برچسب ها بـ ‘خانقاه’

از میر رضی الدین آرتیمانی

دوشنبه, 6 نوامبر, 2017

خدایا به جان خراباتیان ،
کزین تهمت هستی ام وارهان
به میخانه ی وحدتم راه ده ،
دل زنده و جان آگاه ده
که از کثرت خلق تنگ آمدم ،
به هر سو شدم سر به سنگ آمدم
میی ده که چون ریزی اش در سبو ،
بر آرد سبو از دل آواز هو
از آن می که در دل چو منزل کند ،
بدن را فروزان تر از دل کند
از آن می که چون چشمت افتد بر آن ،
توانی در آن دید حق را عیان
از آن می که چون عکسش افتد به باغ ،
کند غنچه را گوهر شب چراغ
به انگور میخانه ره پوی آه ،
چه می خواهی از مسجد و خانقاه
سحر چون نبردی به میخانه راه ،
چراغی به مسجد ببر شامگاه
نیاری چو تو تاب دیدار او ،
ز دیدار رو کن به دیوار او
نبرده است گویا به میخانه راه ،
که مسجد بنا کرده و خانقاه

توفیق زیارت شیخ

سه شنبه, 31 ژانویه, 2012

از شیخ ابوالحسن خرقانی ،برایتان نوشته ام.

روز بیست و سوم آبان سعادت زیارت مقبره اش ،برای اولین بار نصیبم شد.

راه تهران تا کمی بعد از شاهرود را نه با پا که با دل پیمودم.هرچه نزدیکتر می شدم،بیقرارتر می گشتم و چون پا در صحن حیاط مقبره و خانقاه شیخ گذاشتم،یکسره آرام شدم!

به آرامی و با حضور دل محوطه حیاط خانقاه را طی کردم و از کنار مجسمه شیخ گذشتم و به بقعه اش وارد شدم.سکوتی رمزآلود در فضا حاکم بود و اولین چیزی که به چشمم خورد،دستور معروف شیخ بود که:

هرکس در این سرا درآید،نانش دهید و از ایمانش مپرسید.چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد،البته که به خوان بوالحسن ،به نان ارزد.

در آن کلبه عشق به خدا،سر بر مزارش نهادم و از او مددی خواستم تا خدا را آنگونه که شایسته خدایی است ،بشناسم.

و جایی از قول شیخ خوانده بودم که:

روز قیامت،من نتوانم که زیارتیان خود را شفاعت کنم که ایشان خود شفاعت دیگران کنند.

چنین باد.