برچسب ها بـ ‘تعلل’

چگونه موفق شویم؟

دوشنبه, 15 آگوست, 2011

برنامه ریزی کن،وقتی که دیگران مشغول کار کردنند.

مطالعه کن،وقتی که دیگران در خوابند.

تصمیم بگیر،وقتی که دیگران مرددند.

خود را آماده کن،وقتی که دیگران در خیال پردازیند.

شروع کن،وقتی که دیگران در حال تعللند.

صرفه جویی کن،وقتی که دیگران در حال تلف کردنند.

گوش کن،وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند.

لبخند بزن،وقتی که دیگران خشمگینند.

پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند.

تنهایی آدم ها(3)

یکشنبه, 29 می, 2011

لحظات اولی که بیمار شدی،اگر سریعا به پزشک مراجعه کنی ،به سرعت و با کمترین هزینه به احتمال زیاد معالجه می شوی.

هرچه بیشتر تعلل کنی،معالجه سخت تر و هزینه آن بیشتر و سنگین تر می شود.

ممکن است حتی کار به جایی برسد که با تعلل بیمار کار به جراحی و بریدن عضوی از بدن یا در بدترین حالت منجر به فوت بیمار شود.

پس باید سریع عمل کرد.اما بسیاری به درستی معتقدند که پیشگیری بسیار موثرتر،مفیدتر و کم هزینه تر از همه اینهاست.اولا بهتر است بدانیم که چه بخوریم و چه نخوریم.چه بکنیم و چه نکنیم.ثانیا خوب است هر از چند گاهی خود را چک آپ نماییم تا اگر مشکلی در حال پیش آمدن است،با سرعت پیشگیری نماییم.

این توصیه در مورد بیماری های روحی و عاطفی نیز صادق است.منشا بسیاری از بیماری های جسمی انسان استرس ها و ناملایمات شدید روحی است.پس توجه به روح و عاطفه مهمتر از توجه به جسم خود می باشد.

به راستی این آمار وحشتناکی که مبنی بریک جدایی قانونی یا طلاق عاطفی از هردو ازدواج در بعضی مقالات و سخنرانی ها اعلام می شود،حقیقت دارد؟

اگر اینگونه باشد ،وای بر ما!علل بسیاری از نابسامانی های اجتماعی،فرهنگی،اخلاقی،اقتصادی و…. را می توان در همینجا یافت.

نگاهی به گذشته صد ساله کشور ما را به علت چگونگی این رهنمون می سازد.تا حدود پنجاه سال پیش مشاغل اقتصادی در ایران خلاصه می شد به پیشه وری(کسب و تجارت)و کشاورزی.تکلیف ازدواج جوانان در این جامعه هم کاملا روشن و تعریف شده بود.

پسر خانواده که به سن پانزده یا شانزده سالگی میرسید،پدر و مادرش دختری از اطرافیان را که خوب می شناختندش و یقین داشتند از منظر طبقه اجتماعی و تربیت خانوادگی در سطح قابل قبولی قرار دارد را برای پسرشان خواستگاری می کردند(تقریبا بدون اینکه از هیچیک از دو جوان نظری بخواهند!)و طی مراسمی سنتی دختر پا به خانواده پسر می گذاشت.یکی ازاتاقهای خانه به این دو اختصاص می یافت و از صبح روز بعد از ازدواج پسر همراه پدر به دکان و حجره یا سر زمین می رفت و دختر همراه مادر شوهر به رسیدگی به امور خانه می پرداختند و تمامی رسم و رسومات و دید و بازدیدها و شب نشینی ها و میهمانی ها بر اساس همین رویه تنظیم شده بود و مردم خوش بودند.

بعد از مشروطیت و بتدریج روش زندگی های غربی ها الگو قرار گرفت و مشاغل هم بسیار متنوع تر شدند و کارمندی هم به جمع تنوع های موجود شغلی اضافه شد و دختر و پسر هم برای خود حق انتخاب قائل شدند.در غرب روابط جنسی قبل از ازدواج آزاد و مورد قبول فرهنگ جامعه می باشد و بر این اساس پسر و دختر می توانند ده ها بار و بیشتر با هرکه می خواهند روابط جنسی بر اساس غرایزشان داشته باشند و نهایتا با فردی که واقعا احساس می کنند روحیاتشان مکمل یکدیگر در زندگی مشترک می باشند،پیمان زناشویی می بندند.تازه هروقت هم که به نتیجه برسند در تشخیصشان اشتباه کرده اند ،حتی با وجود داشتن فرزند به راحتی و دوستانه از هم جدا می شوند و این امر هم برای خودشان ،هم فرزندانشان و هم جامعه امری معمول می باشد و همه سعی می کنند با شرایط جدید کنار بیایند.

اما فرهنگ و آداب و روح ایرانی مسلمان هرگز این وضعیت را قبول نکرده و سازگار با آدمیت و دین خود نمی داند و در نتیجه نه آن ماند که بود و نه این شد که در الگوی غربیش رویه است.ما در این زمینه بشدت دچار خلا روحی و فرهنگی هستیم.مجموعه شرایط اقتصادی هم سن ازدواج را بالاتر برد و خلاصه نتیجه اینکه جوان ایرانی اکنون تنها خود را محق به انتخاب همسر می داند و بعلت محدودیتهایی که در ذهن خود دارد ،هر کس را که سر راهش قرار می گیرد بدون ارزیابی در مورد مشترکات روحی و کورکورانه به همسری برمی گزیند و چه عشق تندی هم بینشان(به اقتضای سن و سالشان)حاکم است.اما بعد از دو سه سال چهره سخت گیرانه و بیرحم جامعه آنها را مجبور به قبول واقعیت هایی می کند که قبل از ازدواج باید می دیدند و در موردشان می اندیشیدند و حالا از سر ناچاری هرکدام دیگری را مقصر می داند و به این خاطر روز به روز از هم دور تر می شوند و از هم منزجرتر!

راه حل چیست؟

برای هر یک از دودسته زیر باید به راه حل های متفاوتی اندیشید:

الف – زنان و مردانی که تشکیل خانواده داده اند و اکنون روحشان جدا و دور از یکدیگر است.(معالجه بیماری)

ب – جوانانی که در این شرایط قصد ازدواج دارند.(پیشگیری)

اگر با نحوه آسیب شناسی من و علل ارائه شده با این فاجعه اجتماعی موافق نیستید ،لطفا نقطه نظرات خود را ارائه فرمایید و اگر موافقید اگرچه من در مورد راه حل ها پیشنهاداتی دارم،اما قبل از اعلام آن ها مایلم نظرات و پیشنهادات شما را دریافت کنم.لطفا راهنمایی های خود را از جامعه دچار این گرفتاری دریغ نفرمایید.