برچسب ها بـ ‘خالق’

همراه عارفان 4

چهار شنبه, 7 آگوست, 2019

زن در دیدگاه مولانا، تجلی رحمت پروردگار و اعلام حضور او در روی زمین است. در نظر مولانا زن در لطافت و تعالی چنان به خداوند نزدیك است كه گوئیا مخلوق نیست بلكه خالق است.
پرتو حق است آن معشوق نیست
خالق است او گوئیا مخلوق نیست
و آن آرامش و سكون و مقام امن كه خاص پروردگار است تنها در صحبت زن روی زمین حاصل می‌شود. هیچ موجودی به جز زن،روح بیقرار مرد را به ساحل آرامش نمی رساند.
پیامبر خدا،آنكه عالم مست گفتار او بود و سخنش آدمیان را عالم امن و آسایش بود باز به حمیرا می‌فرمود:
«كلمینی یا حمیرا»
یعنی :
«ای گل سرخ كوچك، با من سخن بگو».

دل نوشته 2

شنبه, 4 می, 2019

زندگی یک شوخی است!
شوخی خدا با انسان!
اخر مگر می شود بی اختیار به این دنیا بیایی،
و در مورد محل تولد و پدر و مادرت هم اختیاری نداشته باشی.
در مورد ماندن و یا رفتن از این دنیا هم اختیاری نداشته باشی.
و بین این امدن و رفتن اجباری هم الزام به یک سری بایدها و نبایدها داشته باشی و هیچ اجازه ای برای زندگی کردن مطابق میلت نداشته باشی که در اینصورت پس از رفتن از این دنیا تا ابد در اتش سوزان خانه خواهی داشت!
واقعا اگر خدایی باشد که به نظر من هست, اینگونه با ما برخورد نخواهد کرد.
خالق ما مسلما از پدر و مادر ما بیشتر دوستمان دارد و عاشق ماست.
پس نگران نباشید چون او نگران ماست.
مگر اینکه نباشد, اما چون هست پس اینده هریک از ما روشن است.پارتی و پشتیبان بسیار قوی و بزرگی در دنیای دیگر داریم.فقط باید ازاری به دیگر بنده هایش نرسانیم.همین

عقل و عشق 3

چهار شنبه, 9 آگوست, 2017

منظور این است که باید در همه نوع عشقی – زمینی،موضوعی،الهی و… – باید معشوقی عاقل یا قابل عاقل شدن برگزید. همه عاشق فرزندان خود هستند اما اگر عاشقانه تربیتشان نکنیم، اجتماع و دنیا را تهدید به نابودی کرده ایم.
عشق به همسر یا معشوقه ای که احساس بر او حاکم است،بسیاری را به ورطه بی آبرویی و زحمت و رنج بیحاصل کشانده است.
آری،عشق در ذات آدمی است و تنها باید به مدد عقل آنرا در راه لذات خوب و نعمات حلال زندگی صرف کرد،مانند عشق به فرزندان،عشق به خانواده،عشق به همنوعان،عشق به طبیعت و در نهایت عشق به خالق همه خوبی ها.
آنقدر در زندگی نعمتهای زیادی برای عشق ورزیدن به آنها و لذت بردن از بودن در این جهان وجود دارد که واقعا جای تعجب و سوال است که چرا ما آدمیان اینگونه در آلودگی های مختلف دست و پا می زنیم؟!

از ابوالحسن خرقانی

شنبه, 13 می, 2017

جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد…!!!
اول:مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد!!!
او گفت؛ای شیخ ! خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد شد…!!!
دوم:مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده های گل آلود میرفت…
به او گفتم؛قدم ثابت بردار تا نلغزی!
گفت؛من بلغزم باکی نیست…
به هوش باش تو نلغزی شیخ!!!که جماعتی از پی تو خواهند لغزید…
سوم:کودکی دیدم که چراغی در دست داشت.
گفتم؛این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
کودک چراغ را فوت کرد و آنرا خاموش ساخت و
گفت؛تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت!؟
چهارم:زنی بسیار زیبا که در حال خشم از شوهرش شکایت میکرد!
گفتم؛اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن!!!

گفت؛من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بی خود شده ام که از خود خبرم نیست،
تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری ؟!!!

رضایت خدا در چیست؟

دوشنبه, 24 آوریل, 2017

تلاش کنیم و سخت کوشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما سستی و کاهلی جفا باشد
حلال خوریم و گشاده دست باشیم،چون باران
که در مرام ما معیشت همه یاران روا باشد
به غمزه و به نگاهی دو صد گره نماییم باز
که راز و رمز مکتب عشق ز عمق جان باشد
چه فایده از این همه رنگ و نفاق و بیرحمی
چو حاصل کارآخر، همه درماندگی وغم باشد
ز نردبان خدمت یاران بکوش و بالا رو
که نزد خالق هستی،این موجب رضا باشد

مقالات 73

یکشنبه, 13 نوامبر, 2016

باز به مولانا پناه می بریم و از داستان “طوطی و بازرگان” او ،سعی بر فهمیدن این معنا می نماییم:
“بازرگانی به قصد سفر هند از اهل و عیال خود خداحافظی می کند و از آنها می پرسد که چه می خواهید که به عنوان ارمغان بیاورم؟سپس همین سوال را از طوطی خود می کند.طوطی می گوید چون به آنجا رسیدی به طوطیان هند بگو:
این روا باشد که من در بند سخت
گه شما بر سبزه گاهی بر درخت
این چنین باشد وفای دوستان
من در این حبس و شما در گلستان
بازرگان هم همین کار را می کند اما به محض اینکه پیام طوطی خود را می دهد،طوطیان هند از شاخه ها به زمین می افتند و می میرند.بازرگان پس از بازگشت ارمغان زن و فرزند خود را می دهد تا آنکه طوطی می گوید:
گفت طوطی ارمغان بنده کو؟
آنچه گفتی وانچه دیدی بازگو
بازرگان ماجرا را می گوید اما طوطی او هم در قفس می افتد و می میرد.بازرگان در قفس را باز می کند و طوطی را به بیرون می اندازد.طوطی مرده می پرد و به بازرگان می گوید که طوطیان هند مرا به فعل خود پند داده اند که تا وقتی اسیر تعلقات هستی و آب و رنگی داری و سخن می گویی،اسیر هستی لذا من خود را به مردن زدم و رستم.
معنی مردن ز طوطی بد نیاز
در نیاز و فقر خود را مرده ساز
تا دم عیسی تو را زنده کند
همچو خویشت خوب و فرخنده کند
از بهاران کی شود سرسبز سنگ
خاک شو تا گل برویی رنگ رنگ”
آدمی در بدو تولد همچون ذره ای است که ذره ای است که از وجودی بیکران جدا شده و زمان کوتاهی در بند تعلقات دنیایی درمی آید و سپس با رهایی از آنها دوباره به همان وجود بیکران ملحق می گردد.اما در این مرحله سلوک دنیایی منظور رهایی از همه تعلقات دنیا و آزاد سازی ذهن و روح برای الحاق ذهنی و روحی با خالق یکتاست.

مقالات 60

یکشنبه, 14 آگوست, 2016

– دومین مطلبی که به ذهن خواننده ممکن است برسد،این است که :چرا بدون رضایت من نوعی،به این دنیا آورده و برده می شوم؟
خلقت من از ازل یک وصله ناجور بود
من که خود راضی به این خلقت نبودم،زور بود
و باز پاسخی که می توانم به خود دهم این است که:هنوز راه بسیار درازی مانده تا آدمی به حکمت خلقت خود ،پی برد.ما تازه در مرحله ای از مراحل متعدد سیر انسان به سوی تکامل و پیوستن به خالق هستیم. در حالی که خرده دانشی داریم و اندک اطلاعاتی،چگونه می توانیم به این سوال مهم پاسخ دهیم؟
آیا بهتر نیست حال که به خالق قادر و بی نقص این جهان(با تدبر در تمامی پدیده های خلقت همچون بدن خود آدمی،یا ترتیب سیارات و کهکشان ها و…….)ایمان آورده ایم و او را خرد و عقل مطلق می دانیم،در این مورد نیز به او اطمینان کرده و این راه پرفراز و نشیب را با تکیه به عقل و ایمان خویش ادامه دهیم و امیدوار باشیم که در این راه از کمک ها،راهنمایی ها و بخشش ها و رحمت او در مقابل اشتباهات خود،برخوردار خواهیم شد؟
من در ادامه این مراحل به اینگونه نگاه خالق هستی به خود، اشاراتی خواهم داشت.

عجله کنید!

شنبه, 2 جولای, 2016

به پایان ماه میهمانی خدا چند روزی بیشتر نمانده!

چه بهره ای برده اید؟

آنقدر هست که اگر همین فردا از این دنیا رفتید،روی نگاه کردن و سربلند کردن در پیشگاه خالق خود داشته باشید؟

آنقدر هست که تمرینی برای شایسته تر زندگی کردن،در بقیه عمر خود را داشته باشید؟

آنقدر هست که حداقل یک نفر خدا را به خاطر خلق شما،شکر کرده باشد؟

مهم نیست که روزه می توانید بگیرید یا خیر.

مهم این است که در این مهمانی حضور داشته باشید و تمرین بنده بهتر خدا بودن را بکنید.

عجله کنید،وقت زیادی نمانده است.

آهای دنیا دوستان و بنده های زر و زور و تزویر،

عجله کنید.خدا منتظر توبه شماست!