برچسب ها بـ ‘تصحیح’

غلط اندر غلط!

دوشنبه, 11 جولای, 2016

ما کتاب کهنه ای هستیم سرتا پا غلط
خواندنی ها را سراسر خوانده ایم امّا غلط
سال ها تدریس می کردم خطا را با خطا
سال ها تصحیح می کردم غلط را با غلط
بی خبر بودم دریغا از اصول الدین عشق
خط غلط، انشا غلط، دانش غلط، تقوی غلط
دین اگر این است بی دینان ز ما مؤمن ترند
این مسلمانی ست آخر؟ لا غلط، الّا غلط ؟
روز اوّل درس مان دادند: یک دنیا فریب
روز آخر مشق ما این بود: یک عقبی غلط
گفتنی ها را یکایک هر چه باد و هر چه بود
شیخنا فرمود، امّا یا خطا شد یا غلط
گفتم از فرط غلط ها دفتر دل شد سیاه
گفت می دانم، غلط داریم آخر تا غلط
روی هر سطری که خواندیم از کتاب سرنوشت
دیدۀ من یک غلط می دید و او صدها غلط
یا رب از تو مغفرت زیباست از ما اعتراف
یا رب از تو مرحمت می زیبد و از ما غلط
علیرضا قزوه

کوچه مردها 116

چهار شنبه, 2 اکتبر, 2013

 

به سال ششم دبستان رسیدم.خرداد سال 1348 و امتحان نهایی دبستان.چنان عظمتی از این امتحانات توسط پدر و مادر و معلمان و مدیر مدرسه در ذهن ما ساخته بودند که از خواب و خوراک افتاده بودیم!

صدور کارت شرکت در امتحانات که باید روی سینه روپوش های خود سنجاق می کردیم.برگزاری امتحان چند مدرسه در یک مدرسه دیگر و همراه دانش آموزانی که اکثر آنها را نمی شناختیم.صندلی های تک نفره برای امتحان داخل راهروهای مدرسه محل امتحان و ممتحین بیگانه و سخت گیر و خیلی چیزهای دیگر که همه و همه این توهم را برای ما به وجود آورده بودند که بزرگترین واقعه زندگی ما در حال رخ دادن است .همین فضا و سنگینی بیش از حد آن روی ذهن ما بچه های ده دوازده ساله ،به خودی خود باعث یک افت روحی و در نتیجه کسب نمراتی کمتر از آنچه که می دانستیم و نمره ای که باید می گرفتیم،می گردید.

می گفتند ورقه های امتحان را هم معلمانی غیر از آموزگار خودمان تصحیح می کند و از کوچکترین خطایی نمی گذرد و حتی به خط بد هم نمره نمی دهد،پس حواستان را حسابی جمع کنید و همین سفارش بیشتر باعث حواس پرتی ما می شد!

با هر عذاب و مشقتی بود امتحانات را پشت سر گذاشتیم و هرچه جلوتر رفتیم،متوجه می شدیم که سوالات از سوال های امتحانات داخلی خودمان که چند روز پیش در مدرسه خودمان برگزار شده بود و به امتحانات “معرفی امتحان نهایی” معروف بود،خیلی خیلی ساده تر است.

در آخرین روز امتحان و پس از خروج از جلسه آخر این امتحانات،شادی و غورمان از اولین کسی که پا به کره ماه گذاشت بیشتر بود!

چرا؟

شنبه, 1 سپتامبر, 2012

ورقه های امتحانی بچه ها را تصحیح کردم.

از ابتدای ترم گفته بودم که چه مطالبی را بخوبی یاد بگیرند و هر جلسه هم یادآوری می کردم،

و با آنکه دو نمره برای یک کار تحقیقی بسیار ساده در نظر گرفتم،

و هشت نمره برای یک کار گروهی که هر جلسه هم آمادگی شنیدن گزارش پیشرفت کار و راهنمایی آنان داشتم،

و با وجود اینکه برای حضور مداوم در کلاس و مشارکت در بحث ها و ارائه پیشنهادات خلاق هم نمراتی در نظر گرفته بودم،

باز هم سه نفر نمره قبولی نگرفتند و هفت نفر نمرات قبولی مرزی گرفتند!

راستی چرا اینقدر ساده عمر و پول خود را هدر می دهیم؟