برچسب ها بـ ‘جایزه نوبل’

مقالات 109

یکشنبه, 10 سپتامبر, 2017

دکتر محمود سریع القلم 3

کشورهای آسیایی، مرزها و بازارها و تجارت و یادگیری را به روی هم باز کرده‌اند و در نتیجه خطرهای کمتری متوجه آنهاست. این نکته را مقایسه کنید با آمار خرید اسلحه در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس: طی ۱۱ سال گذشته، ۷۲۸ میلیارد دلار. این یعنی ۷۲۸۰۰۰ شغل دائم در اروپای غربی و آمریکای شمالی.

در حالی که آسیایی‌ها به عدالت، امنیت، استقلال ملی و مشروعیت، اقتصادی و اجتماعی نگاه کرده‌اند، در خاورمیانه صرفاً به فکر و عمل سیاسیتوجه شده ‌است.
روش فکرکردن و واقعی تحلیل‌کردن خود نعمتی است. فهمیدن دقیق و با حداقل پیش‌فرضِ وقایع پیرامونی، نعمتی بزرگتر. چه ارتباط جالب علمی: میان خودنمایی، نمایش، خود بزرگ بینی و اغراق از یک طرف و سیاسی بودن، همه چیز را سیاسی دیدن، راه حل‌ها را سیاسی دانستن و سیاست زده بودن از طرف دیگر. هر دو نیاز به اغراق، خود بزرگ بینی، نمایش و تئاتر دارند.
شرط دوم دقیق تحلیل کردن و روشن بینی، دوری جستن از عصبانیت در تحلیل است. تبریزی‌ها اصطلاح خوبی دارند: می‌گویند بگذارید مدتی بگذرد، موضوع را خوب بفهمیم و درک کنیم و بعد قضاوت کنیم. تابحال دیده‌اید که خانم مرکل، با عصبانیت سخنرانی کند؟ خشم معرف فقدان اعتماد به‌نفس، استیصال، به ستوه آمدگی و ناراحتی‌های انباشته شده است.
سخنرانان خاورمیانه‌ای چه در مجامع بین‌المللی و چه در کشور خودشان عموماً با عصبانیت، سخنرانی می‌کنند، ضمن اینکه ۷۴ درصد خشونت در جهان در این منطقه است. خُروشچُف تا آنجا پیش رفت که در حین سخنرانی، کفش خود را بر تریبون مجمع عمومی سازمان ملل می‌کوبید. در مقایسه، امروز آرامش وزرا و مقامات چینی، سنگاپوری، ویتنامی و اندونزیایی را تماشا کنید.
این کشورها چون توانا هستند، آرامش دارند و نیازی نیست عصبانی شوند. برای این نویسنده طی سال‌ها چهار بار اتفاق افتاده که با فردی گفت‌وگویی داشتم و بعدها متوجه شدم آن فرد در شیمی، فیزیک یا اقتصاد جایزه نوبل برده است. این در حالی بود که طی چندین ساعت گفت‌وگو، این افراد هیچ اشاره‌ای یا اَدایی که مخاطب را متوجه نوبل کند از خود بروز ندادند. توانایی، آرامش و اعتماد به‌نفس می‌آورد. فرد یا کشوری که توانایی دارد نه عصبانی می‌شود و نه خیلی تبلیغ می‌کند مثل اتوموبیل مرسدس بنز است. نمایش و اغراق ناشی از ضعف است.
آسیایی‌‌ها و حتی ویتنامی‌ها سریع متوجه شدند باید توان‌مندی‌های اقتصادی، تولیدی، تجاری و مدنی خود را غنی کنند تا دیگران فرصت تعدّی به سرزمین آن‌ها را نداشته باشند.
افق‌های خود را واقعی تعریف کردند، مزیت نسبی خود را دقیق مشخص کردند و از همه مهم تر و تعیین کننده تر: بین خود به تفاهم رسیدند. تفاهم در داخل به مراتب کلیدی‌تر و شاید مقدمه‌ای بر تفاهم با بیرون است. چینی‌ها رفتند از اقصی نقاط جهان، هنرمندان، دانشمندان و کارآفرینان چینی را به چین آوردند تا برای قدرت ملی از آن‌ها بهره‌مند شوند. اگر چینی‌ها، مبنا را تقسیم بندی‌های سیاسی می‌گذاشتند، نمی‌توانستند چنین اقدامی کنند. اگر شاقول تفاهم را سیاست، مواضع سیاسی و مرزبندی‌های سیاسی قرار می‌دادند، نمی‌توانستند اقتصاد دوم جهان شوند و با ثروتی که تولید کرده‌اند، ۱۲ ناو هواپیمابر در دست ساخت داشته باشند.

کوچه مردها 168

چهار شنبه, 23 سپتامبر, 2015

یکی از مفیدترین و لذت بخش ترین دروس دانشگاه برای من کارگاه های عملی بودند.
هر دانشجو باید سه کارگاه دو واحدی(جمعا شش واحد کارگاهی)را می گذراند.البته دروس آزمایشگاهی هم داشتیم که آن ها یک واحدی بودند و جمعا حدود ده واحد هم آزمایشگاه می گذراندیم.
من اولین درس کارگاهی خود را “کارگاه جوشکاری” انتخاب نمودم.بسیار عالی بود،ابتدا یکی دو جلسه با تئوری جوشکاری آشنا شدیم و بعد کارهای عملی ما شروع شد.انتخاب مقاطع جوشکاری که بیشترین و محکمترین اتصال را ایجاد می کرد،تمیز کاری مقاطعی که قصد جوش دادن آنها را داشتیم،انتخاب الکترود مناسب جوش برق،نحوه به دست گرفتن ابزار جوشکاری و نقاب جلوی صورت،انواع جوش های مختلف (با حرکات دست)،تمیز کاری محل جوش داده شده و نهایتا یکی دو جلسه هم جوشکاری با گاز را در این کارگاه گذراندم و با نمره بسیار خوب بخاطر شوقم در انجان این کار به انتهای این درس رسیدم.
کارگاه دوم من “ورقکاری” بود.چهار جلسه اول را به آموزش رسم فنی قطعه مورد نظر از ورق و برش ورق گذشت.بعد با ماشین های مختلف ورق کاری و آهنگری آشنا شدیم و نهایتا هر یک قطعه ای را انتخاب نمودیم و با رسم نقشه آن،بریدن ورق و خم کردن ها و شکل دادن ها و اتصال محل های ضروری به یکدیگر ،قطعه مورد نظر را ساخته و تحویل استاد می دادیم. هنگام تحویل کار،خود را مستحق دریافت جایزه نوبل می دانستم!
کارگاه آخر که لذت بخش ترین و شیرین ترین کارگاه من بود،”کارگاه ماشین کاری” بود. ساختن یک چکش فلزی در کارگاه با استفاده از ماشین های تراش،فرز وسنگ سمباده هاو مته ها و دستگاه عاج زنی موجود در کارگاه،از یک استوانه و یک مکعب مستطیل فلزی ،برای من معادل ساختن پیچیده ترین دستگاه های ممکن بود و شش هفته قبل از پایان ترم با جلسات اضافی حضور در کارگاه ،کارم را تحویل استاد دادم و درخواست ساختن قطعه ای دیگرا نمودم.
ایشان هم که ذوق زیاد مرا دید،کار ساخت یک قطعه فرضی را که همه مراحل ماشینکاری از جمله رزوه زدن به قطعات و صیقلی نمودن سطح کارها با زبری های مختلف و ….. در خود داشت ،به من محول کرد و من در هر فرصتی در کارگاه حاضر می شدم و به انجام کار می پرداختم.با شادی تمام آخر ترم آن قطعه را هم تحویل دادم و با حسرت از اینکه این دوران شیرین درسی ام تمام شده است،به دروس دیگر در ترم های بعدی پرداختم.

رسالت انسان چیست؟(9)

سه شنبه, 18 ژانویه, 2011

نلسون ماندلا از شاخص ترين چهره هاي شناخته شده در مبارزه با آپارتايد آفريقاي جنوبي و مبارز قديمي حقوق بشر با وجود 87 سال سن هنوز هم از مطرح ترين شخصيت هاي سياسي در جهان به شمار مي رود.

ماندلا، رييس جمهور سابق آفريقاي جنوبي و دارنده جايزه نوبل كه 27 سال از عمر خود را در زندان سپري كرده، پس از بازنشستگي از رياست جمهوري در سال 1999 به يكي از چهره هاي حامي سازمان هاي حقوق بشر تبديل شده است. او كه داراي صدها نشان افتخار داخلي و خارجي است، در سال 1998 در سفري به كانادا براي 45 هزار دانشجوي دانشگاه تورنتو كه از حاميان او بودند ،سخنراني كرد. ماندلا در سال 2001 به دليل بيماري سرطان تحت معالجه و درمان قرار گرفت اما او با ارايه سخنراني هاي مختلف كماكان به حضور فعال در معادلات بين المللي ادامه داد و سياست خارجي آمريكا و جورج بوش را مورد حمله قرارداد. ماندلا در سال 2004 خود را بازنشسته سياسي اعلام كرد و دست از تمام فعاليت هاي اجتماعي خود كشيد. او در آن زمان اعلام كرد كه به دليل بيماري تمايل دارد كه اوقات خود را با خانواده اش سپري كند و از لحظات زندگي خود لذت بيشتري ببرد. با وجود اين، ماندلا به طور كامل از عرصه اجتماعي كنار نرفت و به فعاليت هاي خود در زمينه مبارزه با بيماري ايدز ادامه داد. در همين چارچوب، ماندلا در ژوييه سال 2004 براي حضور و سخنراني در پانزدهمين كنفرانس بين المللي ايدز به بانكوك رفت، اين در حالي بود كه پسر خود ماندلا در ژانويه سال 2005 به علت ابتلا به بيماري ايدز جان خود را از دست داده بود. ماندلا ديگر رييس جمهور كشورش نيست اما هنوز هم يكي از شخصيت هاي مهم در سازمان هاي آموزشي بين المللي به شمار مي رود و نهايت سعي خود را در اين زمينه به كار مي گيرد. (بیشتر…)