برچسب ها بـ ‘حواس’

دل نوشته 45

شنبه, 7 مارس, 2020

خدایا،من را تو خلق کردی.
پدر و مادرم را هم که تو خلق کردی.
همسر و بچه هایم را که تو خلق کردی.
دوستان و یاران یکرنگم را هم که تو خلق کردی.
حتی دشمنان من را هم تو خلق کردی تا با دشمنی خودشون حواس من را جمع کنند که خطایی نکنم تا من را رسوا کنند!
همه ذخایر جهان را هم که تو خلق کردی.
همه خوبی ها را تو خلق کردی و خیلی از این خوبی ها را ما آدم ها به بدی تبدیل کردیم تا با اونها،همدیگر را اذیت کنیم.
برای در امان موندن از شر این بدی ها ،به چه کسی جز تو می توان پناه برد؟
پس چطوری تو را ستایش نکنم.
خدا جون خیلی ارادت دارم،اگرچه ارادتمندی گمراه و سرگردون و گیج گیج گیج!

کار مشترک من و حافظ!

دوشنبه, 25 نوامبر, 2019

عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده
به جز از عشق تو،باقی همه فانی دانست
عشق سبحان،مرهم درد و غم ماست اگر
به هوای وصل رویش،میلی از ما برخاست
عشق،گنجینه اسرار و امانت زخداست
عشق همراه تو باشد، حواست به کجاست؟
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
گر مسلح شوی ای دوست به عشق خالق
یاد تو زنده و جاوید به بام دنیاست
با دلی سوخته از جور و جفای دوستان
فال حافظ زدم و شیخ همی گفت به من
آتش زهد ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز و برو

از صائب تبریزی

دوشنبه, 18 سپتامبر, 2017

یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیــــــــــدار ده
هر سر موی حواس من به راهی می‌رود
این پریشان سیر را در بزم وحدت بار ده
در دل تنگم ز داغ عشق شمعی برفروز
خانهٔ تن را چراغی از دل بیــــــــدار ده
برنمی‌آید به حفظ جام، دست رعشه دار
قوت بازوی توفیقی مرا در کــــــار ده
مدتی گفتار بی‌کردار کردی مرحمت
روزگاری هم به من کردار بی‌گفتار ده
چند چون مرکز گره باشد کسی در یک مقام؟
پایی از آهن به این سرگشته، چون پرگار ده
شیوه‌ی ارباب همت نیست جود ناتمام
رخصت دیدار دادی، طاقت دیدار ده