برچسب ها بـ ‘تظاهرات’

کوچه مردها 200

چهار شنبه, 8 فوریه, 2017

مردم شدیدا به شوق آمده بودند و احساس زنده بودن و آدمیت می کردند.گذشت مردم نسبت به یکدیگر فوق العاده زیاد شده بود و نسبت به هم مهربان شده بودند.بد نیست در این مورد خاطره ای نقل کنم.
یکی از این روزها که از دانشگاه بیرون آمدم،متوجه شدم که دو خودروی سواری زیر پل مقابل دانشگاه در خیابان حافظ تصادف کرده اند و منتظر کارشناس پلیس هستند.
ظاهرا پلیس در آمدن خیلی تاخیر داشت و به همین خاطر به محض رسیدن به صحنه تصادف مورد اعتراض دو راننده تصادف کرده قرار گرفت که تا حالا کجا بودی؟
افسر پلیس هم با خونسردی گفت: وقتی همه جا را می بندید تا برای خمینی تظاهرات کنید و به شاهنشاه فحش بدید،همین می شه دیگه!
دو راننده نگاهی به هم کردند و راننده خودروی جلویی به دیگری گفت: داداش من از خسارتم گذشتم،فدای یک تار موی آیه الله خمینی!برو به سلامت.
راننده خودروی عقبی هم که مقصر بود جواب داد: نه داداش ،من مقصرم .یک لحظه وایسا من یک چک بکشم ،هرچی هم زیاد اومد برای سلامتی آقا صدقه بده به آدمهای محتاج!
راننده ها همدیگر را بوسیدند و رفتند ولی پلیس تا چند دقیقه هاج و واج وسط خیابان مانده بود.

کوچه مردها 195

چهار شنبه, 30 نوامبر, 2016

روز راهپمایی عید فطر سیزدهم شهریور سال 1357 بود و همانروز ناگهان مردم بصورت پیغامی قرار گذاشتند که روز جمعه هفده شهریور در میدان ژاله آن روزها که بعدا تغییر نام به همین مناسبت داد و نام خیابان و میدان هفده شهریور را به خد گرفت ،دوباره راهپیمایی و تظاهرات کنند.
راهپیمایی بزرگ عید فطر در تپه‌های قیطریه تهران، تبدیل به تظاهرات بر ضد حکومت شاهنشاهی شد. به دنبال این تظاهرات، ناآرامی‌های دیگری نیز تا روز شانزدهم شهریور صورت گرفت . تظاهرات ۱۶ شهریور ماه در تهران با حضور بیش از نیم میلیون نفر انجام گرفت که بزرگ‌ترین گردهمایی انجام‌گرفته در ایران تا آن زمان بود. تظاهرکنندگان شعارهای شدیداللحنی سر می‌دادند نظیر: «مرگ بر سلطنت پهلوی»، وبرای اولین بار نیز معترضان خواستار تشکیل «جمهوری اسلامی» شدند. همان شب، شاه برای آنکه کنترل امور را از دست ندهد دولت را مجبور کرد تا در تهران و یازده شهر دیگر – کرج، قم، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، آبادان، اهواز، قزوین، جهرم و کازرون- حکومت نظامی اعلام کند و فرماندهی نظامی پایتخت را نیز به اویسی که در جریان قیام ۱۳۴۲ به «قصاب ایران» مشهور شده بود سپرد و در نهایت نیز دستور بازداشت سنجابی، بازرگان، فروهر، معینیان، لاهیجی، به‌آذین، متین دفتری و مقدم مراغه‌ای را صادر کرد.
از اولین ساعات صبح روز جمعه، مردم برای شرکت در راهپیمایی و نماز جمعه به امامت علامه یحیی نوری راهی میدان ژاله گردیدند. غافل از آنکه از ساعت ۶ صبح، حکومت نظامی توسط فرماندار تهران ارتشبد غلامعلی اویسی اعلام و درحال اجراست و اجتماع بیش از سه نفر ممنوع است. اعلام دیرهنگام حکومت نظامی (ساعت ۶ صبح همان روز) از دلایل شلوغی این تظاهرات بود.
این روز و این واقعه در میان وقایع سال آخر حکومت پهلوی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود. در حقیقت با این کشتار، راه مخالفین و مبارزین برای همیشه از حکومت جدا شد و امکان هرگونه آشتی میان حاکمیت و مردم سلب شد و موقعیت میانه‌روهایی که به دنبال نوعی مصالحه و سازش بین انقلابیون و سلطنت‌طلبان بودند، تضعیف شد.
غروب جمعه مردم همه غمگین بودند اما هیچ کس نترسیده بود و این بار خشم مردم ،سلاح ادامه مبارزه با رژیمی شد که حالا دیگر نامردمی بودنش به همه دنیا اثبات شده بود.

کوچه مردها 191

چهار شنبه, 5 اکتبر, 2016

اتفاقات بعد از تظاهرات قم و تبریز چنان سرعتی گرفتند که چه برای مردم و چه برای رژیم غیر قابل انتظار بود.به چند تا از مهمترین این وقایع اشاره می کنم:
– در روز پانزدهم خرداد 57 به مناسبت کشتار مردم ورامین در تظاهرات سال 1342 بخاطر اعتراض به دستگیری و تبعید آیت الله خمینی ،تصمیم به تعطیلی بازار و اعتصاب سراسری گرفته شد و این امر بعنوان اولین تمرین تعطیل کردن امور،با موفقیت انجام شد.
– در تیر ماه نیز برعکس عمل کردند و در نیمه شعبان که روز تولد امام عصر می باشد،هرگونه جشن و شادمانی را تحریم کردند و این دومین مانور و تمرین حرکات هماهنگ ملی بود.
– در مرداد همان سال به دنبال تظاهرات مردم اصفهان و به خون کشیدن مردم در این تظاهرات،از ترس مقابله به مثل مردم در اصفهان حکومت نظامی اعلام شد و چند روز بعد در تهران و چند شهر بزرگ دیگر ایران هم حکومت نظامی برقرار گردید.
– فاجعه بزرگ و غیر قابل تصور در شهریور ماه رخ داد و رژیم برای بدنام کردن جریان مذهبی تماشاگران فیلم “گوزنها” در سینما رکس آبادان ،پس از زنجیر کردن همه درها به آتش کشید و مردم بی خبر و مظلوم را زنده زنده در آتش خشم خود سوزاند.
بعد از افشای انجام این کار توسط ساواکی ها نفرت عمومی و جسارت مردم در اعتراض به نظام و فریادها و اعتراض های علنی به خود شاه به عنوان جنایتکار،جمشید آموزگار نخست وزیر وقت مجبور به استعفا شد و جعفر شریف امامی (رییس سابق مجلس سنا) نخست وزیر شد.روحیه نرم و تسلیم پذیر شریف امامی(که با دستور شاه خود را اینگونه جلوه می داد) و اعلام او مبنی بر برخورد با مقامات خطاکار قبلی رژیم و فاسدینی که اموال مردم را به تاراج برده بودند،نه تنها مردم را آرام نکرد بلکه به جسارت و عزم ایشان افزود.

کوچه مردها 190

چهار شنبه, 14 سپتامبر, 2016

دیگر کار از ابراز نارضایتی و تنفر از رژیم گذشته بود و بحث سرنگونی آن مطرح شده بود.خود من اولین بار که شعار”تا مرگ شاه خائن،نهضت ادامه دارد” را شنیدم ،به شدت به فکر فرو رفتم که آیا چنین روزی را خواهم دید؟
باید در آن زمانه و شرایط زندگی می کردی تا درک کنی که چه ترس و واهمه ای از قدرت بی رحم و وحشتناک رژیم شاه که بخصوص در وجود سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک) تجلی پیدا می کرد،در ذهن مردم نقش بسته بود.
اما تظاهراتی که قبلا به آن ها اشاره کردم و بتدریج نیز توسعه پیدا می کرد و در شهرهای مختلف برگزار می شد به اضافه فضای نسبتا آزادی که در روزنامه ها و کتاب های وقت پیش آمده بود و همینطور انتشار پی در پی فساد های دربار شاه توسط دانشجویان و سایر مبارزان ،به همراه رسیدن و توزیع پی در پی اعلامیه های حضرت آیه الله خمینی،به همراه برخورد خشن ماموران شاه و کشتن بعضی از مردم جسارت جمعی را به حدی بالا برد که حالا دیگر مردم به چیزی جز نابودی شاه و اطرافیانش راضی نبودند. پيام‌ها و اعلاميه‌ها و مصاحبه‌هاي آیت الله ، پي در پي از نجف مي‌رسيد و بلافاصله به صورت‌هاي مختلف اعلاميه و نوار تكثير مي‌شد و در اختيار مردم قرارمي گرفت.
ایشان، مردم را به سرنگوني رژيم شاه دعوت مي‌كردند و از توطئه‌هايي كه ممكن بود انقلاب را به انحراف بكشاند، آگاه مي‌ساختند.
مجموعه عوامل فوق و توصیه های آیه الله خمینی به حوزه علمیه قم به در دست گیری رهبری قیام مردم باعث شد تا ایشان نسبت به برنامه ریزی ویژه ای برای ماه رمضان سال 1357 اقدام نمایند و به شکل کاملا هماهنگ و برنامه ریزی شده نسبت به توجیه مردم به جنایات شاه،آماده کردن ذهنیت آنها به حرکت جمعی،تشکیل تیم های کوچک عملیاتی در هر مسجد و…. اقدام نمایند.

کوچه مردها 187

چهار شنبه, 3 آگوست, 2016

دی ماه خونین گذشت و رژیم راضی از اینکه یک بار دیگر توانست با حمله و کشتار مردم ناراضی آنها را به عقب رانده و در لاک خاموشی پنهانشان کند،اما این بار سخت در اشتباه بود.
چهل روز پس از حادثه خونین تظاهرات قم،این بار به بهانه مراسم چهلم شهیدان در تبریز مردم اقدام به پیاده روی و گرامیداشت یاد آنان نمودند،رژیم که تحمل این امر را نداشت به سرعت وارد عمل شد،اما این بار با مردمی سلحشور و با عزم و اراده روبرو بود و چنان آشوبی ایجاد شد که منجر به فرار پلیس،آتش گرفتن ده ها ماشین و صدها بانک و ادارات دولتی شد.
این واقعه خودباوری و اعتماد به نفس عجیبی در مردم خلق کرد .مردم هم به قدرت و عظمت حرکت متحدانه و پشتیبانی کننده یکدیگر ولو در دو شهر مختلف کشور پی بردند و هم به تو خالی بودن و ضعف و بیچارگی ساواک و پلیس واقف شدند و در مجموع از تبریز شعله ای برخاست که با مدیریت و هدایت امام خمینی تا سقوط نظام ادامه پیدا کرد.
حالا دیگر خشم مردم منحصر به یک منطقه نبود و از طرفی علنی هم ابراز می شد و همه جا صحبت از ظلم هایی بود که توسط محمد رضا شاه و اطرافیانش طی ده ها سال حکومت او صورت گرفته بود.
این مطالب به اشکال مختلف به اطلاع عموم می رسید: روزنامه هایی که حالا بدون ترس می نوشتند،
اعلامیه هایی که در دانشگاه ها و مساجد دست به دست می گشت،چاپ کتاب های که ممنوع بودند و توزیع نوارهای صحبت بزرگانی همچون امام و….. و از همه مهمتر برگزاری منابر سخنرانی در مساجد و مجالس گفتاری با شرکت شخصیت های مورد قبول جامعه در دانشگاه ها و سالن های مختلف سخنرانی.
زمان برای آغاز یک حرکت منسجم و سیستماتیک و پیش رونده مناسب بود و همه ابزار کار نیز فراهم بودند.
اما هنوز ترس مردم به اندازه کافی ریخته نشده بود.

کوچه مردها 185

چهار شنبه, 22 ژوئن, 2016

بالاخره بغض مردم ترکید.این بار هم بعد از 15 سال باز از قم.

هنوز هم نفهمیدم سیاست آزادی های سیاسی تدریجی را چرا با عمل متضادی مثل نوشتن مقاله ای بر علیه آیت الله خمینی در روزنامه اطلاعات همراه کردند. یا کار دشمنان دانای رژیم شاه بود یا دوستان نادان.

به هر حال چند روز بعد از چاپ این مقاله در روز نوزدهم دی ماه 1356 بیشتر طلاب و روحانیون حوزه های مختلف علمیه قم،با هماهنگی قبلی به عنوان اعتراض به این مقاله تظاهرات همراه با راهپیمایی انجام دادند و دو نکته قابل توجه در این عمل قرار داشت:

اول اینکه با وجود سازماندهی این امر از روزهای قبل ،سازمان اطلاعاتی وقت(ساواک) که ادعای قدرت عجیبی داشت و خود را مطلع از همه حرکات مخالفان نشان می داد،کاملا غافلگیر شد و خود این موضوع نشاندهنده قوی بودن و غیر قابل نفوذ بودن شبکه روحانیت در کشور بود.

دوم اینکه به ساعتی نکشید که مردم عادی قم مثل کسبه و ….. همراه با مردمی که برای زیارت رفته بودند،با سرعتی اعجاب آور به روحانیون پیوستند و جمعیت اعجاب آوری سطح خیابان های قم را پوشاندند و بر علیه شاه و نظام شاهنشاهی با شور و حالی وصف ناشدنی به شعار دادن پرداختند.

چاره ای برای نظام جز برخورد و به خاک و خون کشیدن این تظاهرات نبود و این آغاز انفجارخشمی دیگر در جایی دیگر شد که زنجیروار منتهی به سقوط نظام شاهنشاهی در ایران گردید.

کوچه مردها 178

چهار شنبه, 10 فوریه, 2016

کلا در طول تحصیل در دانشگاه دو ترم ما از میانه های ترم تعطیل شدند.

یک بار ترم دوم سال تحصیلی 56 – 55 بود که در اسفند ماه سال 55به دنبال یک تظاهرات دانشجویی،درگیری های بسیار شدیدی بین دانشجویان و گارد دانشگاه رخ داد که تعداد زیادی مجروح و بیهوش از هردوطرف در محوطه دانشگاه روی زمین افتاده بودند و حتی اساتیدی که برای جلوگیری از صدمه دانشجویان وساطت کرده بودند،بی نصیب نماندند و چند نفر از آنها به شدت توسط گاردی ها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.نتیجه آن شد که به خاطر وحشت از ادامه این موضوع در روزهای بعد،همان فردا درب دانشکده را بستند و کسی را راه ندادند و اعلام کردند که این ترم منحل شده است!

به طور طبیعی ترم اول سال تحصیلی 58 – 57 هم تعطیل شد.بازار تظاهرات و درگیری در تمام نقاط کشور بر علیه نظام شاهی گرم بود و کل مملکت در حال مبارزه و تلاش بود،دانشگاه که جای خود را داشت!

هرروز جلسات متعددی در محوطه دانشگاه برقرار می شد که چون حالا دیگر مردم عادی هم می توانستند به جمع ما ملحق شوند و هیچکس جرات جلوگیری از این امر را نداشت،بعضی وقت ها جمعیت به چندهزار نفر می رسید.در این جلسات دانشجویان به نوبت و هریک چند دقیقه مطالبی در رابطه با یکی از معایب و ظلم های رژیم را بیان می کرد. یکی از شکنجه هایی که در زندان روی او انجام داده بودند می گفت و دیگری از عیاشی های شبانه شاه و………. و با صحبت هریک نفرت و انزجار جمع از آن نظام بیشتر و بیشتر می شد.

اما دو موضوع باعث شد که آن ترم هم منحل شود:

اول دعوت و سخنرانی چند تا از بچه ها مبنی بر اینکه تا کی می خواهید حرف بزنید؟آن هم در زمانی که مردم در بیرون از اینجا در حال مبارزه و جان دادن هستند.باید به آنها ملحق شویم و تا وقتی که کلک سیستم شاهنشاهی را نکنده ایم به دانشگاه و تحصیل برنگردیم.

دومین دلیل هم تصمیم مقامات امنیتی بود که می دیدند دانشگاه در حال تربیت مخالفین و اعزام آنها به مبارزات خیابانی است!در نتیجه بهتر دیدند که آن ترم را منحل کنند و کسی را به دانشگاه راه ندهند،تا پس از کنترل مجدد اوضاع و تسویه حساب با دانشجویانی که شناسایی کرده اند،دوباره ترم های تحصیلی را با آرامش ادامه دهند.

آرزویی که با خود به گور بردند!

امروز را به خاطر دارید؟

شنبه, 9 ژانویه, 2016

بالای پنجاه ساله ها باید امروز را خوب به خاطر بیاورند.

انجام اولین تظاهرات در قم که به صورت زنجیره ای در تبریز و ….. ادامه پیدا کرد تا منجر به سقوط رژیم فاسد شاه شد و البته به قیمت ریخته شدن خون صدها هزار جوان و پیر بی دفاع و عاشق آزادی انسان از قید بندگی غیر خدا.

اما سوال اصلی این است:

آیا بعد از پیروزی این نهضت و انقلاب امانتداران خوبی برای شهدای عزیزمان بودیم؟

آیا فساد در زمینه های مختلف کمتر شد؟

جواب هرچه باشد ،علتش خود ماییم.باقی بهانه است.