برچسب ها بـ ‘خاورمیانه’

مقالات 103

یکشنبه, 30 جولای, 2017

دکتر محمود سریع القلم 2

آمریکا به صد کشور اسلحه می‌فروشد و 33 درصد کل تسلیحات جهان را می‌فروشد ضمن اینکه 47 درصد فروش اسلحه آمریکا فقط به کشورهای خاورمیانه است. آمریکا و چین از نظام بین‌الملل فعلی بخوبی برای اقتصاد خود استفاده می‌کنند. همه کشور‌ها از ریز و درشت در پی راهبردی هستند تا درآمد‌‌های ملی و مزیت‌های نسبی خود را دائماً گسترش دهند. ایران کجای این روند مسلط جهانی است؟

کنفرانس اخیر امنیتی مونیخ، چرخش‌های جدیدی را در قبال ایران نشان می‌دهد. عربستان، اسرائیل و ترکیه هر آنچه خواستند علیه ایران روا داشتند. اگر همکاری فعلیِ نظامی و دیپلماتیک عربستان و اسرائیل از حالت توافقی به مرحله حقوقی و رسمی تبدیل شود، محیط امنیتی و سیاست خارجی ایران با واقعه مهمی روبرو می‌شود. بنظر می‌رسد انرژی اصلی تقابل با ایران هم‌اکنون از ناحیه خود منطقه است و آمریکا مکانِ تنظیم، تصمیم و چتر عملیاتی این تقابل است. اگر واکنش ایران در کنفرانس مونیخ را تحلیل محتوا کنیم، حکایت از پدیده‌ای می‌کند که در علم روابط بین‌الملل به آن “قربانی شدن ” می‌گویند. ما از آن جمع سیاسی و امنیتی درخواست کردیم: با ما مهربان باشید. به ما احترام بگذارید. لطفاً دیگر تحریم نکنید. ما اهل دیالوگ هستیم. روش‌های حل اختلاف باید دیپلماتیک باشند. ما همیشه از خود دفاع خواهیم کرد.

ضمناً 278 سال است به کشور دیگری حمله نکرده‌ایم. این ادبیات آمیخته با مهر و محبت و اخلاق حتی در سیاست داخلی کشورها مانع از اقدامات مخالفان نمی‌شود چه برسد در محیط سنگلاخ سیاست جهانی. درست یا غلط، تصویری که در جهان از ایران وجود دارد، تصویر سخت افزاری است و نه نرم افزاری. جالب اینکه حتی ترکیه که بسیار از روابط دوجانبه اقتصادی بهره برده، تصویری سخت افزاری از ایران دارد که در کنفرانس مونیخ از خود بروز داد.

ایران و ایرانی 124

چهار شنبه, 15 مارس, 2017

انسان یا سیستم‌ها، چه به لحاظ فردی و چه به لحاظ اجتماعی و ملی، وقتی از کارهایشان جواب می‌گیرند که تمرکز داشته باشند؛ برای مثال اگر فردی بگوید من در 15 جا مشاورم، و در حال گرفتن سه فوق‌لیسانس هستم و در شش شرکت هم کار می‌کنم، چه اتفاقی برای مغز او می‌افتد؛ مغزی که توجهش در 30 جا پخش شده است. یکی از کارهای مهمی که انسان باید انجام دهد، خواندن بیوگرافی است. از پیکاسو بگیرید، تا انيشتین، کِنِدی، فارابی، سهروردی، مطهری، چرچیل و چارلز دیکنز، همه در زندگی تمرکز داشته‌اند. در ایران، توجه در حکمرانی خیلی پخش است.

می‌خواهم از این اصل علمی برای بیان مطلبی استفاده کنم. ما انرژی قابل‌توجهی برای افزایش نفوذ ایران در خاورمیانه گذاشته‌ایم. این حق ماست؛ اما این موضوع زمانی می‌تواند تداوم پیدا کند که انرژی حداقل مساوی را هم در داخل صرف كنيم. در جلسه مرکز تحقیقات عرض کردم، ما نمی‌توانیم بگوییم می‌خواهیم نفوذمان در منطقه پایدار باشد، اما 19 هزارنفر در سال در جاده‌های ما کشته شوند. نرخ تورم 30درصدی داشته‌ باشیم و بخواهیم ژئوپلیتیک منطقه را تعیین کنیم؛ اینها با هم تناسب ندارند. الان به آلمان‌ها فشار می‌آورند که بودجه سیاست‌خارجی را پنج درصد زیاد کنید. می‌گویند علاقه‌ای نداریم؛ اولویت ما اقتصاد آلمان است. از سال 2008 به بعد که بحران مالی در دنیا بود، آلمان‌ها نه‌تنها مشکلی نداشتند، بلکه آنقدر پس‌انداز داشتند که بتوانند مشکلات یونان، پرتغال و اسپانیا را هم حل کنند، ضمن اینکه نرخ تورم‌شان را هم زیر دو درصد حفظ کردند، بالای 200میلیارد یورو هم پس‌انداز دارند. تناسب بین قدرت داخلی و قدرت خارجی خیلی تعیین‌کننده است.

ایران و ایرانی 107

چهار شنبه, 29 ژوئن, 2016

پیشرفته‌ترین کشور در آمریکای‌لاتین از لحاظ قرارداد اجتماعی، شیلی است. مکزیک در 20سال گذشته، رشد غیرقابل تصوری در ایجاد یک قرارداد اجتماعی داشته ‌است و همین‌طور آرژانتین. وقتی قرارداد اجتماعی در داخل یک کشور شکل می‌گیرد، به همان تناسب تضادهای داخلی بسیار کم می‌شود و انرژی آن کشور صرف تولید قدرت می‌شود. هند و چین مدت‌هاست به این مرحله رسیده‌اند.

ژاپن بیش از یک قرن است که این حالت را به خود گرفته است. اما در خاورمیانه، به ندرت قرارداد اجتماعی داریم. به ندرت دولتی داریم که ظرفیت آن ‌را داشته باشد در چارچوب قرارداد اجتماعی مسائل خود را تعریف کند و منابع ملی را در چارچوب قرارداد اجتماعی به استخدام بگیرد. برای همین است که در خاورمیانه، ما این همه تضاد داریم؛ چراکه برای تحقق این مسئله، فرایندهای طولانی در پیش داریم؛ برای مثال، مصر باوجود اینکه کشور بسیار قدیمی و کهني است، اما مصری‌ها درباره مواردي از اين دست كه از مصر چه تعریفی دارند و چگونه می‌خواهند ثروت تولید کنند و ماهیت روابط خارجی آنها چیست و جایگاه مفاهیمی کلیدی مانند دولت، دین، زمان، آینده، حقوق مردم یا بخش خصوصی کجاست، به تعریف‌های مشترک نرسیده‌اند. انسان هم همین‌گونه رشد می‌کند: هر انسانی که تعاریف دقیقی از مسائل داشته باشد، انسان متعادل‌تری است. برای همین، هرچقدر تعاریف ما، چه فردی و چه اجتماعی، کلی‌تر باشد، تضاد خواهیم داشت.

هرچقدر جزئی‌تر باشد تضاد ما کمتر خواهد بود. شما اگر نصف روز با یک ژاپنی، معاشرت کنید، دقیقا می‌فهمید او چه رنگی را دوست دارد و تفریح برای او چه معنایی دارد، برای آینده خودش چه چارچوبی ترسیم کرده است و چه تناسبی بین خود، جامعه و کشورش وجود دارد. حتی اگر یک آدم معمولی باشد. چون او به این تعاریف رسیده‌ است، در درون خود به یک صلح درونی رسیده‌ است و در چارچوب آن تعاریف، زندگی می‌کند. در خاورمیانه به دلایل پیچیده تاریخی، ما انسان‌های کلی و داراي کشورهایی با تعاریف کلی هستیم. انسان‌ها و جوامعی که خیلی کلی حرف می‌زنند، در یک دایره بسته متوقف هستند.

ایران و ایرانی 106

چهار شنبه, 15 ژوئن, 2016

منطقه خاورمیانه در نظام بین‌الملل امروز، تنها منطقه‌ای است که حداقل همکاری و ائتلاف و نزدیکی منافع کشورها در آن مشاهده می‌شود. از نظر اقتصادی حداقل هم‌گرایی در اين منطقه وجود دارد. از نظر سیاسی، سوءتفاهم و تضاد بنیادی بین کشورها در این منطقه وجود دارد. به لحاظ نظامی هم، کشورها استراتژی‌های مستقل ملی خودشان را دارند.
همکاری‌های فرهنگی و اجتماعی وجود دارد، اما به اندازه‌ای نیست که کشورها را به هم نزدیک کند. براساس وضعیتی که بین کشورهای این منطقه وجود دارد، می‌توانیم بگوییم پرتضادترین منطقه در جهان، خاورمیانه است.

به لحاظ علمی و نظری، ریشه این تضاد در این است که هنوز در بسیاری از این کشورها فرایندهای کشور- ملت‌سازی تحقق پیدا نکرده یا ناقص است یا در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و مدت‌ها طول خواهدکشید تا اینکه کشورها به انسجام ملی و حل‌وفصل موضوع هویت در نهادهای اجتماعی‌شان برسند.
ترکیه در مقایسه با دیگر کشورهای خاورمیانه، به مبانی ملت‌سازی و کشورسازی از همه نزدیک‌تر است. هرچند ترکیه هم در حال تکامل و تعمیق کشور- ملت‌سازی در داخل است. در آسیا و آمریکای لاتین، اکثر کشورها از خود، جامعه و جهت‌گیری کشورشان، تعریفي دارند؛ مثلا در کشوری مانند کره‌جنوبی بالای 90درصد مردم، اکثریت هیأت حاکمه، بخش خصوصی، سندیکاهای کارگری و جامعه روشنفکری، درباره تعریف‌شان از کره، اقتصاد، روابط‌خارجی و بنیان‌های قدرتمندشدن، به اجماع رسیده‌اند.
به لحاظ نظری، به این، قرارداد اجتماعی می‌گوییم. وقتی‌در یک کشور قرارداد اجتماعی تحقق پیدا کرد، تضادهای درونی آن کم می‌شود و به‌طور طبیعی تضادهایش با محیط خارجی خود را هم به حداقل می‌رساند. عموم کشورهای آمریکای‌لاتین این وضعیت را دارند.

ایران و ایرانی 102

چهار شنبه, 2 مارس, 2016

اگر در كشور 5هزار خارجي زندگي كنند، ناگزير هستيم فرودگاه و جاده را اصلاح و آلودگي هواي تهران را رفع كنيم. به اين ترتيب جهاني شدن راهي براي توسعه است. همچنين توسعه‌يافتگي را بايد مردم و حكمرانان بخواهند و از اين منظر توسعه، مفهومي خاص و وابسته به عوامل دروني يك كشور است. حكمرانان بايد تصميم بگيرند كه كشور پيشرفت كند و ميان جريان‌ها ميانجي باشد.
به عنوان مثال حزب كمونيست چين سعي مي‌كند از ميان جريان‌هاي تجاري، بانكي، صنعت، كشاورزي و ‌آي‌تي به استراتژي ملي برسد البته همچنان مي‌كوشد بين آنها تفاهم ملي ايجاد كند. اين نقشي است كه حكمرانان در توسعه ايفا مي‌كنند.
بين‌المللي شدن، فعاليت متمركز و تخصصي، تفكيك قدرت اقتصادي از قدرت سياسي، تبادل با بازارهاي كار، سرمايه و فناوري، پشتيباني طبقه متوسط و اقشار حرفه‌يي جامعه را ازجمله عوامل تحقق توسعه يافتگي در يك كشور است.
حكومت چين امروز به پشتوانه نويسندگان، كارآفرينان، مهندسان و متخصصان اداره مي‌شود و در اين كشور هر شخص گردش مالي بالاي 2ميليارد دلار داشته باشد، مي‌تواند در مشورت‌هاي حزب كمونيست مشاركت كند.
زماني اردوغان از كووچ (يكي از سرمايه‌داران بزرگ تركيه) خواست طرحي براي دوبرابر شدن ثروتش ارايه دهد زيرا با دوبرابر شدن ثروت او 1.5ميليون شغل در كشور حاصل مي‌شود. اين تفكر يك سياستمدار است كه آينده تركيه را تحت تاثير قرار داده است.
تنها 6درصد مبادلات تجاري خاورميانه بين كشورهاست و 90درصد آن با بيرون منطقه است كه بحراني امنيتي براي كشورهاي خاورميانه است.
مي‌توانيم ده‌ها كنفرانس براي تفاهم در مسايل امنيتي و آينده يمن و ديگر كشورها با كشورهاي عربي برگزار كنيم اما تا زماني كه ارتباط اقتصادي برقرار نكنيم نمي‌توانيم مسايل سياسي را با اين كشورها حل كنيم.

ایران و ایرانی 96

چهار شنبه, 9 دسامبر, 2015

اما حدود یک‌چهارم رقابت‌های ژئواستراتژیک و استراتژیک مربوط به منطقه خاورمیانه است، در حالی که آفریقا از مناطق نسبتاً امن دنیا محسوب می‌شود، جایی که زمینه کار و فعالیت در آن روز‌به‌روز گسترش پیدا می‌کند، گرچه کُند است اما در حال توسعه است. جمعیت آفریقا در سال 2050 یعنی 35 سال آینده، از یک میلیارد و 30 میلیون نفر فعلی به دو میلیارد نفر خواهد رسید. شما تصور کنید اگر ما به 30 سال آینده ایران فکر کنیم با توجه به نزدیکی جغرافیایی‌ای که بین ایران و آفریقاست، چه زمینه‌های سرمایه‌گذاری و کار و فعالیتی برای کارآفرینان ایرانی در آفریقا وجود دارد.

پیش‌بینی درباره جمعیت جهان در داووس امسال بسیار جذاب بود. طبق آمار ارائه‌شده در سال 2100 میلادی، جمعیت غرب حدود 10 درصد از جمعیت جهان خواهد بود و 80 درصد جمعیت جهان در آسیا و آفریقا خواهد بود.
این به نظر من می‌تواند خبر بسیار مهمی برای آینده اقتصاد ایران باشد. اگر بتوانیم طبق این دورنما برنامه‌ریزی کنیم، در 30 سال آینده، 500 میلیون نفر به طبقات متوسط در آسیا اضافه خواهد شد و به همین دلیل است که در داووس سه میزگرد در رابطه با تولید غذا و امنیت غذایی برگزار شد. تولید غذا در سطح جهانی موضوع بسیار مهمی است که در حال مکانیزه و حرفه‌ای شدن است. شرکت‌های آسیایی زیادی در آفریقا زمین خریده‌اند و مواد غذایی تولید می‌کنند.

چون بسیاری از کشورهای آسیایی کوچک هستند ترجیح می‌دهند از زمینی که دارند بیشتر برای صنعت استفاده کنند و فعالیت کشاورزی هم زمین گسترده می‌خواهد؛ بنابراین شرکت‌های آسیایی در شرق آفریقا زمین خریده‌اند و با کارگر بسیار ارزان و کاشت غله نیازهای خودشان را تامین می‌کنند و بقیه را در بازارهای جهانی می‌فروشند. در حال حاضر عربستان سعودی از طریق بخش خصوصی برای تولید غذا در آفریقا و پاکستان سرمایه‌گذاری جدی کرده است، چون هم قرابت جغرافیایی دارد و روابط بسیار خوبی بین عربستان با کشورهای آفریقایی و پاکستان وجود دارد که نیروی کار ارزان و امکانات بسیار زیاد دارند و امنیت غذایی را تامین می‌کنند. مساله بعدی در مورد چالش‌های جهانی، کمبود آب است که همه کشورها این را جزو موارد مهم برنامه‌ریزی‌های کلان و توجه به ساختارهای عمرانی برای تامین آب قلمداد کرده‌اند. من طی سال‌های اخیر به هیچ کنفرانس بین‌المللی نرفتم مگر اینکه در آن حداقل 20 درصد از مسائل و چالش‌ها به آب و محیط زیست مربوط نباشد. کشورها سرمایه‌گذاری‌های جدی می‌کنند، بعضی کشورها دیر وارد این جریان شدند ولی الان تقریباً همه کشورها برایشان جدی شده است.

ایران و ایرانی 95

چهار شنبه, 25 نوامبر, 2015

ایرباس یک نوع هواپیما را در آتلانتای آمریکا می‌سازد که خیلی هم مورد انتقاد اتحادیه اروپا قرار گرفته است ولی شرکت خیلی روشن گفته چون در جنوب شرق آمریکا تعدادی دانشگاه مثل جورجیاتک هستند که بهترین مهندسان را در شمال آمریکا تربیت می‌کنند، شرکت سازنده هواپیما هم باید همان‌جایی برود که این مهندسان هستند. دیگر این مساله ملیت و اینکه کجا این کارخانه زده بشود هیچ‌کدام مطرح نیست، مساله کارآمدی و در دسترس بودن بازار سرمایه و نیروی کار مهم است که این کمک می‌کند به شرکت‌ها که تصمیم‌گیری بکنند. چرا دوبی در خاورمیانه این اهمیت را پیدا کرده یا ترکیه با چنین رشدی مواجه شده است؟ به خاطر این است که ایجاد یک شرکت آسان است، فضای کسب‌وکار مهیاست، قوانین خیلی ساده مالیاتی دارد، قوانین روشن صادرات و واردات دارد، رفت و آمد به آنجا راحت است.
همه اینها کمک می‌کند که شرکت‌ها خیلی سریع‌تر تصمیم بگیرند. بی‌دلیل نیست که کشوری مثل سنگاپور که مساحتش تقریباً اندازه شهر تهران است، 230 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد که 60 درصد آن متعلق به های‌تک (فناوری پیشرفته) است، به خاطر اینکه ساختاری ایجاد کرده که بهترین‌های آی‌تی را در منطقه آسیا جذب می‌کند و در آنجا کار و تولید می‌کند. چالش بعدی در این رابطه رقابت‌های استراتژیک است. برای من خیلی جذاب بود که وقتی تقسیم‌بندی کردند مشخص شد کمترین رقابت استراتژیک و ژئواستراتژیک در دنیا مربوط به آمریکای لاتین است، یعنی کشورهای این منطقه بهترین روابط را با همدیگر دارند. به خاطر بحران اوکراین در منطقه شرق اروپا میان روسیه و اروپا رقابت وجود دارد، میان چین و همسایگانش نیز رقابت‌هایی به وجود آمده است.

ایران و ایرانی 95

چهار شنبه, 11 نوامبر, 2015

الان به قدری موضوع ملیت اهمیت خود را از دست داده که شرکت‌ها وقتی می‌خواهند تصمیم‌گیری کنند، می‌پرسند چه کسی در این رابطه دانش دارد. دیگر برایشان مهم نیست که آن شخص اهل کجاست، ملیت او چیست و به چه زبانی صحبت می‌کند و کجای دنیا زندگی می‌کند و برای همین هم هست وقتی استرالیا اخیراً با تهدیدات تروریستی روبه‌رو شد، دولت این کشور پس از آن از عده‌ای در کشورهای مختلف خاورمیانه از جمله مصر که افراد متخصص این جریانات هستند، درخواست مقاله تحقیقی کرده چون می‌گوید من خود دانش کافی در شناخت این افراطی‌گری‌ها ندارم، پس باید از آنان که تخصص و علم آن را دارند بیاموزم. این را تعمیم بدهید به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌هایی که در اروپا و آمریکا و حالا در خاورمیانه در کشورهایی مثل امارات و قطر زیاد شده است. شرکت‌ها و موسساتی که بهترین‌ها را استخدام می‌کنند و اصطلاحاً چه در حوزه‌های اقتصادی و چه مالی و سیاسی و اجتماعی ارزیابی مخاطره می‌کنند. (risk analysis)

ترکیه هم الان مدتی است به این سیستم گرایش پیدا کرده است و با موسسات و شرکت‌ها و دانشگاه‌ها در ارتباط است و نظرخواهی می‌کند که چطور بهتر تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی کنند. چالش بعدی که در داووس امسال مطرح شد، رشدی است که بتواند شغل هم ایجاد بکند. چالشی در سطح جهانی به وجود آمده که چون اتوماسیون و تولید دیجیتالی گسترده شده، نیاز به نیروی کار غیرتخصصی کمتر شده است. مثلاً شرکتی به نام اکولوس که سازنده هدست است، سال گذشته دو میلیارد دلار درآمد کسب کرد، کلاً این شرکت 75 نفر کارمند دارد. این یک چالش ساختاری است که در نظام تولید و سرمایه‌داری جهانی به وجود آمده است که نتیجه پیشرفت تکنولوژی است. در عین حال در کشورهای غربی کسانی که تخصص داشته باشند به راحتی کار پیدا می‌کنند.