می شود.
باشگاه های اوقات فراغت در تمامی ایام سال ( 365 روز) فعال بوده و تعطیلی ندارند چرا که این باشگاه ها در واقع برای پر کردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان هستند .در باشگاه ها آوردن انواع و اقسام سلاح های سرد و گرم ممنوع است ، مواد مخدر و الکل نیز ممنوع بوده و درگیری و کتک کاری مطلقا ممنوع می باشد . در مواردی که نوجوان یا جوانی از این قوانین تخطی کند بلافاصله با والدین تماس گرفته می شود و ماجرا به اطلاع والدین می رسد.
در این باشگاه ها جوانان و نوجوانان به مسافرت ها و گردش های مختلف برده می شوند و حتی جوانان و نوجوانان به باشگاه های مشابه در کشورهای همسایه نیز برده می شوند تا آنجا را هم ببینند و با نحوه کار و زندگی جوانان در آن کشورها نیز آشنا شوند و تبادل فرهنگی شکل بگیرد.

سلسله مباحث مدیریتی 15

سه شنبه, 7 اکتبر, 2014

حال بد نیست به گوشه ای دیگر از جهان برویم و ببینیم با مدیریت درست و برنامه ریزی شده و مسئولانه چگونه می توان به مردم کشور خدمت نمود و به خدا نزدیک تر شد!اگر دانمارک می تواند چنین کند،ایرانی مسلمان با آن همه پشتوانه دینی و فرهنگی و تاریخی نتواند؟!
نادر رستمی مسن یکی از ایرانیان مهاجری است که بیش از 30 سال است تجربه کار با نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد . وی تجربیات خوبی از کشورهای اسکاندیناوی و نظام آموزشی و تربیتی موجود در این کشورها و به ویژه دانمارک اندوخته است . او 18 سال سابقه حضور در باشگاه های اوقات فراغت نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد و 8 سال است که مدیریت این باشگاه ها را عهده دار است.
دغدغه انتقال تجربیات به ایران نادر رستمی را در سال های گذشته بارها به سفر به ایران واداشته است .
وی می گوید در تلاش است تا سیستم باشگاه های اوقات فراغت برای نوجوانان وجوانان را به ایران منتقل کند و برای این کار با مسئولان مربوطه در کشورمان جلساتی را برگزار کرده است.
با او درباره نظام تعلیم و تربیت در کشورهای اسکاندیناوی و تلاش های او در ایران برای انتقال این تجربیات به کشورمان به گفتگو نشستیم.
آقای رستمی! آن طور که از فعالیت های شما پیداست ، شما در زمینه آموزش و تربیت نوجوانان و جوانان کار می کنید و تجربیات زیادی از کشورهای اسکاندیناوی و به ویژه دانمارک دارید . به طور کلی آیا می توانید برای ما شرح دهید که یک نوزاد از بدو تولد در کشورهای اسکاندیناوی چه مراحل تربیتی را طی می کند و نظام تعلیم و تربیت باچه تدابیری شخصیت یک کودک را شکل می دهد.
در کشورهای اسکاندیناوی به دلیل شاغل بودن والدین ، پس از فارغ شدن مادران ، یک مرخصی با حقوق یکساله به آنها تعلق می گیرد تا مادر بتواند یک سال را در منزل بوده ودر این یک سال اولیه زندگی نوزاد، پیش فرزند خود باشد .
بعد از آن بچه تحویل “ووگستو” می شود.”ووگستو” متعلق به شهرداری ها بوده و دولتی هستند و معمولا در هر محلی یک یا چند ووگستو وجود دارد که هر کدام از آنان تا حداکثر از 60 نوزاد مراقبت می کنند،
اما “داوپلایه ها” شخصی هستند و معمولا مادرانی که در منزل تنها هستند و شاغل نمی باشند از شهرداری ها تقاضای جواز دایر کردن این گونه مراکز نگهداری نوزادان را می نمایند. پس از این مرحله شهرداری ها تقاضا را بررسی می کنند و در نخستین گام باید خانه متقاضی شرایط استاندارد فیزیکی را دارا باشد.
پس از آن مادر متقاضی را به چند دوره آموزشی می فرستند و تعالیم کودک داری را به او می آموزند . پس از طی این مراحل هیئتی از شهرداری صلاحیت نهایی مادر را تایید و جواز کسب را صادر می کند .
همزمان با صدور این جواز کسب بسیاری از اسباب بازی ها و وسایل تفریح بچه ها به انضمام وسایل بهداشتی به صورت رایگان در اختیار مادر متقاضی قرار می گیرد . شهرداری ها کنترل بیشتری بر روی داوپلایه ها دارند چرا که ووگستو ها متعلق به خودشان است ولی داوپلایه ها شخصی بوده و نیاز به نظارت بیشتری دارند.
در دانمارک پس از فارغ شدن مادر ، شهرداری دکتر اطفال پیش او می فرستد تا در گام نخست طفل معاینه و برای او پرونده سلامت تشکیل شود. در همین زمان پزشکان به مادران اطلاعات جامعی درباره نحوه پرستاری از اطفال را می دهند.
پس از طی تقریبا دو سال از تولد نوزاد ، کودکان به مهد کودک های محلی منتقل می شوند و شهرداری ها موظفند تا برای یکایک اطفال در محل شان در مهد کودک ها جا رزرو کنند و دلیل این مساله در این است که والدین شاغل بوده و فرصت حمل و نقل کودکان خود را تا مهدکودک های دوردست ندارند.
وقتی اطفال وارد مهد کودک می شوند مربیان شروع به بررسی شاخص های سلامت و رشد کودکان می کنند و نهایت تلاش را می کنند تا کودکان همپای یکدیگر رشد کنند.

یکی از اهداف و اصول تربیتی و آموزشی مهدکودک ها و مراکز آموزشی کودکان و نوجوانان در دانمارک ایجاد فضای مناسب برای تمرینات بدنی و فیزیکی به منظور خسته کردن مثبت کودکان و نوجوانان و گرفتن انرژی آنهاست و فلسفه آن این است که هم کودکان در فرایند یادگیری قرار بگیرند و هم اینکه پس از بازگشت به خانه به آرامی استراحت کنند. این مساله در خیلی از موارد مایه راحتی خیال والدین نیز است چرا که می دانند کودکانشان در محیطی مناسب و زیر نظر افراد متخصص انرژی خود را تخلیه کرده اند.
به طور کلی شهرداری ها مسئول تعلیم و تربیت کودکان ، نوجوانان و جوانان می باشند . از این رو شهرداری ها اهمیت خاصی به استفاده از افراد تحصیلکرده می دهند وبا توجه به نیاز متفاوت کودکان در سنین مختلف برنامه های آموزشی خاصی برای آنها ترتیب می دهند.
در هر سه مرکز نگهداری کودکان جشن هایی برگزار می شود ، با این هدف که همکاری پدر و مادران با مرکز آموزشی بیشتر شده و آنان با شناخت والدین دیگر کودکان ،محل را برای خود امن تر حس کنند.
معمولا در این جشن ها انتخابات هیئت امنا نیز برگزار می شود و نمایندگان والدین در این جشن ها انتخاب می شوند. در دانمارک مرسوم است که هر محل آموزشی منقل کباب خیلی بزرگی نیز است که در روز جشن پدر و مادرها خود غذاهایشان را می آورند و کباب کرده و به این بهانه با یکدیگر آشنا می شوند

سلسله مباحث مدیریتی 3

سه شنبه, 1 جولای, 2014

“محمود سریع‌القلم” استاد دانشگاه شهید بهشتی در گفتگوی مشروح با گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر به بررسی سبک زندگی معطوف به توسعه یافتگی پرداخت و سبک کنونی زندگی ایرانی را نقادی و راهکارهای پیشنهادی خود برای اصلاح آن را مطرح ساخت.

دغدغه پیشرفت و توسعه یافتگی در آثار و آرای دکتر محمود سریع القلم برجسته است. اگر مخاطب آشنایی با سیر فکری این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی تهران داشته باشد درمی‌یابد که دغدغه سریع القلم توسعه یافتگی و طرح اصول ثابت آن با مطالعات مقایسه‌ای است. کتابهای “عقلانیت و توسعه یافتگی ایران”، “فرهنگ سیاسی ایران” و “اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار” از جمله آثار وی در واقع این سیر را مورد بررسی قرار می‌دهند. در حال حاضر، کتاب “عقلانیت و توسعه یافتگی ایران” به چاپ نهم و کتاب “اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار” به چاپ پنجم رسیده است.

سریع القلم معتقد است که توسعه یافتگی از دو بخش کلان تشکیل می شود: اصول ثابت و الگوهای مختلف به تناسب شرایط گوناگون کشورها. کشورهایی مثل آلمان، انگلیس و ژاپن و… از اصول ثابت توسعه یافتگی برخوردارند مانند دولت حداقل، صنعتی شدن، توجه فراگیر به علم وعقلانیت، بخش خصوصی فعال، نظام آموزشی کاربردی، نخبگان ابزاری منسجم، مردم پرکار و مسئولیت پذیر، دولت پاسخگو… ولی الگوهایی که طی سالها پرورش و تکامل یافته، متفاوت است.

در بررسی این اصول، فرهنگ و سبک زندگی ایرانی مورد توجه این محقق بوده است. نقدهای وارده بر سبک زندگی و مطالعه و بررسی مقایسه‌ای این سبک با روش زندگی کشورهای توسعه یافته از جمله مطالعات دامنه‌دار این استاد دانشگاه بوده است. بر این اساس و نظر به اهمیت موضوع سبک زندگی معطوف به توسعه‌یافتگی گفتگویی با دکتر محمود سریع القلم انجام داده‌ایم که از نظر می‌گذرد.

در نظر داشته باشید که ما به سبک زندگی هیچ ملتی اصالتاً نمی توانیم ایراد بگیریم چون سبک زندگی نتیجه انباشت تجربیات تاریخی یک ملت است. اما می توانیم معیارهایی را مشخص کنیم و از آن زاویه آسیب شناسی کنیم. در اینجا قصد دارم آسیب شناسی سبک زندگی ایرانی را بر اساس خود فرهنگ ایرانی و فرهنگ دینی مورد خطاب قرار دهم.

مادیات و خودخواهی کانونهای سبک زندگی ما شده است

بر اساس تجربه‌ای که در مشاهدات بین‌المللی از جوامعی چون ترکیه، مالزی، کشورهای عربی و اروپایی داشته‌ام اولین وجه مقایسه‌ای که می‌توان در خصوص سبک زندگی ایرانی و همه این کشورها در نظر گرفت و البته بر خلاف ادعاهایی که عموماً در میان ما وجود دارد این است که میانگین ایرانی خیلی دنیا دوست است. علاقه عمیقی به دنیا و مال دنیا دارد ولی هنرمندانه و با ادا و ظاهرسازی آنرا استتار می‌کند. از این دنیا هم، پول، لوازم زندگی، نمایش خانه، ویلا و اتومبیل به دیگران سهم مهمی از دنیادوستی ایرانی دارد. در مقایسه، یک دانمارکی برای نقاشی، موزه، هنر، کتاب، آخرین رمانها، کنسرت، تئاتر، دوستان فرهنگی، کشف کشورها و فرهنگهای دیگر، جا باز می‌کند. در سبد کالاهای میانگین ایرانی، این موارد تقریباً تعطیل است. کافی است صورت آرام و خوش‌رنگ یک شهروند معمولی ترکیه را با یک ایرانی مضطرب و همیشه در حال پول جمع کردن مقایسه کنید

ادامه دارد