برچسب ها بـ ‘جغرافیا’

ظلم ستیزی……..

شنبه, 27 دسامبر, 2014

خسرو حکیم رابط کتابی دارد از روزنوشته‌ها و خاطرات خود به نام «من با کدام ابر». در آن داستانی دارد که مضمون آن به شرح زیر است:
روز سه‌شنبه در کلاس پنجم دبستان، به دانش‌آموران گفتم که شنبه امتحان تاریخ و جغرافیا دارید: شفاهی
روز پنجشنبه گفتم: امتحان تاریخ و جغرافیا داریم. همین امروز: کتبی.
همه اعتراض کردند که امتحان قرار نبود امروز باشد و قرار بود شنبه باشد.
همینطور قرار نبود کتبی باشد و قرار بود شفاهی باشد.
گفتم: همین است که هست. امروز است و کتبی است.
هر کس نمی‌خواهد بیاید جلوی کلاس بایستد.
از کلاس شصت نفری، سه نفر آمدند و جلوی کلاس ایستادند. سوالات را روی تخته نوشتم و بچه‌ها پاسخ‌ها را روی کاغذ نوشتند.
وقتی امتحان تمام شد. گفتم: از هر کدام از شما، ده نمره کم می‌کنم از تاریخ و ده نمره از جغرافیا.
و به این سه نفر بیست نمره می‌دهم در تاریخ و بیست نمره در جغرافیا.
تا بیاموزید که زیر بار ظلم نروید. درس امروز ما ظلم ستیزی است…

سلسله مباحث مدیریتی 13

سه شنبه, 23 سپتامبر, 2014

 

بر این اساس است که معتقدم در این جغرافیایی که ما زندگی می کنیم هنوز دو مفهوم در میان ما شکل نگرفته است. یکی اینکه ما هنوز کشور نداریم و دیگر اینکه ما هنوز جامعه نداریم. ما عده‌ای هستیم که با سنن و خلقیات مشترک در جغرافیایی زندگی می‌کنیم. در علم جامعه شناسی، جامعه اینگونه تعریف می شود که عده‌ای در آن دارای اهداف مشترک و جهت‌گیری مشترک هستند. ما هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم. شاید یک دلیل این باشد که ما امپراتوری بوده ایم. بر این اساس معتقد هستم که ما هنوز کشور- ملت نشده‌ایم. البته ملت هستیم؛ ما ایرانی هستیم و با زبان فارسی صحبت می کنیم و دارای ادبیات غنی و تاریخ کهن و سرزمین گسترده هستیم. اینها همه شاخصهای یک ملت است. اما ما کشور- ملت نیستیم؛ چینی‌ها هستند، اما ما هنوز نیستیم؛ ژاپنی‌ها هستند و ما نیستیم. اگر ما کشور بودیم و جامعه داشتیم، حتماً کسی از بیت‌المال اختلاس نمی‌کرد و راضی نمی‌شد از طریق تلفن، رانت و ارتباطات به ثروت برسد چون تعهد و وفاداری به کشور داشت و از مردم خجالت می کشید. آیا یک آلمانی این کار را می کند؟ قبل از اینکه از قانون بترسد به احترام کشور و هموطنانش این کار را نمی‌کند. دوستان بسیاری در بخش خصوصی دارم که حاضر نشده‌اند پروژه‌های بزرگی را قبول کنند چون نخواسته‌اند رشوه و کمیسیون پرداخت کنند. اینگونه افراد برای خود احترام قایل‌اند و مانند عالی نسب‌ها، خسروشاهی‌ها، خیامی‌ها و ایروانی‌ها، برای کشور، جامعه و شخص خودشان احترام قایل‌اند. البته این گونه افراد از اصالت خانوادگی برخوردارند و تازه به دوران رسیده نیستند. وقتی کسی در فقر مطلق بزرگ شده و هم اکنون صاحب منصب شده، عموماً این گونه افراد دیگر کسی را بنده نیستند و از فرصت به دست آمده نهایت استفاده نامشروع را می‌کنند. کشور، جامعه، دین و اخلاق برای آنها در عمل تعطیل است و صرفاً تزئینات سخنرانی است.
بنابراین وقتی ما می خواهیم سبک زندگی را نقد کنیم در مقایسه با یک سری الگوها و ملاکها باید این کار را انجام دهیم. پرسش این است که آیا مجموعه فعالیتهایی که ما ایرانی‌ها انجام می دهیم تبدیل به سرمایه اجتماعی، ثروت ملی و پرستیژ جهانی می شود یا نه؟ آن موقع می توانیم بگوییم سبک زندگی کارآمدی داریم و نتیجه داده است و توانسته این متغیرها را به صورت کمی و کیفی افزایش بدهد. هر کدام از ما می تواند بر اساس وجدان خود به اینها پاسخ بدهد.
اگر به طور خلاصه بخواهیم بگوییم سبک زندگی ما دارای این ضعف جدی است که خیلی خودمحور بار می آئیم که برای تبیین این نکته مثالهای فراوانی نیز وجود دارد. یکی از دوستان من که مطالعات اجتماعی انجام می دهد به من گفت که آموزش مدنی در مرکز و جنوب شهر تهران به مراتب موفق‌تر از شمال شهر تهران است. این فرد مطرح می کرد که اگر در یکی از مراکز جنوب و مرکز شهر تهران جلسه‌ای برای بهبود فرهنگ آپارتمان نشینی در محله‌ای برگزار شود جمعیت زیادی برای شنیدن این بحث حضور خواهند داشت. در حالی که در شمال شهر تهران به خاطر اینکه افراد پول دارند احساس بی نیازی به فرهنگ مدنی می‌کنند. یعنی برای نمونه کسی که ماشین 200 میلیون تومانی سوار می شود احساس می کند به آموزش نیازی ندارد چون پول دارد. البته اگر کسی با زحمت و تلاش خود، اتومبیل پانصد میلیون تومانی هم سوار شود هیچ اشکالی ندارد. چنین فردی، حتماً تربیت و مدنیت هم دارد

کوچه ها 113

چهار شنبه, 14 آگوست, 2013

بچه هایی که در دهه چهل در دبستان بودند،به خوبی به یاد دارند که کتاب های تاریخ و جغرافیای سال های پنجم و ششم دبستان از بقیه کتاب های درسی بزرگتر بودند و درون هریک از آنها تعداد بسیار زیادی عکس ها و تصاویر بسیار جالب و رنگی از جنگ ها و پادشاهان و وقایع تاریخی و تصاویری از کوه ها و جنگل ها و حیوانات مناطق مختلف جهان وجود داشت. این کتابها وجه تمایز دانش آموزان دو سال آخر دبستان با سایرین بود و خلاصه مایه فخر دارندگان آن به دیگران!

معمولا روزهایی که این درس ها را در برنامه خود داشتند،این کتابها را روی بقیه در دست می گرفتند،بطوریکه از فاصله دور قابل تشخیص بودند.انگار یک توافق نانوشته نیز بین دارندگان آنها وجود داشت که نشان هیچکس ندهند و به این ترتیب برای ما کوچکترها حکم ویترین پر زرق و برقی داشت که امکان ورود به داخل مغازه و دیدن همه اجناس را نداشتیم!

خلاصه برای ما آرزویی شده بود دیدن داخل این کتابها.

روزی از یکی از اقوامم که در کلاس ششم دبستان درس می خواند و ما در خانه آنها مهمان بودیم ،کتاب تاریخش را گرفتم و حسابی تماشایش کردم.دیدن عکس عبور سپاه کمبوجیه از روی پلی که با قایق های زیادی روی رود ایجاد کرده بودند،در حالی که خود کمبوجیه هم در حال تماشای آنها از روی تخت خود روی یک بلندی بود،و یا صحنه هایی از جنگ نادر شاه در دشت چالدران و…… حسابی عطش مرا برای اینکه هرچه زودتر به این کلاس ها برسم و آنها را کامل فرا بگیرم زیاد کرده بود.با حسرت زیادی کتاب را به صاحبش برگرداندم.اما دو سه سال بعد که به این کلاسها و کتاب هایش رسیدم و مجبور بودم مثلا رودها یا شهر ها یا محصولات کشاورزی و صنعتی هر شهر را از روی آنها به دقت حفظ نمایم تا در امتحان نمره خوبی بیاورم و به خاطر سختی این امر ،به آرزوی سال های قبل خود می خندیدم!

ایران و ایرانی 36

یکشنبه, 6 ژانویه, 2013

از این قسمت تا هرچند قسمت که اقتضا نماید،سعی می کنیم در ادامه از مطالب سخنرانی مرحوم دکتر بازرگان تحت عنوان”سازگاری ایرانی”به بررسی مطلب خود بپردازیم.ایشان می فرماید:

ممکن است کسی آشنایی کافی و اطلاعات سرشارنسبت به وضع حاضر مردم و محیط ایران داشته باشد، و دسترسی به جغرافیاو بررسی تاریخ کشور،با تفصیل و تعمق زیاد،امکان پذیر باشد اما این مسئله که “چرا” و “چگونه” چنین که هستیم شده ایم وچه رابطه ای مابین سرگذشت قبلی و روحیات فعلی ما برقرار است،و تغییرات و تحول حال و آینده ما در چه مسیری پیش می رود و چگونه ممکن است در جهت مطلوبی سیر داده شود،موضوعاتی است که اگر روی آنها فکر و اظهار نظرهایی به عمل آورده شده باشد،مسلما هنوز بصورت صحیح و کامل در مورد آنها بررسی نشده است.

شناسایی کیفیات و روحیات و امکانات یک ملت،بدون مراجعه به پایه های جغرافیایی و ریشه های تاریخی،و بدون مطالعه و کشف تاثیرهای مادی و معنوی که عوامل محلی و جریانهای تاریخی،در تکوین و تحول آن قوم داشته اند،میسر نیست و تا چنین تاثیر و تشخیص هایی روشن نگردد،هرگونه قضاوت در مورد خصوصیات ملی و نژادی،و هرگونه طرح و اجرای برنامه های اصلاحی یا انقلابی، فاقد اعتبار و ارزش خواهد بود.

 

حقیقت آدمی

یکشنبه, 10 آوریل, 2011

حقیقت آدمی چیزیست ورای نژاد، جغرافیا، آئین و فرهنگ؛ اینها وطن حقیقی ما نیستند، منزل ما کبریاست.

هیچ کس مسلمان، ترک، هندو، مسیحی و… به دنیا نمی‌آید؛ اما همه انسان زاده می‌شوند با نفخه‌ای از روح الهی در جان خویش.

آنچه شایسته‌ٔ تقدیس و احترام است، همین نفخه است، باقی همه اعتبارات و وهم و خیال.

ستاره می‌درخشد و حداقل یک نفر هست که سرش را بالا بگیرد و به آن نگاه کند.!!

ما اینجا نیستیم که به امور پیش‌پا افتاده‌ بپردازیم، ما بخشی از یک پروژه عظیم هستیم؛ همهٔ هستی در ما پیچیده است.

 فراموش کرده‌ایم که دنیا چیزی نیست جز یک مدرسهٔ بزرگ فراموش کرده‌ایم که آمده‌ایم تا چیزی را تجربه کنیم و برویم، عشق را.

پیشه اصلی همهٔ من و ما عاشقی بوده، نه گدایی، ما امپراطور اقلیم وجودیم، گاهی از خود بپرسیم در این مقام چه می‌کنیم

 یادمان باشد گنج‌های بزرگ، دادنی نیستند، برداشتنی‌اند