برچسب ها بـ ‘بوروکراسی’

ما و همسایه ها 2

چهار شنبه, 3 ژانویه, 2018

اگر روزی ایران محور توسعه منطقه بود و همسایه ها به کشورمان غبطه می خوردند و آرزویشان این بود که بتوانند سفری به ایران داشته باشند، امروز، بی هیچ تعارفی این ما هستیم که حرکت شتابان همسایه ها را با حسرت نگاه می کنیم و بسیاری مان علاقه مند هستیم تعطیلاتی را در یکی از این کشورها بگذرانیم.

واکنش ما در قبال پیشرفت همسایه هایمان ابتدا “ندیدن” بودند. سپس “انکار” کردیم و کوشیدیم با جملاتی مانند این که پیشرفت های آنان صوری است، تنبلی تاریخی مان را توجیه کنیم. بعدها که فهمیدیم قضیه جدی است و ما داریم جا می مانیم، شروع کردیم به دلداری دادن به خودمان که “این ها با پول ما به اینجا رسیده اند!” و حرف هایی از این دست.

اکنون نیز، هر چند که می دانیم در رقابت منطقه ای عقب افتاده ایم، اما ادبیات مان هنوز توسعه محور نشده است. نگاهی به گفته های مسوولان، اظهارات سیاسیون و نوشته های رسانه ها بیندازید: همگی درگیر منازعات سیاسی، مچ گیری از همدیگر، تکه انداختن به یکدیگر، لاپوشانی خطاهای خودی، شعارزدگی و بلوف هستیم. راست و چپ و مستقل و بی طرف و بی خیال هم ندارد.

هیچگاه ، نه برای دولت ما و نه برای ملت ما این قبیل بحث ها جدی نشده است:
– چرا جایگاه شهروندان ایرانی در جهان افول کرده است؟
– چرا هر سال، دهها و بعضاً صدها هزار نفر از ایران مهاجرت می کنند؟
– با روند کنونی برداشت آب، تا چند سال دیگر، نیمی از کشور از سکنه خالی خواهد شد.
– زنان و دختران ما در بسیاری از شهرها، از این که غروب به بعد کنار خیابان منتظر تاکسی باشند، بیمناک مزاحمت ها هستند.
– طلاق به پدیده ای فراگیر در کشور تبدیل شده است.
– سهم تحقیقات و نوآوری در توسعه کشور چقدر است؟
– نظام آموزشی ما به شدت فشل شده و با روش های منسوخ در حال نابودی بچه هایمان است.
– طی دهه های اخیر، متوسط ضریب هوشی ایرانی ها پایین آمده است.
– چگونه می توانیم پتانسیل های واقعاً عظیم کشور برای گردشگری را فعال کنیم و درآمدزایی و اشتغال آفرینی کنیم؟
– میلیون ها حاشیه نشین در اطراف شهرهای بزرگ را چگونه ساماندهی کنیم؟
– فرهنگ دروغ، ریا، رشوه، کتاب نخوانی، تنبلی، خشونت، وقت نشناسی، چشم و همچشمی و … را چگونه می توان علاج کرد؟
– چه کنیم تا آزادی بیان در کشور روز به روز بیشتر شود؟
– چگونه می توان از تکنولوژی های روز برای تولید انبوه، سریع، مقاوم و ارزان مسکن استفاده کرد؟
– برای اصلاح نظام اداری کشور و به حداقل رساندن بروکراسی در کشور، چه کارها و مراحلی لازم است؟
– چگونه می توان از ظرفیت های IT برای اشتغالزایی فراگیر استفاده کرد؟
– با چه مکانیزم هایی می توان سفارتخانه های ایران در کشورهای دیگر را به مراکزی برای بازاریابی کالاها و خدمات ایرانی تبدیل کرد؟
– برای افزایش سرمایه اجتماعی چه کارهایی لازم است انجام گیرد و نگیرد؟
– برای مهار بیابان زایی، چه باید کرد؟
– برنامه زمان بندی شده برای تجهیز کشور به تجهیزاتی برای مبارزه با آتش سوزی های معمول جنگل ها و مراتع چیست؟
– و صدها بحث کارشناسی و ملی بر زمین مانده دیگر

اگر همسایه های ما توانسته اند در مسیر توسعه قرار بگیرند، از سر بخت و اقبال نبوده است، آنها ابتدا به این باور جمعی رسیده اند که از قافله توسعه عقب مانده اند، سپس دست از غرور و تعصب برداشته اند، ادبیات شان را عوض کرده اند و به جای بحث های بی حاصل روزانه و جناحی، سوالات اساسی را پیش کشیده و به موضوعات و دغدغه های ملی تبدیل کرده اند.

همین عربستان را نگاه کنید! آنها از هم اکنون با کمک کارشناسان داخلی و متخصصان خارجی، برنامه توسعه ملی را تحت عنوان “2030” (با 2030 یونسکو اشتباه نشود، این یک سند داخلی است) تدوین کرده و تمام اجزاء حکومت نیز عملاً بدان پایبند هستند و طبق برنامه پیش می روند. تحلیلگران معتقدند در صورتی که حتی نیمی از این سند توسعه ای در عربستان اجرا شود، در سال 2030، با یک عربستان متحول شده، توسعه یافته و قدرتمند مواجه خواهیم شد که سایه برتری اش بر سر ایران سنگینی خواهد کرد.
البته ما نیز در ایران سند چشم انداز 1404 را داشتیم و قرار بود در سال 1404 خورشیدی، اولین کشور منطقه از نظر علمی، اقتصادی، اجتماعی و … باشیم ولی به جز برگزاری چند همایش و مشغول شدن به دعواهای روزانه، کاری نکردیم و اینک در فاصله کمتر از 10 سال تا 1404 ، همه مان می دانیم که این سند، رسماً و عملاً در مسیر بایگانی شدن است و ما در آن سال، به هدف مان نخواهیم رسید.

توسعه و پیشرفت، نه شعار بردار هستند و نه با کسی شوخی و تعارف و رودربایستی دارند؛ بنابراین به صراحت باید گفت که اگر بخواهیم همین مسیر را ادامه دهیم و به جای ایران دوستی و دلسوزی برای وطن و برنامه ریزی و عمل، درگیر منازعات بیهوده روزانه باشیم، دیر نخواهد بود روزی که پاکستان و افغانستان و ترکمنستان و عراق نیز از ما جلو بزنند و ایران، عقب مانده ترین کشور غرب آسیا شود، با مردمانی فقیر، اقتصادی منهدم، محیط زیستی تخریب شده، فرهنگی نازل و البته محیطی ناامن.

تصمیم با ماست؛ با همه ما.

نسخه اقتصادی

یکشنبه, 8 اکتبر, 2017

همه صاحبنظران اقتصادی در این مورد هم عقیده هستند که: اصلی ترین راه برون رفت از رکود اقتصادی فعلی،کمک به راه اندازی و توسعه تولید محصولات مورد نیاز مردم در داخل کشور است.
فعالین اقتصادی کشور در این مورد دو نوع واکنش بروزده اند:
– دسته اول کسانی هستند که تجارت را مساوی واردات می دانند و ده ها سال است که نسل اندر نسل به این امر مشغولند و هرگونه تولید داخلی را مانعی در رونق کار خود می دانند و در نتیجه هرکاری می کنند تا مانع تحقق این امر شوند.این افراد از زور سیاسی خوبی هم در داخل کشور و در درون نهادهای تصمیم گیرنده برخوردارند.
– دسته دوم تولید کنندگان هستند.ایشان با این توصیه کاملا موافقند،اما معتقدند کمک دولت به تولید یعنی تزریق پول بی بهره یا کم بهره به شرکتها و موسسات تولیدی و دیگر هیچ!
اما واقعیت این است که هردو دسته سخت در اشتباهند و با تکرار مکرر این خواسته ها تنها بر طبل منفعت خودشان می کوبند و منافع ملی و رونق جامعه را فدای این امر می کنند.
درست است که دولت باید به حمایت از تولید در کشور بپردازد(کاری که دولت های نهم و دهم نه تنها انجام ندادند،بلکه کاملا بر خلاف آن عمل نمودند و دولت یازدهم هم در زمینه حمایت از تولید کننده هنوز موفق به اجرای سیاست های عملی نشده است)،اما این امر باید طی یک برنامه و تحت شرایطی صورت پذیرد و نهایتا کشور را به سمت اقتصاد رقابتی و حاکمیت بخش خصوصی در اقتصاد پیش ببرد.
اصولی که برای تحقق چنین امری باید صورت پذیرد به شرح زیر پیشنهاد می گردد:
1 – اعطای وام های بسیار کم بهره با شرط تولید اجناس با کیفیت و مطابق استاندارد های جهانی در یک دوره معین زمانی و در صورت عدم تحقق این امر،بهره روز بانکی در مورد آنها اعمال گردد.
2 – اعطای جوایز صادراتی قابل توجه به صورت شفاف،سریع و دور از بوروکراسی و اتلاف وقت.
3 – کم کردن تدریجی تعرفه های گمرکی ورود اجناس خارجی به منظور وقت دادن به تولید کنندگان برای رقابت در بازار های جهانی و بین المللی.
به نظر من تاخیر در اجرای این اصول یعنی بیشتر شدن دائمی شکاف و فاصله اقتصادی ما و جهان توسعه یافته.

توسعه اقتصادی

شنبه, 18 ژوئن, 2016

همه صاحبنظران اقتصادی در این مورد هم عقیده هستند که: اصلی ترین راه برون رفت از رکود اقتصادی فعلی،کمک به راه اندازی و توسعه تولید محصولات مورد نیاز مردم در داخل کشور است.
فعالین اقتصادی کشور در این مورد دو نوع واکنش بروزده اند:
– دسته اول کسانی هستند که تجارت را مساوی واردات می دانند و ده ها سال است که نسل اندر نسل به این امر مشغولند و هرگونه تولید داخلی را مانعی در رونق کار خود می دانند و در نتیجه هرکاری می کنند تا مانع تحقق این امر شوند.این افراد از زور سیاسی خوبی هم در داخل کشور و در درون نهادهای تصمیم گیرنده برخوردارند.
– دسته دوم تولید کنندگان هستند.ایشان با این توصیه کاملا موافقند،اما معتقدند کمک دولت به تولید یعنی تزریق پول بی بهره یا کم بهره به شرکتها و موسسات تولیدی و دیگر هیچ!
اما واقعیت این است که هردو دسته سخت در اشتباهند و با تکرار مکرر این خواسته ها تنها بر طبل منفعت خودشان می کوبند و منافع ملی و رونق جامعه را فدای این امر می کنند.
درست است که دولت باید به حمایت از تولید در کشور بپردازد(کاری که دولت های نهم و دهم نه تنها انجام ندادند،بلکه کاملا بر خلاف آن عمل نمودند)،اما این امر باید طی یک برنامه و تحت شرایطی صورت پذیرد و نهایتا کشور را به سمت اقتصاد رقابتی و حاکمیت بخش خصوصی در اقتصاد پیش ببرد.
اصولی که برای تحقق چنین امری باید صورت پذیرد به شرح زیر پیشنهاد می گردد:
1 – اعطای وام های بسیار کم بهره با شرط تولید اجناس با کیفیت و مطابق استاندارد های جهانی در یک دوره معین زمانی و در صورت عدم تحقق این امر،بهره روز بانکی در مورد آنها اعمال گردد.
2 – اعطای جوایز صادراتی قابل توجه به صورت شفاف،سریع و دور از بوروکراسی و اتلاف وقت.
3 – کم کردن تدریجی تعرفه های گمرکی ورود اجناس خارجی به منظور وقت دادن به تولید کنندگان برای رقابت در بازار های جهانی و بین المللی.
به نظر من تاخیر در اجرای این اصول یعنی بیشتر شدن دائمی شکاف و فاصله اقتصادی ما و جهان توسعه یافته.

ایران و ایرانی 100

چهار شنبه, 3 فوریه, 2016

فهم نخبگان سياسي از نظام بين‌الملل تعيين‌كننده‌تر از ساير عوامل است يعني در جهاني زندگي مي‌كنيم كه فهم مشترك از نظام بين‌المللي بسيار مهم است. بر اين اساس مهم‌ترين موضوع در برنامه ششم اين است كه آيا بين نخبگان سياسي ايران فهم مشتركي از نظام بين‌المللي وجود دارد؟ اگر اين فهم مشترك وجود نداشته باشد، نمي‌توانيم در مديريت كشور، افزايش كارآمدي و مشتقات بحث توسعه اقتصادي كار جدي انجام دهيم.

توسعه‌يافتگي در اصول، بحثي جهاني است و بومي محسوب نمي‌شود، توسعه‌يافتگي امري جهان‌شمول است و اصول توسعه‌يافتگي قابليت گوگل‌كردن دارد.

هيچ كشوري بدون ارتباطات بين‌المللي پيشرفت نمي‌كند؛ رقابت يك بحث بين‌المللي است؛ يعني يك كارآفرين، نويسنده و مهندس ايراني زماني پيشرفت مي‌كند كه در دالان‌هاي بين‌المللي فعاليت كند.

از نظر فرمولي هيچ كشوري را نداريم كه در فضاي داخلي كشور خود فكر، توليد و رقابت كند و بخواهد توليد ناخالص داخلي نسبت به شاخص‌هاي كلان داشته باشد اما اين امر با جهاني شدن محقق مي‌شود.

اصول توسعه‌يافتگي مبتني‌بر تجربه بشري است و جنبه بين‌المللي دارد و بدون صنعتي‌شدن، بوروكراسي كارآمد، شايسته‌سالاري، هماهنگي ميان سه قوه، توزيع عادلانه امكانات، دانشگاه‌هاي حل‌المسايل، محوريت توليد فناوري، تصميم اقتصادي غيرسياسي نمي‌توان توسعه پيدا كرد.

الگوي توسعه‌يافتگي مي‌تواند بومي باشد اما اصول توسعه‌يافتگي، جهاني است و هر كشوري بايد شرايط، زمينه‌ها و پتانسيل خود را بررسي كرده و مشاهده كند در چه زمينه‌هايي استعداد توليد ثروت را دارد.

بوروکراسی کنترلی 8

سه شنبه, 19 ژانویه, 2016

ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺷﮑﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺟﺪﯾﺪ را ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﺳﻪ وﯾﮋﮔﯽ و ﻧﮑﺎت ﺑﺎﻻ ، ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺗﻮر ﭘﯿﺶ روﻧﺪه ﮐﻪ ﺑﺮوﻧﺪاد آن ﺗﺤﻘﯿﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ، ﭘﺲ راﻧﯽ ﻧﻮآوري ، اﯾﺠﺎد ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮي ، ﻓﺮار ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻫﺎ از ﮐﺸﻮر ، واﮔﺮاﺋﯽ ﻣﻨﻄﻘﻪ اي و ﺟﻬﺎﻧﯽ و در ﯾﮏ ﮐﻼم ﮐﺎﻫﺶ” ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ” ﺑﻮده اﺳﺖ ، ﻓﻬﻤﯿﺪ. اﯾﻦ ﻣﻮﺗﻮر ﺑﺎ ﻧﯿﺮوي رﯾﺎل ﻧﻔﺘﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر اﻓﺘﺎده ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺗﻮرم ﺑﯽ آﯾﻨﺪﮔﯽ را ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻻﯾﻪ ﻫﺎي ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﺟﺎن ﻫﺎي ﻓﺮدي رﺳﺎﻧﺪه و ﺳﺮ اﻧﺠﺎم ﺑﻪ ﺑﺎز ﺗﻮﻟﯿﺪ دوﻟﺖ ﻫﺎي ﻧﺎﭘﺎﺳﺨﮕﻮ )دوﻟﺖ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻧﻪ رﯾﺸﻪ يِ ﺣﺰﺑﯽ و ﻧﻪ رﯾﺸﻪ يِ ارﺛﯽ دارﻧﺪ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ در آﻏﻮش اﯾﻦ ﺷﮑﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﮐﺎرﻧﺎﻣﻪ ِي ﺳﺘﺮوﻧﯽ و ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ آﻧﻬﺎ ازﭘﯿﺶ در ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ آﻧﻬﺎ درج ﺷﺪه اﺳﺖ( ﻣﯽ اﻧﺠﺎﻣﺪ آﻧﭽﻪ روﺷﻦ اﺳﺖ ﻓﻮت و ﻓﻦ و ﻣﺤﺎﺳﺒﺎت ﺑﺴﯿﺎر دﻗﯿﻖ و ﭘﯿﭽﯿﺪه يِ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ اﯾﻦ ﻣﻮﺗﻮر ﻫﺮ ﺑﯽ ﻃﺮﻓﯽ را ﯾﮑﺮاﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﻮيِ ﻓﻦ ﺳﺎﻻران و ﺗﮑﻨﻮﮐﺮات ﻫﺎ رﻫﻨﻤﻮن ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ و اﯾﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ را ﺑﻪ ﻣﯿﺪاﻧﺪارِي ﺗﮑﻨﻮﮐﺮاﺳﯽ ﻣﺮﺑﻮط ﻣﯽ داﻧﺪ ﮐﻪ در ﺟﺎِي ﺧﻮد ﺣﺮف ﺳﻨﺠﯿﺪه اي اﺳﺖ.واﻣﺎ ﮐﺎﻧﻮن درك اﯾﻦ روﯾﺪاد را ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ در ﺟﺎي ﻋﻤﯿﻖ ﺗﺮي ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﺮد.و اﯾﻦ ﮐﺎﻧﻮن ﻫﻤﺎن ﻧﻘﻄﻪ يِ ﺗﺎرﯾﺨﯽ و ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺳﺎزي اﺳﺖ ﮐﻪ اﻧﺮژي اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ يِ ﻧﻔﺮت ﻣﺰﻣﻦ از ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ دار در ﺷﮑﻮﻓﺎﺋﯽ ﭼﭗ ﻫﺎ در ﺟﻬﺎن ، ﭘﺎراداﯾﻢ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ و ارزش را ﺳﯿﺮ ﺗﮑﻮﯾﻨِﯽ ﻣﻮﺗﻮر ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺑﺎ در اﺧﺘﯿﺎر داﺷﺘﻦ اﻣﮑﺎﻧﺎت و وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎي ، ﻧﺎدﯾﺪه ﮔﺮﻓﺖ.از اﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﻣﻠﯽ ، ﻣﻨﻄﻘﻪ اي و ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﭘﯿﺶ روﻧﺪه ﻫﻢ ﺧﻮد را ﺳﺎﺧﺖ و ﺳﺎﻣﺎن داد و ﻫﻢ آرام آرام ﺳﻮﺧﺖ و ﺳﺎز ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ را از ﮐﺎر اﻧﺪاﺧﺖ.ﺑﺲ ﺑﺪﯾﻬﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در آﻏﺎز اﻧﮕﯿﺰه و ﻧﯿﺮوي ﺣﺮﮐﺖ ﺑﺎ ﻏﺮور در اﻧﺪﯾﺸﻪ يِ ﭘﺎراداﯾﻢ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﻮد ،اﻣﺎ اﯾﻨﮏ ﭘﺲ از آﺳﯿﺐ ﻫﺎي ﻓﺮاوان ﺑﻪ دﺳﺘﺎوردﻫﺎي ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻣﺮدم ، ﺑﻪ ﻧﻔﺲ اﻓﺘﺎده اﺳﺖ.و ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺑﯿﺎن ﺷﻮد ﮐﻪ در اﯾﻦ واروروي ﺗﻤﺎم ﻧﯿﺮوي ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ در ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻮده از آن ﺟﻤﻠﻪ ﻧﯿﺮوي ﺗﮑﻨﻮﮐﺮات ﮐﻪ ﺻﺪ اﻟﺒﺘﻪ در ﻧﺒﻮد ﻓﻀﺎي اﻧﺪﯾﺸﻪ ورزي ﮐﻪ اﻣﺮي رادﯾﮑﺎل اﺳﺖ ،ﺟﻮﻻن و ﯾﮑﻪ ﺗﺎزيِ ﺗﮑﻨﻮﮐﺮاﺗﻬﺎ ﻧﻪ در آﻏﺎز و ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮي ﺗﮑﻨﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺑﻠﮑﻪ در دوام و ﺛﺒﺎت آن ﻗﺎﺑﻞ ﮐﺘﻤﺎن ﻧﯿﺴﺖ .از ﺳﻮي دﯾﮕﺮ دور از اﻧﺼﺎف اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﻮد ﻓﻀﺎي اﻧﺪﯾﺸﻪ ورزي و ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﻮدن آن را ﺑﻪ ﺗﮑﻨﻮﮐﺮات ﻫﺎ ﻧﺴﺒﺖ دﻫﯿﻢ در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻓﻀﺎ ﺑﺮاي اﺣﺘﺮاق ﮐﺎﻣﻞ ﻣﻮﺗﻮر رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدن ﻧﻔﺖ ﻻزم ﺑﻮده اﺳﺖ.
ﺣﺮﮐﺖ ﻣﻮﺗﻮر رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدنِ ﻧﻔﺖ ﺑﺎ ﻧﻔﯽ ﺣﺲِ ﻣﺎﻟﮑﺎﻧﻪ و اداره يِ اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺎ اﻗﺘﺪار ﻣﺪﯾﺮان دوﻟﺘﯽ ،ﺑﺎ ﺑﺎور ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮي و ﻓﺴﺎد ، آﺷﮑﺎرا ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮي و ﮔﺴﺘﺮش ﻓﺴﺎد را در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻬﺎدﯾﻨﻪ ﮐﺮده و ﺑﺎ درﺟﻪ ﺑﻨﺪي ﺷﻬﺮوﻧﺪان و ﻣﻮﺟﺒﺎت واﮔﺮاﺋﯽ ﻓﺮد و ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ.ﻧﺒﺎﯾﺪ ،ﺗﻮﺟﯿﻪ اﻣﺘﯿﺎزات آﻧﺎن ﺑﻪ ﻣﺪد رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎيِ دوﻟﺘﯽ ﻧﻔﯽ ﺣﺲ ﻣﺎﻟﮑﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ و ﻓﻘﻂ در ﻓﻀﺎي ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮاﺑﺮ و ﻧﺒﻮد ﺗﺒﻌﯿﺾ و اﻣﺘﯿﺎزات ﻧﺎروا ﺑﺎﻟﻨﺪﮔﯽ دارد را ﺑﺎ ﻧﻔﯽ ﻣﺎﻟﮑﺎن ﯾﮑﯽ ﭘﻨﺪاﺷﺘﻪ ﺷﻮد ﺑﻠﮑﻪ ﺣﺲ ﻣﺎﻟﮑﺎﻧﻪ آن ﺟﻨﺒﺶ و ﺟﻮﺷﺸﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎن ﻓﺮدي در ﮔﻔﺘﻤﺎن ﺑﺎ ،رﯾﻞ ،ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪي ، ﻣﻘﻮﻟﻪ يِ “ارزش” ، راه ﺑﻪ آﻓﺮﯾﻨﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ و ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژي ، ﻗﺎﻧﻮن ،ﮐﺎرﺧﺎﻧﻪ ، ﺟﺎده ﮐﺸﻒ ﻧﻔﺖ ،ﻓﻀﺎ ﻧﻮردي ، ﺑﻬﺪاﺷﺖ و… ﻫﻤﻪ و ﻫﻤﻪ ﺷﮑِﻞ ﻣﺎدي اﯾﻦ ﮔﻔﺘﻤﺎن ﻫﺴﺘﻨﺪ.اﯾﻦ از آن ﺧﻮد ﮐﺮدن ﮐﻪ ﺧﻮد ﭘﺎﺳﺨﯽ اﺳﺖ ﺑﻪ وﺟﺪانِ ﭘﺎﯾﺎن ﭘﺬﯾﺮ ﺑﻮدن ﺟﺎن ﻫﺎ ، ﺟﺎﻧﻤﺎﯾﻪ ﮐﺎرﮐﺮد ﭼﺮﺧﻪ يِ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺗﻮر اﻣﺮوز در ﺧﻼف ﺟﻬﺖ آن در ﺣﺮﮐﺖ اﺳﺖ.ﭘﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﭘﺎراداﯾﻢ “ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ” ﮐﻪ ﻧﺰدﯾﮑﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ و ﻧﻤﻮد ﺑﻪ ﻣﻘﻮﻟﻪ يِ “ارزش” ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ، ﮔﺮدن ﻧﻬﺎد .در ﻏﯿﺮ اﯾﻦ ﺻﻮرت ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻧﯿﮑﺨﻮاﻫﯽ )اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﻓﺮض اﯾﻦ ﮐﻪ در اﯾﻦ واروروي اﺳﺎﺳﺎً اﻣﮑﺎن ﻧﯿﮑﺨﻮاﻫﯽ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ( ﺑﺮاي اﻓﺮاﯾﺶ “ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ” ﺑﺎ ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ روﺑﺮو ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﻫﺮ ﭼﻨﺪ اراﺋﻪ راﻫﮑﺎري ﺑﺮاي ﺗﻮﻗﻒ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺸﮑﻞ اﺳﺖ وﻟﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد راه ﮐﮋ رﻓﺘﻪ را ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ، ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ اﺳﺘﻘﺮار “ﺣﺴﺎﺑﺪاري ارزش” در دوﻟﺖ و در ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺑﻨﮕﺎه ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﭼﻪ ﺧﺼﻮﺻﯽ و ﭼﻪ دوﻟﺘﯽ ﯾﺎ ﻧﯿﻤﻪ دوﻟﺘﯽ راه ﺑﺮﮔﺸﺖ و ﺗﻮﻗﻒ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.

بوروکراسی کنترلی 5

سه شنبه, 5 ژانویه, 2016

5 -و ﻧﮑﺘﻪ يِ دﯾﮕﺮ اﯾﻦ ﮐﻪ از ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻧﺮخ ﻫﺎي ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه در ﺑﺎﻻ ﺑﺮايِ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ﮐﻪ اﻟﺒﺘﻪ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﭘﯿﺮو دﯾﮕﺮي ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ ﺑﻮدنِ آﻧﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻮاره در اﯾﻦ ﺑﺎزه يِ زﻣﺎﻧﯽ رﺧﻨﻤﺎﺋﯽ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ . آﺷﮑﺎر اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ در درﺟﻪ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﺮوﻧﺰاﺳﺖ و ﺳﭙﺲ از واﺑﺴﺘﮕﯽ ﻫﺮ ﭼﻪ ژرﻓﺘﺮ ﺳﻮﺧﺖ وﺳﺎز اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﻪ ﻧﻔﺖ ، ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه اﺳﺖ . ﺑﺪﯾﻦ وﺳﯿﻠﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪار ﻧﻔﺖ و ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎن آﻧﺎن ﺑﺎ ﺑﺎزي در ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش ﻧﻔﺖ ،ﮐﻞ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان را در ﻫﺎﻟﻪ اي از ﺑﯽ ﮐﻨﺸﯽ و ﯾﺎ واﮐﻨﺸﯽ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ دارﻧﺪ.
6 -و ﻧﻘﺶ ﺑﯽ ﻫﻤﺘﺎي ﻣﺪﯾﺮان ﺷﻬﺮيِ ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ ﺑﺰرگ در ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﮐﺸﻮر در ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ ،ﮐﻤﮏ ﺷﺎﯾﺎن ﺗﻮﺟﻬﯽ در ﺳﺎﻣﺎن ﻧﯿﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺘﻮازن در ﮐﺸﻮر ﺑﻮده اﺳﺖ .اﯾﻦ ﻣﺪﯾﺮان ﺑﺎ در اﺧﺘﯿﺎر ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺎرﮐﺮد واﻗﻌﯽ ﺗﻮرم و ﺻﯿﺎﻧﺖ ﺟﺎﻧﺎﻧﻪ از آن درﮐﺎﻻﻫﺎي ﻣﻌﯿﺎر ﺑﻪ وﯾﮋه ﺳﺎﺧﺖ و ﺳﺎز ﻫﺎي ﮐﻢ دوام و ﻏﯿﺮ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺗﺮاﮐﻢ ﻫﺎ و ﻧﺒﻮد ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﺸﺨﺺ از آرﻣﺎﻧﺸﻬﺮ، اﺳﺎﺳﺎً ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎي ﺗﻮرم را ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺐ ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ ﺳﺮازﯾﺮ ﮐﺮده و ﺳﺨﺖ ﯾﺎر و ﯾﺎور ﺑﯽ ﺑﺪﯾﻞ ﺑﺎﻧﮏ ﻫﺎ در ﭘﻤﭙﺎژ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ در اﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ در ﺑﯿﺶ از ﺳﻪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ.
7 – ﻧﺎﮔﺰﯾﺮي دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﺑﻪ وﯾﮋه ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰي در ﺛﺎﺑﺖ ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻦ ﻧﺮخ ارز ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ يِ ﺗﻘﻮﯾﺖ رﯾﺎل، ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﺑﻠﮑﻪ در ﮐﻨﺎر ﭘﺎﯾﺪاري ﺗﻮرم ﺑﺎ ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ و وﺟﻮد ﺑﺎزار ﭘﺮ روﻧﻖ ﮐﺎﻻي ﻣﻌﯿﺎر ﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻧﻬﺎ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻧﺮخ ﺗﻮرم رﺳﻤﯽ ﺑﻮد ﻣﻮﺟﺒﺎت ﺧﺮوج ﮔﺴﺘﺮده ارز ارزان ﻗﯿﻤﺖ از ﮐﺸﻮر ﺑﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻣﺮﯾﮑﺎ ، ﮐﺎﻧﺎدا و ﮐﺸﻮرﻫﺎي اروﭘﺎﺋﯽ ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ.اﻣﺮوزه ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ يِ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻣﻘﯿﻢ اﯾﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ هزارﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر ﺗﺨﻤﯿﻦ زده ﻣﯽ ﺷﻮد.و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ وﺟﻮد ﻣﺪﯾﺮان دو ﺗﺎﺑﻌﯿﺘﯽ و ﯾﺎ ﭘﺮوازي ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮاده يِ آﻧﻬﺎ در ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻧﺎﻣﺒﺮده ﻣﻘﯿﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ از دﯾﮕﺮ دﺳﺘﺎوردﻫﺎي اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ.
8 – ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدن ﻧﻔﺖ در اﻗﺘﺼﺎد ﭼﻮن ﺑﻪ ﻃﻮر ﮔﺴﺘﺮده ﺳﻮﺧﺖ وﺳﺎز اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ را ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺧﻮد ﮐﻮك ﮐﺮده ﻟﺬا در ﺳﻪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ واردات ﮐﺎﻻ و ﯾﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ آﻻت از ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪاران ﻧﻔﺖ در ﺧﻮﺷﺒﯿﺎﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺴﻠﯽ ﺑﻪ ﮐﺸﻮر وارد ﺷﺪه و ﻋﻤﺪﺗﺎ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﺑﯿﺸﺘﺮي دارﻧﺪ و اﯾﻦ ﻣﻬﻢ اﻣﺮوزه ﺑﻪ ﺟﺎﺋﯽ رﺳﯿﺪه ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﯿﺶ از ﺳﻪ ﭼﻬﺎرم ﻧﻔﺖ اﺳﺘﺨﺮاﺟﯽ در داﺧﻞ ﮐﺸﻮر ﻣﺼﺮف ﻣﯽ ﺷﻮد و ﯾﺎ ﺑﺎ ﻓﺮاوري ﮐﻤﺘﺮي دوﺑﺎره ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﺻﺎدر ﻣﯽ ﮔﺮدد.
9 – ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺷﺎﻏﻞ در اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﮐﻪ ﺣﺪود ﯾﮏ ﭼﻬﺎرم ﺟﻤﻌﯿﺖ اﯾﺮان را ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﺎ درﯾﺎﻓﺖ روح -9 ﮐﻨﺘﺮﻟﯽ آن و اﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎرﮐﺮد ﺗﻮرم ﻫﻤﻮاره دﺳﺘﻤﺰد درﯾﺎﻓﺘﯽ آﻧﺎن را ﺑﺎ زﻧﺪﮔﯽ رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ ﺟﺪاﺋﯽ ﻣﯽ اﻧﺪازد و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺎرﻫﺎي دﯾﮕﺮ روي آورﻧﺪ ، اﯾﻦ ﮐﺸﻤﮑﺶ ﻋﯿﻨﯽ و ذﻫﻨﯽ ﻋﺎﻣﻞ ﺧﻮد اﺟﺘﻬﺎدي ﻧﯿﺮوي ﮐﺎرﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ.ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ روﺣﯿﻪ ازﮐﺎر و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﮔﺮﯾﺰي ﺑﻪ ﻃﻮر ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﺑﺪﻧﻪ يِ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ را ﻓﺮاﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.اﻣﺮوزه اﻧﺤﺮاف در اﺟﺮاي ﭘﺮوژه ﻫﺎ ، ﺳﻮﻟﻪ ﻫﺎي ﺧﺎﻟﯽ در ﺷﻬﺮك ﻫﺎي ﺻﻨﻌﺘﯽ ، ﺗﺮاﮐﻢ ﻧﯿﺮوي ﮐﺎر در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي دوﻟﺘﯽ ، ﻧﺒﻮد ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﻫﺎي ﮐﺎرﺑﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ داﺧﻠﯽ و ﺧﺎرﺟﯽ و… ﺣﺎﺻﻞ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ.
10 – ﻫﺮ ﭼﻨﺪ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ و ﺑﻪ وﯾﮋه ﺳﺎزﻣﺎن ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ ﺟﺰﺋﯽ از اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ اﺳﺖ ، اﻣﺎ ﻻزم اﺳﺖ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮد ﮐﻪ در ﻣﺴﯿﺮ ﺗﮑﻮﯾﻨﯽ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ، ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ ﻧﻘﺶ ﺑﯽ ﺑﺪﯾﻠﯽ را اﯾﻔﺎ ﮐﺮده اﺳﺖ. اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺷﺐ و روز در ﺗﻮﺟﯿﻪ ﺑﺰرﮔﯽ و ﺳﻼﻣﺖ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺑﻪ ﭘﻤﭙﺎژ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و ﺧﻮد را ﻧﯿﺰ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺰرگ ﮐﺮده اﺳﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮ روي ﺑﻨﯿﺎد ﻧﻘﺪ و اﻧﺘﻘﺎد ﮐﻪ ﺣﻖ ﻣﺮدم اﺳﺖ ، ﻧﺸﺴﺘﻪ اﺳﺖ ، اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﻃﻮر ﮔﺴﺘﺮده اﻧﺘﻘﺎد ارزﺷﻤﻨﺪ ﻣﺮدم را ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﯿﻞ و ﺧﻮاﺳﺖ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﮐﻨﺘﺮﻟﯽ ﮐﺎﻧﺎﻟﯿﺰه ﻧﻤﻮده و از اﻧﻌﮑﺎس ﺳﺎﻟﻢ و ﺳﺎزﻧﺪه يِ آن ﺧﻮدداري ﻧﻤﻮده اﺳﺖ.

بوروکراسی کنترلی 2

سه شنبه, 17 نوامبر, 2015

ﺑﻪ ﻫﺮ روي ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ وﯾﮋﮔﯽ ﺑﻪ ﺣﻀﻮر ﻧﻔﺖ در اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان و ﺗﺠﺮﺑﻪ يِ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ 10درصد رشد اقتصادی در دو دهه 40 و 50 مربوط است که به شکل گیری بوروکراسی دولتی کمک شایانی کرد،هرچند بخش ﺧﺼﻮﺻﯽ ﻧﯿﺰ در اﯾﻦ دو دﻫﻪ اﻣﮑﺎن رﺷﺪي در ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺑﺰرگ و اﺟﺮاي ﭘﺮوژه ﻫﺎي ﻋﻤﺮاﻧﯽ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران ﺧﺎرﺟﯽ ﺑﻪ دﺳﺖ آورد. دوﻣﯿﻦ وﯾﮋﮔﯽ اﻧﺘﻘﺎل ﮔﺴﺘﺮده يِ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ وﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﮐﺎرﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ و ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر دوﻟﺖ ﯾﺎ ﺷﺒﻪ دوﻟﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺪت ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ آﻏﺎزﯾﻦ را ﺗﻌﻤﯿﻖ ﮐﺮد.اﻣﺎ ﺳﻮﻣﯿﻦ وﯾﮋﮔﯽ ﻓﻀﺎي ﻧﻔﯽ اﻟﮕﻮﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد و ﻫﻢ ﺷﻨﺎوري ﺑﯿﻦ آﻧﻬﺎ و از ﻃﺮﻓﯽ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ در ﻣﻌﺮﻓﯽ اﻟﮕﻮي ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺟﺪﯾﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎﺧﺖ. در ﻫﺮ ﺻﻮرت ﻧﻘﺶ وﯾﮋﮔﯽ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﻫﻢ درآﻏﺎزﮐﻨﻨﺪﮔﯽ و ﻫﻢ در دوام ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺟﺪﯾﺪ ﻣﺎ را ﺑﺮ آن ﻣﯽ دارد ﺗﺎ ﻣﮑﺎﻧﯿﺴﻢ ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ آن در اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد.ﭘﺮداﺧﺘﻦﺑﻪ اﯾﻦ وﯾﮋﮔﯽ آز ان ﺟﻬﺖ اﻫﻤﯿﺖ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ﮐﻪ اﮔﺮ ﻧﻔﺖ و اﻣﮑﺎن رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدن آن در ﺳﭙﻬﺮ اﻗﺘﺼﺎدي اﯾﺮان ﻧﺒﻮد ﻗﻄﻌﺎ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺣﺎﺻﻞ از دو وﯾﮋﮔﯽ (دوم وﺳﻮم)دﯾﮕﺮ ﻋﻤﺮ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﻣﯽ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ . ﯾﮑﯽ از دﻻﯾﻞ ﺑﻨﯿﺎدي و اﺳﺎﺳﯽ رﺷﺪ ﻧﺎﺗﺮاز ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ در اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ي ِﻓﻬﻢ اﺻﻞِ “ارزش ذﯾﻞ ﻗﺪرت ” ﺗﻮﺳﻂ دوﻟﺖ ﻫﺎ ، ﭘﺲ از ﭘﯿﺪاﯾﺶ ﻧﻔﺖ و ﺳﭙﺲ راﻫﺒﺮد رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدن آن در ﺑﯿﺶ از ﭼﻬﺎر دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ.در ﺑﯿﺎن ﺳﺎده و ﮐﺎرﺑﺮديِ ﻧﺎﺗﺮازي ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ ، دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﺳﺎل ﻧﺨﺴﺖ ﮐﺎرﺑﺴﺖ راﻫﺒﺮد رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدنِ ﻧﻔﺖ ،ارز ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه از ﻣﺤﻞ ﻓﺮوش ﻧﻔﺖ را ﺑﺎ ﮐﺎﻻِي ﺧﺮﯾﺪاران ﻧﻔﺖ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﺗﻬﺎﺗﺮ ﻣﯽ ﻧﻤﻮدﻧﺪ و در ﺳﻮي دﯾﮕﺮ در درونِ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺗﻮزﯾﻊ رﯾﺎل در ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎيِ ﺳﺎﻟﯿﺎﻧﻪ ، اﯾﻦ راﺑﻄﻪ يِ اﺗﺤﺎدي در ﺳﺎل ﻧﺨﺴﺖ (در ﯾﮏ ﮐﻔﻪ رﯾﺎل و در ﮐﻔﻪ دﯾﮕﺮ ﮐﺎﻻ) رﻋﺎﯾﺖ و ﺗﺮازي در ﻫﺮ دو ﻃﺮف ﻣﻌﺎدﻟﻪ ﺑﺮ ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﺮدﯾﺪ. وﻟﯿﮑﻦ در ﺳﺎل دوم ﻣﻘﺪاررﯾﺎل ﻧﻔﺘِﯽ ﺣﺎﺻﻞ از ﻓﺮوش ﻧﻔﺖ ﺳﺎل دوم ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﻣﺎﻧﺪه يِ اﻧﺘﻘﺎﻟﯽِ ﺣﺎﺻﻞ از ﻓﺮوش ﻧﻔﺖ ﺳﺎل اول ، ﺑﻪ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ ﭘﯿﺸﯿﻦ اﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ و ﺑﻪ اﯾﻦ ﺻﻮرت اﯾﻦ ﻣﻌﺎدﻟﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ در ﺳﺎل ﻫﺎي دوم ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺗﺮازي ﻣﻮاﺟﻪ ﻣﯽ ﮔﺮدﯾﺪ. ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﻨﯿﺎد ﻫﻤﻮاره ﮐﺎﻻي وارداﺗﯽ از ﺧﺮﯾﺪاراِن ﻧﻔﺖ ﺑﺎ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ اﯾﺠﺎد ﺷﺪه از اﯾﻦ ﻣﺤﻞ ، ﺑﺮاﺑﺮي و ﺗﺮازي ﻧﺪاﺷﺘﻪ و ﺣﺠﻢ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ ﺑﺎ ﺷﮕﺮد اﻧﺒﺎﺷﺖ ﺗﺠﻤﻌﯽ از ﮐﺎﻻي وارداﺗﯽ ، ﭘﯿﺸﯽ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ . ﺑﻪ ﻫﺮ روي اﻧﺒﺎنِ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ ﺑﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ دور ﺷﺪن از ﺳﺎل ﻫﺎي آﻏﺎرﯾﻦ ﺑﺎ اﻧﺒﺎﺷﺖ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ ﻧﺎﺗﺮازي را در ﺑﺮاﺑﺮ ﮐﺎﻻيِ وارداﺗﯽ اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻃﻮري ﮐﻪ ﭼﺮﺧﻪ ِي ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ در ﺳﺎل چهلم نه فقط ریال حاصل از فروش ﻧﻔﺖ در سال 40، ﺑﻠﮑﻪ رﯾﺎل اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ يِ 40ﺳﺎل نفت فروخته شده را در ﭼﺮﺧﺶ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. و ﺑﺲ روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﭼﺮﺧﻪ يِ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ رﯾﺎل اﯾﺠﺎد ﺷﺪه ﺑﻪ ﻫﯿﺞ روي اﻣﮑﺎن ﺧﺮوج از دورﭘﯿﻤﺎﺋﯽ ﭼﺮﺧﻪ را ﻧﺨﻮاﻫﺪ داﺷﺖ .

مکاتب بشری به زبان ساده

سه شنبه, 19 آوریل, 2011

 

 

 
سوسیالیسم: دو گاو دارید، یکی را نگه می دارید، دیگری را به همسایه خود می دهید

کمونیسم: دو گاو دارید، دولت هر دو آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرشان شریک سازد

فاشیسم: دو گاو دارید، شیر را به دولت می دهید. دولت آنرا به شما می فروشد

 دوگاو دارید،هردو آنهارامی دوشید، شیر ها را بر زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالابماند:کاپیتالیسم
نازیسم: دو گاو دارید، دولت به سوی شما تیراندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد
آنارشیسم: دو گاو دارید، گاو ها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند
سادیسم: دو گاو دارید، به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید
آپرتاید: دو گاو دارید، شیر گاو سیاه را به سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید


دولت مرفه: دو گاو دارید، آنها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید تا به نوشند


دو گاو دارید، برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید:بوروکراسی

دو گاو دارید، فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می کند. آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رای ممتنع می دهد:سازمان ملل
ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آنها را می دوشد
رئالیسم:دو گاو دارید، ازدواج می کنید، اما هنوزهم خودتان آنها را می دوشید
رمانتیسم: دو گاو داریم،عاشق هم می شوند 
متحجریسم: دو گاو دارید، زشت است شیر گاو ماده را بدوشید
فمینیسم: دو گاو دارید، حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید
پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید، از هر کدام شیر بدوشید فرق نمی کند

لیبرالیسم:دو گاو دارید، آنها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود

دموکراسی: دو گاو دارید، از همسایه ها رای می گیرید که آنها را بدوشید یا نه

سکولاریسم: دو گاو دارید، پس نیازی به خدا نیست

دو گاو داریم، یکی شان تخم می گذارد زیرا قرائتش از شیر دادن متفاوت است:قرائت های مختلف(هرمنوتیک)

مدعیان روشن فکری: دو گاو داریم، هر دو را می فروشیم به جای آن ها یک گاو نو می خریم