برچسب ها بـ ‘تغزل’

کاش می شد!

دوشنبه, 9 مارس, 2020

کاش می شد خالی از تشویش بود

برگ سبزی تحفه ی درویش بود

کاش تا دل می گرفت و می شکست

عشق می آمد کنارش می نشست

کاش با هر دل , دلی پیوند داشت

هر نگاهی یک سبد لبخند داشت

کاش لبخندها پایان نداشت

سفره ها تشویش آب ونان نداشت

کاش می شد ناز را دزدید و برد

بوسه رابا غنچه هایش چید و برد

کاش دیواری میان ما نبود

بلکه می شد آن طرف تر را سرود

کاش من هم یک قناری می شدم

درتب آواز جاری می شدم

آی مردم من غریبستانی ام

امتداد لحظه ای بارانیم

شهر من آن سو تر از پروازهاست

در حریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل می دهد

هرکه می آید به او گل می دهد

دشتهای سبز , وسعتهای ناب

نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت

لحظه ی پرواز بالم را گرفت

می روم آن سو تو را پیدا کنم

در دل آینه جایی باز کنم

بیت اول

دوشنبه, 6 آگوست, 2018

بیت اول،عشق با لبخند و رویاها نوشت
شوق وصلش همره خونابه های دل،سرشت
بیت دوم در تغزل های جان و جسم و روح
اوفتادن پیش پایش، جان و مال گردد گرو
بیت سوم، پانهادن در ره جانانه است
سختی و آوارگی و دوری از کاشانه است
بیت چارم ناله های جانگداز عاشقی است
بیقراری در فراغ دلبر و دیوانگی است
بیت پنجم،سوختن در آتش هجران اوست
بی شکیبا در بیابان در هوای کوی دوست
بیت بعدی جوشش روح است دردامان عشق
مستی و شوریدگی و دوری از هر بدسرشت
بیت هفتم شمع جمع عارف و عامی شدن
نور حق در پیش چشم و اسوه یاری شدن
هفت شهر عشق را با پای دل باید که رفت
عقل مسکین کی تواند میوه آرد از درخت؟

ابیات عشق

دوشنبه, 28 می, 2018

بیت اول،عشق با لبخند و رویاها نوشت
شوق وصلش همره خونابه های دل،سرشت
بیت دوم در تغزل های جان و جسم و روح
اوفتادن پیش پایش، جان و مال گردد گرو
بیت سوم، پانهادن در ره جانانه است
سختی و آوارگی و دوری از کاشانه است
بیت چارم ناله های جانگداز عاشقی است
بیقراری در فراغ دلبر و دیوانگی است
بیت پنجم،سوختن در آتش هجران اوست
بی شکیبا در بیابان در هوای کوی دوست
بیت بعدی جوشش روح است دردامان عشق
مستی و شوریدگی و دوری از هر بدسرشت
بیت هفتم شمع جمع عارف و عامی شدن
نور حق در پیش چشم و اسوه یاری شدن
هفت شهر عشق را با پای دل باید که رفت
عقل مسکین کی تواند میوه آرد از درخت؟

هفت بیت عشق!

دوشنبه, 23 آوریل, 2018

بیت اول،عشق با لبخند و رویاها نوشت
شوق وصلش همره خونابه های دل،سرشت
بیت دوم در تغزل های جان و جسم و روح
اوفتادن پیش پایش، جان و مال گردد گرو
بیت سوم، پانهادن در ره جانانه است
سختی و آوارگی و دوری از کاشانه است
بیت چارم ناله های جانگداز عاشقی است
بیقراری در فراغ دلبر و دیوانگی است
بیت پنجم،سوختن در آتش هجران اوست
بی شکیبا در بیابان در هوای کوی دوست
بیت بعدی جوشش روح است دردامان عشق
مستی و شوریدگی و دوری از هر بدسرشت
بیت هفتم شمع جمع عارف و عامی شدن
نور حق در پیش چشم و اسوه یاری شدن
هفت شهر عشق را با پای دل باید که رفت
عقل مسکین کی تواند میوه آرد از درخت؟