برچسب ها بـ ‘خام’

شعری از این زیباتر سراغ دارید؟

دوشنبه, 17 آگوست, 2015

خوشتر از دوران عشق ایام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست
مطربان رفتند و صوفی در سماع
عشق را آغاز هست انجام نیست
کام هر جوینده‌ای را آخریست
عارفان را منتهای کام نیست
از هزاران در یکی گیرد سماع
زانکه هر کس محرم پیغام نیست
آشنایان ره بدین معنی برند
در سرای خاص، بار عام نیست
تا نسوزد برنیاید بوی عود
پخته داند کاین سخن با خام نیست
هر کسی را نام معشوقی که هست
می‌برد، معشوق ما را نام نیست
سرو را با جمله زیبایی که هست
پیش اندام تو هیچ اندام نیست
مستی از من پرس و شور عاشقی
و آن کجا داند که درد آشام نیست
باد صبح و خاک شیراز آتشیست
هر که را در وی گرفت آرام نیست
خواب بی‌هنگامت از ره می‌برد
ورنه بانگ صبح بی هنگام نیست
سعدیا چون بت شکستی خود مباش
خود پرستی کمتر از اصنام نیست

مواظب باش

دوشنبه, 9 فوریه, 2015

روزی از روزهای غفلت و خواب
به تماشای سبزه زار و گل رفتم
بی توجه به آنچه می دیدم
بی هدف به هر طرف رفتم
من در اندیشه های خام و بی حاصل
روی گل ها و سبزه ها رفتم
له نمودم هر آنچه بر سر راه
بود و من چه یورتمه ها رفتم
ناگهان صدایی از بن پا
آمد و چند قدم عقب رفتم
ناله گلی شکسته برگهایش
دیدم و به وضع زار رفتم
گفتمش نازنین چه رنجوری؟
من که با دیدنت ز حال رفتم
از من عاشق جمال و روی تو
خدمتی گر سزد بگو که من رفتم
گفت:خدمت تو بر جهان این است
که نگویی به کهکشان رفتم
ما همه اسیر این خاکیم
زیر پایت به زیر خاک رفتم
فکر خود باش چون تو هم رفتی
دل نسوزد که بی ثمر رفتم
زیر پای خود مراقب باش
من که ناکام از این جهان رفتم

آتش بدون دود 6

سه شنبه, 20 آگوست, 2013

 

سرت را بلند کن و فریاد بکش.صدای محکم بلند،از ایمان و اعتقاد خبر می دهد.فقط ترسوها ،دزدها،دروغگوها و خائنان سرافکنده و سر به زیر هستند.مرد با چشم و دهانش یکجا حرف می زند.

*****************************

اشتباه کردن گناه نیست،بر سر اشتباه پای فشردن،جرم است.

*****************************

با قلبت احساس کن،اما با قلبت فکر نکن!بگذار کمی دیگر هم تحمل کنیم،همانطور که صدها سال تحمل کرده ایم.غذای نیم پخته از خام بدتر است،زیرا خام فریب نمی دهد،اما نیم پخته می فریبد.

عارفانه ها 42

چهار شنبه, 6 فوریه, 2013

ای جوانمرد!

در این راه مرد باش

و در مردی فرد باش

و با دل پر درد باش… 

کار خام مکن و هر کاری کنی جز تمام مکن… 

در هوا و هوس مقام مکن

و هوا و حرص را بر خود رام مکن…

خام بدم،پخته شدم

دوشنبه, 24 اکتبر, 2011

سایه بدم،نور شدم،تا تو مرا یار شدی

خام بدم،پخته شدم،از تو دلم شاد شدی

طفل دلم،طاقت این بار نداشت

تا دل من تازه شود،قامت تو زار شدی

سالک هر راه بدم،خسته و بیمار شدم

ساکن پردیس شدم،تا تو به من جار شدی

سرد و سرافکنده بدم،سلسله جنبنده بدم

تا تو به من یار شدی،جان مرا نار شدی

تا دل من بهره برد،جان زخماری برهد

شمع شب تار شدی،بر سر بازار شدی

خوار شدی،زار شدی،خسته ز هر کار شدی

تا به رهایی برسم،تو به سر دار شدی

درخت خرمالو

سه شنبه, 18 اکتبر, 2011

در حیاط روبروی پنجره اتاق کار من درخت بزرگ خرمالویی،جلوه زیبایی به منظر من بخشیده است.

روزها در دقایقی از فراغت های کاری به درخت خیره می شوم و تغییرات روزانه اش را به خاطر می سپارم و از او درس می گیرم.در این دقایق به این می اندیشم که:

-چگونه روز به روز و به آرامی میوه های این درخت از کوچکی به بزرگ شدن و از رنگ سبز به تدریج به رنگ زرد و سپس رنگ نارنجی میل می کند و مزه اش از گس بودن به شیرینی شکر تبدیل می گردد.ما انسانها نیز باید در گذر زمان اینچنین باشیم و هر لحظه در تلاش برای تکامل و زیباتر شدن بیرون و درونمان  و پخته شدن باشیم.

بسیار سفر باید تا پخنه شود خامی

– دیگر اینکه این همه تغییر در اندازه و رنگ عوض کردن خرمالوها در راستای تکامل و شیرین شدنشان است.کاش ما آدم ها هم از هر فعالیت خود در راستای بیشتر بهره و شیرینی دادن به زندگی دیگران استفاده می کردیم و نه خدای ناکرده در راه………..

تا توانی دلی به دست آور