برچسب ها بـ ‘جامعه’

از امام موسی صدر

شنبه, 5 آگوست, 2017

دین درست را از میوه اش باید شناخت،نه از صحبتهای رهبرانش.
وقتی افراد بی نظم منظم شدند،فقر کم شد،دزدی کم شد،بی اخلاقی کم شد،
آنوقت می گوییم دین این جامعه درست است.

تصویر نوشته 37

سه شنبه, 25 جولای, 2017

جایگاه اندیشه

شنبه, 29 آوریل, 2017

دنیای مجازی همچون سیلی در حال بردن همه چیز ما با خود است و در این میان با ارزش ترین چیزی را که از دست داده ایم،قدرت اندیشیدن مستقل و تصمیم گیری بر اساس خرد است.
هرچه را که می بینیم و می خوانیم نباید باور کنیم،بلکه باید با مدد از عقل(این سرمایه بزرگی که مختص بشر است) آن را تجزیه و تحلیل کنیم،با سایر اخبار مربوطه مقایسه کنیم و در نهایت تصمیم به پذیرفتن یا عدم پذیرش آن بگیریم.
چه بسیار اخباری که به سرعت در جامعه رواج پیدا می کند،جریان سازی می کند و آبروی فرد یا جمعی را می برد و نهایتا معلوم می شود که یا حقیقت نداشته و یا به آن شدت و حدتی که نشان داده شده است ،نبوده است.
تاریخ و علل سقوط و رشد ملتها و جوامع ،شاهد این مدعای من است.از این معلم پیر بیشتر بیاموزیم.

نیاز امروز جامعه

شنبه, 13 فوریه, 2016

نیاز امروز جامعه من مدرک نیست. بلکه ما نیازمند دانشمندانی عملگرا و مطالعه محور هستیم که علم روز دنیا را بیاموزند و آن را همچون لباسی بر قامت فرهنگ و جامعه ما بدوزند و ما را از این عریانی که گرفتار آنیم نجات دهند. ادامه تحصیل در دانشگاه، یکی از روشهای علم آموزی و دانش اندوزی است ،اما تنها راه نیست.

من ضمن احترام به همه دوستان عزیزم که در دانشگاهها در خدمتشان هستم، احساس میکنم کار کردن با مدرک دکترا در بسیاری از رشته ها در شرکتهای ایرانی مانند به دست داشتن ساعت رولکس برای کسی است که در پرداخت هزینه تخم مرغ شام خود هم دچار بحران است…
یا شبیه پرتاب کردن ماهواره به سمت آسمان، در شرایطی که هواپیماها به سمت زمین سقوط میکنند.
یا شبیه مطالعه بر روی فن آوری نانو، در کشوری که خط کش ها در ابعاد سانتی متر هم درست اندازه نمیگیرند.

چرا دروغ می گوییم 5

شنبه, 27 ژوئن, 2015

بسیاری از اوقات نیز بخاطر”محبوب شدن یا ماندن در جامعه” دروغ می گوییم!
معمولا زندگی افرادی که چنین خصوصیتی دارند با بی بند و باری اخلاقی همراه است.آنها برای فرار از احساس گناه و شرمی که نسبت به اعمال و مسئولیت پذیری خود دارند در دروغگویی افراط می کنند.
در حقیقت اینگونه افراد از “ثبات شخصیت” برخوردار نمی باشند.
بارها به کسانی برمی خوریم که عباراتی مثل جملات زیر را به زبان می آورند:”حالم اصلا خوب نیست، به
زودی می‌میرم” و “اگر ترکم کنی خودم را می‌کشم” از این قبیل دروغ‌هاست که غالبا برای جلب حس ترحم یا عشق و محبت اطرافیان گفته می شود.این دروغ ها لزوما منعکس کننده احساسات واقعی شخص نیستند.
یا فردی که در انتظار دیگری است و با تاخیر چند دقیقه ای او مواجه می شود ،با عصبانیت فریاد می زند که :”می دونی چند ساعته منو اینجا معطل کردی؟”
جالب اینجاست که هم گوینده و هم شنونده به نادرست بودن و دروغ بودن این گفته ها واقفند اما نه تنها اهمیتی به این موضوع نمی دهند بلکه اساسا چنان به این بزرگ نمایی ها عادت کرده اند که اصلا این مطالب را دروغ نمی دانند!

ایران و ایرانی 78

چهار شنبه, 28 ژانویه, 2015

به همین خاطر می توان بصورت یک قاعده این چند جمله را بیان نمود که:
هرجا که رسم ها مانع اجرای سنت ها شوند فرهنگ جامعه پایین است و هر جا که سنت ها ارجح بر رسم ها باشند آن جامعه رشید و بالغ است.
هریک از خوانندگان گرامی این سطور به راحتی می توانند در ذهن خود کشورهای مختلف را مقایسه فرمایند که در هریک که پیشرفته اند و مردمش در رفاه در مقایسه با دیگری که عقب افتاده و مردمش در زحمتند در مواجهه با سنت های اجتماعی چگونه برخورد می نمایند و رسومات موثر در این سنت هاچقدر پر رنگ ونقش آفرینند.
به همین دلایل ذکر شده بطور قطع و یقین یکی از مهمترین وظایف جامعه و حکومت ها و سازمانها آن است که رسوم دست و پا گیر و مانع اجرای سنتها را شناسایی نموده و آنها را بازسازی یا حذف نمایند تا محیط برای رویش خلاقیت و نوآفرینی در کارها تا دستیابی به تعالی کامل در جامعه محقق گردد.
بی شک توجه به این امر در سخنرانی ها ی خطبا و معلمین اخلاق جامعه و سیاستهای دولت های مردمی و برنامه های آموزشی کشور از مدارس گرفته تا رسانه های عمومی و رادیو وتلویزیون ار اهم وظایف هریک از ماست و بی توجهی به آن موجب افزایش رسومات ویران کننده اجتماعی می گردد که هریک مانعی جدی برای ترویج سنتهای حیات بخش مردم خواهد گردید.
در این جا باید حتما به این موضوع هم اشاره نمایم که رسوماتی هم وجود دارند که نه تنها دست و پاگیر و مانع نمی باشند که در اجرای سنن مقبول اجتماعی کمک های زیادی هم می نمایند.مثلا در کشور خود ما سنت بسیار زیبایی به نام “گلریزان” وجود داشته است که هنگامی که جوانی در محل ازدواج می نمود یا کاسب و صاحب حرفه ای صدمه میخورد و ورشکسته می شد اهالی محل در محلی عمومی(که در سال های پیش زورخانه ها بودند)جمع می شدند و هر یک از اهالی محل بدون اینکه دیگران بدانند چقدر تقدیم می کند به اندازه وسع و توانمندی خویش مبلغ یا هدیه مورد نظر خود را به سوی شخص مورد نظر که در وسط معرکه یا گود زورخانه ایستاده بود می انداختند و با سلام و صلوات بدرقه اش می نمودند و به این ترتیب بدون اینکه شخص نیازمند مدیون فرد خاصی باشد از دستمایه قابل توجهی برای شروع به کاری یا جبران خسارتش برخوردار می گردید.افسوس بر ما که چه آسان از چنین مراسم زیبایی فاصله گرفتیم و چه راحت فراموششان کردیم.احیای اینگونه رسومات نیز از وظایف انسانی هر یک از ما می تواند باشد.

سلسله مباحث مدیریتی 28

سه شنبه, 20 ژانویه, 2015

سلام به ساکنان و میهمانان معبد نوعدوستی

این آخرین بخش از سلسله مباحث مدیریتی است و من در این بیست و هشت قسمت سعی نمودم مشکلاتمان و راه حل های تجربه شده در کشورهای دیگر که در عین حال مغایرت و تضادی هم با مبانی فرهنگی و اعتقادی ما نداشته باشد را ارائه دهم.اما همه این ها شروط لازم این قضیه بودند و یک شرط کافی نیز وجود دارد که در حقیقت شرط اصلی و مقدمه بهروزی و رستگاری ایران و ایرانی است و آن هم این است که:

“اصلاح را باید از خود آغاز نمود”.
– نمی توان در رانندگی دائما به حقوق دیگران تجاوز نمود و توقع داشت که حقوق خودم ،رعایت گردد.
– نمی توان در برخورداری از نعمات و مواهب اجتماعی با پارتی بازی و رابطه عمل نماییم و قوانین را دور بزنیم و از انجام همین کار توسط دیگران،گله مند باشیم.
– نمی شود روزی چند بار دروغ بگوییم و آنگاه شاکی باشیم که چرا مسئولین انقدر دروغ می گویند!آنها هم چند نفری از خود ما هستند.
– نمی توان از دیگران توقع صفاتی را داشت که خود دارای آن صفات و ویژگی ها نیستیم.
واحد هر اجتماعی،افراد آن جامعه می باشد.
اصلاح را از خودمان شروع نماییم.

سلسله مباحث مدیریتی 27

سه شنبه, 13 ژانویه, 2015

به نوشته دکتر سریع القلم ، جامعه ای زنده است:
. 1 – که در عرصه های اقتصاد ، هنر، علم ، سیاست ، میان شهروندان رقابت قاعده مند وجود داشته باشد
.2 – که آموزش اخلاق و مسئولیت اجتماعی در دوره دبستان تمام شده باشد
. 3 – که تعداد رسانه های غیر دولتی حداقل دو برابر دولتی باشد
. 4 – که در جاده های آن در هر صدکیلومتر برای شهروندان، استراحتگاه ساخته شده باشد
. 5 – که شهروندان آن به وفور به هم اعتماد کنند
6 – که حداکثر هزینه ای غذا و مسکن ، 35 درصد درآمد شهروندان باشد.
. 7 – که در فرودگاه های آن ، حداقل از 70 ملیت و 70 شرکت هواپیمایی خارجی تردد کنند
8 – که شهروندان آن وقتی به چهار راهها می رسند ، اتومبیل خود را کاملاً متوقف کنند.
9 – که نرخ تورم در آن یک رقمی باشد.
10 – که اساتید دانشگاه آن به کار دانشگاهی صرفاً به عنوان شغل نگاه نکنند بلکه برای خود، مسؤولیت و رسالت اجتماعی قایل باشند.
. 11 – که شهروندان آن به انجام کارهای صحیح و منظم توام با سلامتی مالی عادت کرده باشند
12 – که تکمیل پیچیده ترین طرح های “عمرانی” در آن ، حداکثر 3 سال به طول انجامد
13 – که دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند.
14 – که مجموعه جامعه و سیستم از مرحله امنیت و بقا عبور کرده باشد.
15 – که شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید ، حتی یک واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند.
16 – که مدیریت آن جامعه مبتنی بر سعی و خطا نباشد.
17 – که شهروندان نظافت محیط عمومی ، خیابان ها ، جاده ها و سواحل را با نظافت محل سکونت را اتومبیل خود مساوی بدانند.
18 – که حداقل سه و نیم درصد نرخ رشد اقتصادی داشته باشد.
19 – که شهروندان آن نگران آینده خود نباشند.
20 – که دستگاه های اجرایی آن با حقایق تحلیل کنند و نه با تخیل.

21 – که در آن فرهنگ مکتوب بر فرهنگ شفاهی غالب باشد.
22 – که شهروندان آن از اخلاقی بودن و رعایت حریم های اجتماعی ، لذت ببرند.
23 – که شان و احترام و منزلت تولیدکننده از صاحب سمت بالاتر باشد.
24 – واژه های “ببخشید ” عذر می خواهم و “اشتباه کردم” به وفور در میان شهروندان رواج داشته باشد.
25 – که شهروندان آن ، دندان های سالم داشته باشند.
26 – که انتقاد از اندیشه ها و سیاست گذاریها در آن ، پی آمدی نداشته باشد.
27 – که سیاست مداران آن با هم قطاران خود در محیط بین المللی مرتب در تعامل باشند.
28 – که وقتی پلیس راهنمایی ، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف می کند ، پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس.
29 – که حفظ تعالی ، شکوفایی وطن و کشور بر هر امر دیگری اولویت داشته باشد.
30 – که در آن شهروندان علاقه ای به داشتن سمت دولتی نداشته باشند بلکه با فکر ، همت و توانایی های خود زندگی کنند