برچسب ها بـ ‘تدافعی’

نقد و تحلیل جباریت 29

یکشنبه, 2 فوریه, 2020

فرد خودكامه ازطريق رهبران درجة دوم وارد مي شود و سعي مي كند تا كنترل آن ها را دردست گيرد . آن ها نيز به دلايل خاصي كه در ذهن دارند به او مي پيوندند،چرا كه در اين خيال هستند از طريق هم پيماني با فرد خودكامه، رهبر يا شخص شمارة يك را به زير كشيده و جايگاه او را به دست آورند و سپس فرد خودكامه را نيز حذف كرده يا او را همانند يك “شخصیت شماره دو”به خدمت خود درآورند . كاملاً روشن است كه اين گروه (ردة دوم ) اشتباه كرده و راه را عوضي مي روند، در نهايت اين فرد خودكامه است كه كارگردان اصلي صحنه شده و آنان آلت دست او مي شوند. شخص شمارة دو حتي اگر بسيار هوشمند هم باشد، در مراحل بحراني اين بازي از رقيبش(فرد خودكامه ) در صفاتي چون سرسختي، اراده و آمادگي براي انجام هرنوع خيانتي و پشتكار و كوشش جدي در فرآ يند عمل كه لازمه كار است يك گام عقب مي ماند.
معمولاً چنين تصور مي شود كه حد و اندازة خيانت و رفتارهاي خائنانه مشخص بوده و آدم خائن نمي تواند ادعا كند كه جاهلانه مرتكب خيانت شده است . اما اين تصور درست نيست چرا كه افراد خيانت كاري پيدا مي شوند كه مانند دروغ گوهاي بيمار عمل مي كنند. فرد خودكامه نيز از اين گروه افراد به شمار مي رود. اين گونه افراد به طور خودآگاه همواره خود را درموضعي دفاعي نسبت به عهدشكني و خيانت هاي احتمالي ديگران مي بينند.اين جماعت از خائنين به زعم خودشان چون ناگزير بوده و راه ديگري نداشته اند، دست به خيانت زده اند و تلاش مي كند كه اين توهم را به ديگران نيز بقبولانند.
بدين ترتيب مسير دست يابي فرد خودكامه به قدرت تقريباً با يك سلسله اعماق فتنه انگيز و خائنانه پيموده مي شود. حال اگر روزي او را به خاطر اعمالش به دادگاه ببرند، در حالي كه مجبور به دفاع از خود باشد كارهايش را از دو راه توجيه مي كند: اول آن كه هميشه از روي ناچاري وبه طور تدافعي از سلاحش استفاده كرده و دوم آن كه مجبور بوده براي دفاع از آرمان هاي انقلاب و حفظ نهضت و … به آن كار دست بزند.

مقالات 106

یکشنبه, 20 آگوست, 2017

دکتر محمود سریع القلم 5

آیا برای ما موضوعیت دارد که کشور‌های عربی خلیج‌فارس طی 11 سال گذشته، 728 میلیارد دلار اسلحه خریده یا سفارش داده‌اند؟ آیا می‌دانیم که جمعیت منطقه خاورمیانه در 35 سال آینده به 660 میلیون نفر خواهد رسید؟ چالش بزرگ فکری ما، رهیافتی جدید نسبت به کشورهای عربی منطقه است. اما هدف اصلیِ این رهیافت جدید، باید ایران، قدرت اقتصادی ایران، اهمیت  احترام ایران، اصلاح محیط زیست ایران و آینده و کیفیت زندگی مردم ایران باشد. افزایش درآمد، تنوع درآمد و تداوم کسب درآمد مبنا هستند تا آنکه امنیت و فرهنگ حفظ شوند. استراتژی ناگفته بسیاری از همسایگان، فقیر نگه داشتن ایران است.

نیاز داریم تا از سیاست خارجی تدافعی به سیاست خارجی اقتصادی منتقل شویم. مدیریت کارآمد کشور بدون ارتباطات گسترده با قدرت‌های میانی امکان‌پذیر نیست زیرا برای به‌روز کردن کشور نیاز به دانش و روش‌های جدید داریم. خود را از صفحه اول روزنامه‌های جهان خارج کنیم. مانند کره‌ای‌ها، ژاپنی‌ها و چینی‌ها آرام کار کنیم. خود را به طور قربانی نشان دادن، نوعی نمایشِ ضعف است. شعاع دوایر مدیریتی در کشور را قدری بزرگ‌تر بگیریم. حکمرانی و سیاست‌ورزی با ارقام است. آیا آرمانی بالاتر از خوب زندگی کردن اقتصادی و فرهنگی مردم ایران وجود دارد؟