برچسب ها بـ ‘توشه’

مقالات 52

یکشنبه, 19 ژوئن, 2016

عشق 12

حالا من عاشقم.
عاشق همسایه ای که بی دلیل با من بد خلقی می کند.
عاشق دانشجویی که فکر می کند سر من کلاه گذاشت و کتاب درسی ام را مجانی از من گرفت.
عاشق دوستانم هستم،عاشق دشمنانم،عاشق فرزندانم،عاشق دانشجویانم و از همه مهمتر عاشق تو که این نعمت را از تو دارم که مرا با عشق آشنا کردی و متاسفم که نمی توانم به اندازه ای که لازم است قدر دان تو باشم.
تو حق داری که به اندازه ای که من دوستت دارم،مرا دوست نداشته باشی و همه چیز را به من ترجیح می دهی.آخر من که به تو چیزی ندادم،رابطه من و تو معامله پر سود اما یکطرفه ای بود که همه اش به نفع من تمام شد. من با ذات عشق آشنا شدم و این بزرگترین سرمایه است.پس من هستم که باید قدردان باشم،تو هرگونه که می خواهی و صلاح می دانی باش.
همین که صبحی،ظهری،غروبی در گذر از همه الویت های مهم زندگی ات سلامی و یادی از من می کنی،مرا کافی است و توشه گرم بودنم خواهد بود تا سلام بعدی، و همین را هم عشق است که هرچه هست عشق است و جلوه عشق و چه زیبا گفته است مولانا که: عشق اصطرلاب اسرار خداست.

گر عشق نبودی و غم عشق نبودی
چندین سخن نغز که گفتی،که شنودی

مقالات 38

یکشنبه, 31 ژانویه, 2016

با اجازه آقای نادر ابراهیمی 2

حالا من عاشقم.
عاشق همسایه ای که بی دلیل با من بد خلقی می کند.
عاشق دانشجویی که فکر می کند سر من کلاه گذاشت و کتاب درسی ام را مجانی از من گرفت.
عاشق دوستانم هستم،عاشق دشمنانم،عاشق فرزندانم،عاشق دانشجویانم و از همه مهمتر عاشق تو که این نعمت را از تو دارم که مرا با عشق آشنا کردی و متاسفم که نمی توانم به اندازه ای که لازم است قدر دان تو باشم.
تو حق داری که به اندازه ای که من دوستت دارم،مرا دوست نداشته باشی و همه چیز را به من ترجیح می دهی.آخر من که به تو چیزی ندادم،رابطه من و تو معامله پر سود اما یکطرفه ای بود که همه اش به نفع من تمام شد. من با ذات عشق آشنا شدم و این بزرگترین سرمایه است.پس من هستم که باید قدردان باشم،تو هرگونه که می خواهی و صلاح می دانی باش.
همین که صبحی،ظهری،غروبی در گذر از همه الویت های مهم زندگی ات سلامی و یادی از من می کنی،مرا کافی است و توشه گرم بودنم خواهد بود تا سلام بعدی، و همین را هم عشق است که هرچه هست عشق است و جلوه عشق و چه زیبا گفته است مولانا که: عشق اصطرلاب اسرار خداست.

گر عشق نبودی و غم عشق نبودی
چندین سخن نغز که گفتی،که شنودی

تقدیم به سالکان راه حق

دوشنبه, 19 دسامبر, 2011

خسته ام زین رفته راه و ناامید از پیش رو

با امید آنچه یابم،من زلطفت پیش رو

من به امید هدایت های تو،ای رهنمای زندگی

می روم افتان و خیزان ،در مسیر پیش رو

می زنم مرهم ز مهرت،روی زخم های دلم

از غم هجران یاران،زانچه مانده پیش رو

دلخوش از انبان مهری ،پر شده در کوله بار

توشه ای سازم فراوان،بهر خلق پیش رو

کم شود از جمع یاران،در خم هرجاده ای

چون تو باشی،می دوم من در طریق پیش رو

من نگردم ناامید از سختی این کوره راه

عشق دیدار تو باشد ،مقصدم در پیش رو

 

روح جان

سه شنبه, 6 سپتامبر, 2011

ای روح جان من ،برخیز و باده ده

این شمع مرده را،نوری دوباره ده

در راه زندگی،پشت و پناه من تویی

گرچه فسرده ام،دل را تو جلوه ده

در بستر الم،آرام غنوده ام

ای چشمه صفا،آبی به تشنه ده

در بستر زمان،گردیده ام چه زار

ای ساقی جهان،جامی زمی بده

از رمز و راز خود،با ما سخن بگو

از عمق جان خود،کامی به من بده

تو مشعل امید،در راه پر زغصه ای

ای توشه امید،ما را امان بده

رسالت انسان چيست؟(38)

شنبه, 5 مارس, 2011

شیخ عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد.[۱]

نام او «محمّد»، لقبش «فرید الدّین» و کنیه‌اش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کرده‌است. نام پدر عطّار ابراهیم (با کنیهٔ ابوبکر) و نام مادرش رابعه بود.

او که داروسازی و عرفان را از شیخ مجدالدّین بغدادی فرا گرفته‌بود،به کار عطاری و درمان بیماران می‌پرداخت.

 

عطار مردی است با ایمان قوی ومسلط بر آیات واحادیث. نخستین موضوعی که در مطالعه ی آثار وی محقق می گردد وسعت نظر واحاطه و اطلاع او به آیات واحادیث و قصص قرآن است. مثنویهای وی که در مورد تحقیق است , مشحون به مضامینی است که از آیات قرآن واحادیث سرچشمه گرفته است وگاه به روایت شادروان فروزانفر مسائل فقهی و مضامین مستفاد از علم کلام در شعرش پیدا می شود از آن جمله:

کسی را درضرورت گرمقام است          شود حالی گرمباحش گرحرام است

که دیده است این عرض هرگز بکونین        کزو یک عقل لا یبقی زمانین

از پاره ای اشعارش چنین بر میآید که در نظر او علومی که در خور تحصیل ومدّاقه می باشد , عبارت است از: تفسیر , حدیث وفقه .

در مصیبت نامه می گوید:

علم دین فقه است وتفسیر وحدیث            هر که خواند غیر این گردد خبیث

مرد دین صوفی است ومقری وفقیه            گرنه این خوانی منت خوانم سفیه

این سه علم است اصل واین سه منبع است         هر چه بگذشتی ازاین لاینفع است

بیت آخر اشاره است به حدیث نبوی:

اعوذ بالله من دعاء لایسمع وقلب لایخشع وعلم لاینفع. شیخ به پژوهش احوال واقوال عرفا ومتصوفه نیز بی میلی وافر داشته است. آثارش به ویژه تذکره الاولیاء مبین این قول است.

او معتقد است که علوم عقلی را درراه دین ورموز آن باید فدا کرد وسپس باید از روی حقیقت نه مجازی در راه عشق و شوق حق گام نهاد وسلوک  صوفیانه پیش گرفت.

عطار مردیست معتقد ومومن وپایه ی افکار عرفانی وموعظه های اخلاقیش مبتنی بر اصول شریعت است. او می گوید: به هر دینی که هستی بدان پایبند باش , جهود محکم ومتفن بودن بهتر از مردِ خامِ در دین ناتمام است.

جهودی در جهودی اینچنین است                    ندانم چونست او که اهل دین است

هرآنچش بود تا یک دیده در باخت                  ولیکن دل زدین خود نپرداخت

عطار به شیوه گفتاری که درهرموضوع دارد , مطلب را به اندرز پایان می دهد. اینجا خطاب به انسان می گوید: ای کسی که در مقامرِ خاک همه چیزت را پاک باخته ای وموی سیاهت به سپیدی گراییده و جوانیت به پیری بدل شده ودل پر نور وچشم روشنت به غفلت در کنج گلخن دنیا طی شده است , ازکوی خرابات بیرون آی , باطل را ازپیش بردار وراه حق پیش گیر, حب مال وجاه فروگذار واز خود بگذر وقدم در راه دین نه.نفس کافر را که بت توست , بر زمین انداز ودرراه دین سستی مکن ” که نستانند در دین جر درستی ” . ای کسی که به غفلت سر نهاده ودرن خود را بر باد داده ای, اندوه نان و جامه وننگ ونام عام تا کی؟ ابجد معنی بیاموز , ودل را به نور شمع شریعت روشن گردان. از کبوتر خانه ی تنگ دنیا پرواز کن وسقف شب رنگ آسمان را بسوزان , تو با داشتن مال دنیا دیندار باید باشی. اما ندانسته مست ظواهر دنیا شده و جویای دینی. نمی دانی که این دو باهم تو را دست نمی دهد.ترک دو رویی گوی وسپاس یزدان به جای آر وبه یاد دار که بزرگی ونعمت وکاروبار پر رونق تو نتیجه ی فضل خداوندی است.بنابراین , کار در راه خدا وبرای خدا همیشه مفید است. 

عطار از بیان هیچ یک از اصول وآداب مذهبی فروگذار نمی کند. در باب نماز می گوید:

بدان نماز به خاطر خداوند به جای آورده نمی شود. او بی نیاز از همه چیز است. بلکه نماز تکلیف وتوشه ی راه آخرت است وبه تحقیق ادای تکلیف موجب توفیق. ولی نمازی که با اخلاص تمام وحضور قلب وتوجهخاص به حضرت حق باشد , مانند نمازی که حضرت علی (ع) به جای می آورد.

شیخ به نماز وعبادت صبحگاهان مردم را می خواند و می گوید:

صبح دم به عبادت برخیزید ونماز به جای آرید. سلامتی وعافیت در سحر خیزی است وهدیه خداوند در طاعت صبحگاهی. دلی که بویی از حقیقت برده است , معتاد به سحر خیزی است.

گناه من چه بود؟

سه شنبه, 21 دسامبر, 2010

آن روز که از خانه برونم کردند

سرگشته در این خاک رهایم کردند

شوریده و حیران و هراسان و نهان

بی توشه و نادان،به راهم کردند

کس بر من تنها،پناهی ننمود

پیوسته زهر سو،خرابم کردند

ما را به امید عدن اینجا راندند

لیک دوزخ و آتش،به کامم کردند

حالی زچه رو،از من بی مقدار

کردند سوالی و به دارم کردند