برچسب ها بـ ‘خودکامگی’

نقد و تحلیل جباریت 19

یکشنبه, 24 نوامبر, 2019

قبلاً يادآور شده ام كه پيدايش “خودکامگی و استبداد” دستاورد شرایط اجتماعي خاصي است . اگرچه بررسي و تحليل اين وضعيت بر عهدة جامعه شناسي است و موضوع مطالعة ما نيست، اما برخي از جنبه هاي اين پديده كه روان شناختي است و هم چنين جنبه هايي كه به نحوة رفتار فرد درجامعه مربوط مي شود را مي توان بررسي كرد . نظام خودكامگي و استبداد نمي تواند هرگز بدون رضايت (حداقل) گروهي از مردم استقرار يابد.استبداد و خودكامگي در ابتداي گستراندن سيطره اش و هم چنين درمسير صعود به قدرت همواره از حمايت جمع كثيري از مردم برخوردار بوده
است. از اين رو ميتوان شرايط را اي نگونه رسم كرد:
گروهي از مردم آرزومندانه منتظر ظهور فردي مقتدر و توانا هستند تا در زير ساية او آرامش پيدا كنند . اين گروه از مردم بي صبرانه مشتاق اند تا به محض يافتن چنين فردي تمامي آزادي و اختيارات خود را به او تفويض كنند. آن ها آزادي و اختيارات خود را به كسي واگذار مي كنند كه به شهادت مكرّر تاريخ هرگز نمي توانند آن را بازپس گيرند . با آن كه اين گروه از مردم شديداً خواهان اعمال قهر و خشونت هستند ، ولي در رابطه با زندگي خصوصي خود، اعمال خشونت را هرگز تأييد نمي كنند چگونه مي توان چنين وضعيتي را توجيه كرد؟ تا زماني كه به علل اين نوع نگرش و رويكردها پي نبريم، ريشة رواني استبداد را نمي توانيم بشناسيم. براي يافتن علت دزديدن نان توسط فردي گرسنه نيازي به روان شناسي نداريم . هم چنين براي فهم اين نكته كه چرا آدم قدرت طلب به هر وسيلة ممكن درصدد تصاحب قدرت است نيز نياز چنداني به روان شناسي نيست . اما وقتي كسي حاضر است از فرط گرسنگي بميرد ولي دست به دزدي نزند و يا به چماقي كه بر سرش فرود مي آيد به چشم عصاي اعجازگر نگريسته و آن را مي بوسد، براي فهم و توضيح چنين حالاتي به روا نشناسي شديداً نيازمنديم بيان و توصيف خلقيات مردمي، كه ولتر توقع داشت تاريخ آن ها را به نگارش درآورد، شايد مي توانست بخش هايي از مشكل مذكور را براي ما حل كند، چرا كه از بين آن ها توصيف ها شايد مي توانستيم اسناد و مداركي را كه براي بررسي موارد ذكر شده لازم است استخراج كنيم، اما افسوس كه چنين تاريخي هرگز نوشته نشده ا ست و با وجود زياده گويي هاي بسياري كه در خصوص مردم وجود دارد، كشف “چگونگی مقوله مردم” همچنان با كمبودهاي بسياري روبروست . زندگي روزمره اي كه تمام مردم در آن سهيم اند، هنوز زمينة بكري است كه به اندازة كافي مورد بررسي و تحليل قرار نگرفته و اگر جسته گريخته كا ري انجام شده از نظم و انسجام لازمبرخوردار نيست . پرواضح است كه مشاهدات روان شناختي موجود در اين خصوص نيز براي تحليل همه جانبه كافي نيست، اما ما مجبوريم كه “علی الحساب” به همين يافته ها بسنده كرده و از آن ها به عنوان مواد و مصالح كار در اين مطالعه استفاده كنيم.

نقد و تحلیل جباریت 17

یکشنبه, 10 نوامبر, 2019

ارادة قدرت طلب انعكاس احساسي است كه هراس پرخاش گرانه متأثراز آن درصدد جبران كاستي هاي گذشته است كسي كه در جست وجوي شأن و منزلت است، به داشتن چيزي تظاهر مي كند كه مشتاق است دروجودش از آن برخوردار باشد. او در راه ظاهرسازي و زدن صورتك حقيقت تلاش مي كند. اما فردي كه سوداي قدرت دارد خواهان آن است كه همه متواضعانه تأييد كنند كه او”همان” است که خودش اراده کرده.
چنین فردي به دنبال آن است كه با هر وسيله ممكن “ظاهر” خود را به عین حقيقت جلوه دهد، همانند يك مجنون وروا ن پريش ، فرد روان پريش اين حالت را در حرف زدن هاي بسيار و تكرارهاي بي معناي خود نشان مي دهد،فرد روان پريش به جاي خود د نياي اطراف را بيمار مي پندارد و تلاش دارد در نقشي ظاهر شود كه آن را دوست دارد . اما فرد قدرت طلب به دنبال آن است تا دنياي اطرافش را پريشان كند و در اين هدف به كارگيري هر نوع اعمال زوري را موجه مي داند. افراد روان پريش و ديوانه را به بيمارستان هاي رواني منتقل مي كنند، اما آناني كه به جنون قدرت مبتلا هستند، اگر بخت آن ها را ياري كند و نحوة تفكرشان با نياز تحولات اجتماعي زمانه همخواني داشته باشد، آيندة بسيار درخشاني در پيش خواهند داشت . سرنوشت اين افراد زماني رقم مي خورد كه علاوه بر داشتن اين باور كه آن ها ويژگي هاي خاصي داشته و بار رسالت مهمي را بر دوش مي كشند، پيام آور يك نظرية ريشه دار اجتماعي نيز شوند كه در آن شرايط خاص اجتماعي قابليت پاسخ دهي به برخي از مسائل را داشته باشد . در چنين شرايطي پس از مدت کوتاهي فرد قدرت طلب را در رأس يك تشكيلات يا جنبش مي بينيم. او به سرعت رشد مي كند . او از آرمان انقلاب سخن خواهد گفت و خود را پيام رسان و مبلّغ آن آرمان معرفي خواهد كرد . او در حالي كه خود را تجسم عینی آن “آرمان” می داند،فریاد خواهد زد:”برای استقرار آرمان های مقدس انقلات به پیش!” که البته مقصود آن است که با “تلاش خود مرا بر اسب قدرت بنشانید” و چون اين گونه شد، يك بار ديگر تاريخ فرصتي خواهد يافت تا به خيل بي شمار انسان ها در خصوص “نظام استبداد و خودکامگی”درس عبرتي ديگر بدهد . تمامي پيچيدگي هاي غيرقابل محاسبه در طرح و نقشه هاي خودكامان در نهايت از آن جا نشأت مي گيرد كه به محض آن كه مسألة بينش و نوع تصميمات آن ها مطرح مي شود، درتعارض ظاهر و باطن واقعيت وجوديشان دست و پا زده و نمي توانند خود را از اين دوگانگي برهانند. “رمانتیسیسم” نهفته در انواع مختلف “خودکامگی ها”نيز از همين واقعيت سرچشمه مي گيرد.

نقد و تحلیل جباریت 9

یکشنبه, 8 سپتامبر, 2019

وجود نظام استبداد و خودكامگي كه شا مل فرد خودكامه و همة كساني كه از او چنين آدمي مي سازند، مي باشد خود نشانگر اين واقعيت است كه انسان در رفع موانع و حل بهينة تناقضات ناتوان است، چرا كه استبداد وخودكامگي اگر چه پديده اي كُهن و قديمي به حساب مي آيد، اما در جوامع مدرن و عصر نوين نيز همچنان مسألة روز است.
كاملاً روشن است كه هر چه بين وضعيت منفي و شرايط برابري وتعادل، فاصلة بيشتري باشد، آن وضعيت منفي يا ضعف موجود تأثير بيشتر وحضور قوي تري در ضمير انسان خواهد داشت . آن احساس خودكم بيني كه در رابطه با اين وضعيت به وجود مي آيد آن چنان شدت مي يابد كه خود باعث وخامت بيشتر شرايط اوليه و بدين وسيله فاصلة آن با عوامل جبران كننده بيشتر مي شود. در چنين شرايطي است كه احساس حقارت وخود كم بيني كه در ابتدا فقط نوعي بازتاب حالت نقص و جبران اوليه است،كم كم از منشأ خود فاصله گرفته و به گونه اي مستقل خود را نشان مي دهد.
اين نوع احساس حقارت ثانوي كه در”شرح حال” مشکل هر بیمار روان نژندي به چشم مي خورد، خود مشكل مضاعفي محسوب ميشود كه اگرچه جنبة ذهني دارد اما فاصلة موجود بين وضعيت اوليه و عوامل جبران كننده را عميق تر كرده و در مسير رفع موانع، مشكلي ديگر بر علّت اوليه مي افزايد. در اين فرآيند همين احساس حقار ت ثانويه باعث مي شود كه اعتماد به نفس و احساس امنيتي كه از به دست آوردن تعادل در شرايط عادي ايجاد مي شود، ديگر كفايت نكرده و ميزان و حدود جبرا ن طلبي تغييركند.

اینترنت و بشریت

شنبه, 10 مارس, 2012

این مطلب برای من بسیار قابل توجه و مهم بود و به همین دلیل به جای بخش مقالات اجتماعی در وبلاگ می آورمش که خوانندگان بیشتری دارد.

به علت طولانی بودن مطلب هم،امروز به همین یک مطلب بسنده می کنم ،به این امید که با تمرکز و به دقت بخوانیدش:

 

عصر ايران، هومان دورانديش – پروفسور يحيي كمالي پور، رئيس دپارتمان ارتباطات و مدير مركز مطالعات جهاني دانشگاه پوردو آمريكا و همچنين سردبير نشريه گلوبال ميديا است. كمالي پور چهره اي واجد صلاحيت براي بررسي جوانب گوناگون موضوع ” دموكراسي و اينترنت ” است. وي اگرچه فضاي اينترنت را ذاتاً دموكراتيك مي داند، ولي به اين نكته نيز اشاره مي‌كند كه در حال حاضر اكثر مردم جهان، يا لااقل اكثر مردم جهان سوم، به اينترنت دسترسي ندارند و هم از اين رو دموكراسي الكترونيك در عموم كشورهاي جهان، رويايي است كه تحقق آن را بايد در آينده انتظار كشيد. متن زير گفتگويي است با اين استاد ارتباطات درباره مقوله دموكراسي و اينترنت به طور عام و مفهوم دموكراسي الترونيك به طور خاص.

***

  
تعریف شما از دموکراسی الکترونیک چیست؟ اساساً آیا چنین پدیده ای در جهان شکل گرفته است؟

دموکراسی در واقع به معنای “دوری جستن از استبداد و خود کامگی و برقراری عدالت و آزادی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، رسانه ای و دینی است”.  یکی از دستاوردهای انقلاب اطلاعاتی و فراگیرشدن ابزارهای الکترونیک – که ارتباط آزاد از طریق شبکه  جهانی اینترنت را برای بشر فراهم ساخته – فرو پاشی نظم کهنه ارتباطی حاکم برجهان و خاتمه دادن به سیر یک طرفه جریان اطلاعات از سوی غرب به شرق است.

علاوه بر آن، اینترنت – بر خلاف رسانه های سنتی-  دراختیار و کنترل یک صاحب مشخص و یا شرکت خاص نیست. در نتیجه امروز هر فرد، در هر نقطه از دنیا، با برخورداری از دانش و تکنولوژی می تواند قسمتی از اینترنت را مالک شود و از راههای گوناگونی که برای همگان فراهم است ( مثل بلاگ، “فیسبوک”، “مای اسپیس”،” توئیتر” و “یوتیوب” عملا وارد یک ارتباط تعاملی و دوسویه  شود و آنچه را که مایل است با دیگران در میان بگذارد از طریق نوشتار، گفتار و یا تصویر نشر دهد. این امکان بی سابقه را می توان دموکراسی الکترونیک نامید.  

  منتقدین این مفهوم معتقدند در شرایطی که بسیاری از مردم جهان هنوز به تلفن دسترسی ندارند، سخن گفتن از پیدایش دموکراسی اینترنتی، خیال اندیشی است. نظر شما در این باره چیست؟

از دیدگاه من، خیال اندیشی می تواند بار مثبتی نیز داشته باشد به خصوص اگر این خیال اندیشی شامل آرزوهایی مثل دنیایی بهتر برای بشر و رسیدن به جهانی متعادل تر، کم تنش تر، آگاهتر و آزاد تر باشد. باید امیدوار بود و خیال های خوب را پرورش داد. البته هنوز اکثر مردم جهان، به خصوص در کشورهای در حال توسعه و یا جهان سومی، از وسائل الکترونیک و دسترسی به شبکه جهانی اینترنت بهره مند نیستند ولی در افق آینده می توان به روشنی دید و امیدوار بود که آنان نیز در آیندهای نه چندان دور از این انقلاب ارتباطاتی بهره مند خواهند شد.

    آیا دموکراسی الکترونیک شکل خاصی از دموکراسی مستقیم است یا اینکه خود نوع تازه ای از دموکراسی است؟

بر اساس آنچه در ابتدا گفتم، دموکراسی در هر زمینه ای تابع مولفه هایی است که جهانی هستند. من در علوم سیاسی و اجتماعی متخصص نیستم، ولی از دیدگاه ارتباطاتی به جریان آزاد خبر و اطلاعات ارج می گذارم و بر این باورم که هیچ کشوری نمی تواند از آزادی سخن بگوید مگر آنکه رسانه هایش آزاد باشند.

 من منظور شما را از دموکراسی مستقیم و غیر مستقیم درک نمی کنم. دموکراسی، دموکراسی است؛ عدالت، عدالت است؛ انصاف، انصاف است  و … .

آنچه مهم است این است که منافع جمعی و یا ملی نباید فدای منافع گروهی، حزبی و شخصی گردد. من در هر شرایطی الویت را به منافع جمعی می دهم. متاسفانه این نکته در معادلات ارتباطاتی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گم شده و نیاز به بازنگری و توجه خاص دارد. به بیان دیگر نباید  منافع مشترک را که جزیی از منافع شخصی همگان است از یاد برد.

 آیا رای دادن اینترنتی عموماً به افزایش شمار رای دهندگان منجر می شود؟

آری و نه! در بین جوانانی که دسترسی به اینترنت دارند و دوست دارند در امور سیاسی و اجتماعی نقش آفرین باشند، برخورداری ازامکان رای دادن اینترنتی می تواند به افزایش حضور آنان در رای گیری منجر شود. کما اینکه در انتخابات ریاست جمهوری امریکا که  به پیروزی آقای اوباما منجر شد، شمار آرای جوانانی که از طریق اینترنت رای داده بودند افزایش چشمگیری داشت. ولی اینترنت را نمی توان در رابطه با میزان مشارکت افراد مسن تر جامعه به عنوان یک عامل تاثیر گذار مورد محاسبه قرار داد.

 اینترنت در کدام نقاط یا کشورهای جهان تاثیر بیشتری بر روی سیاست داشته است؟
 
 در کشورهایی که اینترنت بصورت یک رسانه جمعی عمل می کند و در دسترس عموم است تاثیر گذار بوده است.  مشارکت و تاثیر گذاری اینترنت بستگی به فراهم بودن آن ، میزان فراگیری آن  و دانش رسانه ای کاربران وسائل الکترونیک دارد.

 برخی معتقدند دموکراتیزه کردن رسانه اینترنت مهمتر از اینترنتی کردن دموکراسی است. نظر شما در این باره چیست و اساساً دموکراتیزه کردن اینترنت یعنی چه؟ آیا الان فضای اینترنت دموکراتیک نیست؟

به نظر من، فضای اینترنت دمکراتیزه و آزاد است ولی دخالت دولتها و نهادها ی ذی نفع در کنترل این شبکه جهانی، مانعی در راه استفاده بهینه از این کانال ارتباطاتی است. منظور من این نیست که تولید و نشر محتوا باید از یک آزادی کامل( بدون لحاظ کردن مساله مسئولیت اجتماعی) برخوردار باشد و مثلا دروغ پردازی و شایعه پردازی بلا مانع باشد. به قول ارسطو میانگین طلایی، بهترین گزینه است.

 آیا بمباران اطلاعاتی شهروندان از سوی سایت های اینترنتی، به سود تحقق دموکراسی است؟

آیا منظور از بمباران اطلاعاتی آگاه ساختن است یا گمراه کردن و یا پروپاگاندا؟ اگر هدف، مثبت و در راستای منافع جمعی و ملی باشد، چندان مشکل آفرین نخواهد بود.  ولی در هرحال، توازن در کمیت و کیفیت، بهترین روش است چه از طریق اینترنت و چه از طریق رسانه های سنتی. بدون شک هیچ نوع بمبارانی، چه اینترنتی و رسانه ای و یا تبلیغاتی موجب تحقق دموکراسی نخواهد شد.  دمکراسی یک فرایند فرهنگی، رفتاری و فکریست  که با تزریق و بمباران تحقق نخواهد یافت.

  آیا فراوانی اطلاعات در فضای اینترنت، مانعی بر سر راه تصمیم گیری سیاسی شهروندان نیست؟

اگر فرضا شما به یک میهمانی دعوت شده باشید که انواع و اقسام غذاها فراهم باشد ، مسلما دست به انتخاب خواهید زد. انتخاب شما  نیز بر اساس تجارب قبلی و ذائقه شخصی شما خواهد بود. این یعنی برخورداری از حق انتخاب. حال اگر به میهمانی دیگری دعوت شوید که  حق انتخاب شما به یک یا دو نوع غذا محدود شود و هیچیک نیز باب طبع شما نباشد چه می کنید؟  آیا گرسنگی را ترجیح می دهید یا آنکه از بین آن دو یکی را انتخاب کرده و خود را سیر خواهید کرد؟

واقعیت این است که انسانها نیازها و ذائقه های گوناگون دارند و نباید انتظار داشته باشیم که همگان نیز آنچه من و شما می پسندیم را دوست داشته باشند.  بلکه باید به خواست و ذائقه آنها احترام گذاشت. با مطرح کردن این مثال، من فکر نمی کنم که حجم اطلاعات تاثیر معکوسی در تصمیم گیری داشته باشد.  بقول خودمان، “دانستن، توانستن است” و “توانا بود هرکه دانا بود.”

مهم ترین وجوه مثبت و منفی تاثیر اینترنت بر سیاست چیست؟

قرار نبود که مرا وارد معرکه اسفبار سیاست کنید که در آن منافع شخصی و گروهی بر منافع ملی و جمعی ارجحیت دارند. من شک ندارم که شبکه جهانی اینترنت، اگر به صورت فعلیت تداوم پیدا کند، تاثیرات مثبتی در اشاعه دموکراسی در اقصی نقاط دنیا خواهد داشت.

 افشای اسناد محرمانه و مکاتبات دیپلماتیک آمریکا که گروه افشاگر ویکی لیکس چندي پيش بخش هایی را منتشرکرده، نمونه بارزی از فضای آزاد اینترنت است.  البته استفاده از این فضای آزاد به وسیله افراد و گروه‌های تروریستی و دزدان سایبر می تواند مشکل آفرین باشد.

 بدون شک هیچ شرایطی و هیچ تکنولوژی نمی تواند همیشه ایده‌آل و مطلوب  باشد.  ولی‌ در نهایت «آزادی و دانایی به از استبداد و نادانی است.»