برچسب ها بـ ‘خان و مان’

عارفانه ها 19

چهار شنبه, 22 آگوست, 2012

“ای عزیز… اندر این تمهید، عالم عشق را خواهیم گسترانید. هرچند که می کوشم که از عشق درگذرم، عشق مرا شیفته و سرگردان می دارد، و با این همه، او غالب میشود و من مغلوب. با عشق کی توانم کوشید؟!»

کارم اندر عشق مشکل میشـــود

خان و مانم در سر دل میشــــود

هرزمان گویم که بگریزم زعشق

عشق پیش از من به منزل میشود

… در عشق قدم نهادن، کسی را مسلم شود که با خود نباشد، و ترک خود بکند و خود را ایثار عشق کند. عشق آتش است، هرجا که باشد جزاو رخت دیگری ننهند. هرجا که رسد سوزد و به رنگ خود گرداند… کار طالب آنست که در خود، جز عشق نطلبد. وجود عاشق از عشق است، بی عشق چگونه زندگانی؟ »

 

عین القضات همدانی