برچسب ها بـ ‘خلقیات’

کلید توسعه ایران 36

چهار شنبه, 1 جولای, 2020

عرض بنده این است که به ابتکارات،ابداعات و خلاقیت های فکر انتقادی و تحول خواهی به شکل حرفه ای،مدیریتی و تعلیم و تربیتی نیاز داریم. ما به کنشگران تعلیم و تربیت نیاز داریم که اصلاخات ساختاری آموزش و پرورش را دنبال کند. لازمه این جریان،تقویت نهاد های تخصصی،غیر دولتی و مدنی و شناسایی و تقویت ظرفیت های محلی است. ما باید به یک تعلیم و تربیت موثر برسیم،نه تعلیم و تربیت کارکردگرایانه ای که ارزش افزوده برای جامعه ندارد. چنین تعلیم و تربیتی اگر روی مسیر خودش قرار گیرد و از این بوروکراسی دولتی آزاد شود به دامان جامعه و اجتماع محله ای برگردد و شکل حرفه ای و تخصصی بگیرد،می تواند در خلقیات ایرانی موثر باشد و از پس بسیاری از مسائل ایران برآید و در اصلاح شخصیت ملی موثر باشد.
نی نواز با نی نواختن،نی نواز می شود،معمار با ساختن،معمار می شود و فرزندان ما هم با آموختن،شکوفا و متحقق با زندگی در مدرسه و کلاس ها،زیستن باهم از طریق گفت و شنودها،حل مسئله،بازی و مشارکت در مدرسه و همکاری های بین اولیا و مربیان.
اجتماعات یادگیری که خود بچه ها ایجاد می کنند و یاد می گیرند که خودشان را به ارزیابی بگذارند و با تسهیم کردن کارهای جمعی،استعدادهای خودشان را پیدا می کنند و در واقع یک نسل سازنده می شوند.

کلید توسعه ایران 35

چهار شنبه, 24 ژوئن, 2020

آموزش و پرورش ما دچار ناکارآمدی و نااثربخشی است و چه بسا این به نقطه بحران نیز برسد. ما فاقد تعلیم و تربیتی نافذ،عمیق،اثرگزار،آینده نگر،افق گشا،خلاق،انتقادی و سازنده هستیم.
ما راه حلی جز کنش نداریم.اگر فقط بنشینیم و از ساختارهای بد بگوییم و همه چیز را از خود به بیرون و ساختار احاله کنیم و مدام به ساختارهای بد فرافکنی کنیم و از مسئولیت هایمان برای اصلاح این ساختارها شانه خالی کنیم،این یعنی پایان تعلیم و تربیت و شکست تعلیم و تربیت.
ما نیاز به امید اجتماعی،امید اخلاقی و معرفتی و امید به کنش تعلیم و تربیت داریم.
دورکیم در کتاب آموزش و پرورش اخلاقی می نویسد:
ما برای داشتن جامعه سالم نیاز به تربیت شهروندان سالم،توانمند،مشارکت جو،خلاق و مسئولیت پذیر و نیز ارتقای شرایط زیست جامعه داریم.
دموکراسی صرفا داشتن انتخابات و مجلس نیست،دموکراسی فقط قانون اساسی نیست،بلکه روح دموکراسی عقلانیت،اخلاق،درک صلح آمیز و رفتار صلح آمیز با خود،طبیعت و دیگران است.
دموکراسی با آموزش مدنی و خلقیات مدنی برپا می شود که انسان ها به یکدیگر احترام بگذارند،باهم گفتگو کنند وبه مسئولیت های انسانی خود توجه کنند.این برعهده آموزش و پرورش دموکراتیک است.

کلید توسعه ایران 32

چهار شنبه, 27 می, 2020

آقای مسعود فراستخواه در مطلبی تحت عنوان “آموزش و پرورش و خلقیات ایرانی” می فرماید:
ما ملتی با هوش متوسط در سطح جهان بوده ایم،اما بنا بر تحقیقات و مطالعات انجام شده طی سال های گذشته،بهره هوشی ایرانیان کاهش یافته است.بحث مطرح در این زمینه آب رفتن هوش ایرانی است. چگونه ذخیره ژنتیکی جامعه کم می شود؟
مثلا وقتی به هوش های چندگانه گاردنر مراجعه می کنیم می بینیم ما در این سرزمین نمی توانیم شکوفایی هوش های چندگانه را در فرزندان این سرزمین فراهم کنیم،وضعیت غالب مدارس چه بسا خلاقیت آنها را از بین ببرد و یا شیوه هایمان به گونه ای است که روحیه همیاری یا تفکر انتقادی و دیگر قابلیت های عالی انسانی را چندان نمی تواند رشد بدهد.

نقد و تحلیل جباریت 19

یکشنبه, 24 نوامبر, 2019

قبلاً يادآور شده ام كه پيدايش “خودکامگی و استبداد” دستاورد شرایط اجتماعي خاصي است . اگرچه بررسي و تحليل اين وضعيت بر عهدة جامعه شناسي است و موضوع مطالعة ما نيست، اما برخي از جنبه هاي اين پديده كه روان شناختي است و هم چنين جنبه هايي كه به نحوة رفتار فرد درجامعه مربوط مي شود را مي توان بررسي كرد . نظام خودكامگي و استبداد نمي تواند هرگز بدون رضايت (حداقل) گروهي از مردم استقرار يابد.استبداد و خودكامگي در ابتداي گستراندن سيطره اش و هم چنين درمسير صعود به قدرت همواره از حمايت جمع كثيري از مردم برخوردار بوده
است. از اين رو ميتوان شرايط را اي نگونه رسم كرد:
گروهي از مردم آرزومندانه منتظر ظهور فردي مقتدر و توانا هستند تا در زير ساية او آرامش پيدا كنند . اين گروه از مردم بي صبرانه مشتاق اند تا به محض يافتن چنين فردي تمامي آزادي و اختيارات خود را به او تفويض كنند. آن ها آزادي و اختيارات خود را به كسي واگذار مي كنند كه به شهادت مكرّر تاريخ هرگز نمي توانند آن را بازپس گيرند . با آن كه اين گروه از مردم شديداً خواهان اعمال قهر و خشونت هستند ، ولي در رابطه با زندگي خصوصي خود، اعمال خشونت را هرگز تأييد نمي كنند چگونه مي توان چنين وضعيتي را توجيه كرد؟ تا زماني كه به علل اين نوع نگرش و رويكردها پي نبريم، ريشة رواني استبداد را نمي توانيم بشناسيم. براي يافتن علت دزديدن نان توسط فردي گرسنه نيازي به روان شناسي نداريم . هم چنين براي فهم اين نكته كه چرا آدم قدرت طلب به هر وسيلة ممكن درصدد تصاحب قدرت است نيز نياز چنداني به روان شناسي نيست . اما وقتي كسي حاضر است از فرط گرسنگي بميرد ولي دست به دزدي نزند و يا به چماقي كه بر سرش فرود مي آيد به چشم عصاي اعجازگر نگريسته و آن را مي بوسد، براي فهم و توضيح چنين حالاتي به روا نشناسي شديداً نيازمنديم بيان و توصيف خلقيات مردمي، كه ولتر توقع داشت تاريخ آن ها را به نگارش درآورد، شايد مي توانست بخش هايي از مشكل مذكور را براي ما حل كند، چرا كه از بين آن ها توصيف ها شايد مي توانستيم اسناد و مداركي را كه براي بررسي موارد ذكر شده لازم است استخراج كنيم، اما افسوس كه چنين تاريخي هرگز نوشته نشده ا ست و با وجود زياده گويي هاي بسياري كه در خصوص مردم وجود دارد، كشف “چگونگی مقوله مردم” همچنان با كمبودهاي بسياري روبروست . زندگي روزمره اي كه تمام مردم در آن سهيم اند، هنوز زمينة بكري است كه به اندازة كافي مورد بررسي و تحليل قرار نگرفته و اگر جسته گريخته كا ري انجام شده از نظم و انسجام لازمبرخوردار نيست . پرواضح است كه مشاهدات روان شناختي موجود در اين خصوص نيز براي تحليل همه جانبه كافي نيست، اما ما مجبوريم كه “علی الحساب” به همين يافته ها بسنده كرده و از آن ها به عنوان مواد و مصالح كار در اين مطالعه استفاده كنيم.