برچسب ها بـ ‘تشویش’

کاش می شد!

دوشنبه, 9 مارس, 2020

کاش می شد خالی از تشویش بود

برگ سبزی تحفه ی درویش بود

کاش تا دل می گرفت و می شکست

عشق می آمد کنارش می نشست

کاش با هر دل , دلی پیوند داشت

هر نگاهی یک سبد لبخند داشت

کاش لبخندها پایان نداشت

سفره ها تشویش آب ونان نداشت

کاش می شد ناز را دزدید و برد

بوسه رابا غنچه هایش چید و برد

کاش دیواری میان ما نبود

بلکه می شد آن طرف تر را سرود

کاش من هم یک قناری می شدم

درتب آواز جاری می شدم

آی مردم من غریبستانی ام

امتداد لحظه ای بارانیم

شهر من آن سو تر از پروازهاست

در حریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل می دهد

هرکه می آید به او گل می دهد

دشتهای سبز , وسعتهای ناب

نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت

لحظه ی پرواز بالم را گرفت

می روم آن سو تو را پیدا کنم

در دل آینه جایی باز کنم

عید فطر مبارک باد!

دوشنبه, 4 جولای, 2016

ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند
نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد
با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند
بستاند این سرو سهی! سودای هستی از رهی
یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند

ایران و ایرانی 71

چهار شنبه, 1 اکتبر, 2014

کار به جایی رسیده است که بنا بر اعلام رییس قوه قضاییه بخاطر بروز این پدیده در امر قضا مجبور به تغییر بسیاری از قاضیان گردیده اند.بی دلیل نیست که اسوه و الگوی حکومت اسلامی یعنی امیرالمومنین(ع) در مورد این مردم چنین میفرماید:
پناه بر خدا اگر قاضی آزمند و طمع کار افتد.در این موقع دزدان جامعه خوب می توانند انگشت بر نقطه حساس کشور گذاشته و دست غارت از آستین بیرون آورند.زیرا آسان است قاضی را تطمیع کنند و اموال دیگران را بربایند.
این پدیده آنگاه که توسعه پیدا نماید آن چنان مردم را جسور می نماید که هنگام دریافت وامی بانکی که کارمزد و بهره آن را هم باید بپردازی تا وجهی خارج از سیستم و به شخصی خاص نپردازی از آن وام خبری نیست!این می شود که در روزنامه ها آگهی هم می بینی که وام را خرید و فروش می کنند و دیگر خجالت و پنهان کردنی هم نیاز نیست.
از آنجا که ما داعیه حکومتی بر مبنای اسلام را داریم خوب است به اعتقاد و عمل امیرالمومنین(ع) در این مورد بپردازیم.به ایشان خبر میرسد که مسئول امور مالی بازار اهواز خلافی مالی نموده است.پس از پیگیری و اثبات مطلب حضرت نامه ای به حاکم اهواز نوشته و در آن دستور می دهد که:
هنگامی که نامه مرا خواندی “ابن هرمه” را برکنار کرده و به مردم معرفی کن.به زندانش بیفکن.آبرویش را بریز و به همه بخش های تابع اهواز بنویس که من چنین عقوبتی را برای او معین کرده ام.مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی که نزد خدا خوار می شوی و من به زشت ترین صورت ممکن تو را از کار برکنار می کنم و خدا آن روز را نیاورد.
شب ها زندانیان را برای هواخوری به فضای باز بیاور جز ابن هرمه را.
فراموش نکنید که او نه یاغی بود و نه جنایتکار.اما از نظر امیر مومنان تهدید جامعه مسلمین و تشویش اذهان عمومی یعنی این

نیایش

سه شنبه, 7 فوریه, 2012

خدایا

قدرت نزد توست

عزت نزد توست

علم نزد توست

مهر نزد توست

قهر نزد توست

شفا و سلامتی هم

و من

هیچ نیستم

جز،صاحب قلبی پر از تشویش و اضطراب

و کوله باری انباشته از گناه

و تو

چقدر غریبی با این بندگان پرمدعای بی عمل؟!

خدایا

آرامشم ده

 

چه کنم با دل خود؟

چهار شنبه, 20 آوریل, 2011

آه، آه از دل من

که ازو نیست به جز خون جگر حاصل من

زانکه هر دم فکند جان مرا در تشویش

چه کنم با دل خویش؟

چه دل مسکینی

که غمین می شود اندر غم هر غمگینی

هم غم گرگ دهد رنجش و هم غصه میش

چه کنم با دل خویش؟

در دلم هست هوس

که رسد در همه احوال به درد همه کس

چه امیری متمول چه فقیری درویش

چه کنم با دل خویش؟

طفل عریانی دید

چشم گریانی و احوال پریشانی دید

شد چنان سخت پریشان که مرا ساخت پریش

چه کنم با دل خویش؟

دیده گردید فقیر

بهر نان گرسنه آن گونه که از جان شد سیر

دل من سوخت بر او یا جگر من شد ریش

چه کنم با دل خویش؟

زارم از دست عدو

چه کنم دل نگذارد که برم حمله بدو

بس که محتاط به بار آمده و دوراندیش

چه کنم با دل خویش؟

گر درافتم با مار

نیست راضی دل من تا کشد از مار دمار

لیک راضی است که از او بخورم صدها نیش

چه کنم با دل خویش؟

دارد این دل اصرار

که من امروز شوم بهر جهانی غمخوار

همه جا در همه وقت و همه را در همه کیش

چه کنم با دل خویش؟

از برای همه کس

دل “بیرحم” در این دوره به کار آید و بس

نرود با دل پر عاطفه کاری از پیش

چه کنم با دل خویش؟

 

ابوالقاسم حالت