برچسب ها بـ ‘بید’

یک شب مهتاب

دوشنبه, 23 نوامبر, 2020

یه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره ، کوچه به کوچه
باغ انگوری ، باغ آلوچه
دره به دره ، صحرا به صحرا
اون¬جا که شبا ، پشت بیشه‌ها
یه پری می‌آد ، ترسون و لرزون
پاشو می‌ذاره ، تو آب چشمه ، شونه می‌کنه ، موی پریشون

یه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
ته اون دره
اون‌جا که شبا
یکه و تنها
تک درخت بید
شاد و پرامید
می‌کنه به ناز
دستشو دراز
که یه ستاره ، بچکه مثل ، یه چیکه بارون
یه جای میو‌ش ، سر یه شاخش ، بشه آویزون

یه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره از توی زندون
مثل شب‌پره با خودش بیرون

می‌بره اون‌جا
که شب سیا
تا دم سحر
شهیدای شهر
با فانوس خون
جار می‌کشن

تو خیابونا
سر میدونا

عمو یادگار ، مرد کینه‌دار
مستی یا هوشیار ، خوابی یا بیدار

مستیم و هوشیار ، شهیدای شهر
خوابیم و بیدار ، شهیدای شهر

خسته ام از این کویر

دوشنبه, 14 ژانویه, 2013

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر


این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف، بادهای بی طرف


ابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت، ای نگاه ناگهان


ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر

آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح


مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امان


مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب، در دیار خویشتن


با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی


دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر

این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها


این منم در این طرف، پشت میله ها اسیر

دست خسته ی مرا، مثل کودکی بگیر


با خودت ببر، خسته ام از این کویر!

قیصر امین پور

در مقابل چی مثل چی باش!

شنبه, 8 سپتامبر, 2012

در مقابل چـــــی ، مثل چــــی باش

 

در مقابل کار های روزمره ، مثل ساعت دقیق و منظم باش .

 

در مقابل حوادث و خبر های بد چون باد سریع بگذر.

 

در مقابل بزرگتر ها چون بید همیشه سر به زیر باش .

 

در مقابل مشکلات و سختی ها چون سنگ خارا قوی و غیر شکننده باش.

 

در مقابل سخنان درشت و ناراحت کننده چون پنبه نرم باش.

 

در مقابل عواملی که نمی توانی آنها را تغیربدهی چون موم انعطاف پذیر باش.

 

در مقابل بخشش همچو خورشید سخاوتمندانه و بی توقع به همه بتاب.

 

در مقابل ضعف نفس مانند شناگری ناشی آنقدر خود را به آب بزن تا روزی شناگری ماهر شوی.

 

در مقابل تملق و چاپلوسی مانند ناشنوایان باش که نه می شنوند و نه عکس العمل نشان می دهند.

 

در مقابل جاه و مقام چون عقابی باش که هر چقدر بالا می رود کوچک و کوچکتر می شود.

 

در مقابل پشتکار همچون مورچه ای باش که باری را که ده ها برابر خود وزن دارد بر دوش دارد و از یک سربالایی ده ها بار بالا رفته پایین می افتد ولی همچنان ادامه می دهد.

 

در مقابل نا امیدی همیشه بزرگانی از تاریخ را به یادآور که با وجود معلولیت ها و محرومیت ها نامشان برای همیشه در تاریخ ماندگار است.

 

در مقابل غرور همیشه انسان هایی را به یاد آور که یک شبه از همه چیز به هیچ رسیده اند.

 

در مقابله زیاده خواهی همیشه بادکنک را به یادآور که تنها می تواند مقدار معینی باد را تحمل کند ، در غیر این صورت می ترکد و نابود می شود.

 

در مقابل وسوسه های شیطانی همچون کرو لال دیوانه ای شو که نه می شنود و نه می بیند و نه احساسی دارد.

 

در مقابل الفاظی مانند شانس و بخت و اقبال مانند بی سوادی شو که یک کتاب پر از این کلمات را روبه رویش قرار داده باشند.

 

در مقابل ترس باتلاقی را به یاد آور که هر چه بگذرد بیشتر در آن فرو می روی.

 

در مقابل دشمن به طرزی عمل کن که عکس العمل او با دوستت فرق چندانی نداشته باشد.

 

در مقابل ارتکاب به گناه چنان فرض کن که برای رسیدن به آن باید از یک دیوار بتونی با دست خالی بگذری.

 

در مقابل دشمن دوست نما همچون قطب های همنام دو آهن ربا عمل کن.

 

در مقام دوست چنان باش که هیچگاه پشت سرش حرفی نزنی که اگر روزی مجبور شدی روبه رویش بگویی شرمنده شوی.

 

در مقابل شکست مانند ماهی باش که در خلاف جهت جریان رود ، خستگی ناپذیر ساعت ها و روز ها شنا می کند.

وبالاخره

در مقابل عشـق

همچون شاعران بزرگ با احساس وآماده پاسخگویی باش.

عارفانه ها 12

چهار شنبه, 4 جولای, 2012

الهی،همه از تو ترسند و من از خود

از تو همه نیکی دیده ام و از خویش همه بد

الهی از بوده نالم یا از نبوده؟

از بوده محال است و از نبوده،بیهوده

الهی همچون بید می لرزم که مبادا به هیچ میرزم!

 

خواجه عبدالله انصاری