برچسب ها بـ ‘بهار’

تصویر نوشته 160

سه شنبه, 5 می, 2020

تصویر نوشته 99

سه شنبه, 18 دسامبر, 2018

پیری و زمستان

شنبه, 28 ژانویه, 2017

زمستان و پیری هردو از یک جنس هستند!
یکی پایان یک سال را با خود دارد و دیگری پایان یک عمر را.
با این تفاوت که سال و طبیعت دوباره در بهار نو می شوند اما برای جسم آدمی بهار و جوانی دوباره وجود ندارد.
پس باید به روح پرداخت،همان ویژگی خاص انسان که در دیگر موجودات خلقت وجود ندارد.روح انسان پیر شدنی نیست و می تواند تا ابد در این جهان و جهان آخرت در راه تکاملی پویا و پیوسته گام بردارد و به نظر من اراده و نیت خداوند سبحان از خلقت انسان نیز همین بوده است.
تجلی عملی تکامل بشری هم خدمت هریک از ما به سایر همنوعانمان برای زندگی بهتر است.
متاسفانه حرکت کلی بشریت در زمان معاصر در جهت عکس این موضوع است. این همه جنایت و کشتار همنوعان که هرروزه اخبارش را می شنویم موید این ادعای من است.
آیا هنوز وقت آن نرسیده که در این راه گام برداریم و فعالیتهای خود را انسانی و الهی کنیم؟

تصویر نوشته 15

سه شنبه, 8 نوامبر, 2016

heavenly-82

بهاریه

دوشنبه, 14 مارس, 2016

آمد كنون بهار
با كوله بار رنگ
پرشور و با نشاط
پركار و بي ريا
همچون خود خدا
با يك تبسم قشنگ
بر گوشه لبش
يعني كه روزگار خوش
خواهم براي تو
در حال و هر زمان
اينجا و هر كجا

اسفندی دیگر

شنبه, 20 فوریه, 2016

در بین ماه های سال،ماه اسفند حکم پنج شنبه ها در روزهای هفته را دارد.
با خود سرخوشی و احساس راحتی به همراه می آورد.
بوی نو شدن همه چیز و سبزی و طراوت را در هوا می پراکند.
دستور آمادگی برای شادمانی و زندگی را می دهد.
همه در تکاپو و آمادگی برای استقبال از سال و ماه و روزی جدید،به شدت فعالیت می کنند و خود را برای ورود به بهاری دیگر آماده می نمایند.
ماه رویش بنفشه های زیبا بر همه شما مبارک باد!

مبارکت باشد جوانمرد!

دوشنبه, 8 سپتامبر, 2014

عاشق برجای مانده از رفتن معشوق
کویر تنهایی اش را
با گلهای خاطراتش می آراید
و با نشخوار گذشته ها،روزمرگی می نماید
بنازم حکمتش را
چون خزان زندگی فرا می رسد
همه برگ ها میریزند
و باید عریان و منتظر،در منظر چشم عابران بایستی
تا بهاری دیگر و لباسی نو!
آزاده آنکه دیگر بهاری را چشم در راه نیست
رها شدی از نیاز ای عاشق
آزادی ات مبارک جوانمرد،آزادی ات مبارک

سال نو مبارک

سه شنبه, 11 مارس, 2014

عالم جوان شود
سرمی رسد بهار
جشن شکوفه ها
در گوشه و کنار
غوغا به پا کند
در دشت و سبزه زار
ای کاش در کنار این،شادی بلبلان
شوری به پا شود در این دل فگار
از این خزان سرد،راهی شویم به باغ
تا غم فرو شود،بدکاره تار و مار
ای همرهان من
دوستان بی ریا
خواهم برایتان
از درگه خدا
اول سلامتی
وانگه زبعد آن
سبزی زندگی
شادی بی شمار