برچسب ها بـ ‘تفاوت’

تفاهم؟

سه شنبه, 26 سپتامبر, 2017

تفاوت های زن و مرد

شنبه, 16 می, 2015

تحقیقات نشان داده است که مردها اگر مجبور باشند بین عشق و احترام یکی را انتخاب کنند بیشترشان ترجیح می‌دهند تنها بمانند تا این‌که به آنها بی‌احترامی شود و از سوی دیگر اکثر خانم‌ها به عشق و محبت بیشتر علاقه نشان داده‌اند. درواقع همان‌قدر که بشر نیازمند هواست زن به عشق نیاز دارد و مرد به احترام.
دنیای مرد‌ها استدلالی و زنها احساسی است. راز صمیمیت میان این دو درک تفاوت‌هایشان است. بنابراین اگر مردها و زن‌ها بتوانند یکدیگر را بدرستی درک کنند می‌توانند کنار هم زندگی آرام و بی‌دغدغه و پر از عشق و احترامی داشته باشند.
عشق برای زن مفاهیم بسیاری در بردارد. او می‌خواهد به مردی که دوست دارد اعتماد کند و مطمئن شود او می‌تواند برایش محیطی امن و آینده‌ای خوب فراهم کند و به نقاط ضعفش توجهی ندارد و در هر حال سرشار از حمایت است. وقتی مردی تمام عشقش را نثار زنی می‌کند، درواقع به او این اطمینان را می‌دهد آنقدر قوی و تزلزل‌ناپذیر است که می‌تواند وفادار بماند و هرگز گمراه نمی‌شود. زن عشق را می‌خواهد تا به این وسیله بداند عقل مرد تحت هر شرایطی حتی مواقع سخت و بحرانی خوب کار کرده و می‌تواند از او همیشه حمایت کند. از نظر زن‌ها، مردها باید بتوانند روی پای خود بایستند و از نظر مالی و عاطفی توانایی کافی داشته باشند و وقتی زنی بداند مرد زندگی‌اش عاشق اوست، هیچ مشکلی حتی مالی نمی‌تواند اوضاع زندگی‌شان را به هم بریزد.

زن‌ها چگونه عشق مردی را درک می‌کنند؟
وقتی مردی به حرف‌های زن مورد علاقه‌اش با صبر و حوصله گوش می‌کند به او ثابت می‌کند که دوستش دارد. زن‌ها در خانه بسیار بیشتر از مردها حرف می‌زنند. در حقیقت با صحبت کردن قصد ایجاد روابطی محکم و صمیمی دارند و پیوندی عاطفی می‌خواهند و گاهی اوقات هم درخصوص موضوعی مضطرب و نگران هستند و با حرف زدن می‌خواهند از اضطرابشان بکاهند، اما متاسفانه مردها در این‌گونه مواقع فکر می‌کنند باید مشکلی را حل کنند و راه‌حل ارائه می‌دهند و بحث را به تصور خودشان تمام کرده و زن را با تمام نگرانی‌هایش به حال خود رها می‌کنند و این تصور را در زن به وجود می‌آورند که علاقه‌ای در میان نیست. وقتی مردی شنونده خوبی است می‌تواند حامی زن خود باشد و صلح و آرامش به وجود آورد.

مهربانی‌های کوچک
درک این موضوع که هدیه‌های کوچک مانند یک شاخه گل برای زن بسیار مهم است، برای مرد سخت است اما اگر بداند این هدیه‌ها در کنار انجام دادن کارهای هرچند کوچک چه معجزه‌ای می‌کند لحظه‌ای درنگ نکرده و به این وسیله عشق خود را به او ثابت می‌کند.

حمایت عاطفی
گاهی اوقات زن‌ها نسبت به موضوعی بسیار حساس شده و ناراحت یا حتی عصبانی می‌شوند و ممکن است رفتار پرخاشگرانه‌ای داشته باشند. در این‌گونه مواقع مردها باید صبور باشند و از نظر احساسی آنها را حمایت کنند. این کار تاثیر بسیار خوبی روی زن‌ها می‌گذارد زیرا آنها متوجه می‌شوند در هر حالتی مورد مهر و محبت همسرانشان قرار دارند.

محرم راز
گاهی اوقات پیش می‌آید که زن‌ها نمی‌خواهند از احساس خود چیزی بر زبان آورند و اگر مرد زندگی‌اش به او اجازه دهد، هر طور دوست دارد احساسش را ابراز کند در او این احساس را به وجود می‌آورد که محرم رازی بی‌نظیر کنار خود دارد و عشق را در وجود او بخوبی درک می‌کند.

مفهوم عشق از نظر مردها
با احترام گذاشتن به مردی می‌توان او را برای همیشه داشت. مردها بیشتر از عشق به احترام زن‌ها نیاز دارند و موارد زیر چیزهایی هستند که یک مرد نیاز دارد به آنها احترام گذاشته شود:
قضاوت
مردها به این موضوع واقعا حساس هستند و یک مرد نیاز دارد تا دانش، عقاید و تصمیم‌هایش به رسمیت شناخته شود. این موارد قضاوت او نسبت به زندگی و مسائل مختلف را شکل می‌دهد. بسیاری از مردها دوست ندارند دانش و آگاهی‌شان زیر سوال برود و در مورد تصمیم‌گیری‌هایشان بحث و جدل شود.

توانایی‌ها
موضوع بسیار مهم دیگری که مردها به آن خیلی اهمیت می‌دهند توانایی‌شان است. آنها دوست دارند همیشه توانا و پیروز به نظر آیند و یکی از دلایلی که باعث می‌شود ساعت‌ها وقت بگذارند تا نحوه قرارگیری قطعات مثلا یک پخش‌کننده سی‌دی را یاد بگیرند و وقتی توانایی‌هایشان حتی بر سر مسائل کوچک مورد تردید قرار می‌گیرد، درست مانند این است که به آنها بی‌احترامی شده است. او با خود می‌اندیشد اگر سر یک موضوع بی‌اهمیت به او اعتماد ندارند، پس بر سر موضوعات مهم و حیاتی چه برخوردی خواهند داشت و این‌گونه رفتارها را حمل بر بی‌احترامی می‌کنند.

احترام هنگام ارتباط
زن‌ها قدرتی باور نکردنی در ایجاد یک ارتباط یا نابود کردن آن دارند و این کار را معمولا با روش صحبت کردن با دیگران بوی‍ژه مردها انجام می‌دهند. آنها با گفتن حرفی منفی در مورد توانایی‌های یک مرد می‌توانند او را عصبانی کرده و از خود برانند. بنابراین خیلی مهم است هنگام برخورد با مردها نحوه صحبت کردن و چگونه و کجا مطرح کردن موضوعی را در نظر بگیرند.

احترام در جمع
بسیاری از مردها وقتی زن مورد علاقه‌شان در جمع از آنها انتقاد می‌کند، بسیار ناراحت شده و آن را بی‌احترامی می‌دانند. وقتی زنی چنین کاری را با مردی می‌کند درست مانند این است که او را تحقیر و شخصیتش را لگدمال کرده است. آنها می‌خواهند اگر قرار است حرفی هم زده شود در جمع دیگران گفته نشود. زن‌ها باید همیشه محترمانه رفتار کنند، حتی اگر مرد زندگی‌‌شان در جمع حضور نداشته باشد و بدانند وقتی در جمع به او احترام گذاشته و از او تعریف و تمجید کنند، از نظر آنها بهترین زن دنیا محسوب می‌شوند.

چند نکته
ـ وقتی زنی مدام چیزی را به مردی متذکر می‌شود، به او این تصور را می‌دهد که غیرقابل اعتماد است و توانایی به یاد داشتن چیزی را ندارد و این موضوع او را بسیار ناراحت می‌کند.

ـ همیشه مردها به فکر اطرافیانشان و بویژه زن مورد علاقه‌شان هستند، پس اگر روزی در کاری به آنها کمک نکردند، نباید متهم به بی‌توجهی شوند. فقط باید مستقیما انجام کاری را از آنها خواست.

استقلال
مردها خواهان آزادی و استقلال در زندگی هستند و هرگاه زنی قصد داشته باشد این ویژگی آنها را نادیده بگیرد، دچار مشکل می‌شوند. بنابراین زمانی می‌توانند در کنار هم احساس شادی کنند که استقلال او را به رسمیت بشناسند.

واگویه ها 58

یکشنبه, 8 ژوئن, 2014

هریک از ما چنین می اندیشیم
که چون ما نباشیم،دنیا هم نیست
یا اگر کمی انصاف داشته باشیم
می گوییم:
چون ما نباشیم
دنیا باشد یا نباشد،تفاوتی ندارد
اما اینگونه نیست
میلیاردها چون ما به تدریج رفته اند
و دنیا ادامه دارد
ما محور عالم هستی، نیستیم
به خود آییم!

واگویه ها 50

یکشنبه, 30 ژوئن, 2013

 هریک از ما چنین می اندیشیم

که چون ما نباشیم،دنیا هم نیست

یا اگر کمی انصاف داشته باشیم

می گوییم:

چون ما نباشیم

دنیا باشد یا نباشد،تفاوتی ندارد

اما اینگونه نیست

میلیاردها چون ما به تدریج رفته اند

و دنیا ادامه دارد

ما محور عالم هستی، نیستیم

به خود آییم!

تفاوت عشق و ازدواج

یکشنبه, 11 دسامبر, 2011

یک روز پدر بزرگم برام يه کتاب دست نويس آورد، کتابي که بسيار گرون قيمت بود، و با ارزش، وقتي به من داد، تاکيد کرد که اين کتاب مال توئه مال خود خودته، و من تعجب کرده بودم که چرا بايد چنين هديه با ارزشي رو بي هيچ مناسبتي به من بده، من اون کتاب رو گرفتم و يه جايي پنهونش کردم، چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندي ؟ گفتم نه، وقتي ازم پرسيد چرا گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندي زد و رفت، همون روز عصر با يک کپي از روزنامه برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روي ميز، من داشتم نگاهي بهش مينداختم که گفت اين مال من نيست امانته بايد ببرمش، به محض گفتن اين حرف شروع کردم با اشتياق تمام صفحه هاش رو ورق زدن وسعي ميکردم از هر صفحه اي حداقل يک مطلب رو بخونم. در آخرين لحظه که پدر بزرگ ميخواست از خونه بره بيرون تقريبا به زور اون روزنامه رو کشيد از دستم بيرون و رفت. فقط چند روز طول کشيد که اومد پيشم و گفت ازدواج مثل اون کتاب وعشق مثل روزنامه مي مونه،ازدواج يک اطمينان برات درست مي کنه که اين زن يا مرد مال تو هست مال خود خودت، اون موقع هست که فکر ميکني هميشه وقت دارم بهش محبت کنم، هميشه وقت هست که دلش رو به دست بيارم، هميشه مي تونم شام دعوتش کنم اگر الان يادم رفت يک شاخه گل به عنوان هديه بهش بدم، حتما در فرصت بعدي اينکارو مي کنم هرچقدراون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفيس و قيمتي اما وقتي که اين باور در تونيست که اين آدم مال منه، و هر لحظه ميتونه به راحتي دل بکنه و بره مثل يه شيء باارزش ازش نگهداري مي کني و هميشه ولع داري که تا جاييکه ممکنه ازش لذت ببري شايد فردا ديگه مال من نباشه، درست مثل اون روزنامه حتي اگر هم هيچ ارزش قيمتي نداشته باشه و این تفاوت عشق است با ازدواج