برچسب ها بـ ‘بخش خصوصی’

توسعه اقتصادی

شنبه, 18 ژوئن, 2016

همه صاحبنظران اقتصادی در این مورد هم عقیده هستند که: اصلی ترین راه برون رفت از رکود اقتصادی فعلی،کمک به راه اندازی و توسعه تولید محصولات مورد نیاز مردم در داخل کشور است.
فعالین اقتصادی کشور در این مورد دو نوع واکنش بروزده اند:
– دسته اول کسانی هستند که تجارت را مساوی واردات می دانند و ده ها سال است که نسل اندر نسل به این امر مشغولند و هرگونه تولید داخلی را مانعی در رونق کار خود می دانند و در نتیجه هرکاری می کنند تا مانع تحقق این امر شوند.این افراد از زور سیاسی خوبی هم در داخل کشور و در درون نهادهای تصمیم گیرنده برخوردارند.
– دسته دوم تولید کنندگان هستند.ایشان با این توصیه کاملا موافقند،اما معتقدند کمک دولت به تولید یعنی تزریق پول بی بهره یا کم بهره به شرکتها و موسسات تولیدی و دیگر هیچ!
اما واقعیت این است که هردو دسته سخت در اشتباهند و با تکرار مکرر این خواسته ها تنها بر طبل منفعت خودشان می کوبند و منافع ملی و رونق جامعه را فدای این امر می کنند.
درست است که دولت باید به حمایت از تولید در کشور بپردازد(کاری که دولت های نهم و دهم نه تنها انجام ندادند،بلکه کاملا بر خلاف آن عمل نمودند)،اما این امر باید طی یک برنامه و تحت شرایطی صورت پذیرد و نهایتا کشور را به سمت اقتصاد رقابتی و حاکمیت بخش خصوصی در اقتصاد پیش ببرد.
اصولی که برای تحقق چنین امری باید صورت پذیرد به شرح زیر پیشنهاد می گردد:
1 – اعطای وام های بسیار کم بهره با شرط تولید اجناس با کیفیت و مطابق استاندارد های جهانی در یک دوره معین زمانی و در صورت عدم تحقق این امر،بهره روز بانکی در مورد آنها اعمال گردد.
2 – اعطای جوایز صادراتی قابل توجه به صورت شفاف،سریع و دور از بوروکراسی و اتلاف وقت.
3 – کم کردن تدریجی تعرفه های گمرکی ورود اجناس خارجی به منظور وقت دادن به تولید کنندگان برای رقابت در بازار های جهانی و بین المللی.
به نظر من تاخیر در اجرای این اصول یعنی بیشتر شدن دائمی شکاف و فاصله اقتصادی ما و جهان توسعه یافته.

بوروکراسی کنترلی 5

سه شنبه, 5 ژانویه, 2016

5 -و ﻧﮑﺘﻪ يِ دﯾﮕﺮ اﯾﻦ ﮐﻪ از ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻧﺮخ ﻫﺎي ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه در ﺑﺎﻻ ﺑﺮايِ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ﮐﻪ اﻟﺒﺘﻪ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﭘﯿﺮو دﯾﮕﺮي ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ ﺑﻮدنِ آﻧﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻮاره در اﯾﻦ ﺑﺎزه يِ زﻣﺎﻧﯽ رﺧﻨﻤﺎﺋﯽ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ . آﺷﮑﺎر اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ در درﺟﻪ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﺮوﻧﺰاﺳﺖ و ﺳﭙﺲ از واﺑﺴﺘﮕﯽ ﻫﺮ ﭼﻪ ژرﻓﺘﺮ ﺳﻮﺧﺖ وﺳﺎز اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﻪ ﻧﻔﺖ ، ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه اﺳﺖ . ﺑﺪﯾﻦ وﺳﯿﻠﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪار ﻧﻔﺖ و ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎن آﻧﺎن ﺑﺎ ﺑﺎزي در ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش ﻧﻔﺖ ،ﮐﻞ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان را در ﻫﺎﻟﻪ اي از ﺑﯽ ﮐﻨﺸﯽ و ﯾﺎ واﮐﻨﺸﯽ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ دارﻧﺪ.
6 -و ﻧﻘﺶ ﺑﯽ ﻫﻤﺘﺎي ﻣﺪﯾﺮان ﺷﻬﺮيِ ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ ﺑﺰرگ در ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﮐﺸﻮر در ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ ،ﮐﻤﮏ ﺷﺎﯾﺎن ﺗﻮﺟﻬﯽ در ﺳﺎﻣﺎن ﻧﯿﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺘﻮازن در ﮐﺸﻮر ﺑﻮده اﺳﺖ .اﯾﻦ ﻣﺪﯾﺮان ﺑﺎ در اﺧﺘﯿﺎر ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺎرﮐﺮد واﻗﻌﯽ ﺗﻮرم و ﺻﯿﺎﻧﺖ ﺟﺎﻧﺎﻧﻪ از آن درﮐﺎﻻﻫﺎي ﻣﻌﯿﺎر ﺑﻪ وﯾﮋه ﺳﺎﺧﺖ و ﺳﺎز ﻫﺎي ﮐﻢ دوام و ﻏﯿﺮ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺗﺮاﮐﻢ ﻫﺎ و ﻧﺒﻮد ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﺸﺨﺺ از آرﻣﺎﻧﺸﻬﺮ، اﺳﺎﺳﺎً ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎي ﺗﻮرم را ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺐ ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ ﺳﺮازﯾﺮ ﮐﺮده و ﺳﺨﺖ ﯾﺎر و ﯾﺎور ﺑﯽ ﺑﺪﯾﻞ ﺑﺎﻧﮏ ﻫﺎ در ﭘﻤﭙﺎژ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ در اﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ در ﺑﯿﺶ از ﺳﻪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ.
7 – ﻧﺎﮔﺰﯾﺮي دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﺑﻪ وﯾﮋه ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰي در ﺛﺎﺑﺖ ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻦ ﻧﺮخ ارز ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ يِ ﺗﻘﻮﯾﺖ رﯾﺎل، ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﺑﻠﮑﻪ در ﮐﻨﺎر ﭘﺎﯾﺪاري ﺗﻮرم ﺑﺎ ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ و وﺟﻮد ﺑﺎزار ﭘﺮ روﻧﻖ ﮐﺎﻻي ﻣﻌﯿﺎر ﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻧﻬﺎ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻧﺮخ ﺗﻮرم رﺳﻤﯽ ﺑﻮد ﻣﻮﺟﺒﺎت ﺧﺮوج ﮔﺴﺘﺮده ارز ارزان ﻗﯿﻤﺖ از ﮐﺸﻮر ﺑﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻣﺮﯾﮑﺎ ، ﮐﺎﻧﺎدا و ﮐﺸﻮرﻫﺎي اروﭘﺎﺋﯽ ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ.اﻣﺮوزه ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ يِ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻣﻘﯿﻢ اﯾﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ هزارﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر ﺗﺨﻤﯿﻦ زده ﻣﯽ ﺷﻮد.و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ وﺟﻮد ﻣﺪﯾﺮان دو ﺗﺎﺑﻌﯿﺘﯽ و ﯾﺎ ﭘﺮوازي ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮاده يِ آﻧﻬﺎ در ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻧﺎﻣﺒﺮده ﻣﻘﯿﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ از دﯾﮕﺮ دﺳﺘﺎوردﻫﺎي اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ.
8 – ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدن ﻧﻔﺖ در اﻗﺘﺼﺎد ﭼﻮن ﺑﻪ ﻃﻮر ﮔﺴﺘﺮده ﺳﻮﺧﺖ وﺳﺎز اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ را ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺧﻮد ﮐﻮك ﮐﺮده ﻟﺬا در ﺳﻪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ واردات ﮐﺎﻻ و ﯾﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ آﻻت از ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪاران ﻧﻔﺖ در ﺧﻮﺷﺒﯿﺎﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺴﻠﯽ ﺑﻪ ﮐﺸﻮر وارد ﺷﺪه و ﻋﻤﺪﺗﺎ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﺑﯿﺸﺘﺮي دارﻧﺪ و اﯾﻦ ﻣﻬﻢ اﻣﺮوزه ﺑﻪ ﺟﺎﺋﯽ رﺳﯿﺪه ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﯿﺶ از ﺳﻪ ﭼﻬﺎرم ﻧﻔﺖ اﺳﺘﺨﺮاﺟﯽ در داﺧﻞ ﮐﺸﻮر ﻣﺼﺮف ﻣﯽ ﺷﻮد و ﯾﺎ ﺑﺎ ﻓﺮاوري ﮐﻤﺘﺮي دوﺑﺎره ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﺻﺎدر ﻣﯽ ﮔﺮدد.
9 – ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺷﺎﻏﻞ در اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﮐﻪ ﺣﺪود ﯾﮏ ﭼﻬﺎرم ﺟﻤﻌﯿﺖ اﯾﺮان را ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﺎ درﯾﺎﻓﺖ روح -9 ﮐﻨﺘﺮﻟﯽ آن و اﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎرﮐﺮد ﺗﻮرم ﻫﻤﻮاره دﺳﺘﻤﺰد درﯾﺎﻓﺘﯽ آﻧﺎن را ﺑﺎ زﻧﺪﮔﯽ رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ ﺟﺪاﺋﯽ ﻣﯽ اﻧﺪازد و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺎرﻫﺎي دﯾﮕﺮ روي آورﻧﺪ ، اﯾﻦ ﮐﺸﻤﮑﺶ ﻋﯿﻨﯽ و ذﻫﻨﯽ ﻋﺎﻣﻞ ﺧﻮد اﺟﺘﻬﺎدي ﻧﯿﺮوي ﮐﺎرﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ.ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ روﺣﯿﻪ ازﮐﺎر و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﮔﺮﯾﺰي ﺑﻪ ﻃﻮر ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﺑﺪﻧﻪ يِ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ را ﻓﺮاﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.اﻣﺮوزه اﻧﺤﺮاف در اﺟﺮاي ﭘﺮوژه ﻫﺎ ، ﺳﻮﻟﻪ ﻫﺎي ﺧﺎﻟﯽ در ﺷﻬﺮك ﻫﺎي ﺻﻨﻌﺘﯽ ، ﺗﺮاﮐﻢ ﻧﯿﺮوي ﮐﺎر در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي دوﻟﺘﯽ ، ﻧﺒﻮد ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﻫﺎي ﮐﺎرﺑﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ داﺧﻠﯽ و ﺧﺎرﺟﯽ و… ﺣﺎﺻﻞ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ.
10 – ﻫﺮ ﭼﻨﺪ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ و ﺑﻪ وﯾﮋه ﺳﺎزﻣﺎن ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ ﺟﺰﺋﯽ از اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ اﺳﺖ ، اﻣﺎ ﻻزم اﺳﺖ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮد ﮐﻪ در ﻣﺴﯿﺮ ﺗﮑﻮﯾﻨﯽ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ، ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ ﻧﻘﺶ ﺑﯽ ﺑﺪﯾﻠﯽ را اﯾﻔﺎ ﮐﺮده اﺳﺖ. اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺷﺐ و روز در ﺗﻮﺟﯿﻪ ﺑﺰرﮔﯽ و ﺳﻼﻣﺖ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺑﻪ ﭘﻤﭙﺎژ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و ﺧﻮد را ﻧﯿﺰ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺰرگ ﮐﺮده اﺳﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮ روي ﺑﻨﯿﺎد ﻧﻘﺪ و اﻧﺘﻘﺎد ﮐﻪ ﺣﻖ ﻣﺮدم اﺳﺖ ، ﻧﺸﺴﺘﻪ اﺳﺖ ، اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﻃﻮر ﮔﺴﺘﺮده اﻧﺘﻘﺎد ارزﺷﻤﻨﺪ ﻣﺮدم را ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﯿﻞ و ﺧﻮاﺳﺖ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﮐﻨﺘﺮﻟﯽ ﮐﺎﻧﺎﻟﯿﺰه ﻧﻤﻮده و از اﻧﻌﮑﺎس ﺳﺎﻟﻢ و ﺳﺎزﻧﺪه يِ آن ﺧﻮدداري ﻧﻤﻮده اﺳﺖ.

سلسله مباحث مدیریتی 8

سه شنبه, 19 آگوست, 2014

 

دغدغه پیشرفت و توسعه یافتگی در آثار و آرای دکتر محمود سریع القلم برجسته است. اگر مخاطب آشنایی با سیر فکری این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی تهران داشته باشد درمی‌یابد که دغدغه سریع القلم توسعه یافتگی و طرح اصول ثابت آن با مطالعات مقایسه‌ای است. کتابهای “عقلانیت و توسعه یافتگی ایران”، “فرهنگ سیاسی ایران” و “اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار” از جمله آثار وی در واقع این سیر را مورد بررسی قرار می‌دهند. در حال حاضر، کتاب “عقلانیت و توسعه یافتگی ایران” به چاپ نهم و کتاب “اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار” به چاپ پنجم رسیده است.
سریع القلم معتقد است که توسعه یافتگی از دو بخش کلان تشکیل می شود مختلف به تناسب شرایط گوناگون کشورها. کشورهایی مثل آلمان، انگلیس و ژاپن و… از اصول ثابت توسعه یافتگی برخوردارند مانند دولت حداقل، صنعتی شدن، توجه فراگیر به علم وعقلانیت، بخش خصوصی فعال، نظام آموزشی کاربردی، نخبگان ابزاری منسجم، مردم پرکار و مسئولیت پذیر، دولت پاسخگو… ولی الگوهایی که طی سالها پرورش و تکامل یافته، متفاوت است.
در بررسی این اصول، فرهنگ و سبک زندگی ایرانی مورد توجه این محقق بوده است. نقدهای وارده بر سبک زندگی و مطالعه و بررسی مقایسه‌ای این سبک با روش زندگی کشورهای توسعه یافته از جمله مطالعات دامنه‌دار این استاد دانشگاه بوده است. بر این اساس و نظر به اهمیت موضوع سبک زندگی معطوف به توسعه‌یافتگی گفتگویی با دکتر محمود سریع القلم انجام داده‌ایم که از نظر می‌گذرد.
در نظر داشته باشید که ما به سبک زندگی هیچ ملتی اصالتاً نمی توانیم ایراد بگیریم چون سبک زندگی نتیجه انباشت تجربیات تاریخی یک ملت است. اما می توانیم معیارهایی را مشخص کنیم و از آن زاویه آسیب شناسی کنیم. در اینجا قصد دارم آسیب شناسی سبک زندگی ایرانی را بر اساس خود فرهنگ ایرانی و فرهنگ دینی مورد خطاب قرار دهم