برچسب ها بـ ‘تاسیس’

سفر نامه ای دیگر

شنبه, 5 جولای, 2014

بازهم توفیقی دست داد برای سفری دیگر در این سرزمین پهناور.
این بار مقصد دیدن کارخانه ای در حال تاسیس در نیریز استان فارس بود.
با هواپیما به سیرجان رفتیم و از سیرجان با ماشین یکساعت و نیمی راندیم تا به محل کارخانه رسیدیم.کارخانه فولادی که یکی از طرح های هفتگانه دولت قبلی در زمینه تولید فولاد بود که علیرغم توصیه های مکرر کارشناسان این صنعت مبنی بر عدم تاسیس اینگونه صنایع در محل های کم آب،با سرسختی و لجاجت این کار را کردند و حالا با توجه به پدیده کم آبی ،کار با نگرانی ادامه دارد.
در راه بازگشت از نیریز تا شیراز را باز با ماشین برگشتیم تا از آنجا با هواپیما به تهران بیاییم و یک بار دیگر با لطف خدا در قرار دادن همه نعمتها در این سرزمین آشنا شویم.
نیریز خود شهر انار است و آن هم اناری که از انار ساوه هم مقبول تر و مشهورتر است.شهر بعدی استهبان بود،شهر معروفترین انجیر ایران.سبحان الله،تا چشم کار می کرد اطراف جاده پر بود از درخت های انجیری که تا پای کوه ادامه داشتند و انگار پارک و بوستان طبیعی به وسعت هزاران هکتار از این درخت ،درست شده بود و تا دامنه کوه ها ادامه داشت.شهر بعدی فسا بود،شهر لیموهای معروف شیراز.بعید می دانم در هیچ کجای دنیا لیمو ترشی به عطر و طعم لیموهای این شهر یافت شود و سرتاسر راه چقدر زیبا و چشم نواز بود.
اگرچه بی نظمی و سوئ مدیریت حاکم بر فرودگاه شیراز کمی از این خاطره زیبا را مکدر نمود اما همچنان بر این عقیده استوارم که:

اگر ایران به جز ویران سرا نیست

من این ویران سرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است

من این افسانه ها را دوست دارم
نوای نای ما گر جان گداز است

من این نای و نوا را دوست دارم
اگر آب و هوایش دلنشین نیست

من این آب و هوا را دوست دارم
به شوق خار صحراهای خشکش

من این فرسوده پا را دوست دارم
من این دلکش زمین را خواهم از جان

من این روشن سما را دوست دارم
اگر بر من ز ایرانی رود زور

من این زورآزما را دوست دارم
اگر آلوده دامانید اگر پاک
من ای مردم شما را دوست دارم

ایران و ایرانی 57

چهار شنبه, 6 نوامبر, 2013

هنگامی که دین اسلام از جزیره العرب خارج شد و توده های دیگری هم غیر از عرب در جامعه اسلامی وارد شدند،کم کم این دین از صورت ساده نخستین به درآمد و به تدریج شکل دولتی را به خود گرفت که می بایستی بر ملتهای مختلف و سرزمین های پهناوری فرمانروایی کند.در این هنگام بود که پیشوایان اسلام رفته رفته دریافتند که برای اداره چنان دولتی تشکیلات ساده و بدوی که خود با آن آشنا بودند کافی نیست و بایستی به دولت خود سازمانی شایسته بدهند.

پس از برچیده شدن بساط فرمانروایی ساسانیان قسمتی از تشکیلات آن دولت و مخصوصا دیوانهای خراج و تشکیلات مالی آن همچنان برجای ماند.چنانکه خواهیم دید این دیوانها پیوسته در زیر نظر دبیران ایرانی اداره می شدند و خصوصیات سابق خود را حفظ کردند ولی قسمت دیگر که با محیط جدید متناسب نبود از بین رفت،و در اسلام به تقلید همانها دیوانهایی از نو آغاز گردید.

تاسیس این دیوانها در اسلام یا بوسیله ایرانیانی که به دین اسلام گرویده بودند و در مرکز خلافت در مدینه یا شام می زیستند،و یا بر حسب اشاره کارگزاران خلفای اموی در ایران ،مانند زیاد بن اب سفیان و حجاج و دیگران که از نزدیک با تشکیلات ایرانی آشنا بودند،صورت می گرفت.در هر حال باید در نظر داشت که این دیوانها در آغاز کار به شکل نسبتا کامل و پیشرفته دوره ساسانی وجود نیافت،بلکه از ساده ترین شکل خود شروع شد و پس از آن هرچه پیشرفت و ترقی دولت خلفا بیشتر گردید سازمان اداری آنان نیز کاملتر شد تا وقتی که در عصر اول عباسی در بغداد به بلندترین پایه خود رسید.

صد هزارمین بازدید…….

شنبه, 17 آگوست, 2013

احتمالا طی همین هفته و قبل از رسیدن به سومین سالگرد تاسیس این سایت ،صدهزارمین بازدید از سایت را شاهد خواهیم بود و رسما به جرگه سایت های بازدید شده شش رقمی خواهیم پیوست.

تقریبا می توان گفت که در این سه سال بطور متوسط حدود صد بازدید در روز از سایت “خدا،پرنده،گل” داشته ایم،اما اگر بخواهیم از بازدید کننده های گذری صرفنظر کنیم،تعداد بازدید کنندگان ثابت سایت حدود سی نفر می باشند.بعبارت دیگر صاحبان و ساکنان همیشگی معبد نوعدوستی ،همین سی نفر می باشند.

این واقعه را به این عزیزان تبریک می گویم و از پایمردی آنها در حفظ و نگهداری این معبد تشکر می کنم.

امیدوارم روزی ساکنین این معبد بسیار بیش از این تعداد گردد،اما اگر نشد هم باکی نیست!به نظر من وجود این تعداد همراه فرهیخته و با کیفیت باعث غنا و رونق سایت ما شده است و همین مرا بس!