برچسب ها بـ ‘بهبود’

ایران و ایرانی 120

چهار شنبه, 18 ژانویه, 2017

براي اينكه جامعه‌اي رشد كند، عموم مفاهیم باید وارد جزئیات شود. الان ما و عربستان 30 سال است می‌گوییم باید روابط‌مان خوب باشد. بعد هم می‌گوییم صداقت و برادری داشته باشیم، همه مسلمان هستیم، اما بعدش تمام می‌شود! هیچ‌وقت نگفتیم مثلا دانشگاه‌های ما در چه مقطعی، چه رشته‌هایی، برای چه مدتی و با چه محتوایی می‌توانند تبادل دانشجو کنند. یا در کدام صنایع، می‌توانیم با همدیگر همکاری کنیم. ما روابط‌مان را «ریز» نکرده‌ایم. همیشه با تعارف و کلیات گذشته است؛ درحالی‌که اگر روابط آمریکا و ژاپن را مطالعه کنید؛ می‌فهمید چه جزئیاتی در رابطه‌شان وجود دارد.
به‌هرحال می‌توانم این‌گونه جمع‌بندی کنم: به اعتقاد من خاورمیانه برای مدت‌ها بی‌ثبات خواهد بود. اين گفته، دلایل علمی دارد. با اتفاقاتی که در آمریکا افتاده، بازیگران محلی و منطقه‌ای نقش مهم‌تری از بازیگران بین‌المللی خواهند داشت. این موضوع در سال‌های اخیر برای اولین‌بار است که رخ می‌دهد. رقابت صفر- یک بین بازیگران اصلی منطقه وجود دارد؛ یعنی ایران، ترکیه، مصر و عربستان که این، تضاد و تنش را تعمیق می‌بخشد و بیشتر می‌کند. روابط اقتصاد حداقلی بین این کشورها وجود دارد؛ حدود شش درصد. روابط اقتصادي تا زمانی‌که مسائل سیاسی و امنیتی بین این کشورها بهبود پیدا نکند، همچنان در حاشیه خواهد بود. این وضعيت را با آسیا و آمریکای لاتین مقایسه کنید که روابط اقتصادی آنها روزبه‌روز بيشتر به هم گره می‌خورد و قفل می‌شود.
از آنجا كه از نظر اقتصادي درحال قفل‌‌شدن به همدیگر هستند، مسائل سیاسی و امنیتی آنها هم، اصلاح و بهبود پیدا می‌کند. دراين‌بين، کشورهای خارجی هم دنبال منافع خودشان هستند: فروش اسلحه، دسترسی به نفت و گاز یا دسترسی به بازارهای مصرفی. احتمالا حضور مستقیم بازیگران بین‌المللی در منطقه کم‌رنگ‌تر شود و حضورشان غیرمستقیم خواهد بود و تضاد بین بازیگران منطقه‌ای افزایش پیدا خواهد ‌کرد. اروپا درحال به دست‌آوردن سهم بیشتری در خاورمیانه است؛ هم اقتصادی و هم نظامی. روسیه همچنان در ورود و دخالت در منطقه، محتاط است و نقش سنتی دوره شوروی را دیگر ندارد، چراکه امکاناتش محدود است. همچنین اولویت‌های خود را جاهای دیگری، مانند چین تعریف کرده ‌است. چین هم حضور خود را در خاورمیانه، صرفا اقتصادی، بانکی و مالی تعریف می‌کند.

چگونه زندگی می کنی؟

شنبه, 28 می, 2016

باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای،تحویل دهی
خواه با فرزندی خوب
خواه با باغچه ای سرسبز
خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی
خواه با حل مشکلی هرچند کوچک از بنده ای
و اینکه بدانی
حتی فقط یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشیده است
این یعنی:
تو موثر بوده ای!

یادمان باشد…….

دوشنبه, 3 ژوئن, 2013

یادمان باشد ازامروزجفایی نکنیم

گرکه درخویش شکستیم صدایی نکنیم

خودبسازیم به هردردکه ازدوست رسد

بهربهبود ولی فکردوایی نکنیم

جای پرداخت به خودبردگران اندیشیم

شکوه ازغیرخطاهست خطایی نکنیم

وبه هنگام عبادت سرسجاده ی عشق

جزبرای دل محبوب دعایی نکنیم

یاورخویش بدانیم خدایاران را

جزبه یاران خدادوست وفایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنهاماند

طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم

گله هرگزنبود شیوه ی دلسوختگان

با غم خویش بسازیم وشفایی نکنیم

یادمان باشداگرشاخه گلی راچیدیم

وقت پرپرشدنش سازونوایی نکنیم

پرپروانه شکستن هنرانسان نیست

گرشکستیم به غفلت من ومایی نکنیم

دوستداری نبود بندگی غیر خدا

بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم

مهربانی صفت بارزعشاق خداست

یادمان باشد ازینکار ابایی نکنیم

هوروش نوابي

ارزش آدمها

شنبه, 10 نوامبر, 2012

راستی ارزش آدم ها به چیست؟

از مردن چه کسی ناراحت شویم و در سوگش بنشینیم؟

به نظر من ارزش هرکس در میزان اثرگذاری اش در بهبود زندگی دیگران است.

اگر فعالیتهای من نوعی لحظه ای آرامش و یا لبخند رضایتی بر لب بنده ای از بندگان خداوند را بیاورد ،ارزش دارم و در غیر اینصورت خیر.

عبادت به جز خدمت خلق نیست

کسب این ارزش و عزت نزد خداوند هم به حرف و شعار نیست.ببینید حرف و عمل چه کسی خوشحالتان می کند و چه کسی مایه رنجش شماست.

آنگاه معلوم می شود که چه کسی لرزش دوست داشتن دارد.

 

اگر من…….بودم

یکشنبه, 18 سپتامبر, 2011

اگر من یک پزشک بودم

در معاینه بیمارم بیشتر به درد دل هایش گوش می دادم.

در حین معاینه با سخن های محبت آمیز نوازشش می کردم.

در مورد بیماری اش مفصل توضیح می دادم و از او می خواستم خود،پزشک خودش باشد و اهمیت اراده خود او را برای بهبود به باورش می قبولاندم.

در کاغذ نسخه داروهایش،نیایش با خدا و روزی یک گل سرخ هم اضافه می کردم.

به او عشق صادقانه ام را تفهیم می کردم تا بداند هرچه بتوانم برای سلامتی اش انجام خواهم داد.

با او از لطف خدا و عشق او به انسانها سخن می گفتم تا امیدوار از مطب من خارج شود.

هرگز از ناامیدی صحبتی به میان نمی آوردم.

با لبخندی به استقبالش می رفتم و با مهربانی بدرقه اش می کردم.

و به این ترتیب امید داشتم که بیمارم ،با بهبودی و امید به آینده ای روشن دفترم را ترک گوید.