برچسب ها بـ ‘حوزه’

کلید توسعه ایران 21

چهار شنبه, 22 ژانویه, 2020

اگر بخواهیم توانایی یک کشور در حوزه قابلیت برای توسعه در نظر بگیریم و اینکه این ملت بخواهد در جهان حرفی برای گفتن داشته و قابلیت اول شدن در خاورمیانه را داشته باشد،نباید گفت: می توانید خودرو بسازید؟انرژی اتمی دارید یا خیر؟ فقط باید دید که آن کشور می تواند آدم تربیت کند یا خیر. این را از طریق نظام آموزشی آن کشور می توان فهمید. اگر توانست آدمی تربیت کند که نرمال،طبیعی ،منظم،شاد و با کیفیت باشد،آن کشور توسعه پیدا می کند،اما اگر نتواند،آن کشور هر صنعتی را که بسازد نمی تواند توسعه پیدا کند.
اگر توسعه می خواهید،بروید روی معلمانتان کار کنید و مهمتر از معلمان روی مادرانتان کار کنید. مادران سرمایه گذاران اصلی توسعه هستند. اینکه مادر یا بچه،چه کند،تعیین می کند آینده کشور چه خواهد شد.پس نخستین کارخانه توسعه،خانه است و دومین کارخانه توسعه،مدرسه است.منظور من از مدرسه دوره دبستان تا دوازده سالگی است.

کلید توسعه ایران 20

چهار شنبه, 15 ژانویه, 2020

مقدمه توسعه،تربیت انسان های توانمند است. در صورتی که آموزش و پرورش مابه دنبال تربیت انسان های دانشمند است و برای تربیت انسان های توانمند نیاز به برنامه ریزی درازمدت داریم.
انسان توانمند انسانی است که بتواند در جامعه،محل کار و زندگی با موضوعات مختلف تعامل و یا شرایط خودش را تطابق دهد و انسانی یک بعدی و ناتوان در حوزه های مختلف نباشد و به رغم کار و زندگی اش در حوزه های دیگر جامعه مانند محیط زیست ،شهروندی مطلوب و مناسب جامعه باشد. اگر نتوانیم چنین انسانی را تربیت کنیم در صورت داشتن بهترین امکانات،شاخص های یک جامعه توسعه یافته را نخواهیم داشت.
به عنوان مثال،امروزه بیشتر از هر کشوری جاده و خودروهای نسبتا مناسب داریم،اما یکی از بالاترین نرخ های تصادفات رانندگی در دنیا و یا عدم توجه به قوانین،متعلق به کشور ماست و اگر فرصتی داشته باشیم از قانون عدول می کنیم.اختلاس های بزرگی که در کشور صورت می گیرد نیز نشانه ای از وجود عدم تربیت انسان های توانمندی است که در همه حوزه ها برای جامعه خود مفید باشند و خد را مقید به رعایت قوانین و حقوق جامعه بدانند.

کلید توسعه ایران 12

چهار شنبه, 20 نوامبر, 2019

به باور بنده،ما نمی توانیم هیچ تحولی را در کشور پیش ببریم،مگر اینکه توسعه را از حوزه آموزش آغاز کنیم.
اگر در یک عبارت بخواهم بگویم که ایرانیان چرا توسعه نیافته اند،باید پاسخ را در این عبارت جستجو کرد که: ما جامعه بی کودکی هستیم.
در واقع جامعه ایرانی،جامعه فاقد کودکی بوده است و به همین علت فرایند توسعه در جامعه ما شکل نگرفته است. چون ما ایرانیان از نوزادی به پیری رسیده ایم!
در واقع بیشتر برنامه ها و احکام قانونی آنها در خصوص حوزه های زیربنایی نظیر سدسازی،راه،برق،آب،مخابرات و مواردی از این دست است و بعد در مورد آموزش عالی و کمتر در مورد آموزش ابتدایی.
بر اساس دیدگاه بسیاری از روانشناسان،بیش از 80% از ظرفیت های دوران کودکی قبل از دبستان قابل هدایت و مدیریت است و تنها ممکن است 20% از آن در دبستان شکل بگیرد

ایران و ایرانی 101

چهار شنبه, 17 فوریه, 2016

كانون استراتژي ملي امريكا هدفي را كه براي قرن 21 اعلام كرده تسلط بر موضوع ‌آي‌تي در سطح جهاني است و به همين دليل در حال حاضر بهترين‌هاي چين، هند و ايران در امريكا جمع شده‌اند تا اين امر محقق شود.

موفقيت زماني حاصل مي‌شود كه در يك رشته و زمينه، تخصص و مهارت كامل وجود داشته باشد، بنابراين همين امر در ابعاد يك كشور نيز صادق است يعني هيچ كشوري بدون تمركز در يك حوزه نمي‌تواند در توليد ثروت ملي موفق باشد. عدم‌تمركز در يك حوزه موجب پراكنده‌شدن بودجه و منابع شده و توسعه با كندي اتفاق مي‌افتد.

ما كشوري هستيم كه با همسايگان جنوبي خود رابطه خوبي نداريم اما در امريكاي مركزي سرمايه‌گذاري مي‌كنيم و اين اتلاف منابع ملي است.

با ذكر اين پرسش كه آيا از انسان و شهروند، ايران، سياست خارجي، نقش منطقه‌يي ايران، واژه زندگي و جامعه به تعريف واحد رسيده‌ايم، باید پرسید: آيا به فهم مشترك رسيده‌ايم، ما در سياست‌گذاري مي‌توانيم تضاد و اختلاف داشته باشيم اما نبايد در بيان مفاهيم اختلاف داشته باشيم.

بدون قفل شدن به كشورهاي ديگر پيشرفت نخواهيم كرد؛ اگر اقتصاد ما به عراق و عربستان قفل نشود مسايل سياسي و امنيتي حل نمي‌شود و توسعه كشورهايي آسيايي اين را نشان مي‌دهد. اكنون كشورهاي مختلف جهان تلاش دارند تا به يكديگر نزديك شوند.

وقتي دو كشور از لحاظ اقتصادي به يكديگر قفل شوند توسعه‌يافتگي رخ مي‌دهد. به عنوان مثال اين مورد در مكزيك رخ داد زيرا در 70سال گذشته 75درصد صادرات مكزيك، نفت بوده اما امروز كالا و خدمات صادر مي‌كند.

کوچه مردها(39)

چهار شنبه, 28 دسامبر, 2011

کم کم کوچه شلوغ می شود و تعداد خانه ها بیشتر،و تازه علاوه بر این چند انشعاب هم از کوچه ما آغاز می گردد و به این ترتیب تعداد کوچه ها هم بیشتر می گردند.

اهالی محله بزرگ روزی گرد هم می آیند و از ضرورت ساخت یک مسجد باهم صحبت می کنند.به یاد دارم که هنگامی که یکی از اعضای جلسه از بی اعتنایی دولت به دین و مردم صحبت می کرد،حسین آقا (که پاسبان شهربانی بود) با عصبانیت حرف او را قطع کرد و تهدید کرد که در صورت رد و بدل شدن اینگونه صحبت ها جلسه را ترک خواهد کرد.به احترام او اینگونه صحبت ها ادامه نیافت.

حرکت خودجوشی با همت مردم و پول های کم و بیشی که اهالی محله دادند ،راه افتاد و بعضی از اهالی محل هم از بازاری هایی که برای اینگونه امور پیش قدم بودند،کمک های خیلی قابل ملاحظه ای دریافت کردند و در زمینی کنار محوطه دکه ها و بازار میوه ،زمینی را اختصاص به ساختن مسجدی به نام “مسجد علی اکبر “دادند.

سریع تر از آنچه که فکر می کردند،بخاطر علاقه و شوق مردم ،ساختمان مسجد به حدی رسید که می شد در کنار ادامه ساخت و ساز در آن نماز خواند و مراسم مختلف را بجا آورد.محله برای خود شخصیتی پیدا کرد و به بهانه های مختلف مجالسی در آن برگزار می شد که آبدارخانه مسجد هم اولین جایی بود که در کنار شبستان مسجد راه اندازی شد و در این مجالس بسیار هم پر رونق و فعال بود.

یکی از اولین کارهایی که انجام شد،جذب یک روحانی برای امامت جماعت مسجد بود.با مراجعه آقای شهیدی و چند نفر دیگر به حوزه و طرح موضوع ،یک روحانی میانسال و با وقار به اسم حاج آقا رضوی در مسجد اسکان یافت و از این لحظه همه امور مسجد با نظارت او انجام می شد.آنچه از ایشان به یاد من مانده،این است که ایشان فردی بسیار متین و باوقار و در عین حال خوشرو و خندان بود.به ما کودکان بسیار احترام می گذاشت و برای هرکدام از ما نقشی در امور مسجد تعیین می کرد و دائم توصیه به فراگیری قران داشت.

چند سالی که گذشت،مسجد کاملا شکل گرفته بود اما متاسفانه حاج آقا رضوی به علت نارسایی قلبی نمی توانست به نحو احسن در خدمت محل باشد.یکی از جلساتی که ناگهان حاج آقا بالای منبر رنگش پرید و به شدت عرق کرد و مردم صلوات گویان او را پایین آوردند و به او رسیدگی کردند،به خوبی در خاطر من مانده است.

به هر حال بعد از چندی،حاج آقا اعلام کردند که به توصیه پزشکان به یزد برمی گردد تا در هوای سالم آنجا ادامه زندگی دهند و بعد از مدت ها مشورت و تحقیق اهالی محل به این نتیجه رسیدند که بهترین فرد برای جایگزینی ایشان فرزند جوان همین حاج آقا رضوی می باشد که به علت فعالیت های سیاسی به تازگی از زندان رژیم ،آزاد شده بود.

آمدن حاج آقای رضوی جوان به محله منشا تحولات بزرگی شد که در جای خود برایتان خواهم نوشت.