برچسب ها بـ ‘دار’

تصویر نوشته 101

سه شنبه, 1 ژانویه, 2019

خام بدم،پخته شدم

دوشنبه, 24 اکتبر, 2011

سایه بدم،نور شدم،تا تو مرا یار شدی

خام بدم،پخته شدم،از تو دلم شاد شدی

طفل دلم،طاقت این بار نداشت

تا دل من تازه شود،قامت تو زار شدی

سالک هر راه بدم،خسته و بیمار شدم

ساکن پردیس شدم،تا تو به من جار شدی

سرد و سرافکنده بدم،سلسله جنبنده بدم

تا تو به من یار شدی،جان مرا نار شدی

تا دل من بهره برد،جان زخماری برهد

شمع شب تار شدی،بر سر بازار شدی

خوار شدی،زار شدی،خسته ز هر کار شدی

تا به رهایی برسم،تو به سر دار شدی

گناه من چه بود؟

سه شنبه, 21 دسامبر, 2010

آن روز که از خانه برونم کردند

سرگشته در این خاک رهایم کردند

شوریده و حیران و هراسان و نهان

بی توشه و نادان،به راهم کردند

کس بر من تنها،پناهی ننمود

پیوسته زهر سو،خرابم کردند

ما را به امید عدن اینجا راندند

لیک دوزخ و آتش،به کامم کردند

حالی زچه رو،از من بی مقدار

کردند سوالی و به دارم کردند