برچسب ها بـ ‘تکنولوژی’

یک پیچ تاریخی دیگر 2

یکشنبه, 22 اکتبر, 2017

از طرف دیگر فروشنده غربی در طول این دویست سال ،از ما چه تصوری پیدا کرده است؟این هم نیاز به بررسی های زیادی دارد ،اما به هر حال باور من این است:
اول – مشتری ایرانی به قدرت خود به عنوان خریدار و صاحب سرمایه واقف نیست.
دوم – می توان او را خرید و با ارضای منافع شخصی او کاری کرد که منافع ملی را کنار بگذارد.این حقیقتی تلخ است که همه کس نمی گوید اما باید بعنوان یک آفت اجتماعی این واقعیت را پذیرفت و به مقابله با آن پرداخت.
سوم – هر زمان که دلت خواست می توان او را به امان خدا رها کرد و هر زمان که نفعت ایجاب کرد می توانی دوباره به سراغش بروی.(به عنوان مثال ما بزرگترین شریک تجاری پژو فرانسه بودیم،اما به محض این که منافعش در آمریکا به خطر افتاد،ناگهانی به ما پشت کرد و بزرگترین کارخانه خودرو سازی ما را نیمه تعطیل کرد و حالا با ادعای دوستی و سابقه همکاری دیرینه سعی در بازگشت دارد!)
چهارم – آنها دقیقا نمی دانند چه می خواهند.پس ما می توانیم فن آوری هایی را که قصد از رده خارج کردن آنها را داریم به طرف تجاری ایرانی خود بفروشیم و سود زیادی هم ببریم.
این هم شناخت طرف تجاری ما از ما!
خوشبختانه مدتی است که در سخنان مسئولین دولتی کشور،مطالب جدیدی می شنویم که اهم نکات آن به شرح زیر است:
– ما دیگر دنبال خرید صرف نیستیم و به دنبال شریک سرمایه گزار خارجی در ایران برای تامین خواسته هایمان هستیم.
– به دنبال فن آوری های نوین و کاملا امروزی باشیم و از خرید تکنولوژی های از رده خارج شده باید به شدت پرهیزنمود.ضمن اینکه بومی سازی و داخلی کردن این فن آوری ها هم باید با جدیت مورد توجه قرار گیرد.
– بازار خود را یک بازار هشتاد میلیون نفری ندانیم و حداقل دویست میلیون مشتری را بازار هدف تجارت خود بدانیم.(توجه به صادرات)
– توجه به صنعت گردشگری و توریسم،می تواند درآمدی معادل فروش نفت ،برای کشور کسب نماید.
این ها مطالب کاملا جدید و درستی هستند که در چند ماه گذشته به وفور در رسانه ها مطرح و قابل مشاهده می باشند. به عبارت دیگر برای چندمین بار در سی چهل سال گذشته ما بر سر یک پیچ تاریخی دیگر قرار گرفته ایم . اما سوال اساسی در این میان این است:
آیا ما توان عملی کردن اهداف مقدس و حیاتی فوق را داریم؟

ایران و ایرانی 98

چهار شنبه, 6 ژانویه, 2016

مهم‌ترین محرکه شرکت‌های اروپایی و آمریکایی بازارهای چین و آسیاست، به خاطر تقاضایی که آنجا وجود دارد و اینجاست که باید کاهش قیمت نفت را در یک ماتریس جهانی مورد ارزیابی قرار داد. الان هزینه‌های انرژی در آمریکا کاهش پیدا کرده است. در دسامبر 2014، در آمریکا 230 هزار شغل جدید ایجاد شده است. بنزین شش ماه پیش در آمریکا، گالنی 3.80 دلار بود، الان 2.40 دلار شده است. آمریکا دارای یک جامعه مصرفی است که در آن مردم وقتی ببینند قیمت محصولی کاهش یافته، برای خرید آن هجوم می‌برند. به قول خودشان پروپلر (ملخ هواپیما) اقتصاد آمریکا، مصرف مردم است. اگر مصرف مردم نباشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. آمریکا تا سال 2020، روزانه 300 هزار بشکه نفت، صادرات خواهد داشت. اولین بار، بعد از چندین دهه، کنگره جمهوریخواه قوانین صادرات نفت آمریکا را به نفع شرکت‌های نفتی تعدیل می‌کند.
عربستان در اثر کاهش قیمت نفت حدود 90 میلیارد دلار از درآمد نفت خود را از دست می‌دهد که این از طریق سود ذخایر ارزی‌ای که دارد قابل جبران است. این وضعیت قیمت نفت منافعی را برای عربستان دارد که در درازمدت قابل تامین است. بنابراین شرایط موجود برای عربستان مشکلی ایجاد نخواهد کرد.

سه پیشنهاد بسیار شاخص در میزگردها و سخنرانی‌های امسال برای اصلاح نظام‌های اقتصادی کشورهای مختلف مطرح شد. اولین آن اعطای فرصت به شهروندان است، یا در واقع مشارکت همگانی و همه را شریک کردن تا منابع اقتصادی در کشورها در انحصار نباشد، بلکه تا امکان دارد آن را گسترده کنند که در اختیار اقشار مختلف اجتماعی قرار بگیرد. دوم اینکه، آموزش سنتی باید کنار گذاشته شود و انسان‌ها باید برای مهارت‌های جدیدی آموزش ببینند که با دنیای دیجیتال و تصمیم‌گیری پیچیده امروز، بیشتر سنخیت داشته باشد.
انسان‌ها نیازمند مهارت‌های جدید هستند و باید در مدارس، یک بازبینی اساسی شود که به کسی که امروز دیپلم می‌گیرد، چه مهارت‌ها و دانشی باید منتقل شود. پیشنهاد این بود که تا جایی که امکان دارد، یک بینش جهانی به شهروندان منتقل شود که بتوانند بهتر فکر کنند و تصمیم بگیرند و کار انجام دهند و کارهایشان را بتوانند پیش ببرند. نکته سوم اینکه، کشورها باید خودشان را با تکنولوژی‌های جدید آشنا کنند. هیچ دولت و شرکت و موسسه و فردی نمی‌تواند مستقل از این تکنولوژی جدید نه فکر کند و نه تصمیم بگیرد و نه زندگی کند. دولت‌ها باید این فرآیند را که انسان‌ها با فناوری‌های جدید آشنا شوند تسهیل کنند که نهایت بهره‌برداری را برای سودآوری و افزایش کارآمدی در زندگی عمومی‌شان به همراه داشته باشد.

تبریک به سبک آقای آجرلو!

دوشنبه, 16 مارس, 2015

دوست عزیز و فرزانه من ،آقای محمود آجرلو که با او از طریق انتشار سلسله مطالب اقتصادی اش آشنا شده اید،سال نو را به سبک خود خدمت شما عزیزان ساکن معبد نوعدوستی تبریک گفته است.لطفا با دقت مطالعه فرمایید:

ﭘﯿﺎم ﻧﻮروزي ﻣﻦ

ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻣﺤﺘﺮم ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ، ﭼﻪ ﺑﺰرگ و ﭼﻪ ﮐﻮﭼﮏ و ﮐﺴﺒﻪ يِ ارﺟﻤﻨﺪ و زﺣﻤﺖ ﮐﺶ ﺧﺮد و ﮐﻼن  :

اﻧﮕﯿﺰه يِ ﺳﻮدﻣﻨﺪ و ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﺳﻮد ﺟﻮﺋﯽ ﺧﻮدﺗﺎن را ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن “ارزش” ﺑﺎ ﻧﻮآوري ﺳﯿﺮاب ﮐﻨﯿﺪ و ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ي ِاﯾﻦ اﻧﮕﯿﺰه يِ آﻓﺮﯾﻨﺸﮕﺮ را ﺑﺎ اداﻣﻪ يِ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ و اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻧﻬﺎ ،ﮐﻪ ﻓﻘﻂ و ﻓﻘﻂ ﯾﺎري رﺳﺎن دوﻟﺖ ﻫﺎيِ ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪ اﺳﺖ ﮐﻮر ﻧﮑﻨﯿﺪ.اﺟﺎزه ﻧﺪﻫﯿﺪ درﺳﺎل ﻧﻮ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﭼﻮن ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﻤﺎ را ﺑﻔﺮﯾﺒﺪ . افزایش قیمت ، بدون ﻧﻮآوري و ﯾﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﻬﯿﻨﻪ درﮐﯿﻔﯿﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت روح آفرینشگری شما را تخدیر می کند ضمن آن که نفی خواست “ارزش” است ،ﮔﯿﺮﻧﺪه ﻫﺎي ﺣﺴﯽ را آرام آرام از ﮐﺎر ﻣﯽ اﻧﺪازد و ﺷﻤﺎ را ﺑﻪ ﻣﻌﺘﺎدي ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ آﻣﺪنِ ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر ﮐﻪ ﻫﻤﺎن اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﯿﺎﭘﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎﺷﺪ دوﺧﺘﻪ اﺳﺖ ، ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ .ﻓﻬﻢ اﯾﻦ ﭘﯿﺎم ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ در دل و ﺟﺎﻧﻤﺎن ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﮐﻪ در ﻧﻈﺮ آورﯾﻢ ﮐﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﻪ ﭼﻨﺎن ﺑﻠﻮﻏﯽ  ، رﺳﯿﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﻮل را زﻣﺎﻧﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ازايِ آن ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺟﺪﯾﺪي ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﻪ ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ اﺻﺎﻟﺖ دارد ﻧﻪ ﭘﻮل ، ﭘﻮل ﻓﻘﻂ ﺷﮑﻞِ   ﺑﻪ ﻣﯿﺪان آﻣﺪن ﺗﻮﻟﯿﺪ اﺳﺖ .و ﺑﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﭘﺎﯾﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮاي ﺑﻪ دﺳﺖ آوردن ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺎ ﻓﺮاﻣﻮﺷﯽ اﺻﺎﻟﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﻮل اﻗﺪام ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﭘﻮلِ ﺑﺪون ﻣﺎ ﺑﻪ ازاي ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺟﺰ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻗﯿﻤت کالاهای موجود یعنی همان ادامه سیاست افزایش قیمت ها  و ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﺸﺎﻧﺪن زﻣﯿﻦ ﻫﺎيِ زراﻋﯽ ، ﻧﺎﺑﻮد ﮐﺮدن ﺟﻨﮕﻞ ﻫﺎ ، رودﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ، ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر ، ﻗﺎﭼﺎق ، رﺷﻮه ، ﺳﻮداﮔﺮي ﻫﺎي ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﻓﯿﺎي دﻻﻟﯽ در ﻣﯿﻮه و ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزي و… ﭼﺎره يِ دﯾﮕﺮي ﻧﺪارد.

ﺳﺎل ﻧﻮ را ﺑﺎ ﺗﺮك اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻏﺎز ﮐﻨﯿﺪ اﯾﻦ آﻏﺎز ﺳﺮ ﺑﻠﻨﺪي ﺷﻤﺎﺳﺖ.  ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ :

– اﮔﺮ دوﻟﺘﯽ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، ﻫﻮﺷﯿﺎراﻧﻪ از اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ در ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ و ﯾﺎ ﺳﺎل ﻫﺎي ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ کرده اید و در سال 94  ﻫﻢ ﻗﺮار اﺳﺖ ﻋﯿﻨﺎَ ﺑﺪون ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﯿﻔﯿﺖ و ﻧﻮآوري ، اداﻣﻪ دﻫﯿﺪ ، اﻧﺼﺮاف دﻫﯿﺪ .

– اﮔﺮ دوﻟﺖ را اﻧﺪازه ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، ﯾﻌﻨﯽ دوﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺰرﮔﯽ و ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺧﻮد را ﺑﺎ ﻗﺪرت واﻗﻌﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ اﻧﺪازه ﮐﻨﺪ و ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﻮل ﺑﺮاي ﭘﺮداﺧﺖ ﻫﺮﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﯽ وﺟﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ، از اﯾﻦ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﺑﺎﺧﺖ ﺑﺎﺧﺖ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻫﻤﻮاره در ﭘﺎﯾﺎن ﺳﺎل ﻫﺎ راه ﻣﯽ اﻧﺪازﻧﺪ، ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ. ﻣﺮاد از دوﻟﺖ اﻧﺪازه دوﻟﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ يِ ﺧﻮد را ﺑﺮاي ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي ﺗﻤﺎم اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎي ﮐﺸﻮر ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻧﻤﺎﯾﺪ ، در اﯾﻦ ﻧﮕﺎه اﺻﺎﻟﺖ در ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺑﻮدﺟﻪ ﺑﺎ درآﻣﺪ اﺳﺖ ﻧﻪ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ . ﺑﻪ ﺑﯿﺎن دیگر دولتی که توان درآمد مالیاتی آن 90هزار میلیارد تومان است نباید هزینه 260 ﻫﺰار ﻣﯿﻠﯿﺎرد ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، و ﮐﺴﺮيِ آن را ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﯿﺘﯽ ﺷﺪه ﺑﺎ رﯾﺎل ﻧﻔﺘﯽ ، اﺳﺘﻘﺮاض ، ﻓﺮوش داراﺋﯽ ﻫﺎي ﻣﻠﯽ و… ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت اﯾﺮاﻧﯽ ﻫﻤﺘﺮاز ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﻠﮑﻪ ﻫﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ در ﺟﺎﻣﻌﻪ از آﺳﯿﺐ ﻫﺎيِ ارﺗﺶ ﺑﯿﮑﺎران ﮐﻪ ﺗﻌﺪاد واﻗﻌﯽ آﻧﻬﺎ ﺑﯿﺶ از 30میلیون نفر (تعداد جمعیت در سن کار ایران را معادل 70%کل جمعیت اعلام می کنند و کارشناسان این رشته معتقد هستند که کشور ایران در موقعیت پنجره جمعیتی قرار دارد  ،به هرروی با توجه به جمعیت اشتغال ایران،نیروی حاضر برای مشارکت در اقتصاد ایران 56 میلیون نفر است) می باشد در امان باشید،بلکه از مشارکت آنها در امر تولید بهره ببرید از ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ، دوري ﮐﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﮐﻪ در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي ﭘﯿﺎﭘﯽ در ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه وامروز مبلغ آن بیش از 700 ﻫﺰار ﻣﯿﻠﯿﺎرد ﺗﻮﻣﺎن ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، در ﺧﺪﻣﺖ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ در ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺳﯿﺎه ، از ﺳﯿﺎﺳﺖ  اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﭘﻠﺸﺘﯽ ﻫﺎيِ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺰه ﻫﺎي ﮐﻮﭼﮏ و ﺑﺰرگ ، ﮐﻮدﮐﺎن ﮐﺎر ، ﺧﯿﻞ ﮔﺪاﯾﺎن ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ، اﻣﻨﯿﺖ ، ﺑﻬﺪاﺷﺖ ، ﺳﻼﻣﺖ ، آﺳﯿﺐ ﻫﺎي ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﻌﺘﺎدان ، ﻗﺎﭼﺎق و… را ﮐﺎﻫﺶ دﻫﯿﺪ ، و دﯾﺪن اﯾﻦ ﭘﻠﺸﺘﯽ ﻫﺎ ﺷﻤﺎ را آزار ﻧﺪﻫﺪ ، ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ..

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﺧﯿﻞ ﻋﻈﯿﻢ داﻧﺶ آﻣﻮﺧﺘﮕﺎن ﮐﺸﻮر در ﺧﺪﻣﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻧﻪ در ﺧﺪﻣﺖ ﮐﻨﺪي و ﮐﻢ ﮐﯿﻔﯿﺘﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ آن ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎﻻ ، ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ، ﺑﻪ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ، ﻧﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، دﻏﺪﻏﻪ يِ ﺗﻼﺷﮕﺮان اﻗﺘﺼﺎدي اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژي ﺑﺮﺗﺮ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ آن ﺟﻨﺒﺶِ ارﺟﻤﻨﺪ دﺳﺖ ﻧﺨﻮاﻫﯿﺪ ﯾﺎﻓﺖ ، ﭘﺲ ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺒﺎرزه ﮐﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺳﺎﻟﻢ و ﺷﺎداب ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮاي ﺧﻮد ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮاي ﻫﻤﻪ يِ ﻧﯿﺎﻣﺪﮔﺎن  ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، اداﻣﻪ يِ روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و ﺷﺎداﺑﯽ ﺷﻤﺎ را ﻧﺸﺎﻧﻪ رﻓﺘﻪ اﺳﺖ و اﻣﺮوز ﮐﻤﺘﺮ ﮐﺴﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ آﺳﯿﺐ ﺑﺰرگ و دﺳﺘﺎورد ﮐﻢ را در ﻧﯿﺎﺑﺪ ، ﭘﺲ ﺑﺮاي داﺷﺘﻦ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺳﺎﻟﻢ ) ﺑﺮاي اﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺪاﻗﻞ رودﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ، ﺟﻨﮕﻞ ﻫﺎ ، ﮐﻨﺎره يِ ﺳﻮاﺣﻞ ، زﻣﯿﻦ ﻫﺎي زراﻋﯽ ، ﺑﺎﻏﺎت و ﻏﯿﺮه ﺑﻪ ﺑﺮج ﻫﺎ ، ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﻫﺎ ، ﺑﺎغ وﯾﻼﻫﺎ و … ﮐﻪ در اﯾﺮان ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺮخ ﺗﻮرم آﻧﻬﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﺳﻄﺢ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺑﻮده  ،  ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺧﻮاه و دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻫﻤﺮاﻫﯽ و ﻫﻤﺪﻟﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

–  اﮔﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ يِ ﮐﺎرﮔﺮي و ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎن آﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﭼﺎﻧﻪ زﻧﯽ ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ دوﻟﺖ ﺑﺮاي اﻓﺰاﯾﺶ دﺳﺘﻤﺰد در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ و ﺑﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﻧﮕﻬﺪاﺷﺖ ﻗﺪرت ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎرﮔﺮان و ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﺪاﻧﻨﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﻓﺪرت ﺧﺮﯾﺪ آﻧﻬﺎ را اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﻤﯽ دﻫﺪ. ﮐﻤﺎ اﯾﻦ ﮐﻪ دراﻣﺪ ﺳﺮاﻧﻪ در ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﻤﻮاره رو ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮده و اﯾﻦ در ﺣﺎﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ دﺳﺘﻤﺰدﻫﺎ ، ﻫﻤﻪ ﺳﺎﻟﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﭘﺲ روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ دﺳﺘﻤﺰد در ﭘﯽِِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﺪرت ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎرﮔﺮان و ﯾﺎ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻧﺒﻮده اﺳﺖ ، ﺑﻠﮑﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي دوﻟﺖ و ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪي در ﺷﺮﮐﺖ داري ﺑﻮده اﺳﺖ. ﭘﺲ ﺗﺎ دﯾﺮ ﻧﺸﺪه ﻣﯿﺰ ﻣﺬاﮐﺮه را با این شرط که دولت هم ،قیمت کالا و خدمات را افزایش ندهد ﺗﺮك ﮐﻨﯿﺪ و ﺑﺪﯾﻦ وﺳﯿﻠﻪ دوﻟﺖ را در اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ آسیب زا تنها بگذارید.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﻫﺮ روز ﺷﺎﻫﺪ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﺟﺪول ﺧﯿﺎﺑﺎن ﻫﺎ ، ﺗﻌﻮﯾﺾ آﺳﻔﺎﻟﺖ ، ﺧﯿﺎﺑﺎن ﻫﺎي ﭘﺮ ﺗﺮاﻓﯿﮏ ، ﻫﻮاي آﻟﻮده ، ﺑﻨﺎ ﻫﺎي ﮐﻢ دوام ، ﻋﻤﻮدي ﺳﺎزي ﻫﺎي ﻏﯿﺮ ﻣﺴﺌﻮﻻﻧﻪ و ﻫﺰاران ﻣﺸﮑﻞ رﯾﺰ و درﺷﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﻓﺮﺳﻮده و ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ، ﻓﻘﻂ ﯾﮏ راه ﺣﻞ دارد ، ﮔﻮش ﺳﭙﺮدن ﺑﻪ ﻧﺪايِ ارزش و ﺗﺮك ﮐﺮدن اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ . راﻫﮑﺎرِ دﯾﮕﺮي وﺟﻮد ﻧﺪارد ، ﮔﺸﺘﻪ اﯾﻢ ﻣﺎ ! اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺮاي اداﻣﻪ يِ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻧﻔﯽ ارزش ﺑﻠﮑﻪ ﻏﯿﺮ اﺧﻼﻗﯽ اﺳﺖ ، ﭘﺲ در اﯾﻦ اﻣﺮ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻫﻤﯿﺎري ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ در ﭘﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ يِ ﺷﻬﺮي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﮐﺸﻮر ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺑﻪ ﻃﻮري ﮐﻪ ﺳﺮ ﺟﻤﻊِ ﺗﻮﺳﻌﻪ يِ ﻫﺮ ﺷﻬﺮ و ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﺟﻤﻌﯿﺖ ، آب ، ﺟﺎده و ﺳﺎﯾﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ از دﯾﮕﺮ ﻧﻘﺎط ﺑﻪ آن ﺷﻬﺮﻫﺎ اﻓﺰاﯾﻨﺪه يِ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ آن ﺷﻬﺮ ﯾﺎ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﻞ ﮐﺸﻮر ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﭘﯽ ﮔﯿﺮي  اهداف دﯾﮕﺮي، ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﭘﯽ آن ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻧﻘﺪ را ﺳﺎزﻧﺪه ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﮐﻪ در ﭘﯽِ آن ﮐﺎﺳﺘﯽ ﻫﺎ دﯾﺪه و ﻣﻮرد ارزﯾﺎﺑﯽ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد و ﺳﺮاﻧﺠﺎمِ آن اﻓﺰاﯾﻨﺪه يِ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﻧﻪ آﻧﭽﻪ ﮐﻪ اﻣﺮوز ﺟﻨﺒﺶ ﻧﻘﺪ از دﺳﺖ ﻣﺮدم ﺧﺎرج و در اﺧﺘﯿﺎر دوﻟﺖ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺎﺳﺘﯽ ﻫﺎي ﺧﻮد را ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪ.اﻣﺮوز دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺎ در اﺧﺘﯿﺎر داﺷﺘﻦِ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ وﯾﮋه ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎيِ ﺑﺴﯿﺎر ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ و ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﺑﺴﯿﺎر ﮐﻢ اﺛﺮ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ اﻣﮑﺎن ﺣﻀﻮر ﻧﻘﺪ را ﮐﻢ ﻓﺮوغ ﮐﺮده اﺳﺖ. و ﭼﻨﺎن ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ روز ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ در ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ از ﺗﺤﻘﻖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻦ و ﯾﺎ در آرزويِ ﺗﺤﻘﻖ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﭘﺮوژه ﻫﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ يِ ﺧﻮد ﻓﻘﻂ ﮔﺰارش ﻫﺎيِ ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و ﺗﻮﺟﯿﻬﯽ اراﺋﻪ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ.ﭘﺲ اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ آﺛﺎر ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﺟﻨﺒﺶِ ﻧﻘﺪ را در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺒﻨﯿﺪ از اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ از ﻓﺮاواﻧﯽ ﭘﺮوژه ﻫﺎي اﺟﺮا ﻧﺸﺪه ، ﻧﺎﺗﻤﺎم رﻫﺎ ﺷﺪه در ﻫﺮ ﮔﻮﺷﻪ و ﮐﻨﺎر و ﯾﺎ از ﺳﻮﻟﻪ ﻫﺎي ﺧﺎﻟﯽ در ﺷﻬﺮك ﻫﺎي ﮐﻮﭼﮏ و ﺑﺰرگ رﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ ، ﺑﺎ روﻧﺪ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎنِ و ﺑﯽ ﺛﻤﺮِ روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪي ﺧﻮد ﺑﻪ آن ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ، ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ از دﺳﺖ ﻧﻈﺎم ﺑﺎﻧﮑﯽ ﮐﺸﻮر ﮐﻪ ﺑﺎ داﯾﺮ ﮐﺮدن ﭼﻨﺪ ده ﻫﺰار ﺷﻌﺒﻪ و ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﻧﯿﻢ ﻣﯿﻠﯿﻮن ﮐﺎرﻣﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ اﻧﺪاز ﻣﻠﯽ را ﺟﻤﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ وﻟﯿﮑﻦ از ﺗﺒﺪﯾﻞ آن ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﻧﺎﺗﻮان ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻧﺎﺧﺸﻨﻮد ﻫﺴﺘﯿﺪ. و از اﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﺮا ﺑﺎﻧﮏ ﻫﺎ ﻧﯿﻤﯽ از ﻣﺎﻣﻮرﯾﺖ را ﺧﻮب اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﻨﺪ اﻣﺎ ﻧﯿﻢِ دﯾﮕﺮ را ﻧﻪ و ﯾﺎ ﭼﺮا ﭘﺲ اﻧﺪاز ﻣﻠﯽ را در ﭘﺎﯾﺪاري ﺗﻮرم ﺻﺮف ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﻧﺎراﺿﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ، از ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي راﻫﮑﺎِر ﺿﺪ ارزِش اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ از دﯾﺪن و ﯾﺎ ﺷﻨﯿﺪن اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﮐﻪ فقط بیست و پنج درصد از آب ﻫﺎي زﯾﺮزﻣﯿﻨﯽ اﯾﺮان ﮐﻪ در ﻣﯿﻠﯿﻮن ﻫﺎ ﺳﺎل ﺟﻤﻊ ﺷﺪه ﺑﻮد ، ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪه و آب ﻫﺎي ﺳﻄﺤﯽ و ﺟﺎري ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮر و ﻫﻤﻪ يِ اﯾﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ، ﭘﯿﺮو روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﺒﺎه ﺷﺪه ، ﻧﺎراﺣﺖ و ﻧﮕﺮان ﻫﺴﺘﯿﺪ و اﯾﺮان را ﮐﻮﯾﺮ ﻧﻤﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ از ﻫﻤﺪاﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﺎ دوﻟﺖ در ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺧﻮدداري ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از دﯾﺪن ﻣﺪﯾﺮان دوﻟﺘﯽ در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ و ﮐﺎرﺧﺎﻧﺠﺎت دوﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﮐﺎرﮐﺮد آﻧﻬﺎ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﻮده ﻧﺎراﺿﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ،از عملکرد ﻣﺪﯾﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪه دﻏﺪﻏﻪ يِ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻓﻘﺪان ﺣﺲ ﻣﺎﻟﮑﺎﻧﻪ و ﺑﻼﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﻋﻨﺼﺮ “ﮐﻨﺘﺮل” در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﻫﻠﺪﯾﻨﮓ و ﻣﺎدر ﻧﺎﺧﺸﻨﻮدﯾﺪ ، ﺑﺎ ﺧﻮدداري از ﺳﯿﺎﺳﺖ افزایش قیمت کالاهای قدیمی ، آنها  را از اﯾﻦ اﺳﺐ زﯾﻦ ﮐﺮده ﭘﯿﺎده ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از اﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﮐﺸﻮرﻣﺎن از اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻫﺎي ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ اﺳﺖ و ﺷﻤﺎ از ﺷﻨﯿﺪن اﯾﻦ آﻣﺎر رﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ ، ﺑﺪاﻧﯿﻢ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺮ روي ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي اﻧﺮژي ، ﮐﺎﻫﻨﺪه يِ ﻣﻘﺪار ﻣﺼﺮف ﻧﺒﻮده و ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ، ﭼﻮن در اﯾﻦ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﭘﺎﯾﺎن ﺳﺎل راه ﻣﯽ اﻧﺪازﻧﺪ ، ﺗﻤﺎم ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت اﻗﺘﺼﺎد ﻣﺸﺎرﮐﺖ دارﻧﺪ ، ﭘﺲ ﻋﻤﻼ ﺑﺎ ﻋﺪد ﺑﺎزي ﻣﯽ ﺷﻮد و اﯾﻦ ﻣﺜﺎﺑﻪ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﻮرت و ﻣﺨﺮج ﮐﺴﺮي ﺑﻪ ﯾﮏ اﻧﺪازه اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎ ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ ، ﺣﺎﺻﻞ ﮐﺴﺮ ﻫﻤﺎن ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.ﭘﺲ ﺑﺎ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻧﮑﺮدن دراﻓﺮاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از اﻓﻮل اﺧﻼق ، اﻓﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ رﻓﺘﺎري ، ﻧﺎوﻓﺎداري در ﻋﻬﺪﻫﺎ ، آﯾﻨﺪه ﻫﺮاﺳﯽ ﮔﺴﺘﺮده ، ﺑﯽ اﻋﺘﻨﺎﺋﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺟﻤﻌﯽ و… ﻧﺎﺧﻮﺷﻨﻮد ﻫﺴﺘﯿﺪ و اﯾﻦ وﺿﻊ را ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺎرﯾﺦ زﯾﺴﺘﻪ يِ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ وﺳﺰاوار ﮐﺸﻮرﻣﺎن ارزﯾﺎﺑﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ، ﺑﺪاﻧﯿﻢ ﺳﯿﺎﺳﺖ افزایش قیمت کالاها و خدمات قدیمی ،اخلال در پول یعنی اخلال در نیروی مردم می باشد و فرصت برابر را از مردم دریغ می کند  و راﻧﺖ ﺟﻮﺋﯽ ، ﺗﻤﻠﻖ و ﭼﺎﭘﻠﻮﺳﯽ ، ﻣﯿﻞ ﺑﻪ واﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ ﻣﺼﺎدر راﻧﺖ و ﺳﺮ آﺧﺮ واﮔﺮاﺋﯽ ﻓﺮد و ﺟﺎﻣﻌﻪ و اﻓﻮل اﺧﻼق را در پی دارد.

 

کوچه مردها(26)

چهار شنبه, 9 نوامبر, 2011

حالا که شرح حال خریدهای تکنولوژیکی آن روز را دست گرفته ام،بگذارید داستان آبگرمکن را هم بگویم.

همانگونه که قبلا توضیح داده ام در خانه ما،عمارت دو طبقه (که در هر طبقه دو اتاق بود)در شمال حیاط و آشپزخانه و انباری و توالت هم در جنوب حیاط بودند و در وسط حیاط هم یک حوض کوچک بود که با تلمبه ای که روی حوض نصب شده بود از آب انبار زیر حیاط و حوض ،آب می کشیدیم.همه این امکانات در نود مترمربع زمین ایجاد شده بود!

با آمدن آبگرمکن به جامعه ،پدرم هم خیلی زود یک دستگاه آبگرمکن آزمایش خرید صد و ده تومان و با سلام و صلوات آورد داخل خانه.

فراموش نکنید استفاده از آبگرمکن در زمانی اتفاق افتاد که ما آب لوله کشی داشتیم و من داستان آن را در قسمت های بعدی خواهم گفت اما چون بحث کالاهای جدید آن دوره شد ،این مطلب را در اینجا می آورم.

به هر حال ،ما که از آشپزخانه هیچوقت استفاده نمی کردیم و مادرم غذا را در زیر پله ای درون راهرو می پخت.انبار را هم از کلی وسایل بی ارزش خالی کردیم و پدرم بخشی از سکوی آشپزخانه را خراب کرد و راه عبور لوله های آب را از آشپزخانه به انبار روی دیوار ایجاد کرد و یک روز هم لوله کشی آمد و تا عصر کار لوله کشی از لوله آب به آبگرمکن و از آنجا به داخل انبار را انجام داد و یک دوش هم نصب کرد و رفت و به این ترتیب بدون اینکه انبار را کاشی کاری کنیم و با رنگ روغنی کردن دیوارها و سیمان کردن کف آنجا ،انبار سابق رسما شد حمام و ما اولین خانه ای بودیم که در محله دارای حمام اختصاصی شدیم!

هر هفته جانفتی بزرگ آبگرمکن را که حدود بیست لیتر گنجایش داشت پر می کردیم و شمعک آبگرمکن را هم با یک میله نازک دراز فلزی که سرش نخ نسوز بود روشن می کردیم و بعد از جمع شدن مقداری نفت در کوره آبگرمکن،شعله ها سر می زدند و با کم و زیاد کردن جریان نفت و از روی دماسنج تعبیه شده روی آن،هنگامی که دما بین شصت درجه تا هفتاد درجه سانتیگراد می رسید ،یکی از ما حمام می رفتیم و می آمدیم و دیگری باز باید صبر می کرد تا دوباره دمای آب به همان حد برسد.

بعد از چند ماه استفاده از این وسیله ،سیستم نفت رسانی اش اشکال پیدا کرد و جریان نفت به حدی زیاد می شد که سرتاسر آبگرمکن را آتش فرا می گرفت و ما سراسیمه با آب و هرچه که به عقلمان می رسید آن را خاموش می کردیم و سیاه از دوده ها به حمام عمومی محل می رفتیم!بعد از بار دوم که این اتفاق افتاد،پدرم تصمیم گرفت که دیگر هیچوقت روشنش نکند و باز هم هر هفته همان حمام عمومی محل برویم.من هم بسیار از این امر خوشنود شدم.چون منظره آتش گرفتن آبگرمکن برای من در آن سن بسیار وحشتناک بود و هم در خانه بعد از حمام از کله پاچه خبری نبود!

 

کوچه مردها(23)

یکشنبه, 30 اکتبر, 2011

تلویزیون خریدیم!

مثل بمب توی محله صدا کرد.تازه یک سالی بود که تلویزیون در ایران افتتاح شده بود و روزی حدود شش ساعت برنامه داشت.

از ساعت چهار بعدازظهر با برنامه کودک و پخش کارتون شروع می شد و با برنامه های دیگری مثل سریال و برنامه زنده موسیقی و …..ادامه پیدا می کرد و نهایتا با پخش اخبار به پایان می رسید(حدود ساعت نه و نیم شب).

تمام برنامه ها سیاه و سفید پخش می شدند و تلویزیون ها دو نوع بودند،مبله و معمولی.تلویزیون های مبله شیک تر بودند و چهارتا هم پایه داشتند که در جای مناسب در اتاق قرار می گرفتند و تلویزیون های معمولی پایه نداشتند و به شکل یک مکعب ساده بودند که روی میز و یا پهارپایه ای قرار می گرفتند.طبیعی است که مال ما از همین نوع بود،چون ارزانتر بود.پدرم آن را حدود دویست تومان خریده بود.هردو نوع این تلویزیون ها بر اساس تکنولوژی آن روز لامپی بودند و از وقتی که روشنشان می کردیم حدود دو دقیقه طول می کشید تا لامپش گرم شود و تصویر و صدا بیایند!

هر روز ساعت چهار حدود دوازده تا از بچه های محل ،خیلی مرتب و آرام در انتهای اتاق خانه ما می نشستند و کارتون و فیلم سریال را می دیدند و بعد می زدیم بیرون و هرچه دیده بودیم تکرار می کردیم.همه اصرار داشتیم که نقش قهرمان سریال با ما باشد و ناگفته معلوم است که همیشه این نقش با من بود،چرا که در غیر اینصورت روز بعد برای تماشا راهشان نمی دادم!هرچه من از این موضوع خوشحال بودم مادرم شاکی و ناراحت بود.چرا که هر روز بعد از رفتن ما باید کل اتاق را که از خاک و گل لباسهای ما ،در آن ریخته بود جارو می کرد.

رسالت بشر چیست؟(12)

یکشنبه, 23 ژانویه, 2011

اقبال لاهوري

محمد اقبال لاهوری یا علامه اقبال (به هندی: मुहम्मद इक़बाल، به اردو: علامہ محمد اقبال) (‏۳ ذیقعدهٔ ۱۲۹۴/‏۱۸ آبان ۱۲۵۶ تا ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷‌/۲۰ صفر ۱۳۵۷) شاعر، فیلسوف، سیاست‌مدار و متفکر مسلمان پاکستانی بود، که اشعار زیادی نیز به زبانهای فارسی و اردو سروده‌است. اقبال نخستین کسی بود که ایدهٔ یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد که در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در این کشور به طور رسمی «شاعر ملی» خوانده می شود. (بیشتر…)