برچسب ها بـ ‘خودکامه’

نقد و تحلیل جباریت 11

یکشنبه, 22 سپتامبر, 2019

اين تنها آدم هاي احمق و خودخواه و يا افراد خودكامه هستند كه مي توانند آن قدر ترسو و بزدل باشند كه نخواهند اقرار كنند زماني آنان نيزترس را تجربه كرده اند. چرا كه ترس رايج ترين دريافت حسي است كه عموم مردم آن را تجربه مي كنند. از طرف ديگر هراس موضوع ديگري است كه مي بايست آن را از ترس به وضوح متمايز كرد . مفهوم ترس،ارزيابي كم و بيش واقعي از ميان خطرات احتمالي در يك موقعيت خاص است،در حالی که مفهوم هراس انعکاس وضعیت انسان در یک موقعیت خاص است كه آن موقعيت الزاماً خطرناك نيست، ولي به علت هراس، منجر به ادراكي ناقص، مخدوش و جهت دار مي شود . ترس، زادة ادراك است. در صورتي كه هراس ادراكي را پديد مي آورد كه توجيه كنندة اين حالت باشد . گسترة ترس، متناسب با حدود و اندازة خطرات احتمالي محدود است، در حالي كه هراس همان گونه كه اشتباه و خطا كردن حد و اندازة خاصي ندارد، نامحدود است.

نقد و تحلیل جباریت 3

یکشنبه, 28 جولای, 2019

در میان هر ملتی هزاران هیتلر و استالین بالقوه وجود دارد.ولی با این حال،به ندرت یکی از اینها موفق می شود تا مرحله کسب قدرت مطلق پیش رود و به اشتیاق رام نشدنی اش برای همتایی با خدایان نائل آید.این توفیق به شرایط و وضعیت اقتصادی،اجتماعی و سیاسی بستگی دارد.فی المثل،می توان موقعیتی را تصور کرد که در آن،زندگی اکثریت ملت زیر فشار باشد و مردم از این وضعیت اضطراری به شدت احساس اهانت و تحقیر کنند و قشر حاکم به دلیل خطراتی که می تواند متوجه امتیازات و یا مواضع قدرتش بشود،قادر یا مایل به رفع و رجوع مشکلات نباشد.در این وضعیت، مردم که به جز در مورد نیازمندی های ناگزیر زندگی طاقت فرسای روزمره،معمولا بین نوعی بی اعتقادی قضا و قدری و عصیانهای خسته و پراکنده در نوسانند،سرانجام به تب اشتیاق یک منجی مبتلا می شوند،منجی ای که بیاید و در یک چشم بر هم زدن،همه چیز را روبراه کند.
و بدین سان ،مردمی که به جای تلاش و کوشش در جهت تغییر و بهبودی وضع خود،به ظهور معجزه دل می بندند و انتظار آن را می کشند،سرانجام معجزه گران را نیز به قدرت می رسانند و آنان نیز به سرعت به جبارانی خودکامه بدل می شوند.

گلی در مرداب

دوشنبه, 8 آوریل, 2013

من جز موسیقی اصیل ایرانی از هیچ نوع دیگر موسیقی خوشم نمیاد.

فکر می کنم انواع دیگر موسیقی های موجود ایرانی مثل مردابی می مونند که سعی دارند موسیقی اصیل ما را مثل یک مرداب در خود فروبرند و نابودش کنند.

اما اگر مثلا به مرداب بندر انزلی رفته باشید می بینید که چه نیلوفر های زیبایی را در خودش پرورش داده!

در داخل انبوه موسیقی های وارداتی و ترانه های غریبه با فرهنگ ما،بعضا شعرها و ترانه هایی پیدا می شوند که حکم همان گل زیبای نیلوفر درون مرداب را دارند.

به شعر زیبای ترانه “تصور کن” آقای سیاوش قمیشی توجه بفرمایید:

تصور کن، اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون، خوشبخت خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت، ارزش نیست
جواب همصدایی ها، پلیس ضد شورش نیست
نه بمب هسته ای داره ،نه بمب افکن ،نه خمپاره
دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین، جا نمیزاره
همه آزاد آزادن
همه بی درد بی دردن
تو روزنامه، نمی خونی
نهنگا خودکشی کردن
جهانی رو تصور کن ،بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خودکامه، بدون وحشت و تابوت
جهانی رو تصور کن، پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه ،پر از تکرار آبادی
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش، گلو پر میشه از سرمه
تصور کن جهانی رو که توش زندان، یه افسانه س
تمام جنگای دنیا شدن ،مشمول آتش بس
کسی آقای عالم نیست
برابر با همن مردم
دیگه سهم هر انسانه
تن هر دونه گندم
بدون مرز و محدوده
وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو می تونی، بشی تعبیر این رویا