برچسب ها بـ ‘حرمت’

نقد و تحلیل جباریت 53

یکشنبه, 13 سپتامبر, 2020

پرسش ديگري نيز وجود دارد كه بايد پاسخ داده شود:
مردم سخنان و ادعاهاي گوناگون و وعده هاي دور و دراز را از يك نفر پذيرفته و همچنين او را مطلق و مصون از هرگونه خطا تلقّي مي كنند؟
اگر در قرن بيستم هنوز شاهد چنين وقايعي هستيم، دليل روشني بر نقض عملكرد و كم كاري تعجب آور آزادانديشان است.روشنفكران آزادانديش به اين نكته توجه نكرده اند كه راه اصولي مبارزه عليه يك نياز، فراهم آوردن شرايطي است كه بتواند به نوعي ديگربه آن نياز پاسخ گويد و يا احساس آن نياز را به طور كلي از بين ببرد . آيا كسي (هر چند بي دين) يافت مي شود كه شك داشته باشد كه اعتقاد به خداوند به مراتب با حرمت انسان سازگارتر است تا اعتقاد به يك فرد مستبد خودكامه؟
در همين جا بايد متذكر شوم كه ارزيابي آن هايي كه اعتقاد به رشد و ترقي ندارند و تمدن را با شكست مواجه مي بينند نادرست است و اشتباه مي كنند. راه پيشرفت و ترقي انسان مسدود نشده، مشكل آن است كه تمدن آن گونه كه تصور مي شود گسترش نيافته و به طور عام توسعه پيدانكرده است . در شرايط كنوني زندگي انسان هنوز هزاران زمينة عقب افتاده وجود دارد كه در جهت توسعه و تحول آن ها هيچ كار مهمي انجام نگرفته است و به دليل همين نقص هاست كه انسان هايي در اين عصر هنوز به سحر و جادو معتقدند و خواه به صورتي مدرن و بعضاً به بدترين نوع خرافات متوسل مي شوند. تا زماني كه شرايط و بستر به وجود آورندة خرافات و او هام پابرجاست ،انديشة خرافي و كهنه پرستي نيز وجود داشته وحتي طول عمرش نيز از ما بيشتر خواهد بود.

نقد و تحلیل جباریت 40

یکشنبه, 7 ژوئن, 2020

اهداف نظام خودكامگي همواره با شديدترين ابزارها عملي مي شود وهر موضوع بسيار ناچيزي بي درنگ با پاسخ مرگ همراه مي شود. حال فكرمي كنيد كه آن پيوندهاي دوستي و رفاقت تا چه ميزان بايد پايدار بوده و ازچه درجة متعالي برخوردار باشد كه بتواند در برابر چنين تهديدات پرمخاطره اي مقاومت كرده و از آزمون سربلند بيرون بيايد . از زماني كه اصول بنيادي زندگي روزمره زير پا گذاشته مي شود، حيات شرافتمند به قيمت جان آدمي تمام مي شود. روزي كه خيانت و ناجوانمردي را امري شرافتمندانه بخوانند، آن وقت است كه ركود شخصيت و اضمحلال حرمت يكايك انسان ها ابعاد وحشتناک و غيرقابل باوري پيدا مي كند.
كشتن يك انسان بي گناه مطمئناً لكّة ننگي است بر دامن انسانيت، اما شايد فضاحت آن از ذليل شمردن روح زندگان كمتر باشد . نظام استبداد وخودكامگي هر چه بيشتر انسان ها را به انحطاط و پستي بيشتري سوق مي دهد، مدعي افتخار و بزرگواري بيشتري براي خود مي شود . آيا تمامي اين جنايت ها و بزه كاري هاي عجيب و غريب مي تواند اندكي احساس آرامش و امنيت براي اين نظام فراهم آورند؟ مسلماً نه خيلي زياد ! به راستي مردم در خصوص مجيزگويي ها و ابراز وفاداري افراد ذيل و بريده چه مي انديشند؟ چقدر بايد نادان بود كه به وفاداري كسي كه حاضر به انجام هرنوع خيانتي است و به محض استشمام خطر، به هر نوع رفاقت و دوستي پشت پا مي زند، دلگرم بوده و آن را باور كرد؟

دعای سال نو!

دوشنبه, 19 مارس, 2018

کاش در دهکده عشق فراوانی بود!
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود!
کاش اگر گاه کمی لطف به هم ميکرديم!
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود!
کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب!
روی شفاف ترين خاطره مهمانی بود!
کاش دريا کمی از درد خودش کم ميکرد!
قرض ميداد به ما هر چه پريشانی بود!
کاش به تشنگی پونه که پاسخ داديم!
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود!
مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست!
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود!
چقدر شعر نوشتيم برای باران!
غافل از آن دل ديوانه که بارانی بود!
کاش سهراب نمی رفت به اين زودی ها!
دل پر از صحبت اين شاعر کاشانی بود!
کاش دلها پر از افسانه ی نيما می شد!
و به يادش همه شب ماه چراغانی بود!
کاش اسم همه دخترکان اينجا!
نام گلهای پر از شبنم ايرانی بود!
کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر!
غرق اين زندگی سنگی و سيمانی بود!
کاش دنيای دل ما شبی از اين شبها!
غرق هر چه که ميخواهی و می دانی بود!
دل اگر رفت شبی کاش دعائی بکنيم!
راز اين شعر همين مصرع پايانی بود!
((مريم حيدرزاده))

از رنجی که می بریم 3

شنبه, 4 می, 2013

مسجد دانشگاه هم برای خود آینه ای برای تفکر و عبرت است.

قبل از اذان که وارد شبستان مسجد می شوی پر از پسران جوانی است که اکثر آنها یا خوابیده اند و یا دور هم مشغول گفتگو هستند.

نماز جماعت که شروع می شود عده ای به نماز جماعت می پیوندند،

اما عده ای بیشتر ،نماز خود را فرادا می خوانند،

و از همه دلگیر کننده تر اینکه بسیلری از آنها که خوابیده اند،حتی به حرمت نماز هم از حالت دراز کشیده در نمی آیند!؟

اگر در خانه کسی به او بی احترامی کنی،بسیار بد است و خلاف ادب.بخودمان بیاییم!

رسالت ما چيست؟(1)

شنبه, 1 ژانویه, 2011

اگر خاطرتان باشد،در روز هفدهم آبان امسال تحت عنوان موضوعي با نام”لطفا كمك كنيد”از شما همراهان درخواست كردم نظر خود را در مورد رسالت بشر بيان فرماييد.در مجموع شانزده نفر نظرات بسيار ارزشمندي مطرح نمودند كه اگر خدا ياري نمايد در كتابي حتما از اين نظرات استفاده خواهد شد.خود نيز نظراتم را در اين مورد تحت عنوان”عرفان فردي و عرفان اجتماعي،در بخش مقالات قسمت اصلي وب سايت آورده ام.

اكنون در ادامه سعي دارم از نظرات بزرگان ديگر نيز يكديگر را آگاه كنم.سعي مي كنم ديدگاه هاي مختلفي را بيان نمايم تا بدانيم كه انديشه بشري در مورد چرايي خلق خود چگونه انديشيده  اند.در اين مورد ذكر دو نكته ضروري است:

اول اينكه در تقدم و تاخر ارائه نظرات گوناگون بر حسب دسترسي زودتر به مطالب عمل كرده ام.

دوم اينكه من نه با اين نظرات موافقم و نه مخالف.عقايد خود را قبلا بيان كرده ام.

و بالاخره اينكه شما دوستان مانند هميشه اين حق را داريد كه اگر در بيانات من نقصي ديديد و يا با نوع برداشت من از نظرات شخص يا اشخاصي مخالفيد به من لطف نماييد و نظر خود را بيان نماييد.
(بیشتر…)