برچسب ها بـ ‘جوک’

نسبت ما با توسعه 5

شنبه, 9 ژوئن, 2018

در نتیجه جدی‌ترین فرصت برای توسعه ایران – دستکم در طول تاریخ معاصر پس از استقرار سلسله قاجارها در ایران- با اشتباهات محاسبه شخص شاه و مشکل عدم توازن و هماهنگ نبودن سرعت آن با سرعت گام‌های جامعه سنتی ایران نه تنها به فرجام نرسید بلکه منجر به شعله‌ور شدن یک جنبش انقلابی با ” تم” مذهبی و ضد باورهای مدرنیته در ایران شد که در نهایت به سقوط شاه و استقرار یک نظام جدید انجامید که لااقل در شعار و عمل خود را مقید به الگوهای توسعه رایج جهانی نمی‌دانست و سهل است که با بسیاری از آنها سرسازش نیز نداشت.
سال نخست پس از انقلاب به بحث و درگیری بین “ایسم”‌های مختلف دخیل در انقلاب گذشت اما به دلیل اقتدار معنوی و سیاسی امام خمینی(ره) رهبر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، “نیروهای حزب الله وفادار به روح الله” توانستند زمام امور را به دست گرفته و برتری خود را بر دیگر گروه‌های چپ و ملی و مذهبی حاضر در صحنه ثابت و آشکار کنند.
اشغال سفارت آمریکا و جنگ هشت ساله با عراق به طور کلی برای مدت یک دهه بحث های جامعه و دولت ایران پس از انقلاب را به خود اختصاص داد و در این شرایط اساسا سخن گفتن از مبحث توسعه جوک می نمود؛ انقلاب الگوی توسعه خود را داشت و نام آن را “جهاد سازندگی” گذاشت.
در قالب جهاد سازندگی پروژه های عمرانی و رفاهی زیادی در روستاها و مناطق دورافتاده ایران اجرا شد و تلاش شد بخشی از نامتوازنی روند توسعه شاه سابق جبران شود و در شرایط توقف شهرهای بزرگ و کوچک، دستکم روستاها به برخی از امکانات جدید از جمله راه، آب، برق، تلفن و.. دسترسی پیدا کنند.
اما جدای از تلاش‌های جهاد سازندگی حرکت ملی گسترده پس از انقلاب در مسیر توسعه کشور تا زمان روی کار آمدن نخستین دولت پس از جنگ یعنی دولت مرحوم ” اکبر هاشمی رفسنجانی” بروز و ظهور پیدا نکرد و شاید هم با توجه به شرایط کشور که درگیر جنگ و بحران بود، طبیعی به نظر می‌رسید.

برتام!

شنبه, 16 جولای, 2016

یکی از دوستان بسیار عزیز من- آقای محمد جواد شفره ای – بعد از توافق هسته ای(برجام) مطلبی را انتشار داد که با توجه به سالگرد توافق انجام شده و اظهار ناامیدی بسیاری از نتایج آن ،انتشار آن در این روزها بسیار مناسب به نظرم می رسد:

برجام به فرجام رسید،اما اگر می خواهیم زندگی ما تغییر کند و کشورمان پیشرفت نماید،نیازمند “برنامه توسعه آینده مشترک ما”(برتام) می باشیم.این برنامه 12 بند دارد:

1 – ما متعهد می شویم روزانه نیم ساعت کمتر پای تماشای تلویزیون بنشینیم و به جای آن روزانه سی دقیقه مطالعه عمیق نماییم.

2 – ما متعد می شویم روزانه ده دقیقه خلوت و سکوت کنیم و به آینده فکر کنیم.

3 – ما وظیفه داریم که هر هفته حداقل یک اقدام انجام دهیم که از آن منفعت شخصی نمی بریم و صرفا منفعت عمومی دارد.

4 – ما خود را موظف می دانیم با دیگران به گونه ای رفتار نماییم که می پسندیم با ما رفتار شود.

5 – ما خود را موظف می دانیم راجع به اموری که نمی دانیم اظهار نظر نکنیم و “نمی دانم” را به راحتی به کار ببریم.

6 – ما تمرین می کنیم که تصمیم های مهم خود را بر اساس تحلیل جامع منفعت و هزینه عملی سازیم و بصورت مکتوب اندیشه نماییم و نه ذهنی و از روی هوا.

7 – ما قول می دهیم خیابان را خانه خود بدانیم و دریا را حوض خانه و جنگل را باغچه خانه خود!آشغال ها را در سطل زباله قرار دهیم و نه در کف خیابان و دریا و جنگل.

8 – ما موظفیم ترک نماییم پارتی بازی،زرنگ بازی و تقلب کردن را.

9 – ما مکلفیم راست بگوییم حتی اگر به ضرر ما تمام شود و به قول خود عمل نماییم حتی اگر سرمان برود.

10 – ما سعی می کنیم افق فکری خود را از “سه ماه” به “ده سال”گسترش دهیم.

11 – ما متعهد می شویم که خدا را آزاد نماییم!یعنی ما قول می دهیم که از این پس خدا را در عزا،مساجد و بیماری ها محدود و قاب نکنیم.از این پس خدا را همه جا همراه و ناظر می دانیم. در همه شرایط،در صف اتوبوس،ترافیک خیابان،دیدن تصاویر زندگی خصوصی افراد،قضاوت در مورد دیگران،سر چهاراه ها و…..

12 – ما متعهد می شویم که عمل کنیم!می کوشیم که از جوک گفتن توهین آمیز،انتقاد ،تحلیل های انتزاعی،فلسفه بافی،حسرت کشورهای توسعه یافته را خوردن،و…..بکاهیم و به جای آن کمی عمل کنیم.

ما می کوشیم برنامه ریزی خود را معطوف به عمل کنیم و عملمان مبتنی بر برنامه باشد.برنامه معطوف به عمل و عمل مبتنی بر برنامه باعث “توسعه آینده مشترک ما” خواهد گردید.

کمی بیاندیشیم 30

سه شنبه, 16 اکتبر, 2012

 

من نمی‌گویم که ١٠٠٠ شکست خورده‌ام.

من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود . . .

)توماس ادیسون(

.

.

.

این روزها همه ترس از دست دادن آبروی خود دارند اما به سادگی آبروی دیگران را می برند . . .

.

.

.

وقتی در وضعیت خوبی هستید ، یک اشتباه را یک جوک در نظر میگیرید اما زمانی که در وضعیت بدی قرار دارید ، حتی از یک جوک ناراحت میشوید و اشتباه میپندارید

موسیقی

شنبه, 26 نوامبر, 2011

مهمانی در منزل داشتیم و پسرم ابتکاری به خرج داد و موزیک بسیار ملایمی را از دستگاه پخش کرد که در تمام طول زمان حضور میهمانان عزیزمان در حال پخش بود.بعد از ساعتی در کمال تعجب متوجه یکی دو نکته شدم که وقتی برای آنان گفتم،آن ها نیز با تعجب تایید کردند:

-ما خیلی شمرده و آرام صحبت می کردیم.

-از گفتن جوک و حرفهای سرو صدا آور و خنده بلند،اجتناب داشتیم.

-باهم خیلی صمیمی تر و مهربان تر شده بودیم.

-آرامش خوبی در وجود همه ما،حاکم شده بود.

به این نتیجه رسیدیم که این خاصیت موسیقی است و برای همین پیوندی ناگسستنی با روح انسان دارد.

شما نیز امتحان کنید.