برچسب ها بـ ‘حیوانات’

دل نوشته 7

شنبه, 8 ژوئن, 2019

تمامی جنگ های دنیا “شخصی” هستند. بین یک نفر یا یک دسته با یک نفر یا یک دسته دیگر برای حاکم کردن مطلوبیت های خود بر دیگری و نهایتا اگر بتوانند، بر جهان.
اما این میان مردم ،بخصوص مردم ضعیف و بی پناهند که فدا می شوند و از بین می روند.
کاری که هیچ حیوانی با همنوعش نمی کند و با حیوانات دیگر هم تنها تا حد رفع گرسنگی انجام می دهد.
آنچه که خبرنگاران و راویان می گویند – و بعدها نام “تاریخ” به خود می گیرند – با آنچه که واقعیت دارد، زمین تا آسمان تفاوت دارد.
“بای ذنب قتلت”
خدایا،حکمتش چیست واقعا؟

سرزمین عجایب 10

چهار شنبه, 21 می, 2014

این آخرین بخش سفرنامه است و قصد دارم تحلیلی از چرایی راحتی زندگی این مردم داشته باشم.اگر بخواهم در یک کلمه حکمت این وضع را بنویسم ،تنها می توانم بنویسم:

نوع دوستی

این جماعت با یکدیگر و حتی با حیوانات و تجهیزات و ماشین آلات انقدر مهربانند که همه چیز لطیف می شود.آمیزش انسان و حیوان و ماشین به نحوی مسالمت آمیز!

از آزادی و امنیت حیوانات نوشتم.

از مهربانی و صبر رانندگان و رعایت حق تقدم دیگری در هر شرایطی برایتان نوشتم،حتی زمانی که حق با دیگری نیست رعایت یکدیگر را می کنند.

از حمایت و پوشش گروه های هنری در خیابان ها از یکدیگر نوشتم.چنان گرم یکدیگر را در آغوش می گرفتند و به هم کمک می کردند که انگار رقیب نبودند و در عین حال رقابت گرمی هم داشتند.

ترامواها وقتی به کنار گروه های هنری در حال اجرا در پیاده رو می رسیدند،با زنگ خود بصورت ریتمی با گروه موسیقی همکاری می کردند!

در مترو و قطارهای شهری همه کمک و خدمتگزار یکدیگر بودند.

و خلاصه هرکسی سعی می کرد دیگران را خوشحال نماید،هر طور که می تواند.

و همه اینها به نطر من به دلایل زیر است:

– دفاع آحاد مردم از حقوق شخصی خود و ذره ای کوتاه نیامدن از حقوق خود

– حاکمیت بی گذشت و جدی قانون در جامعه نسبت به همه و حتی در مورد مسئولین سخت گیر تر از بقیه

– و بالاخره حاکمیت شایسته سالاری در جامعه بر اساس لیاقت افراد و نه رابطه با مقامات حکومت

سرزمین عجایب 6

شنبه, 17 می, 2014

از دیگر نکات بسیار قابل توجه در این سرزمین امنیت و آزادی حیوانات است!

خودشان در تبلیغات و کلیپ های تلویزیونی دائما یادآوری می کنند که ما این سرزمین را از این حیوانات به امانت گرفته ایم و یادمان نرود که مالکان اصلی استرالیا آنها هستند.(ناجوانمردها بومیان استرالیایی را به حساب نمی آورند)،به هر حال باید باشی و ببینی که چه حکومتی دارند.در یک دریاچه مصنوعی صدها قوی مشکی و هزاران مرغابی در حال شنا و بازی بودند و هرکس نزدیکشان می شد،انها هم به سویش هجوم می آوردند ،چون فکر می کردند که برایشان غذا آورده است و بسیاری از مردم هم با مقدار زیادی نان می آمدند و برایشان تکه نان پرتاب می کردند.صحنه ای واقعا دیدنی بود.

صبح ها با کنار زدن پرده اتاق برای استفاده از نور صبحگاهی،دیدن یک کوالا که پشت پنجره شما به خواب عمیقی فرو رفته،مطلبی عادی است.

پیاده روی در جنگل یا کنار اسکله ها ،همواره می تواند همراه با دیدن چند کانگورو یا پنگوئن یا تعداد زیادی طوطی همراه باشد.

اما از همه جالبتر وجود پرندگان مختلف در مرکز شهر و جاهای تجاری است.به راحتی در میان دست و پای مردم می لولند و هرجا کسی غذایی می خورد،طلبکارانه توقع دریافت سهمی از غذای او را دارند،حتی اگر این مکان طبقه چهارم یک مجتمع تجاری و محوطه رستوران های آن مجتمع باشد.گنجشکها مصرانه روی میز شما می نشینند و آنقدر طلبکارانه نگاهتان می کنند تا چیزی به آنها بدهی!

مطمئنا اگر در ایران بود،ظرف یک شبانه روز نسل همه آنها را برمی انداختیم؟!

لذت های کم هزینه(3)

چهار شنبه, 21 سپتامبر, 2011

-زیر دوش آواز بخوانیم.

-سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر بفرد،با بقیه فرق داشته باشیم.

-گاهی به دنیای بالای سرمان،خیره شویم.

-با حیوانات و سایر جانداران ،مهربان باشیم.

-از تفکر در باره تناقضات،لذت ببریم.

-برای کارهایمان برنامه ریزی کنیم و آن ها را طبق برنامه انجام دهیم.

-مجموعه ای از یک چیز(تمبر یا سنگ یا……)برای خود جمع نماییم.

-در یک روز برفی،یک آدم برفی بسازیم.

-گاهی در حوض یا استخر(ترجیحا در میان ماهی ها)شنا کنیم.

-گاهی از درخت بالا برویم.