برچسب ها بـ ‘تحریم’

نسبت ما با توسعه 9

شنبه, 7 جولای, 2018

در 2 سال پایانی دولت هشتم، بسیاری از فعالان اصلاح‌طلب حتی به سمت رویکردهایی چون خروج اعتراضی از حاکمیت رفتند و این راهکار را برای برون‌رفت از انسداد سیاسی مطرح کردند. در خاتمه مجلس ششم هم با وجود برگزاری انتخابات مجلس هفتم که در اثر رد صلاحیت گسترده نماینده‌های اصلاح طلب مجلس ششم از سوی شورای نگهبان صورت گرفت مساله تحصن اعتراضی 26 روزه نمایندگان اصلاح طلب مجلس به میان آمد و پس از برگزاری انتخابات دهها نماینده اصلاح طلب مجلس ششم در اعتراض به برگزاری چنین انتخاباتی اقدام به استعفای دسته‌جمعی از مجلس کردند اما به رغم همه این اقدامات نهاد شورای نگهبان از اقدام خود عقب‌نشینی نکرد و مجلس ششم جای خود را به مجلسی با اکثریت نماینده‌های محافظه کار داد که در ادبیات سیاسی سال های بعد به “اصولگرایان شهره ” شدند.
اگر بتوان در یک عبارت مشکل اصلی “دولت خاتمی” و “مجلس اصلاح طلب ششم” در زمینه پیشبرد برنامه هایشان را برشمرد شاید عنوان برخورد به دیوار یا بن‌بست “انسداد سیاسی” دقیق‌ترین عبارت برای توصیف آن باشد.
این گونه بود که در اثر تشدید اختلافات درونی بین گروه‌های مختلف درون جبهه اصلاح طلبی، انتخابات ریاست جمهوری نهم در یک فضای خاص و بی سابقه ناشی از دلسردی نیروهای اصلاح طلبی که متمایل به “تحریم” بودند و گروه‌ها و افراد اصلاح‌طلبی که به صورت منفرد در انتخابات حضور یافتند برگزار شد و نتیجه آن بالا آمدن نامزدی بود که پیشتر با چراغ خاموش حرکت خود را با شعارهای انقلابی و عدالت‌طلبانه آغاز کرده بود و آن شخص کسی نبود جز “محمود احمدی نژاد” که بَرکشیده شورای شهر دوم اصولگرای تهران به عنوان شهردار تهران بود.

از سر خستگی 2

شنبه, 3 مارس, 2018

آشفتگی های اخلاقی موجود چه زمانی به ساحل آرامش و ثبات خواهد رسید؟
مگر شما نفرمودی که: پس از هر سختی،آسانی فراخواهد رسید؟ آیا آن همه سختی کافی نبود؟
آن همه شهید روزها و ماه های قیام علیه ظلم ستمشاهی، آن همه شهید و آوارگی و نابودی شهرها و سرزمینمان به دست صدام و حامیانش ،آن همه دسیسه و تحریم و ……..،کم است؟
می دانم که پاسخ این سوال مرا نیز پیشاپیش داده ای:
” به یقین که حال هیچ قومی تغییر نخواهد کرد مگر اینکه حال خود را تغییر دهند.”
اما وقتی سخن از “قوم” به میان می آید،پای حرکت جمعی و با برنامه برای رسیدن به هدف هم به دنبال دارد و هر برنامه و حرکتی به “اداره کننده و راهبر” نیاز دارد. ما که همه اینها را داریم،پس چرا نمی شود؟
می دانم. حرکت اجتماعی خود را هم “سیاسی” کرده ایم،یعنی به دروغ و ریا و تظاهر آلوده اش کرده ایم،مثل سایر امور.

یک پیچ تاریخی دیگر 1

یکشنبه, 15 اکتبر, 2017

توافق هسته ای و سیر مراحل لغو تحریم ها،امیدواری هایی در راستای رونق اقتصادی و بهبود وضعیت اقتصادی کشور برانگیخته است،اما به نظر من عادی شدن روابط تجاری با غرب بیشتر جای نگرانی دارد تا خوشحالی!
این موضوع به این معنی نیست که باید از تجدید روابط با آمریکا و اروپا جلوگیری کنیم،که اصولا در دنیای امروزی دیگر امکان چنین کاری وجود ندارد،بلکه به این معنی است که این بار باید با طرح و چشم انداز جدیدی ،دوره جدید را آغاز نماییم.برای تبیین این موضوع لازم است نکات زیر را به یاد بیاوریم:
اول – از زمان شروع روابط گسترده تجاری با اروپا از دویست سال پیش تاکنون،ما همیشه خریدار بوده ایم و آنها فروشنده. تنها مورد استثنا “نفت” است که فرایند انجام این امر را هم آنها طراحی کردند و یاد ما دادند ! در بقیه زمینه ها همچون صادرات فرش و پسته و زعفران و…..چنان مبتدی عمل کرده و می کنیم که هرساله در حال از دست دادن بخش های بیشتری از سهم بازار خود هستیم.
دوم – متاسفانه به علت عدم حکومت “رقابت” بر تجارت داخلی کشور ما،خریدار بسیار بدی هم هستیم،به این معنی که “کیفیت محصول” اهمیتی در کار تجاری ما ندارد و تنها “ارزانترین قیمت ممکن” خرید محصول مورد نظر برای تجار ما مهم است.
سوم – اما خرید ارزان به معنی “فروش ارزان” نیست و به اشکال و بهانه های مختلف ،اجناس بی کیفیت را گرانتر از مشابه خارجی با کیفیت تر به مردم تحمیل می کنیم!
اغراق نیست اگر ادعا کنم که شاکله “فرهنگ تجارت” ما را همین سه اصل تشکیل می دهند.

مقالات 104

یکشنبه, 6 آگوست, 2017

دکتر محمود سریع القلم 3

آیا می‌توان استراتژی امنیت ملی را از استراتژی توسعه اقتصادی کشور تفکیک کرد؟ تا چه زمانی نفت و گاز بفروشیم و زندگی کنیم؟ استراتژی امنیت ملی کشور، شرکای منطقه‌ای ندارد. اقتصاد در ریل مستقل خود حرکت می‌کند اما بعضی اوقات دچار بحران جدی می‌شود و به عنوان مثال به‌خاطر تحریم‌های گسترده، به برجام منجر می‌گردد.

برخلاف کسانی که مشکل را در افراد یا دولت‌ها جستجو می‌کنند، این نویسنده گره اصلی را در فکر و اندیشه می‌داند: تا زمانی که ما امنیت ملی و توسعه اقتصادی را از یک جنس و مقوله ندانیم و این دو اصل حکمرانی را بر یک ریل واحد قرار ندهیم، در هاله‌ای از سختی‌ها بلکه بحران‌ها، بنیه‌های عظیم انسانی و طبیعی خود را هدر خواهیم داد. کانون نظری استراتژی منطقه‌ای ضد ایرانی بر پایۀ ضعیف نگاه داشتن کشور استوار است.

چالش‌های ما در ارتباط با افراد و جریان‌ها نیست بلکه در اندیشه‌ها و رهیافت‌هاست. فهم غیراقتصادی ما از نظام بین‌الملل باعث شده‌است که به ادبیات عدالت محور، مهر محور و احترام محور با قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی متوسل شویم و از آن‌ها خواهش کنیم تا با ما درست رفتار کنند و احترام بگذارند.

آمریکا 99 نیروگاه هسته‌ای دارد و در عین حال در مساحتی حدود 4800 کیلومتر مربع با جمعیتی حدود سه میلیون نفر و 250 هزار متخصص. IT، کانونی بنام سی‌لی‌کان ولی با ارزشی در حدود 3 تریلیون دلار ایجاد کرده‌است. شرکت اپل حدود دو میلیارد کامپیوتر و آی‌فون فروخته است. عموم شرکت‌های فن‌آوری آمریکا به حکم محدودیت مهاجرت دولت جدید آمریکا اعتراض کردند زیرا فقط در شهر سیاتل آمریکا، دویست هزار متخصص خارجی کار می‌کند. کشور ما بدون بنیان‌های داخلی اقتصادی، مالی و فن‌آوری نمی‌تواند در منطقه و نظام بین‌الملل قدرتمند تلقی شود. قدرت کشور در فروش نفت و گاز نیست بلکه در بهره‌برداری از هزاران مهندس و متخصص است که ارزش افزوده ایجاد کنند.

فرار سرمایه ها

شنبه, 7 مارس, 2015

نادر هوشمندیار،استاد دانشگاه علوم و تحقیقات و دکترای توسعه مدیریت اقتصاد سیاسی از دانشگاه داندی انگلیس است.

وی درگفت‌وگو با فرهیختگان به نقش و اهمیت برنامه‌های توسعه‌ای در ایران اشاره می‌کند و هدف از تدوین برنامه‌ریزی توسعه‌ای را رشد همراه با افزایش ظرفیت‌های تولیدی اعم از ظرفیت‌های فیزیکی، انسانی و اجتماعی می‌داند. وی همچنین دراین گفت‌وگو با اشاره به اهمیت برنامه‌ریزی درکشوری چون ایران‌ تاکید می‌کند که از بعضی جهات برنامه‌ریزی‌ها به توسعه اقتصادی ایران کمک کرده است.

این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه در ایران برنامه استراتژی توسعه‌ای وجود ندارد، معتقد است بعد از اجرای 9 برنامه عمرانی و توسعه نتایجی که از برنامه‌ریزی توسعه انتظار بوده، به دست نیامده است. بنابراین وی توصیه می‌کند که در برنامه ششم توسعه از دانش پیشرفته، فرصت‌های برابر، توزیع مناسب درآمد، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقای نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل مورد توجه جدی دولتمردان قرار گیرد.

– پس از اجرای پنج برنامه توسعه‌ای در ایران، برخی بر این باورند که به دلیل اینکه برنامه‌های توسعه‌ای در ایران اجرا نمی‌شود و هدف‌گذاری‌ها کلی است، ایران نیازی به برنامه توسعه‌ای ندارد. دیدگاه شما در این‌باره چیست؟

توسعه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد یعنی وقتی از توسعه حرف می‌زنیم نباید فقط شاخص‌های اقتصادی مورد توجه باشد. توسعه، یعنی رسیدن به درجه‌ای از شخصیت، اخلاق و آزادی انسانی که گسترش دامنه انتخاب آن در نهادها و ساختار‌سازی کشور بتوانند سهم داشته باشند. حال می‌شود به این فرضیه استناد کرد که وقتی قانونمندی، سرمایه انسانی، تولید، سرمایه‌گذاری، کرامت و ارزش‌های انسانی بی‌رنگ باشد و تمام استراتژی مملکت توسط اقلیت کوچکی طراحی و به اجرا گذاشته شود، نتیجه آن می‌شود که چرا برنامه توسعه‌ای در ایران اجرا نمی‌شود. وقتی جامعه به مرحله‌ای از گسترش دامنه انتخاب برسد که برای انجام کارهای مختلف انتخاب‌های مختلف پیش رو داشته باشد به سمت توسعه حرکت کرده است، اما وقتی به این مرحله نرسد در مسیر توسعه نیست.

– با توجه به این دیدگاه، چه الزاماتی برای اجرای برنامه‌های توسعه‌ای وجود دارد؟

ما در مسیر توسعه باید بر عامل اصلی محرک یعنی انسان‌ها متمرکز شویم که در این سال‌ها به‌طور کلی آن را از قلم انداخته‌ایم. وقتی فوج مغزها و سرمایه‌گذارهای ما فرار می‌کنند حساسیت آنچنانی نداریم.

افزایش روزافزون فرار سرمایه‌ها از ایران، نبود مدیریت کسب‌وکار آموزش‌دیده و دانش‌محور، فقدان استراتژی درست در سیستم اقتصادی و اتکا به کمک دلال‌های حرفه‌ای در چرخه رفع گرفتاری‌های اقتصادی (مانند تحریم) به ضرورت‌ها و الزامات جدی تبدیل شده است. البته تعداد نگرانی‌ها در اقتصاد ایران کم نیستند، ولی شاید مولفه‌های به سخن آمده، بیشتر شنیده شده‌اند و بیشتر از آنها حرف به میان آمده است. در این شرایط به نظر می‌رسد فرار سرمایه‌ها بیش از هر چیز دیگری در آینده می‌تواند گره‌های اقتصادی کشور را افزایش دهد، چون افزایش فرار سرمایه‌ها، حکم گریختن نفس از ریه‌های اقتصاد را دارد. ما درست در زمانی که اقتصادمان نیاز دارد تا با سرمایه‌های مولد نفسی تازه کند، این سرمایه‌ها فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند.

– برنامه توسعه در چه کشورهایی کاربرد دارد و هدف از تدوین برنامه‌های توسعه‌ای در کشوری چون ایران چیست؟

برنامه‌های توسعه‌ای در اکثر کشورها کاربرد دارد و اهداف آنها، آرامش و آسایش مردم است که این هدف ضرورت و نیاز به یک دولت توسعه‌گرا و دموکراتیک را می‌طلبد.
هدف از تدوین برنامه‌ریزی توسعه‌ای در ایران، عبارت است از رشد همراه با افزایش ظرفیت‌های تولیدی اعم از ظرفیت‌های فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در توسعه، رشد کمی تولید به دست می‌آید، اما در کنار آن نهادهای اجتماعی نیز متحول می‌شوند، نگرش‌ها تغییر می‌یابند، توان بهره‌برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش می‌یابد و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد.

– با توجه به اهداف و کاربرد برنامه توسعه‌ای در کشورها، آیا در کشوری چون ایران نیاز به برنامه توسعه‌ای داریم یا خیر؟

ما در ایران برنامه استراتژی توسعه‌ای نداریم، به‌عبارت دیگر ایران برنامه توسعه‌ای مشخصی پیش روی خود ندارد و همین جریان سبب می‌شود در دوره‌های زمانی مختلف عقبگرد در توسعه صورت گیرد. بنابراین به نظر می‌رسد بعد از اجرای 9 برنامه عمرانی و توسعه نتایجی که از برنامه‌ریزی توسعه انتظار بوده، به دست نیاورده‌ایم.

– چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟

وضعیت نامناسبی که پیش از این و در سال‌های گذشته در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی بوده است.

اما سوالی که در این میان مطرح می‌شود این است که اگر برنامه درکشوری چون ایران اجرایی نمی‌شد، چه اتفاقی می‌افتاد؟ آیا شرایط دیگری غیر از شرایط فعلی حاکم می‌شد یا خیر؟
به نظر می‌رسد از بعضی جهات برنامه‌ریزی‌ها به توسعه اقتصادی ایران کمک کرده است. به‌عنوان مثال، اگر برنامه نداشتیم تمام درآمد نفت کشور یا صرف واردات یا صرف خرید تسلیحات می‌شد. این کار را تمام دولت‌های قبل و برخی از دولت‌های بعد از انقلاب در دستور کار خود قرار داده بودند. البته نه اینکه این کار سبب شده باشد که توسعه‌ای شکل نگیرد، اما حداقل سبب شده که تا حدودی زیربناسازی در طول 65 سال انجام بگیرد که این را مدیون برنامه هستیم.

– مساله دیگر این است که برخی محورها در برنامه سوم، چهارم و پنجم توسعه اجرا نشده است. با توجه به اهمیت و نقش برنامه،چه اولویت‌هایی باید در برنامه ششم توسعه مدنظر قرار گیرد تا به برنامه آسیب جدی وارد نشود‌؟

برخورداری از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی، برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تامین اجتماعی، فرصت‌های برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده به دور از فقر، فساد، تبعیض و بهره‌مند از محیط‌زیست مطلوب و دست یافتن به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه‌ آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تاکید بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقای نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل از جمله مواردی است که باید در برنامه ششم توسعه مورد توجه جدی قرار گیرد.