برچسب ها بـ ‘توجیه’

ایران و ایرانی 113

چهار شنبه, 28 سپتامبر, 2016

اقناع عمومی لازم است. شما در دوره قاجار و پهلوی می‌بینید که پیشرفت اقتصادی، از طرف گروهي در ایران، تفسیر به بی‌دینی می‌شود. چه کسانی بوده‌اند که بیایند بحث کنند که اگر انسان بهتر زندگی کند، می‌تواند دیانتش را هم حفظ کند. ارتباطات بین‌المللی به معنای از دست‌دادن هویت ملی نیست. روي اين مباحث کار نشد و رویارویی فرهنگی و اجتماعی ایجاد کرد. ما در توجیه افکار و سیاست‌هایمان، خیلی کم قدم برمی‌داریم. یک نمونه موفق، بستن کمربند در رانندگی است. نمی‌دانم چه سالی بود که در اتوبان‌ها نیروی انتظامی بین ماشین‌ها می‌ایستاد و به مردم تذکر و آموزش می‌داد. به‌تدریج همه فهمیدند این کار شایسته‌ای است و باید کمربند ایمنی را بست. در کلاس اول دبستان در آمریکا، بچه‌ها را به زندان می‌برند، با او حرف می‌زنند، می‌گویند می‌دانی تو کجا هستی؟ اگر انسان کار خلاف کند، اینجا می‌آید. دوست داری سه سال اینجا بمانی؟ بچه به درودیوار نگاه می‌کند و هیچ‌وقت از یادش نمی‌رود. به جاهای مختلف می‌برند. البته سقف تربیت انسان، به لحاظ فرهنگی و اجتماعی و این نکاتی که تا حالا بحث کردیم، تا 12 سالگی است.

ماجرای پایان ناپذیر حافظ 19

سه شنبه, 8 دسامبر, 2015

انسانی که برای حافظ آرزوست،نیمه آرمانی و نیمه واقعی است،به جانب خدا حرکت کرده ،بی آنکه به آن برسد.انسانی است که نه هست،بلکه آرزو می رود که ایکاش می بود.
چون آدمیزاد به تجسم خدا دست نمی یافته،گوشه ای و جلوه ای از آن را در آدمیان جسته و کوشیده است تا صفات او را بر آنان تطبیق دهد. در عرفان،آرزو و مقصود بشر پیوستن به کل بوده تا او را از نابودی و نقص،برهاند.
در اندیشه عرفانی،کائنات بر گرد کاکل انسان می چرخد،هست و نیست ها به او بازمی گردد،مرکز وجود و “خلیفه الله” است یعنی نایب مناب خدا بر روی خاک،و چون بر این اعتقاد بوده است که خدا انسان را بصورت خود آفرید،و انسان دارای دو بعد جسمانی و روحانی است،پس صفات حق در دو جلوه صورت و معنی در وجود بشر تجلی می کند،بدین معنی که یا صورت زیبا می باید و یا روان زیبا.
انسان های برگزیده حق،از یکی از این دو موهبت برخوردارند،و یا هردو.پس در اینجا،زیبایی صوری نیز جزئ بخشش های خاص الهی شناخته می شود،که نمونه برجسته آن یوسف بود.
عرفا،پرستش زیبایی انسان را با این استدلال توجیه می کنند،یعنی آن را صفت و موهبت الهی می دانند که هر زیبارویی جلوه ای از آن را در خود دارد،پس به این حساب زیبایان،بندگان برگزیده خدا هستند و واسطه میان مخلوق و او،و شخص با دوست داشتن آنها،خدا را دوست می دارد،و با انس با آنها با خدا انس می گیرد.این حدیث معروف هم البته کمک بزرگی به این استدلال می کند که:خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.

با این تحلیل موافقید؟

شنبه, 21 نوامبر, 2015

در آخرین گزارش بانک جهانی که به تحلیلی از اقتصاد ایران در دوران پساتحریم پرداخته شده، به مهم‌ترین تردیدها در مورد آینده اقتصاد ایران در این دوران جدید پاسخ داده شده است.
به گزارش دنیای اقتصاد، در این گزارش رشد اقتصادی ایران با فرض لغو کامل تحریم‌ها ۵ درصد برآورد شده و در مورد سه اشتباه محتمل در سیاست‌گذاری‌های آتی از جمله تضعیف قیمت ارز، هزینه سریع درآمدهای غیرمترقبه و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های فاقد توجیه اقتصادی هشدار داده شده است. در تحلیل بانک جهانی در مورد اقتصاد ایران، ورود صادرات نفت ایران به بازار به‌عنوان عاملی در جهت کاهش قیمت نفت قلمداد شده است؛ ولی آثار برآیندی کاهش قیمت‌ها و افزایش صادرات نفت بر درآمدهای ارزی ایران مثبت خواهد بود. در این گزارش پیش‌بینی شده است با لغو تحریم‌ها هزینه مبادلات با ایران کاهش خواهد یافت که از این حیث منافعی معادل ۱۵ میلیارد دلار را نصیب اقتصاد ایران خواهد کرد. بانک جهانی پیش‌بینی کرده است صنایع نفت و گاز بیش از نیمی از سرمایه‌گذاری خارجی را به خود اختصاص دهند. این گزارش اثر لغو تحریم‌ها در اقتصاد ایران را به‌عنوان یک درآمد غیرمترقبه تلقی کرده است که قادر است ۸/ ۲ درصد وضعیت رفاهی خانوارهای ایرانی را بهبود ببخشد.

کوچه مردها 105

چهار شنبه, 13 مارس, 2013

یک روز در حال درس خواندن در کلاس بودیم که درب کلاس را زدند و مبصر کلاس بغلی داخل شد و انگشتش را بالا برد و به خانم فرخنده گفت:خانم اجازه ،آقای ناظم گفتند بچه ها را بیاورید دفتر.

خانم فرخنده که معلوم بود کاملا توجیه بود به ما گفت:بچه ها همه وسایلتان را در کلاس بگذارید و به صف مرتب دنبال من بیایید.

هاج و واج مانده بودیم که قضیه چیست و چه اتفاق غیر مترقبه ای افتاده است؟

به آرامی و محتاط پشت سر خانم معلم در یک صف به سمت دفتر مدرسه راه افتادیم و پشت در دفتر کنار دیوار به یک صف مرتب ایستادیم به نحوی که نفر اول صف با باز شدن در دفتر و دیدن داخل آنجا بلافاصله به نفر بعدی گفت:واکسن می زنند!

نفر آخر کلاس قبلی گریان خارج شد و نفر اول کلاس ما وارد شد.کار ما تا نوبتمان بشود این بود که ببینیم کی از همه مردتر است.یعنی به حسب قیافه ظاهری فرد بیرون رونده که گریان یا معمولی یا خندان و فاتح بود به این نتیجه می رسیدیم که هرکدام از بچه ها چقدر مرده؟!

بعضی از بچه ها هم موقع بیرون آمدن لکه های بنفش رنگی روی سر بی مو و تراشیده خود داشتند و یک شیشه دوا هم دستشان بود.

نوبت من که شد،داخل شدم.همکلاسی قبل از من روی پای خانم معلم خم شده بود و شلوارش را هم کمی پایین کشیده بودند و خانمی در حال تزریق یک آمپول به او بود.خانم دیگری که او هم لباس سفید پزشکی تنش بود و روی صندلی نشسته بود مرا به سمت خود برو و حسابی سرم را نگاه کرد و گفت:نه تو قارچ کچلی نداری،برو آمپولت را بزن!

من به سمت خانم فرخنده رفتم.خجالت می کشیدم پیش او مرا آمپول بزنند اما او مرا خم کرد تا سینه ام روی پاهایش قرار گرفتند و بعد خانم پرستاری با آمپول آمد سراغم و شلوارم را کمی پایین برو و با پنبه الکلی محل آمپول را تمیز کرد و :آخ!درد سوزن را حس کردم اما خوشبختانه ناله ام آنقدر آهسته بود که فقط خانم فرخنده شنید و گفت:چیزی نیست .الان تموم می شه.و چند لحظه بعد من آزاد بودم.لنگان لنگان اما فاتحانه و خوشحال از گریه نکردن از دفتر خارج شدم و در مقابل چشم بچه های دیگر به سمت کلاس رفتم.

آن روز همه بچه های مدرسه را معاینه کردند و واکسن زدند.

کمی بیاندیشیم 15

سه شنبه, 3 جولای, 2012

 

 

از لباس کهنه ات خجالت نکش

از افکار کهنه ات شرمنده باش . . .

(انیشتین)

 

هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی فهمد

خودت را برای توجیه خسته نکن . . .

 

مرگت درست از لحظه یی آغاز می شود که

در برابر آن چه مهم است ،سکوت می کنی . . .

(مارتین لوتر کینگ

در باب فرهنگمان

یکشنبه, 31 جولای, 2011

به تجربه و طی سالیان دراز ودیدن کشورها و ملیت های مختلف،به این جمع بندی رسیده ام که با مشاهده رانندگی هر قوم و ملتی در خیابانهای شهرشان،می توان پی برد که مردم آن جامعه در چه سطحی از بالندگی فرهنگی قرار دارند.

این مطلب را از رفتار دیگر اجتماعی هر قومی مانند رفتارشان در صف ها،نحوه معامله و مذاکره با یکدیگر و…..نیز می توان مطالعه کرد و از هریک از این مصادیق بررسی صورت گیرد،به نتایج تقریبا مشابهی دست پیدا خواهیم نمود.

در این مطلب من سعی دارم از طریق تشابهات رفتارمان در رانندگی و سایر فعالیتهای اجتماعی به آسیب شناسی فرهنگ جامعه ایرانی بپردازم.مطمئنا من همه وجوه را شناسایی نکرده ام و لذا از همه شما درخواست می کنم که شما نیز اگر موردی به ذهنتان می رسد،اعلام فرمایید تا این سیاهه تکمیل گردد:

-هر جا که امکان داشت باید بسرعت خودمان را به هر شکل از مهلکه خارج کنیم و گلیم خود را از آب بیرون ببریم.

-خلاف کردن من عیبی ندارد اما دیگران اگر خلاف کردند باید به شدت با ایشان برخورد گردد.

-هرکس جلوتر از من است،باید به هرترتیبی کنارش بزنم.

-هر جا پلیس و مراقبی نبود،هرگونه خلافی مجاز است!

-هروقت در انجام خلافی گیر افتادیم،به جای پذیرفتن جرم باید به هر طریقی که شده توجیهش کنیم تا با ما برخورد نگردد.

– اگر با جرم ما برخورد تنبیهی شد،زمین و زمان را مقصر بدانیم و خود را بد شانس!

-از همه توقع داریم که در رانندگی مواظب ما باشند اما خودمان هیچ تعهدی نسبت به دیگران نداریم.

-حتی اگر خلافی کردیم نباید بپذیریم و از همه طلبکار باشیم.

-جاهایی را که در آن زیاد تردد داریم از خود بدانیم و برای خود در هر موقعیتی حق تقدم قائل باشیم(حق آب و گل)

شما چیزی را به این موارد اضافه میفرمایید؟!