برچسب ها بـ ‘حکمت’

کرونا و بشریت 7

شنبه, 6 ژوئن, 2020

– کرونا و دین و علم

پیامبر اکرم (ص) فرمود:
«اطلبوا العلم بالصین فان طلب العلم فریضة علی کل مسلم »
برای تحصیل علم به دورترین نقطه عالم سفر کنید.

«الحکمة ضالة المؤمن یاخذها حیث وجدها»
حکمت و دانش حکیمانه گمشده مؤمن است هر جا که آن را یافت، دریافت می کند.

الحکمة ضالة المؤمن فخذ الحکمة ولو من اهل النفاق
حکمت گمشده مؤمن است پس حکمت را فراگیرید گرچه از اهل نفاق باشد

و علی (ع) فرمود:
«خذوا الحکمة ولو من المشرکین »
حکمت را فرا بگیرید اگرچه از مشرکین باشد.

«خذوا الحق من اهل الباطل و لا تاخذوا الباطل من اهل الحق، کونوا نقاد الکلام »
حق را از اهل باطل اخذ کنید و باطل را از اهل حق دریافت نکنید، نقاد سخن باشید.

انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال.
به گفته ها توجه کنید و نه به گوینده آن

سال نو مبارکی حافظ!

دوشنبه, 16 مارس, 2020

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند
ای گدایان خرابات خدا یار شماست
چشم انعام مدارید ز انعامی چند

دل نوشته 7

شنبه, 8 ژوئن, 2019

تمامی جنگ های دنیا “شخصی” هستند. بین یک نفر یا یک دسته با یک نفر یا یک دسته دیگر برای حاکم کردن مطلوبیت های خود بر دیگری و نهایتا اگر بتوانند، بر جهان.
اما این میان مردم ،بخصوص مردم ضعیف و بی پناهند که فدا می شوند و از بین می روند.
کاری که هیچ حیوانی با همنوعش نمی کند و با حیوانات دیگر هم تنها تا حد رفع گرسنگی انجام می دهد.
آنچه که خبرنگاران و راویان می گویند – و بعدها نام “تاریخ” به خود می گیرند – با آنچه که واقعیت دارد، زمین تا آسمان تفاوت دارد.
“بای ذنب قتلت”
خدایا،حکمتش چیست واقعا؟

گفتگو با یک دوست 4

شنبه, 20 ژانویه, 2018

گفت: راست می گویی اما راه برون رفتی هم از این مشکل بزرگ بشریت سراغ داری؟
گفتم: خداوند از همان ابتدای خلقت جهان هستی، یک نظم و انضباط را به همه موجودات از یک پروتون گرفته تا کهکشان ها عطا فرموده است. این نظم همان نیروی بالقوه درون موجودات است که هر کدام در مسیری سیر می کنند. یعنی اگر شما یک دانه گندم را بکارید نیروی بالقوه دانه گندم، گندم شدن است نه ذرت شدن.
نیروی بالقوه خورشید تابش و گرما و نور است و نیروی بالقوه زمین این است که در اختیار انسان باشد زمین را به مادر انسان تشبیه کرده اند زیرا به مانند مادر همه احتیاجات ما را برآورده می سازد.
ممکن است بپرسی نیروی بالقوه درون انسان چیست؟
انسان تنها موجودی است که می تواند دیگران را دوست داشته باشد،بخصوص همنوعان خود را،واین خصلت با تولد او همراهش هست و نام آن “عشق” است.باید آن را حفظ کرد و پرورشش داد، باید این ویژگی را زنده نگهداشت. اما همه ما در مسیر زندگی کم و بیش این خصلت را ضعیف یا نابود می کنیم. همه چیز را وسیله ای برای کسب ثروت خودمان می کنیم و انباشت آن و دریغ کردن این ثروت از نیازمندان و جالب اینکه چون از این دنیا برویم،پرکاهی از این ثروت بجا مانده به کارمان نمی آید!پس واقعا چرا؟
بشریت به بیماری حرص و طمع دچار شده ،باید کاری کرد.
گفت: من هم همین را پرسیدم . چکار باید کرد؟ یا نکند تو هم از آن دسته مردم هستی که فقط ایراد می گیرند و غصه می خورند؟
گفتم: من که گفتم ناامیدم.انگار خدا این دنیا را برای آسایش مردم شریف و درستکار نیافریده،حالا حکمتش چه بوده من که نمی دانم .

خداوندا!

دوشنبه, 8 می, 2017

خداوندا،خودت گفتی صدایم کن،اجابت می کنم آنگه
دگر افتاده ام از پا،ز بس که نام تو بردم کجایی پس؟
جوابم را نمی گویی،مرا لایق به یک پاسخ نمی دانی؟
منی که جز تو ای پشت و پناه ماندگان، دیگر ندارم کس؟
مرا گویند در بی پاسخی هم حکمتی و مصلحت باشد
خداوندا پر از دردم،من این حکمت نمی فهمم،به دادم رس
به فریاد سیه رو بنده ات هرطور که می خواهی جوابی ده
کلامی،گوشه چشمی،صدایم کن ،دگر تنهایی و آوارگیها بس
میان پوچی و سرگشتگی ،حیران و سرگردان و وامانده
ولی امیدها دارم به باران رحیمانه ز دریاهای پیش و پس
خدایا آگهی از این پشیمانی و نادم بودن این بنده نادان
کرم بنما،ترحم کن، بر این آتش گرفته روح چون کرکس

خدا عشق است 2

سه شنبه, 6 دسامبر, 2016

آموختم که خدا عشق است و عشق تنها خداست.
آموختم که وقتی ناامید میشوم خدا باتمام عظمتش عاشقانه انتظار میکشد تا دوباره به رحمتش امیدوار شوم .
آموختم اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم حکمتی در آن بوده است و خدا برایم بهترینش را در نظرگرفته است.

توکل کن به او

شنبه, 10 سپتامبر, 2016

آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را
و دریایى غرق نمی کند “موسى” را

کودکی، مادرش او را به دست موجهاى “نیل” می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند
اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند

از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمی توانند
اوست که یگانه تکیه گاه من و توست

پس

“تدبیرش”به اعتماد کن

“حکمتش”به دل بسپار

به او کن “توکل” و

“قدمی بردار”و به سمت او

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی

ماجرای پایان ناپذیر حافظ33

سه شنبه, 9 آگوست, 2016

سعی عرفان بر این بوده که هرچه بیشتر از جرم تن بکاهد و بر ساحت روح بیفزاید.دل مشغولی انسان اندیشه ور همواره ثقل جسم بوده،که هم از آن پای بندی و فنا زاییده می شده،هم شرمساری.حافظ نیز در همین خط کار می کند،ولی او یک عارف خیال پرست مرتاض نیست.برای دست یافتن به معنی از پایگاه ماده حرکت می کند.چگونه بشود جسم را خوار گرفت و حال آنکه قالب،درج و امانت دارزیبایی است؟
جزئ جزئ لرزه ها و حرکات جسم را که پیام آور روح است به وصف می آورد.وقتی می گوید”شاهد”مهم نیست که مرد است یا زن،تجسم زیبایی است.پیوند زیبایی با عشق و حکمت آفرینش در عرفان ایران،اصلی است شناخته شده.این پیوند به آن علت متصور گردیده که بتواند ربایش انسان به سوی”بضاعت تن”که عنصر دون و فناپذیری است،توجیه کنند.
حافظ نیز مانند هر بشری پای بند نیازهای جسمانی خود بوده است،منتها کوشش دارد که از طریق کلام،دنیای روحانی ای بیافریند که پادزهری برای درخواست های حقیرانه جسم باشد.
اگر عرفان او با گزینش و شرط همراه است،برای آن است که بتواند رابطه خود را با عالم واقع نگه دارد.دنیا را البته”دنی” و “عجوز” و “رباط دور” می خواند ولی این نه به علت آین است که از آن بیزار است،بلکه بر عکس نشانه دلبستگی اوست به آن.آن را تحقیر می کند برای آنکه آن را دارای سامانی بر وفق سلیقه خود نمی بیند.دنیا در چشم او چون لعبت زیبای هرجایی سلیطه ای است که دلاراییش می رباید،ولی خلق ناهنجارش عذاب می دهد.