برچسب ها بـ ‘تاریخ’

تکه های ناب 1

چهار شنبه, 25 آوریل, 2018

– تو انتظار نداری شاه برگردد ؟
– مگر مغز خر خورده ام . اگر می خواستند برش گردانند اصلا چرا می بردندش ؟ ورق بر می گردد اما شاه بر نمی گردد.
– چرا ورق بر می گردد ؟
– مگر شده که بر نگردد ؟ تاریخ یعنی برگشتن ورق و باز هم برگشتن ورق . این حرف را یک جوان که ازش بازجویی می کردم به من گفت . حافظه ی بدی ندارم . نمی دانم چرا توی مدرسه ، آن مزخرفات را نمی توانستم یاد بگیرم.
– به نظر تو کی ورق بر می گردد و چطور بر می گردد ؟
– نمی دانم . شاید وقتی که حکومت ها بیش از حد مردم را زیر منگنه بگذارند و نقش همان معلم شرعیات مرا بازی کنند.

از کتاب “فردا شکل امروز نیست “- نادر ابراهیمی

هزینه دختران نسبت به پسران 6

سه شنبه, 27 اکتبر, 2015

ﻧﺘﯿﺠﻪ:
آﻧﭽﻪ ﺗﺎ ﮐﻨﻮن ﺑﻪ ﻃﻮر ﻓﺸﺮده در ﺑﯿﺎن آﻣﺪ ﺑﺪون ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ دﯾﺪﮔﺎه دﺧﺘﺮان ﺑﻮده و ﺑﯽ اﻧﺼﺎﻓﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﮕﺎه آﻧﺎن ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺎﻗﺺ و ﻧﺎرس و ﺑﻪ ﻣﯿﺰان اﻧﺪك ﮐﺎوﯾﺪه ﻧﺸﻮد .ﭼﻪ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﻮده و ﻫﺴﺖ دﺧﺘﺮ ﺑﻮدن ، آن زﻣﺎن ﮐﻪ آرام آرام در ﻫﺮ ﻧﮕﺎه ، در ﻫﺮ ﺣﺮف ، در ﻫﺮ ﮐﻨﺶ رﻓﺘﺎري از ﭘﺬﯾﺮش ِ ﺳﻮي واﻟﺪﯾﻦ و ﺳﭙﺲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ، ﻧﺎﺗﻮان اﻧﮕﺎري آﻧﻬﺎ را ﻗﻮرت دادن و ﺗﻨﯿﺪنِ دردﻣﻨﺪاﻧﻪ ي اﯾﻦ ﺑﺎور ﺳﺎﺧﺘﮕﯽ ، آن ﻫﻢ ﻧﺎﺗﻮان اﻧﮕﺎري از ﺳﺮ ﻋﺸﻖ و دﻟﺴﻮزي، واﻟﺪﯾﻨﯽ ﮐﻪ از روز ﻧﺨﺴﺖ ﺗﻮﻟﺪ اﯾﻦ ﺣﺴﺮت رازآﻟﻮد ﺧﻮد را در دﺧﺘﺮاﻧﺸﺎن ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻨﺪ.و ﺑﻪ ،ﺑﺎ ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎري از ﺗﺎرﯾﺦ ، ﻓﺮزﻧﺪ دﺧﺘﺮ آﻧﻬﺎ را ﻣﯽ ﺑﺎوراﻧﻨﺪ.و اﯾﻦ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪي و ﻣﻈﻬﺮ آﻓﺮﯾﻨﺶ ،ﻗﺒﻮل اﯾﻦ ﺳﺘﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ و ﭘﺎﯾﺪار از ﺗﻮﻟﺪ ﺗﺎ ﻣﺮگ در ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﺎ ﺑﺪﯾﻦ ﺟﺎ آﻣﺪه ﺗﻔﺴﯿﺮ و ﺗﺮﺟﻤﺎن اﯾﻦ ﻧﮕﺎه ﺑﺮ ﺧﻮد ﺑﻮده و اﯾﻨﮏ ﮐﺎرﮐﺮد “ﺟﻨﺒﺶ ﺑﻪ ﺗﺮازي” و ﻣﯿﻮه يِ ﻣﻘﻮم ارزش آن ﯾﻌﻨﯽ “اﻧﺒﺎﺷﺘﮕﯽ” و “ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ” از او ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﮑﻮت ﺧﻮد را ﺑﺸﮑﻨﺪ و ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎور ﻏﯿﺮ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﮐﺎﻓﺮ ﺷﻮد و اﯾﻦ ﻧﺪا ، ﻧﺪاي ﮔﻮاراﺋﯽ است . ﺗﻮاﻧﺎﺋﯽ ﭘﺴﺮاﻧﯽ آن ﻧﯿﺴﺖ ، ﺟﺎن ﻫﺎي ﺧﺴﺘﻪ و ﺑﻪ ﺳﺘﻮه آﻣﺪه اﺳﺖ ﭘﺲ ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﯾﺎ ﻧﻬﺎدﻫﺎيِ ﻫﻤﻨﻬﺎد ﺑﺎ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ رﻓﺘﺎر ﭘﺎرادوﮐﺴﯿﮑﺎل دارﻧﺪ ، ﻧﺎﺗﻮان از ﺑﺮﭘﺎداري ﭘﺎراداﯾﻢ ﻫﻤﺴﺎز ﻫﺴﺘﻨﺪ و از آن ﺟﺎﺋﯽ ﮐﻪ از ﺑﺮﭘﺎداري ﭘﺎراداﯾﻢ ﻫﻤﺴﺎز ﻧﺎﺗﻮاﻧﻨﺪ ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻧﯿﻤﯽ از اﺳﺘﻌﺪاد ﺑﻪ ﺟﻮش آﻣﺪه را در ﺗﺎرﯾﺦ ﺧﻮد ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻣﻨﺠﻤﺪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ و از آﻧﻬﺎ ﺑﺨﻮاﻫﻨﺪ از ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎي ﺑﻠﻮرﯾﻦ ، ﺟﻬﺎن را ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ اﯾﺴﺘﻨﺪ.و ﺳﺨﻦ آﺧﺮ ﺗﻤﺎﺷﺎيِ ﺟﻬﺎن ﻫﻤﺎن ﮐﻨﺶ درﮔﯿﺮاﻧﻪ ﺑﺎ ﺟﻬﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ زﯾﺒﺎﺋﯽ ﺟﻬﺎن ﻓﻬﻢ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﻟﺬا ﻫﯿﭻ ﭘﺪﯾﺪه يِ رﯾﺰ و درﺷﺘﯽ در ﺟﻬﺎن وﺟﻮد ﻧﺪارد ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎي ﺟﻬﺎن اﯾﺴﺘﺎده ﺑﺎﺷﺪ.

ایران و ایرانی 83

چهار شنبه, 20 می, 2015

هنگام نتیجه گیری آنچه که نوشتم آمد اما چه می توانم بنویسم که تا به حال گفته نشده است و هر ایرانی دلسوخته ای نمی داند؟
ما در زبان و فرهنگ خود صدها روایت و گفتار و توصیه داریم که بیانگر آن است که باید کار کرد و زحمت کشید تا مشکلات را حل نماییم یا اینکه هر کاری در صورت درست عمل کردن به نتیجه درست خواهد رسید.به بعضی از آنها نگاهی بیاندازید:
نابرده رنج گنج میسر نمی شود.
آنکس که باد می کارد طوفان درو خواهد نمود.
خشت به آسیاب ببری خاک نصیبت خواهد شد.
گندم از گندم برآید جو زجو.
یا در کتاب آسمانی ما مسلمانان چقدر توصیه به کار و تلاش با بکار گیری صفات پسندیده انسانی شده است؟مثل:
برای انسان چیزی جز حاصل سعیش باقی نخواهد ماند.
با تمام قدرت و قوه خود تلاش نمایید.
خداوند همراه صادقین و صابرین است.
یا در سخنان پیامبر بزرگمان چقدر توصیه داریم مانند:
از گهواره تا گور دانش بجویید.
به دنبال علم تا چین هم بروید.
سرتاسر تاریخ و فرهنگ ما انباشته از راه کارهایی است که هریک را در زندگی خود صد ها بار شنیده ایم و یا خوانده ایم اما هرگز حاضر به بکارگیری و قبوا اجرایی آنها نشده ایم و این است که اینگونه ایم.
راه تنها یکی است و آن هم تلاش در جهت رفع عیوب اجتماعی و ملی خودمان در کنار حفظ ویزگی های مثبت و پسندیده است.

ایران و ایرانی 79

چهار شنبه, 18 فوریه, 2015

هشتم – سیستم آموزشی نا مناسب
بياييد با هم مقايسه‌اي بين مردم كشورمان با مردم ساير كشورها از منظر توان فراگيري علوم داشته باشيم.
ايرانيان همواره و از قديمي‌ترين ايامي كه در تاريخ به ياد دارد، مردمي دانش‌جو و تشنه يادگيري بوده‌اند. در اين مورد هيچ محققي نظر مخالف ندارد.
مردم جان و مال خود را هزينه مي‌كنند تا فرزنداني با مدرك بالاتر داشته باشند. اين براي كشور يك نعمت است. اراده عموم مردم بر يادگيري بيشتر است. حالا اگر به مقصود زندگي راحت‌تر و آسايش بيشتر هم باشد، چه باك! اين هم هدف بسيار خوبي است. پيشرفت مستمر هر نسل نسبت به نسل‌هاي قبلي موتور و انگيزه خوبي براي سعادت و رفاه ايران بزرگ است.
بررسي علل پيشرفت همه كشورهاي موفق هم، ‌بيانگر اين مطلب اساسي است كه موفقيت‌هاي همه اين كشورها مبتني بر وفور منابع طبيعي اين كشورها نيست. بلكه ناشي از چند دهه سرمايه‌گذاري بر مردم خود است.

ظلم ستیزی……..

شنبه, 27 دسامبر, 2014

خسرو حکیم رابط کتابی دارد از روزنوشته‌ها و خاطرات خود به نام «من با کدام ابر». در آن داستانی دارد که مضمون آن به شرح زیر است:
روز سه‌شنبه در کلاس پنجم دبستان، به دانش‌آموران گفتم که شنبه امتحان تاریخ و جغرافیا دارید: شفاهی
روز پنجشنبه گفتم: امتحان تاریخ و جغرافیا داریم. همین امروز: کتبی.
همه اعتراض کردند که امتحان قرار نبود امروز باشد و قرار بود شنبه باشد.
همینطور قرار نبود کتبی باشد و قرار بود شفاهی باشد.
گفتم: همین است که هست. امروز است و کتبی است.
هر کس نمی‌خواهد بیاید جلوی کلاس بایستد.
از کلاس شصت نفری، سه نفر آمدند و جلوی کلاس ایستادند. سوالات را روی تخته نوشتم و بچه‌ها پاسخ‌ها را روی کاغذ نوشتند.
وقتی امتحان تمام شد. گفتم: از هر کدام از شما، ده نمره کم می‌کنم از تاریخ و ده نمره از جغرافیا.
و به این سه نفر بیست نمره می‌دهم در تاریخ و بیست نمره در جغرافیا.
تا بیاموزید که زیر بار ظلم نروید. درس امروز ما ظلم ستیزی است…

ایران و ایرانی 73

چهار شنبه, 29 اکتبر, 2014

ششم – عدم شایسته سالاری
نگاهی به تاریخ دویست ساله اخیر ایران به خوبی نشان می دهد که حکومت فامیلی و طایفه ای و قبیله ای چنان در این دوران ریشه دوانیده است که حتی در سال های اخیر و بعد از انقلاب هم این روحیه کاملا در مدیران و مسئولین جامعه جاری است و هر دولت را که می نگری می بینی در همان اولین روزهای استقرار از بستگان و به قول خودشان افراد مطمئن!؟در پست های کلیدی استفاده می نمایند و بعد هم بستگان این افراد شاغل در پست های کلیدی در سایر مناصب مدیریتی و این قصه تا آنجا که وابسته ای باقی نماند ادامه پیدا می کند.
در هر دولتی به راحتی می توان این لیست ها را تهیه کرد اما این منحصر به دولت ها هم نمی باشد.در سایر نهادهای قانونی کشور هم وضع بدین گونه است و این یادآور همان نظام طبقاتی تاریخی ما ایرانیان می باشد که هر طبقه جد اندر جد باید به کاری خاص همان طبقه می پرداختند و حق ورود به طبقه کاری دیگر را نداشتند.
این یکی از بدترین آسیب های اجتماعی ماست زیرا از یک طرف باعث سلب اعتماد مردم می گردد و همان شائبه ای را که قبلا اشاره شد(حضور برای مدتی محدود جهت بستن بار خود) می گردد و هم چه بسیار شایستگان و صاحبان مهارتی که فقط چون وابستگی به مسئول وقت ندارند مورد اطمینان نمی باشند ودر نتیجه بکار گرفته نمی شوند.این روحیه هم متاسفانه بسرعت به طبقات پایین تر جامعه تسری پیدا می کند و بعنوان یک رویه و عرف مورد استفاده قرار می گیرد.کافی است مراجعاتی به سازمان های مختلف خودمان داشته باشیم و مشاهده کنیم که با توجه به مدرک تحصیلی و تخصص مدیر آنجا در بقیه مسئولیتها نیز با سازماندهی دلخواه خود چه کسانی بکار گرفته شده اند.حتی در این موضوع به حدی افراط می گردد که سازمانی را می شناسم که با قدرت گرفتن افرادی که مدرکشان دیپلم بوده است شرایط احراز شغل را بگونه ای تدوین و اجرایی نمودند که تمام پست های تخصصی و کلیدی را هم دیپلمه ها با توجه به سال های سابقه کاری در همان سازمان (و نه از سازمان های دیگر)می توانستند اشغال نمایند و به این ترتیب حاشیه امنیتی برای چند صد نفر خاص پیش آمده بود که تا هستند پست های مدیریتی متعلق به ایشان است و لیسانسیه ها و فوق لیسانس ها و دکترا ها باید زیر دستشان کار نمایند! که البته در این موارد ثابت شده است که تحمل مدارک بالاتر را ندارند و آنها را به اشکال مختلف مایل به خروج از سازمان می نمایند و نهایتا آنچه می ماند به شهادت آمار و گزارشات بررسی عملکرد اینگونه سازمانها انحطاط سال به سال خروجی ها در مقابل سازمانهای با چیدمان نیروی انسانی اصولی تر است

غزل گریه احساس

دوشنبه, 18 آگوست, 2014

من به هم صحبتیِ آینه عادت دارم
مثلِ جاری شدنِ چشمه اصالت دارم
ازتب آلوده ترین قلّه یِ عشق آمده ام
من که با چشمه یِ خورشید رقابت دارم
مثلِ آتشکده ای پشتِ غبارِ تاریخ
با تبِ آتشِ زرتشت قرابت دارم
گرچه آلوده یِ دنیایِ فریبم، امّا
سینه ای پاک به پهنایِ صداقت دارم
وقتی ازچهچهه یِ چلچله ها سرشارم
به غزل گریه ی احساس چه حاجت دارم
آن قدراز«تپشِ پنجره ها» سرشارم
که نگاهی به بلندایِ نجابت دارم
دست هایِ من اگر عاطفه رامی فهمند
با کسی سبزترازعشق رفاقت دارم

سلسله مباحث مدیریتی 1

سه شنبه, 24 ژوئن, 2014

مدیریت، حلقه گم شده توسعه
اگر مدیریت کلان آگاه و دوراندیش باشد، به مصداق آن ضرب المثل ژاپنی که می گوید «قبل از اینکه به فکر چگونه بردن باشید به فکر این باشید که چگونه نبازید» عمل می کند.
عصرایران ؛‌ سعید افشار – پیتر دراکر، استاد نامدار مدیریت و اقتصاددان برنده جایزه نوبل، جمله در خور تاملی دارد با این مضمون که «کشور توسعه نیافته وجود ندارد، این کشورها ضعف مدیریت دارند.
مدیریت در ایران دانش تقریباً جدیدی است. شاید بتوان از میرزاتقی خان امیرکبیر و میرزا حسین خان سپهسالار بعنوان اولین کسانی نام برد که اصول علمی مدیریت را تدوین و به کار برده اند.
مدیریت مانند سایر علوم است اما با زیرساختی از انواع دانش ها که به سرعت تغییر می یابند. بدیهی است که برای راهبری و موفقیت هر سازمانی حضور مدیر راهبر الزامی است.
اگر سازمان، نظامی باشد هدفش دفاع از تمامیت ارضی کشور و تربیت سربازانی حرفه ای است .اگر سازمان، مدرسه و دانشگاه باشد هدف آن تربیت انسان مجهز به علوم روز و دارای مهارت های بالا و متخصص در بخش های مختلف اقتصاد و صنعت است.اگر سازمان بیمارستان باشد، هدفش رسیدگی به درمان بیماران تا حصول نتیجه مثبت و تامین روش های مختلف برای برطرف کردن مشکلات مراجعه کنندگان می باشد و اگر سازمان بازرگانی یا صنعتی باشد اهداف آنها رسیدن به برنامه های تعریف شده است.
رسیدن به بخش عمده ای از این اهداف نیازمند حضور و وجود مدیر ارشد است . مدیریت تنها به معنای اداره کردن یک سازمان نیست، مدیریت بهره گیری از فرصت ها برای موفقیت سازمان است. در دنیای به سرعت تغییر یابنده کنونی، مدیریت تبدیل به یکی از سخت ترین و پیچیده ترین تخصص ها شده و دنیای دیجیتال و فناوری اطلاعات، جهان جدیدی را برای توسعه کسب و کار معرفی کرده است، که اقتصاد شبکه نامیده می شود. مدیرانی که برای این اقتصاد آموزش داده می شوند، بایستی به مبانی این تحول و چشم انداز آینده انقلاب فن آوری دیجیتال و شبکه آشنا باشند.
به علاوه هر کسی که می خواهد مدیر شود بایستی به مبانی علم تاریخ، فلسفه، سیاست، حقوق بین الملل و جامعه شناسی آشنا باشد.
عقلانیت و تربیت قوه تفکر پی آمد چنین آموزش هایی برای مدیران خواهد بود. به قول فردریش هگل “آنکه جهان را با چشم عقل می نگرد، جهان نیز جنبه های عقلانی خود را به او می نمایاند.”
پیامبر گرامی ما نیز می فرماید:من بیمی از فقر امتم ندارم.آنچه مرا نگران می کند”بی تدبیری” است.

برگرفته از:سایت عصر ایران