برچسب ها بـ ‘حکومت’

کلید توسعه ایران 14

چهار شنبه, 4 دسامبر, 2019

همه شواهد حاکی از آن است که برای کودکان در دوره صفر تا هفت سالگی سه نهاد: خانواده،مدرسه و حکومت برنامه ای نداشته اند.یعنی ما به دلایل جهل والدین،غفلت معلمان و جاه طلبی سیاستمداران جامعه ای هستیم که هیچ افق،برنامه و راهبردی برای کودکانمان نداشته ایم و در واقع ما جامعه بی کودکی هستیم.
هیچیک از نظام های خانوادگی،آموزشی و سیاسی در ایران حداقل در 35 سال گذشته برای دوره صفر تا هفت سالگی که بذر توسعه شکل می گیرد،برنامه ای نداشته اند.
بذر توسعه یافتگی حداکثر تا سن 10 سالگی در درون شخص جوانه می زند.حتی برخی عقیده دارند بذر توسعه دقیقا از بعد از تشکیل نطفه در رحم مادر شروع به شکل گیری می کند.در این میان اختلاف نظر است،برخی عقیده دارند بذر توسعه تا 10سالگی قابل شکل گیری است و برخی زمان را حداکثر تا 7 سالگی می دانند.

تکه های ناب 122

چهار شنبه, 26 ژوئن, 2019

جامعه گوسفندی لایق حکومت گرگان است.
جان وودن

کوچه مردها 181

چهار شنبه, 27 آوریل, 2016

برگردیم به وقایع اجتماعی که به سختی شکل گرفت اما هرروز سرعت بیشتری در ایجاد تحول در جامعه پیدا نمود.
یکی از بزرگترین اتفاقات در آن زمان تغییر نخست وزیر بود.
بیش از سیزده سال بود که “هویدا”نخست وزیر ایران بود و چنان مراتب جان نثاری خود را به شاه خوب انجام می داد که همه فکر می کردند او تا زنده است ،نخست وزیر خواهد ماند.اما یکی از ویژگی های دیکتاتورها معمولا این است که چون به خطر بیافتند از قربانی کردن نزدیکترین کسان خود هم ابایی ندارند و شاه هم برای اینکه چنین وانمود کند که به دنبال مقصر یابی و تغییرات در پی اعتراضات مردمی است،ناگهان”جمشید آموزگار” وزیر نفت چند سال گذشته را نخست وزیر ایران نمود و هویدا را به سمت وزیر دربار منصوب نمود.
او می خواست به این ترتیب از خشم مردم نسبت به حکومت خود بکاهد و از طرف دیگر پاسخی مثبت به خواسته آمریکا و اروپا در راستای باز کردن فضای سیاسی ایران بدهد،اما همین امر مردم را به این نتیجه رساند که راه درستی را در پیش گرفته اند و ادامه فشارها و اعلام نارضایتی ها به جواب خواهد رسید.
حالا دیگر ابراز نارضایتی ها از زمزمه و گفتارهای درگوشی در خانه و مهمانی ها به فریادهای خیابانی و اعلامیه و اعتراضات رسمی تبدیل شده بودند و همه تغییرات ظاهری در فرم ها و شکل های حکومتی نه تنها آبی بر آتش مردمی نمی ریخت بلکه همچون نفت به شعله ور شدن بیشتر این اعتراضات کمک می کرد که در قسمت های بعدی به چندین وجه آن اشاره خواهم نمود.
به هر حال در مورد تغییر نخست وزیر همین قدر بدانید که پس از دوران طولانی نخست وزیری هویدا،نفرات بعدی نتوانستند به مدت طولانی در این موقعیت بمانند و طی یک سال چندین نخست وزیر مثل شریف امامی و ازهاری و بختیار پی در پی جای خود را به دیگری می دادند تا نهایتا رژیم شاهنشاهی سقوط کرد.مردم در تظاهرات خیابانی فریاد می زدند:
ما می گیم شاه نمی خواهیم،نخست وزیر عوض می شه
ما می گیم خر نمی خواهیم،پالون خر عوض می شه!

چرا دروغ می گوییم؟ 3

شنبه, 13 ژوئن, 2015

بخشی دیگر از دروغ ها را برای”فرار از مجازات” می گوییم.
در بسیاری از موارد ترجیح می دهیم که با بیان یک دروغ ساده از مجازات فرار نماییم.در رانندگی با انجام تخلفات پی در پی و تجاوز به حقوق سایر رانندگان سعی می کنیم زودتر و سریعتر به مقصد برسیم اما اگر از ما بپرسند که خلاف رانندگی را مجاز می دانی یا نه،سریعا پاسخ منفی می دهیم!
دادگاه های ما پر از پرونده هایی است که یکی یا هردوطرف دعوا با بیان دروغ هایی در مورد پرونده شکل گرفته سعی می نماییم که قاضی و سیستم قضایی را از مسیر درست رسیدگی به دعوا منحرف نماییم.
فرزند به پدر و مادر و هر یک از اعضای خانواده به دیگر افراد خانواده به سادگی برای فرار از تنبیه دروغ می گوییم و به هیچ وجه توجه نداریم که با این کار چه صدمات جبران ناپذیری به بنیان خانوادگی خود وارد می کنیم.
در جوامعی هم که آزادی بیان و انتخاب وجود ندارد،افراد اعمالی انجام می دهند و تظاهر به انجام کاری دیگر می نمایند. مثلا در انتخابات به یک نفر رای می دهد و وقتی از او سوال می کنند به چه کسی رای دادی،نام فرد دیگری را می برند!
چرا که در صورت راستگویی به بعضی محرومیت های اجتماعی دچار می گردند . بدیهی است که در چنین جوامعی افراد راستگو و مصلحین اجتماعی تبدیل به افرادی منزوی و محروم و مظلوم می گردند.
ترویج و آموزش راستگویی و ایجاد ساز و کارها و بسترهای لازم برای اشاعه و استقرار این امر شاید از اصلی ترین وظایف حکومت ها باشد.

ایران و ایرانی 73

چهار شنبه, 29 اکتبر, 2014

ششم – عدم شایسته سالاری
نگاهی به تاریخ دویست ساله اخیر ایران به خوبی نشان می دهد که حکومت فامیلی و طایفه ای و قبیله ای چنان در این دوران ریشه دوانیده است که حتی در سال های اخیر و بعد از انقلاب هم این روحیه کاملا در مدیران و مسئولین جامعه جاری است و هر دولت را که می نگری می بینی در همان اولین روزهای استقرار از بستگان و به قول خودشان افراد مطمئن!؟در پست های کلیدی استفاده می نمایند و بعد هم بستگان این افراد شاغل در پست های کلیدی در سایر مناصب مدیریتی و این قصه تا آنجا که وابسته ای باقی نماند ادامه پیدا می کند.
در هر دولتی به راحتی می توان این لیست ها را تهیه کرد اما این منحصر به دولت ها هم نمی باشد.در سایر نهادهای قانونی کشور هم وضع بدین گونه است و این یادآور همان نظام طبقاتی تاریخی ما ایرانیان می باشد که هر طبقه جد اندر جد باید به کاری خاص همان طبقه می پرداختند و حق ورود به طبقه کاری دیگر را نداشتند.
این یکی از بدترین آسیب های اجتماعی ماست زیرا از یک طرف باعث سلب اعتماد مردم می گردد و همان شائبه ای را که قبلا اشاره شد(حضور برای مدتی محدود جهت بستن بار خود) می گردد و هم چه بسیار شایستگان و صاحبان مهارتی که فقط چون وابستگی به مسئول وقت ندارند مورد اطمینان نمی باشند ودر نتیجه بکار گرفته نمی شوند.این روحیه هم متاسفانه بسرعت به طبقات پایین تر جامعه تسری پیدا می کند و بعنوان یک رویه و عرف مورد استفاده قرار می گیرد.کافی است مراجعاتی به سازمان های مختلف خودمان داشته باشیم و مشاهده کنیم که با توجه به مدرک تحصیلی و تخصص مدیر آنجا در بقیه مسئولیتها نیز با سازماندهی دلخواه خود چه کسانی بکار گرفته شده اند.حتی در این موضوع به حدی افراط می گردد که سازمانی را می شناسم که با قدرت گرفتن افرادی که مدرکشان دیپلم بوده است شرایط احراز شغل را بگونه ای تدوین و اجرایی نمودند که تمام پست های تخصصی و کلیدی را هم دیپلمه ها با توجه به سال های سابقه کاری در همان سازمان (و نه از سازمان های دیگر)می توانستند اشغال نمایند و به این ترتیب حاشیه امنیتی برای چند صد نفر خاص پیش آمده بود که تا هستند پست های مدیریتی متعلق به ایشان است و لیسانسیه ها و فوق لیسانس ها و دکترا ها باید زیر دستشان کار نمایند! که البته در این موارد ثابت شده است که تحمل مدارک بالاتر را ندارند و آنها را به اشکال مختلف مایل به خروج از سازمان می نمایند و نهایتا آنچه می ماند به شهادت آمار و گزارشات بررسی عملکرد اینگونه سازمانها انحطاط سال به سال خروجی ها در مقابل سازمانهای با چیدمان نیروی انسانی اصولی تر است

سرزمین عجایب 7

یکشنبه, 18 می, 2014

در دل جنگل های این جماعت هم که می روی(البته تقریبا تمام شهر ملبورن جنگل است) علاوه بر آزادی و امنیت حیوانات که در بخش قبل توضیح دادم،از سرویس هایی که به مردم داده شده است به تعجبی شدید می افتی.
هر چند کیلومتر،محوطه ای را برای پارک و اتراق کاروان های چرخ دار که با خودرویی حمل می گردند یا خودشان یک خودرو متحرک می باشند پیش بینی شده که انشعاب های برق و آب و گاز به تعداد مکفی برای تعداد زیادی کاروان پیش بینی شده و با شبی چند دلار از این موهبت به همراه توالت و….برخوردار می گردی.هم در این محوطه ها و هم در جنگل های بکرتر باربیکیو هم پیش بینی شده که با برق کار می کنند و دستور العمل استفاده از آنها به اضافه تاکید بر تمیز کردن آنها بعد از استفاده در کنارشان نصب شده است و خدا می داند این چندتایی را که من دیدم از تمیزی برق می زدند و حتی تکه زباله ای در اطراف آنها هم نبود!
سیستم زباله جمع کردنشان هم هرچه هست،اثری از یک سطل زباله پر نمی بینی و آشکارا این وضعیت حکایت از یک برنامه جمع آوری زباله درست و منظم می کند.
واقعا از نظر خدمت رسانی فرقی بین مرکز شهر و نقاط دوردست این شهر احساس نمی گردد و یقینا این امر جز با همدلی مردم و حکومت ممکن و میسور نیست.

ایران و ایرانی 55

چهار شنبه, 9 اکتبر, 2013

یکی دیگر از عوامل زنده ماندن فرهنگ ایرانیان در مقابل هجوم بیگانگان”شعوبیه”بودند.

شعوبیه کسانی بودند که به اسلام گرویده و به آن دل بسته بودند،ولی به برتری عرب که پس از گذشتن دوره های نخستین اسلام رفته رفته به نظر عده ای به صورت اصلی مسلم درآمده بود،گردن نمی نهادند.

هنگامی که در سایه فتوحات اسلامی حکومت برای عرب مسلم شد،دیگر نخواستند خود را با دیگر ملتهای اسلامی همسنگ شمرده و با آنها در یک ردیف قرار گیرند.از جمله چیزهایی که ایشان را در این امر تایید می کرد،گذشته از اینکه پیامبر اکرم از قوم عرب بود،یکی هم این بود که زبان ایشان یعنی عربی در سرتاسر کشورهای اسلامی مورد تکریم و احترام بود و دیگر آنکه در دوره اموی تمام کارهای مهم دولت در دست ایشان بوده است و این امر آنها را صاحب قدرت مطلق ساخته  و به خودپرستی کشانده بود،و از همین روی بیشتر مسلمانان غیر عرب را با عنوان”موالی” می خواندند.مولی اگرچه در معنی بنده و برده صریح نبود ولی از معنی آزاده هم به دور بود و به هر حال کلمه ای ناسزاوار بود.

شعوبیه این دعوی برتری را از اعراب نمی پذیرفتند و دین را از اینگونه تعصب ها برکنار می دانستند،و برای معارضه به مثل آنها هم از افتخارات تاریخی و سوابق درخشان فرهنگی خود سخن می راندند،و برتری ایرانیان را در علم و دانش و شایستگی ایشان را در مملکت داری و غیره به رخ ایشان می کشیدند و در حفظ و نگهداری آثار فرهنگی ایران و ترجمه کردن به زبان عربی و منتشر ساختن آنها در میان اعراب کوشش فراوان می کردند.

ایران و ایرانی(5)

یکشنبه, 6 می, 2012

بد نیست به جلوه هایی از فرهنگ ایران باستان که از زبان خودی و بیگانه بیان گردیده است توجه فرمایید:

راستی _ پناه از دروغ و دروغگو:
( (ای اهورامزدا) در هر دو جهان ما را از آسیب دروغ و دروغگو و از دیو خشم و دروغ و از گروه لشگر دروغگویان پناه بخش)
(مهر یشت کرده23) 

 راستی_راستی باقی است:
(راه یکی است و آن راه راستی است، آن راهی است که از آغاز راه پیروان اولیه بوده پس تو همواره در راه راستی باش و هرگز از این شاهراه منحرف مشو خواه در موقع سختی و خواه در هنگام راحت ، این را نیز بدان و آگاه باش گاوان و اسبان خاک گردند ، زر و سیم بخاک پیوندد ،تن نیز مشتی خاگ گردد، اما آنکس نمیرد و بخاک نپیوندد و تباهی نپذیرد که راستی و درستی را بستاید و بر طبق ان رفتار نماید)
( اردای ویرافنامه )

مجازات دروغگو:
(پادشاهان ایران با تمام قوا بر علیه دروغگویان بودند و برای این گناه مجازات سخت تعیین کرده بودند ، چنانکه حکایت کمبوجیاو مجازات دروغگو مشهور است)
(هردوت)

اهمیت معاهده و پیمان در بین اشکانیان :
(در بین پارتها (اشکانیان) قاعده ای معمول است که در موقع بستن پیمان به یکدیگر دست میدهند و آنها فوق العاده به حفظ پیمان علاقمند میباشند)
(جوزفس ) 

عدل _ در حکومت :
(حکومت نیک آن است که بر طبق عدالت رفتار نماید )
(مینو خرد 15 ،17-16 ) 

دروغ :
(ایرانیان بازار بزرگ ندارند زیرا بعیقده ایشان آنجا مردم مجبور به دروغگویی و فریفتن یگدیگر میشوند)
(هردوت )

خدا_شناسائی او:
(خشنودی اهورامزدا و ستایش بنام مقدس او سزاست که بوده و هست و خواهد بود ، خداوندی که حاکم بر روح است و بذات خود یکتا و قائم میباشد ، اهورائی که بزرگترین و داناترین و افریننده و پرورش دهنده و پنادهنده و افزون کننده و بخشاینده و مقدس و دادگر و قادر مطلق است)
(دعا نام ستایش) 

قانون زندگانی:
(کوشا و میانه رو باش و نانی بخور که از راه نیک بکف آورده و با کار و کوشش خود یافته باشی و بهره ای از آن نان را برای خدا و نیکوکاران بکنار بنه ، اینکار تو بهترین کردار نیک خواهد بود ، بخواسته و دارائی دیگران چشم مدار تا مال خود را از دست ندهی ، هرکس
چیزی خورد که از کار و کوشش خود بدست نیاورده باشد چنان نماید که سر دیگری را در کف گرفته مغز آن را میخورد)
(مینو خرد پرسش 1 باب 2 بند 49-42) 

صلح _ ازار :
(کسی که اندیشه یا گفتار یا کردارش بد است ، کسی که پیرو آئین زشت است ، کسی که به دوستان خود آزار رساند ، کسی که خویشان خود را آزار رساند ، چنین کسی از آب مملکت ما بهره مند مباد)
(یسنا 65-7 )

راستی _ راستی سعادت و نجات است:
(برای نجات روان و سعادت تن چه چیز نیکوترین است ؟ آن چیز که از نامه دینی باشد و فتح و شادمانی و خوشبختی در این کشور پایدار نماید و نیکی و سود به آفریدگان اهورامزدا برساند ،دانش و راستی و پاکی میتواند زندگانی جهان و جهانیان را شاد و نیکو دارد و در سرای دیگر آنان را رستگار نماید)
(مینو خرد باب 1 بند 48_44 )

بهداشت _ جسم و روح:
(همانطور که ما دارای جسم و روح هستیم باید قوای جسمانی و روحانی خود را هر دو حفظ نمائیم ، اگر قوای روحانی ضعیف گردد قوای جسمانی نیز نقصان پذیرد ، و اگر قوای جسمانی مختل گردد روح متاثر خواهد شد . پس باید سعی کرد که هر دو سالم و قوی بماند)
(دینکرد جلد 7 ص 192_191 )

پاکدامنی_عصمت زن:
(زرتشت از اهورا مزدا پرسید کیست آنکه بیشتر تو را افسرده میسازد، اهورامزدا در پاسخ گفت : ای سپیتمان زرتشت آنکس زن بد کار است)
(وندیداد فرگود 18 بند 62_61 )

خدا پرستی _ در ایران قدیم :
(مجسمه ساختن و معبد و محراب بر پا کردن نزد ایرانیان مرسوم نیست و کسانی که به چنین اعمال می پردازند به نظر آنان بکار ناصوابی مرتکب میشوند برای اینکه آنان مثل یونانیها به پروردگاران آدمی شکل اعتقاد ندارند)
(هردوت ) 

حق شناسی:
(بشود که وطن پرستی ، ظفر و شادمانی همیشه در این سرزمین بر قرار بماند)
(دیباچه افرینگان 2 )

سلطنت _ چگونه پادشاهی نیک است :
(آن حکمران و پادشاهی راست و درست است که در آبادی کشور کوشیده و بینوایان و درویشان را آرامش و آسایش بخشد و داد و آئین راست بر پا دارد و بیداد و ستم را از خود
و ملت خود دور سازد)
(مینو خرد پرسش 14 باب 17-16-15 )

حق شناسی _ نسبت به معلم :
( بشود ان نیکمردی که راه راستی و درستی را بما نشان داد در هر دو جهان پاداش نیک یابد)
( یسنا 34_3 )

راستی_مذهب راستی مفید است:
(ای مزدا پایه آئین ما بروی راستی نهاده شده از این جهت سود بخش است پایه مذهب غلط بروی دروغ قرار گرفته از این سبب زیان آور است)

تعلیم و تربیت _ امید ایرانیان قدیم از فرزندان خود:
( ای اهورامزدا فرزندی بمن عطا فرما که با تربیت و دانا بوده در هیئت اجتماعی داخل شده
و به وظیفه خود رفتار نماید، فرزند رشید و محترمی که احتیاج دیگران را بر آورد ، فرزندی که
بتواند در ترقی و سعادت خانواده و شهر و مملکت خود بکوشد)
(آتش نیایش 52_5 )

سخاوت_ مانند اهورامزدا :
(بشود که ما نسبت به دیگران از محبت و سخاوت خود مضایقه ننمائیم چنانکه اهورامزدا رحمت خود را از همه افریدگان دریغ ندارد )
(افرین بزرگان )

صلح _ خلع سلاح:
(من میستائم آئین مزدیسنا را که طرفدار خلع سلاح و ضد جنگ و خونریزیست)
(یسنا 12_12 ) 

راستی _ بگفتار دروغگو گوش مده :
( هرگز به سخنان نادرست دروغگویان گوش فرا مده و در حضور کسی سخنان نادرست بر زبان مران )
(پند نامه ادرباد 37) 

تعلیم و تربیت برای زن و فرزند :
(زن و فرزند خود را از تحصیل دانش و کسب هنر باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نگردی ) 

کار و کوشش:
( سحرگاهان خروس بانگ زده گوید ای مردم برخیرید و بهترین راستی و درستی را بستائید ، نماز اشم و هورا را بجای آورید ، دیو کاهلی را از خود دور سازید ، آن دیوی که میخواهد شما را بخواب ببرد )
(وندیداد فرگود 18 بند 15_16 ) 

تعلیم و تربیت _ ترویج ان :
(اگر شخص بیگانه یا همدین یا برادر یا دوستی برای تحصیل علم و هنر بنزد شما آید او را بپذیرید و آنچه خواهد به او تعلیم دهید )
( وندیداد فرگود 4 بند 44 ) 

صلح عمومی و اتحاد :
( بشود که ما با همه راستان و درستان که در سراسر هفت کشور زمین هستند همکار و انباز باشیم ، بشود که آنها با ما و ما با آنها یکی باشیم ، بشود که ما همه به یکدیگر محبت و معاونت کنیم ، سراسر کردار نیکی که از این رو بر آورده شود در گنجینه اهورامزدا پذیرفته و جاودان خواهند ماند )
(آفرین گهنبار 1_2 ) 

 حق شناسی _ برای همه بشر :
( ما تعلیمات زرتشت را میستائیم ، تمام اعمال نیک را میستائیم آنچه بجا آورده شده و انچه بعدها بجا آورده خواهد شد، کسیکه پاسبان و نگهبان سعادت بشر است میستائیم ، کسی که از برای مرد فقیر و از برای زن فقیر پس از غروب افتاب خانه ای بنا کند میستائیم )
(سروش یشت کرده 4 )

اتحاد _ دعا برای همه :
( بشود که آروزهای نیک همه براورده شود ، بشود که آبادی و پیروزی و شادی در این کشور پایدار ماند )
(دیباچه افرینگان فقره 1 ) 

 راستی _رسیدن بخدا بوسیله راستی :
( ای اهورامزدا با اندیشه نیک و کردار راست و درست و ایمان کامل ما میخواهیم بتو تقرب جوئیم و بتو برسیم )
(یسنا 39_4 )

 &

خدا_ایمان و امید :
(همواره در هر کار از خداوند امیدوار باشید و بکوشید که کردارتان مقبول در گاه اهورا مزدا واقع گردد.)
( پند نامه اذر باد ماراسپند )