برچسب ها بـ ‘ثروت’

تکه های ناب 42

چهار شنبه, 27 فوریه, 2019

بزرگی و عظمت یک مرد به میزان ثروتی که بدست آورده نیست، بلکه در درستی و توانایی او بر تاثیر گزاری مثبت روی محیط پیرامونش است.

باب مارلی

ایران و ایرانی 119

چهار شنبه, 4 ژانویه, 2017

پیشرفته‌ترین کشور در آمریکای‌لاتین از لحاظ قرارداد اجتماعی، شیلی است. مکزیک در 20سال گذشته، رشد غیرقابل تصوری در ایجاد یک قرارداد اجتماعی داشته ‌است و همین‌طور آرژانتین. وقتی قرارداد اجتماعی در داخل یک کشور شکل می‌گیرد، به همان تناسب تضادهای داخلی بسیار کم می‌شود و انرژی آن کشور صرف تولید قدرت می‌شود. هند و چین مدت‌هاست به این مرحله رسیده‌اند.
ژاپن بیش از یک قرن است که این حالت را به خود گرفته است. اما در خاورمیانه، به ندرت قرارداد اجتماعی داریم. به ندرت دولتی داریم که ظرفیت آن ‌را داشته باشد در چارچوب قرارداد اجتماعی مسائل خود را تعریف کند و منابع ملی را در چارچوب قرارداد اجتماعی به استخدام بگیرد. برای همین است که در خاورمیانه، ما این همه تضاد داریم؛ چراکه برای تحقق این مسئله، فرایندهای طولانی در پیش داریم؛ برای مثال، مصر باوجود اینکه کشور بسیار قدیمی و کهني است، اما مصری‌ها درباره مواردي از اين دست كه از مصر چه تعریفی دارند و چگونه می‌خواهند ثروت تولید کنند و ماهیت روابط خارجی آنها چیست و جایگاه مفاهیمی کلیدی مانند دولت، دین، زمان، آینده، حقوق مردم یا بخش خصوصی کجاست، به تعریف‌های مشترک نرسیده‌اند. انسان هم همین‌گونه رشد می‌کند: هر انسانی که تعاریف دقیقی از مسائل داشته باشد، انسان متعادل‌تری است. برای همین، هرچقدر تعاریف ما، چه فردی و چه اجتماعی، کلی‌تر باشد، تضاد خواهیم داشت.
هرچقدر جزئی‌تر باشد تضاد ما کمتر خواهد بود. شما اگر نصف روز با یک ژاپنی، معاشرت کنید، دقیقا می‌فهمید او چه رنگی را دوست دارد و تفریح برای او چه معنایی دارد، برای آینده خودش چه چارچوبی ترسیم کرده است و چه تناسبی بین خود، جامعه و کشورش وجود دارد. حتی اگر یک آدم معمولی باشد. چون او به این تعاریف رسیده‌ است، در درون خود به یک صلح درونی رسیده‌ است و در چارچوب آن تعاریف، زندگی می‌کند. در خاورمیانه به دلایل پیچیده تاریخی، ما انسان‌های کلی و داراي کشورهایی با تعاریف کلی هستیم. انسان‌ها و جوامعی که خیلی کلی حرف می‌زنند، در یک دایره بسته متوقف هستند.

ایران و ایرانی 115

چهار شنبه, 9 نوامبر, 2016

امنیت ملی ما خیلی‌مهم است. این در بحث، یک پایه است. اما باید کاری کنیم که قدرتمان روزبه‌روز افزایش پیدا کند. یعنی باید ثروت ما زیاد شود. بعضی‌ها می‌گویند باید بیشتر نفت صادر کنیم. ما باید کاری کنیم که تولید کنیم. خدمات و کالا تولید کنیم. چگونه می‌توانیم این کار را کنیم؟ باید با دنیا همکاری کنیم. ما نمی‌توانیم با یک دستمان به دنیا بگوییم ما شما را قبول نداریم، با یک دستمان بگوییم لطفا آخرین فناوری‌هایی که دارید بدهید به ما! من از یکی از دوستان كه در حوزه آی‌تی كار مي‌كند، شنیدم در ایران 10 میلیون آیفون وجود دارد؛ آن‌هم در کشوری که تحریم است و این‌همه مشکلات اقتصادی دارد؛ یعنی جامعه به دنیا تمايل دارد و بهترین‌ها را هم می‌خواهد. به‌هرحال، من فکر می‌کنم استراتژی منطقه‌ای ما بر بنیان‌های تولید ثروت بنا نشده ‌است.
اولین کاری که باید بکنیم مبارزه با ایران‌‌هراسی است، این باید کانون سیاست خارجی کشور ما باشد. متأسفانه دستگاه سیاست خارجی ما یک نهاد فکری نبوده است. یک نهاد اجرائی و نهاد ارتباط اداری با جهان است. آیا در چند دهه، یک سخنرانی از دستگاه سیاست خارجی خوانده‌اید که در آن استراتژی افزایش قدرت و ثروت ملی ایران با عنایت به تحولات جهانی و با توجه به عناصر اقتصادی، نظامی، سیاسی و فناوری منطقه‌ای و ملی ارائه شود؟ بعضی پارلمان‌ها و دولت‌های غربی و هم‌اکنون آسیایی، برای آنکه در موضوعی به سیاست‌گذاری برسند، علاوه‌بر نهادهای داخلی از ده‌ها مؤسسه فکری و تحقیقاتی بین‌المللی مشورت می‌گیرند. بسیار روشن است شناخت دقیقی از اقتصاد جهانی، نقش فناوری در سیاست جهانی و تحولات عمیق در جزیره‌العرب وجود ندارد. نکات کلیشه‌ای 20 ‌سال پیش تکرار می‌شود. ادبیات و قرائت‌های نوین اقتصادی، سیاسی و اقتصاد سیاسی بسیاراندک است. شناخت از این تحولات باید حتی روزانه بهنگام شود.

لحظه ای خلوت نما با خود!

دوشنبه, 20 اکتبر, 2014

لحظه ای خلوت نما با خود
کمی اندیشه کن جانا
قلب تو خوش می تپد اما،دلت هم اینچنین آیا؟
زنده بودن را چگونه می توان فهمید؟
در افزایش ثروت؟
غرق در خوشکامی و لذت؟
سعی در بازی درون پهنه قدرت؟
یا که گمنام و صبور و چست وپر احساس
یک به یک یابی نیاز دردمندان را؟
گر توانستی
حل کنی،مشگل گشا گردی
ور که نه
مرهم نهی بر زخم این جانان
این یکی هم گر نشد مقدور
بشنوی سوز دل آنان
می توان از بار غم ها کم نمود و ذره ذره
رنجشان را کم نمایی و بسوزی همچو پروانه
بی صدا و بی توقع
آری آری ای برادر جان
زنده بودن در چه می دانی؟

سلسله مباحث مدیریتی 10

سه شنبه, 2 سپتامبر, 2014

در اینجا قصد این است که رابطه بین ذهن و عمل را در خصوص سبک زندگی مورد بررسی قرار دهیم. تحقیقاً هیچ ملتی در دنیا به اندازه ایرانی‌ها از اخلاق و معنویت و انسانیت صحبت نمی‌کنند، اما انعکاس این در زندگی و عمل ما بسیار محدود است. این اولین نقدی است که به زندگی ایرانی وارد است که چرا اینقدر ظاهر اخلاقی و معنوی دارد، ولی باطن مادی. بعضی رسانه‌ها که به اروپایی‌ها حمله می‌کنند و می‌گویند آنها مادی هستند، مفید خواهد بود اگر بروند در میان آنها زندگی کنند و بعد منصفانه قضاوت کنند که ما مصرف‌گراتر هستیم یا آنها. ما به پول و جمع کردن مال دنیا و مقام و منصب وابسته‌تر هستیم یا آنها؟ بنابراین، اینگونه باید تبیین کنیم که مادیات در سبک زندگی ایرانی جایگاه بسیار کانونی دارد. جمع کردن پول و امکانات و داشتن سمت و منصب برای میانگین ایرانی بسیار مهم و بلکه تمام زندگی است.
کم می‌شناسم افرادی را که حتی اگر به پول و امکانات هم می‌رسند از آن برای بهره‌برداری بهینه از زندگی استفاده بکنند. به جای ارتقاء کیفیت زندگی، مصرف‌گراتر می شوند. به نظر می‌رسد بسیاری از ما، خوشبختی را با راحتی اشتباه گرفته‌ایم و فکر می کنیم تجملات یعنی ایده‌آلهای زندگی. بسیاری از ما، هدفی بالاتر از تأمین غرایز اولیه نداریم. خلق کنیم؛ تولید کنیم؛ کار به جا ماندنی انجام دهیم؛ چنین افرادی در اقلیت محض هستند.
یک دلیل مهم علاقه ما به دارایی و مادیات برای نمایش به دیگران و فخرفروشی است. از یک نفر که مدتی قبل در منطقه فرشته تهران قتلی را مرتکب شده بود پرسیدند که چرا این کار را انجام دادید گفته بود که مقتول پولش را خیلی به رخ من می‌کشید. شاید فرهنگی که 45 سال پیش در مناطق فرودست تهران حاکم بود الان در منطقه فرشته تهران می‌بینید. یعنی قتل، درگیری‌ها و نزاعهای خیابانی در تهران به خاطر فخرفروشی و مسائل غریزی و مادیات است.
از اینرو، این سبک زندگی ایرانی که به شدت علاقمند است پول جمع کند و به خصوص در این هشت سال گذشته از هر وسیله‌ای استفاده کند تا به امکانات و مال برسد زندگی را بسیار دچار تنش می‌کند و اضطراب‌آور است. بعد افراد دنبال این هستند که آنچه را که به دست آورده‌اند حالا چگونه باید حفظ کنند.
این نکات را نمی شد بیان کرد اگر وجه مقایسه‌ای وجود نداشت. یعنی اگر یک نفر صرفاً از دریچه فرهنگ داخلی ایران به این مسائل نگاه کند ممکن است آنها را روندهای طبیعی و عادی در جامعه ایرانی تلقی کند. اما در کشوری مثل ترکیه و مالزی دیده می شود که بخش مهمی از رسیدن به ثروت برای این است که افراد هدفی در زندگی دارند و می‌خواهند کالایی را خلق و خط تولیدی را راه‌اندازی کنند و می خواهند چه به صورت محلی و چه بین المللی رقابت کنند و به طور خلاصه می خواهند کار مفیدی انجام دهند. یعنی فضای جامعه برای تولید ثروت و پول و برای یک نوع خلاقیت و نوآوری و افزایش ثروت ملی است. در این بحث مثال آلمان را نمی‌زنم بلکه مثال ترکیه و مالزی را می‌زنم. الان خانواده‌هایی که در ترکیه صاحب ثروت شده‌اند بعضاً نزدیک یک قرن کار و تلاش و فعالیت کرده‌اند و با فکر و زحمت به این جایگاه رسیده‌اند و در سطح ملی و بین‌المللی رقابت کرده‌اند تا توانسته‌اند به این سطح از ثروت برسند

چقدر خوشبختی می خواهید!؟

یکشنبه, 29 ژوئن, 2014

-اگر خوشبختی را برای يک ساعت می خواهيد، چرت بزنيد

-اگر خوشبختی را برای يک روز می خواهيد، به پيك نيك برويد

-اگر خوشبختی را برای يک هفته می خواهيد، به تعطيلات برويد

-اگر خوشبختی را برای يک ماه می خواهيد، ازدواج كنيد

-اگر خوشبختی را برای يک سال می خواهيد، ثروت به ارث ببريد

-اگر خوشبختی را برای يک عمر می خواهيد، ياد بگيريد كاری را كه انجام می دهيد دوست داشته باشيد….!

استیو جابز

خود را بیشتر بشناسیم 6

یکشنبه, 17 نوامبر, 2013

مردم ايران منابع ملي خود را به مقدار قابل ملاحظه­اي تلف مي­كنند. اسراف در اين منابع به حدي است كه طبق آمار منتشر شده مصرف سرانه آب، انرژي، دارو، نان و ساير مواد غذائي و صرف وقت براي انجام يك كار معين در ايران چند برابر استانداردهاي جهاني است. اين در حالي است كه خداوند به مصداق آيه: ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين و كان الشياطين لربه كفورا (اسراف­كاران با شياطين برادرند و شيطان نسبت به پروردگارش ناسپاس بود- الاسراء آيه 27 ) اسراف­كاري را تقبيح نموده است. اثر اين عمل زشت كاهش ميزان الطاف و نعمات الهي به ملت (به مصداق: شكر نعمت، نعمتت افزون كند   كفر نعمت از كفت بيرون كند) و تحمل زيان­ها و فشارهاي اقتصادي سنگين توسط مردم بوده است.

در قرآن مجيد سه واژه آمده كه بيانگر سه خصلت زشت و مبغوض نزد خداوند است:

1-    اتراف

2-   اسراف

3-  تبذير

اتراف به معناي زندگي بر مبناي اصل التذاذ و خوش­گذراني و غفلت از هدف­داري دستگاه آفرينش و جايگاه انسان در جهان است و اسراف به معناي مصرف بي­رويه و يا به تعبير ديگر مصرف غيرمنطقي از منابع طبيعي است و تبذير به معناي تلف­كردن و تضييع منابع است. قرآن معاندين مترفين را رسولان الهي معرفي مي­كند. (سبا آیه 34)

و در مورد مسرفين مي‌فرمايد: انالله لا يحب المسرفين (اعراف آیه 31) و نسبت به اهل تبذير مي‌فرمايد: ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين (اسراء آیه 27)،‌ يعني آنان برادران شياطين‌اند.

   واژه اسراف كاربرد فراواني در بين مردم دارد و همه مصارف بيش از حد را شامل مي‌شود، لذا دائره­اي وسيع دارد كه از دور ريختن اضافي يك غذا تا هدردادن منابع عظيم را شامل مي‌شود. استقصاء همه موارد نيز غيرممكن است در اين نوشته تنها پاره‌اي موارد ذكر مي‌گردد اين يك اصل كلي است كه هر زياده­روي در مصرف، اسراف است چنانچه علي (ع) مي‌فرمايد: «کلما زاد علي الاقتصاد اسراف» (غررالحکم ج 2 ص 547) «هر چه از حد ميانه روي بگذرد اسراف است.»

مرحوم علامه طباطبايي (ره) زیر آيه شريفه «و لا توتوالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياماً» (نساء آیه 5) مي‌نويسد:

«مقصود از اموالكم در آيه شريفه، اموال يتيمان است. اما اينكه خطاب به اولياي آنها مي‌فرمايد مالهاي شما، با عنايت به اين است كه مجموع ثروت موجود در جهان متعلق به مجموعه اهل دنياست و مصلحت عمومي اجتماع كه بر پايه مالكيت شخصي استوار است، اقتضا مي‌كند هر فردي از جامعه مالك جزئي از كل مال باشد پس بر همگان لازم است توجه داشته باشند كه آنها يك مجتمع واحدند و مجموعه ثروت روي زمين براي تمامي آنهاست و بر هر يك وظيفه است تا از آن حفاظت و پاسداري نمايند؛ و از اينكه انسانهاي غيرعاقل و بي­كفايت مانند كودك يا ديوانه بر آن مسلط شوند و آن را به تباهي بكشند ممانعت به عمل آورند.» (المیزان ج 4 ص 170)

عاشقانه ها 46

یکشنبه, 6 اکتبر, 2013

راه عشق،سخت است و دشوار

هنگامی که عشق تو را به اشارتی فرامی خواند

رهرو عشق باش

عاشق شو!

تیغ های نهفته عشق تو را خسته می کند

نوای عشق چون باد شمال در باغ،رویاهای تو را آشفته می کند

اما عاشق شو

عشق برترین ثروت ماست

تنها طریقی که،از این گذر

می توان دیگران را یاری داد.