برچسب ها بـ ‘جزیه’

قدرت مخرب 9

یکشنبه, 7 ژانویه, 2018

اعراب بعد از اسلام

در دوره رسالت محمد(ص) پیامبر دین اسلام جنگهایی بود اما بیشتر حالت دفاعی داشت؛ و حرکتهایی مانند ارسال پیام رسالت به بلاد همسایه نیز برای صدور اسلام صورت گرفت و مهمترین فتح آنزمان فتح مکه و گسترش اسلام در سرزمین حجاز (نیمه غربی جزیرة العرب) بود.حمله به دیگر کشورها برای مسلمان کردنشان و به اصطلاح فتوحات اسلامی از زمان خلفای راشدین آغاز شد و تا دوره عثمانیان ادامه یافت.
محمد(ص)، پیامبر اسلام با هجرت از مکه به مدینه پایه‌های سیاسی اسلام را پایه گذاشت، و برای دفاع از آن در مقابل دشمنان خود بخصوص مخالفان مکی ایستادگی کرد. همچنین چندین جنگ (جنگ موته و تبوک) را برای تحکیم و حفظ ثغور اسلامی با رومیان در شام داشت؛ و بدنبال صلح حدیبیه با مکیان در نهایت موفق به فتح مکه بدون خونریزی شد. از آن پس به امپراتوری‌های اطراف خود نامه فرستاد وآنها را به اسلام دعوت کرد. پس ازدرگذشت محمد(ص) ،خلیفه اول برای دفع مدعیان پیامبری و برگشتگان از اسلام جنگهای رده ترتیب داد. در زمان وی مسلمانان به سوی نبرد با رومیان و فتح شام نیز شتافتند و فلسطین به دست مسلمانان درآمد. ادامه کار در زمان خلیفه دوم، عمر بن خطاب منجر به فتح دمشق و یرموک شد وهرقل شام را رها کرد وبه قسطنطنیه گریخت وشام بتدریج دردست مسلمانان افتاد و تا کوه‌های توروس در آسیای صغیر پیش رفتند. بیت المقدس که در آن زمان «ایلیاء» نام داشت به هنگام سفر عمر به شام از سوی اسقف اعظم تسلیم شد.ازآن پس عمر به گسترش فتوحات در مصر و شمال آفریقا شتافت. در دوره پیامبراسلام، محمد(ص) نیمه غربی شبه جزیره العرب در دست مسلمانان بود. در عهد ابوبکر تمام شبه جزیره تصرف شد. درعهد عمر مسلمانان تا ماوراءالنهر و شمال دریای مکران وهمه ایران (بجزسواحل شمال آنسوی دیواره‌های البرز) وسرزمین عراق، شام، مصر و باریکه سواحل لیبی را متصرف شدند. در زمان عثمان، تا دریاچه آرال و کناره‌های دریای خزر تا دریای سیاه (شرق آسیای صغیر و جنوب قفقاز)، جنوب آسوان و قسمت اعظم سواحل لیبی متصرف شد و همه اینها در ظاهر برای سعادت بشر و مجبور کردن آنان به گرویدن به اسلام یا پرداخت جزیه(مالیات غیر مسلمان بودن) بود! در حالیکه خداوند سبحان در قران میفرماید: هیچ اکراه و اجباری در پذیرفتن یک دین وجود ندارد.
نکته جالب این است که در زمان خلافت علی(ع) هیچ جنگی به منظور اجبار اقوام و ملل دیگر به گرویدن به اسلام انجام نشد و این بیان کننده این است که قرائت و برداشت دیگری هم از حکومت اسلامی وجود داشت و دارد.
در عهد خلافت معاویه، فتوح اسلامی ادامه یافت؛ معاویه برای خلافت خود لشکری پدیدآورد، و آداب لشکری رومی‌های شام را اقتباس نمود. در عهد خلافت وی، مسلمانان قبرس را فتح کردند و تا نزدیکی قسطنطنیه پیش رفتند. در زمان ولید بن عبدلملک، مسلمانان به ماوراءالنهر حمله بردند و سمرقند را فتح کردند و پادشاه چین را هم به پرداخت جزیه واداشتند. پس از آن، محمد بن قاسم به دستور حجاج بن یوسف، مولتان و پنجاب را فتح نمود.
پس از درگذشت علی و خلافت معاویه درگیری با رومیان بطور مستمر بود و در ۴۹ قمری مسلمانان تا پشت دیوارهای قسطنطنیه پیش رفتند. در ادامه تصرف آفریقا سودان نیز فتح شد و شهر قیروان هم بنا نهاده شد. در شرق اسلامی نیز تا بخارا و سمرقند وهند و سند و غور پیش رفتند. از این زمان به بعد، نمی‌توان فتح بزرگی را برای مسلمین یافت، زیرا از یک طرف رومیان با جسارت بیشتری آماده مقابله بودند و از طرف دیگر دوری مناطق جنگی، بویژه شرق اسلامی، مانع از آن بود که مسلمین بتوانند اقدامات جدی برای فتح آن دیار انجام دهند. بتدریج مشکلات این فتوحات، و درگیریهای قبیلگی عربها در سرزمینهای فتح شده -مانند خراسان- مانع از تجهیز نیروی زیاد برای ادامه فتوحات گردید. ارتدادهای مکرر در مناطق فتح شده، قوت و نیرو را از اعراب مسلمان گرفت. شورشهای درونی کشور اسلامی، مانند حرکات خوارج و مخالفتهای شیعی و غیره، عامل دیگری در تضعیف حکومت مرکزی بود.
در عصر عباسیان نیز اوضاع به همین منوال بود. در سال ۴۲۱ هجری، حاکمان محلی عباسیان لشکرکشی‌های گسترده و پیاپی به هندوستان آغاز کردند؛ این کار از زمان سبکتکین شروع شد ودر زمان محمود غزنوی به اوج خود رسید. دستگاه خلافت عباسی،این حملات رانوعی جهاد برای گسترش اسلام تلقی می‌نمود؛ با فتح هند راه برای گسترش اسلام درهند گشوده شد و معابدی چون معبد سومنات ویران گشت.
در سال ۴۶۳هجری(۱۰۶۸میلادی)،الب‌ارسلان، با روم شرقی و امپراتوری بیزانس به جنگ پرداخت. امپراتور بیزانس، خواستار پس گرفتن سرزمین‌های تصرف‌شدن توسط سلجوقیان در آسیای صغیر بود. در نبرد ملازگرد، سپاه بیزانس شکست خورد و امپراتور بیزانس به اسارت درآمد.
شاید بتوان به جرات گفت که نقطه افول فتوحات مسلمانان شکست در نبرد بلاط الشهدا و یا نبرد تور در فرانسه است. نبردی که گویا نقطه پایان نفوذ مسلمانان در اروپا است. اگرچه بعدها در عصر عثمانیان مسلمانان توانستند به وین ومجارستان هم دست پیدا کنند ولی می‌توان شکست در نبرد تور را نقطه افول موج اول فتوحات اسلامی نامید.
تاریخ حکایات عجیبی از کشتار مردم بیگناه در این جنگ ها و فتوحات دارد.

ایران و ایرانی 51

چهار شنبه, 21 آگوست, 2013

دومین عامل،زردشتیان قرن های اول و دوم هجری بودند.زردشتیان ایران و سازمان های آنها را که در دوره های نخست اسلام در ایران وجود داشته اند نیز باید عامل مهمی در حفظ بعضی از آثار ایرانی شمرد.یکی از حقایقی که باید در مورد ایران و اسلام پذیرفت این است که انتشار دین نو در ایران به همان سرعتی که مجاهدان اسلامی پیش رفتند نبوده و تبدیل دین زرتشتی به دین اسلام به همانگونه که در مدت کوتاهی دولت ساسانی به حکومت خلفا تبدیل یافت ،صورت نگرفته است.اسلام در ایران تدریجی پیش رفته است و هیچ گونه دلیلی در دست نداریم که پیشرفت این دین را در این سرزمین در اثر زور و فشار مهاجمان بدانیم،بلکه دلایل بسیاری خلاف این را می رساند.این گفته بسیار راست است که ایرانیان تا روزی که اسلام را نمی شناختند با آن به دشمنی برخاسته و برای جلوگیری از آن و حفظ استقلال خویش سخت پایداری کردند ولی چون به گوهر این دین پی بردند نه تنها از دشمنی بازایستادند، بلکه خود در صف مجاهدان ایستادند و در پی دعوت به این دین از کار و کوشش دریغ نکردند.

در هر حال دین اسلام در ایران به تدریج پیش رفت و هرچه آشنایی ایرانیان با این دین بیشتر شد پیشرفت آن سریعتر گردید.به طوری که در روزگار امویان بعضی از کارگزاران ایشان از استقبالی که ایرانیان به دین اسلام کرده و گروه گروه از دسته اهل ذمه خارج و در جرگه مسلمانان داخل می شدند،ناخشنودی می نمودند زیرا بدینسان درامد هنگفتی که سالیانه از راه جزیه گرفتن عاید ایشان می شد نقصان می یافت.

اینکه در دوران فترت زرتشتیان به شماره فراوانی در این کشور می زیسته و تا حدی نیز آزادی عمل داشته اند در حفظ قسمتی از آثار علمی و فرهنگی ایران اثر بسیار نیکی داشته است.زرتشتیان بواسطه دلبستگی زیادی که به آثار پیشینیان و همچنین به ماثر تاریخی خود داشته اند آنچه توانسته اند در حفظ این آثار کوشیده اند و بدون شک موفق شده اند که در آن دوره هرج و مرج قسمتی از آنها و بخصوص نوشته های مذهبی خود را از گزند حوادث محفوظ داشته و به بازماندگان خود بسپارند.