برچسب ها بـ ‘جان’

واگویه ها 59

یکشنبه, 6 جولای, 2014

مقصود ما از “جان” چیست؟
آنکه غم نانش را می خوریم تا زنده بماند؟
یا آنکه غم دیگران دارد و به دنبال آرامش جهانیان می گردد؟
جانم درد می کند

سرمایه شما چقدر است؟

شنبه, 25 ژانویه, 2014

دنیا،دنیای ارتباطات شده و این مثل قدیمی که :بزرگترین سرمایه هرکس ،دوستان او هستند،هرروز بیشتر رنگ واقعیت به خود می گیرند.
این دوست یا دوستان ،می توانند از اعضای خانواده باشند یا غریبه.داخلی یا خارجی همه در یک طیف جا دارند.
عمق دوستی ها هم در بالابردن سرمایه هرکس بسیار مهم است،پس جواب دادن شما به خودتان در مورد سوالات زیر می تواند نشان دهد شما چقدر سرمایه در زندگی دارید:
1 – چند دوست دارید؟
2 – با چند تا از آنان دوستی بالای ده سال دارید؟
3 – با چند تا از آنان رفت و آمد خانوادگی دارید؟
4 – برای چند تا از دسته اخیر حاضرید پس انداز خود را در مواقع ضروری خرجشان کنید؟
5 – برای چند تا از دوستان دسته چهارم حاضرید اگر لازم شد،خانه و سایر ملزومات خود را بفروشید و خرجشان کنید؟
6 – و بالاخره برای کدام یک حاضرید جانتان را فدا کنید؟
حالا ببینید چند نفر حاضرند این کارها را برای شما انجام دهند؟
سرمایه شما همین قدر است!!!

سخنانی از شیخ ابوالحسن خرقانی

سه شنبه, 3 دسامبر, 2013

هرکه در این سرای آید

نانش دهید و از ایمانش مپرسید

خدایی که به او جان داده

من که باشم که نانش ندهم؟

**********************

ای بسا کسانی که بر پشت زمین می روند،و زنده اند

ایشان مردگان اند

وای بسا کسانی که در شکم خاک خفته اند

و ایشان زندگان اند

***************************** 

بنده ی نیک آن بود که دو دست وی راست بود،

یعنی آنچه به هر دو دست کند نیکی بود،

تا فرشتگان دست راست نویسند

چیزی نباشد که فرشتگان دست چپ نویسند.

*************************** 

تا تو طالب دنیا باشی

دنیا بر تو سلطان است،

و چو از وی روی برگردانی،

توبر وی سلطان باشی.

*************************** 

بهترین چیز ها،دلی است که در وی ،

هیچ بدی نباشد.

******************************  

الهی خلق تو شکر نعمت های تو کنند،

من شکر بودن تو کنم

نعمت، بودن توست.

حال “جانت” چطور است؟

سه شنبه, 23 جولای, 2013

مقصود ما از “جان” چیست؟

آنکه غم نانش را می خوریم تا زنده بماند؟

یا آنکه غم دیگران دارد و به دنبال آرامش جهانیان می گردد؟

جانم درد می کند!

تنهایی

شنبه, 1 ژوئن, 2013

بزرگترین درد امروز بشر،”تنهایی”است

نمی دانم،شاید همیشه اینگونه بوده است

اما نه!

خود به خاطر دارم که پنجاه سال پیش اینگونه نبود

مردم بسیار مهربانتر بودند و از احوال یکدیگر با خبر

تنها که بشوی،

جانت درد می گیرد!

“روح درد ” می گیری!

و پیوسته از خود می پرسی:

به کجای این شب ژنده،بیاویزم قبای کهنه خود را؟

براستی که این پیشرفت تکنولوژی با ما چه کرده است؟!

تقدیم به حسین و حسینیان

دوشنبه, 13 دسامبر, 2010

ای با من و پنهان چو دل،از دل سلامت می کنم

تو کعبه ای هرجا روم،قصد مقامت می کنم

گه همچو باز آشنا،بر دست تو پر می زنم

گه چون کبوتر پرزنان،آهنگ بامت می کنم

هرجا که هستی حاضری،از دور در ما ناظری

شب خانه روشن می شود،چون یاد نامت می کنم

گر غایبی هردم چرا،آسیب بر دل می زنم

ورحاضری پس من چرا،در سینه دامت می کنم

دوری به تن،لیک از دلم،اندر دل تو روزنیست

زان روزن دزدیده من،چون مه پیامت می کنم

ای آفتاب از دور تو،بر ما فرستد نور تو

ای جان هر مهجور تو،جان را غلامت می کنم

من آینه دل را زتو،این جا صقالی می دهم

من گوش خود را دفتر لطف کلامت می کنم

این بود زندگی؟!

سه شنبه, 30 نوامبر, 2010

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ

این بود زندگی؟!