برچسب ها بـ ‘حائل’

چه خوش می گوید لسان الغیب…..

دوشنبه, 10 اکتبر, 2016

دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
فدای پیرهن چاک ماه رویان باد
هزار جامه تقوا و خرقه پرهیز
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز
پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر
به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز
فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز
بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت
که در مقام رضا باش و از قضا مگریز
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

سلسله مباحث مدیریتی 20

سه شنبه, 18 نوامبر, 2014

برای پیشگیری از بزهکاری جوانان چه اقداماتی صورت می گیرد؟
تمامی باشگاه های اوقات فراغت نوجوانان و جوانان در دانمارک عضو ” sspudvalgt” ( گروه کاری متشکل از نمایندگان مشاورهای شهرداری ، مدرسه محل ، پدگو و پلیس محل) هستند . این گروه هر ماه یک جلسه دارد که جلسات آن در محل باشگاه تشکیل می شود و در آن جلسه در مورد شرایط اجتماعی ، خانوادگی ، فیزیکی و روحی هر جوان صحبت می شود . در واقع همه جوان ها در این جلسات بررسی نمی شوند بلکه جوانان و نوجوانانی بررسی می شوند که در لیست ” گروه ریسک ” قرار دارند و این گروه به جوانان و نوجوانانی گفته می شود که در خطر لغزش و ناهنجاری های اجتماعی قرار داشته و معمولا به قوانین احترام لازم را نمی گذارند و یا به مربیان بی احترامی می کنند .
نگاه نوجوانان و جوانان قرار گرفته در این گروه (که به طور میانگین 30 درصد نوجوانان و جوانان را شامل می شود) به جوانان خلافکارشناخته شده به عنوان یک الگو معطوف است . لازم به ذکر است که در کشوری چون دانمارک 2 درصد از جوانان در لیست گروه جوانان خلافکار قرار دارند که البته بسیاری از آنان در اثر همکاری ارگان های مسئول بار دیگر به دامان جامعه و زندگی عادی باز می گردند .
یکی از هدف های اصلی باشگاه های اوقات فراغت در واقع سوق دادن نوجوانان و جوانان در گروه ریسک به سمت 68 درصد بدون مشکل است و سعی می شود دیوار حائلی بین گروه 2 درصد با گروه 30 درصد به وجود آید .

افسوس!

شنبه, 16 ژوئن, 2012

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل

کجا دانند حال ما ،سبک عقلان بی پروا

خبر مرگ سه غنچه شش هفت ساله را در ضبط یک برنامه تلویزیونی در زنجان که شنیدم،دلم بسیار گرفت و به خود اجازه دام در شعر خواجه شیراز کمی دست ببرم!

تا به کی با سپردن کار به دست افراد ناشایست و بدون حداقل استاندارد های لازمه شغلی باید شاهد حوادثی اینچنینی باشیم؟ تجسم لحظه پرپر شدن این سه کودک انسان را به جنون می کشاند.آیا می توان انتظار داشت از این پس پدر و مادرهای این بچه ها افراد معمولی و تندرستی باشند؟

به کجا باید شکایت برد؟

چه کسی مسئول است؟